eitaa logo
عاشقانه‌‌ های‌ حلال C᭄
14.1هزار دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
2.2هزار ویدیو
86 فایل
ˇ﷽ براے تماشاے یڪ عشق ماندگار، در محفلے مهمان شدیم ڪھ از محبّت میان عـلے'ع و زهـرا'س میگفت؛ از عشقے حـلال...💓 •هدیهٔ ما به پاس همراهےِ شما• @Heiyat_Majazi ˼ @Rasad_Nama ˼ 🛤˹ پل ارتباطے @Khadem_Daricheh ˼ 💌˹ تبادلات و تبلیغ @Daricheh_Ad ˼
مشاهده در ایتا
دانلود
[• #صبحونه 🌤•] آیا آن کسے که موجودات را آفرید از حالِ آنها آگاه نیست؟! [ملک _آیه ۲۴] . ☘°. . • سَبزِ سبزِ سبزِ :)💚 ‌‌ #صبحـتون‌الهے🍃 [•♡•] @asheghaneh_halal
🖤🍃 🍃 جان دل هادی...😍 وقتایی که ناراحت بودم یا اینکه حوصلم سر میرفت و سرش غر میزدم... میگفت: "جااان دل هادی...؟😍 چیه فاطمه...؟❤" چند هفته بیشتر از شهادتش نگذشته بود یه شـب که خیلی دلم گرفته بود...💔 فقط اشک میریختم و ناله میزدم...😭 دلم داشت میترکید از بغض و دلتنگی قلم و کاغذ برداشتم و نشستم و شروع کردم به نوشتن... از دل تنگم گفتم...❤ ...💔 ... از عذاب نبودنش و عشقم نوشتم براش...💕️ نوشتم "هادی...❤ فقط یه بار... فقط یه باره دیگه بگو جااان دل هادی..."😭 نامه رو تا زدم و گذاشتم رو میز و خوابیدم... بعد شهادتش بهترین خوابی بود که میتونستم ازش ببینم... دیدمش…❤ با محبت و عشق درست مثه اون وقتا که پیشم بود داشت نگام میکرد...☺️ …💕 ... صداش زدم و بهترین جوابی بود که میشد بشنوم... "جاااان دل هادی...؟💕 چیه فاطمه…؟❤ چرا اینقده بیتابی میکنـی...؟ تو جات پیش خودمه شفاعت شده ای...💑 🕊🌷 ؟؟؟؟؟ @Asheghaneh_halal 🍃 🖤🍃
[• ღ •] ✨وقتی شوهرمون عصبانی شد چکار کنیم؟ در درون هر مردی یک مرد آهنین وجود دارد که موقع مشاجره با همسر فعال میشود. اگر موقع مشاجره و عصبانیت مرد، او را تایید کنید و یک جمله بگویید: 💚 ✨آن مرد آهنین, درون شوهر فرو کش می کند و او تبدیل به پسر بچه ای خوب ومهربان میگردد. ✨حالا خانم می تواند در فضایی آرام تر وبه دور از خشونت حرفهای خود را بزند بدون این که رابطه آسیب ببیند وتنش های زیادی بار بیاید. از اعجاز این جمله غافل نباشید ویتامینہ ـزندگے ڪنید😉👇 [•ღ•] @asheghaneh_halal
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
°•🖤•° ✨علامه حسن زاده آملی پیرامون حضرت فاطمـہ زهـرا"س" °•🖤•°@asheghaneh_halal
.. ¤🕊¤.. #چفیه 🌷♡|.. آنان کہ #حسابشـان پـاک اسـت؛ #راحَـت مےمیـرنـد! و آن ها کـہ #بےحسـابنـد؛ با #شهادت.. پ.ن: ••اگه نگاهت کنترل بشه در قلبت باز میشه•• #او_چشمانش_پاک_بود #اللهم‌الرزقنا‌شهادت‌فی‌سبیلک #شادی‌‌روحشان‌صلوات •• @asheghaneh_halal •• .. ¤🕊¤..
عاشقانه‌‌ های‌ حلال C᭄
#خادمانه✍ تقــــریبا تنـــها ســــهـ هفته تــــا انتخابات نمــــایندگان مجلس ۹۸ زمــــان باقےاست.😉
✍ آیــــا اطلاع دارید😉 حـــضرت آقا در چند روز گذشته به ڪرمان رفته و بر سر مزار حضور یافتند.✋☺️ خـــبرهاے تڪمیلے اینجــا👇👇👇 ✌️🇮🇷 @Rasad_Nama خـــبرهای دقیق و ڪاملا به روز👆👈 ♻️ @Asheghaneh_halal
#ریحانه من یک دخترم😊 به مادرم زهرا قسم✋ نیاز بشود... عزرائیل تان می شوم...❗️ کافیست به حرم عمه‌ام نزدیک شوید❌😡 ✽شعیه وظیفه اش دفاع از حرم است..✽ ✿زن و مرد هم ندارد..✿ #مدافع_چادر_زینبــم💚🍃 ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒ @asheghaneh_halal ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒
🍃🕊🍃 | 📿|ختم صلوات امروز 🍃| هــدیـہ بہ شهید⇓ ❣| حاج‌مجتبےعلمدار ارسال تعـداد به آے دے😌👇 •🌷• @F_Delaram_313 تعداد صلواٺ ها •• ۳۵۰۰ •• هر روز میزبان یڪ فرشته😃👇 |❤️| @asheghaneh_halal 🍃🕊🍃
🍃🕌 توصیف ناپذیرے و این را به غیـــر تو••|☝️ در وصف هر ڪسے ڪه بگویم، تعارف است...|•••🙃 ✨السلام علیڪ✋ یا علے بن موسے الرضا✨ 🍃🕌 @asheghaneh_halal
‌ ‌ ‌ ‌ ❄️🍃 دوست داشتنت |••💚مثل همین سرماے|••☃ خوب زمستان است میـرود در دل و جانم |••😍 ❄️🍃 @asheghaneh_halal
°🐝| |🐝° 😒] ‌بته پاپای منو . شِلا میخوای پا دون منو بخولی؟ 👶] بِسا بیبینم این طو پاپای تو شيیگده عومسّه است؟؟ ☺️] داست می‌جیاا بسا عودمم امتعان تُنم! 😋] این دِتیش ته عیلی عومَسّه است، اون دِتی شیطوله؟؟؟ 😊 حداقل بشورید پاها رو بعد بخورید. استودیو نےنے شو؛ آبـ قنـ🍭ـد فراموش نشه👼👇 °🍼° @Asheghaneh_Halal
عاشقانه‌‌ های‌ حلال C᭄
💐•• #عشقینه #سجاده_صبر💚 #قسمت_هشتاد_و_یک سها که سکوت سنگین فاطمه رو دید ساکت شد، نمیدونست کی از ج
💐•• 💚 گوشیشو برداشت که به سهیل زنگ بزنه و بگه که بچه ها رو ببره خونه، اما وقتی شماره سهیل رو گرفت به شدت پشیمون شد، الان به هیچ وجه توانایی حرف زدن با سهیل رو نداشت، فورا قطع کرد و در عوض زنگ زد به پدر شوهرش و ازش خواست بچه ها رو از مهد کودک بگیره، با این که صدای لرزون فاطمه خیلی پدرشوهرش رو نگران کرده بود، اما دلش حرفی نزد و فقط خداحافظی کرد و گوشی رو خاموش کرد، ماشین رو روشن کرد و راه افتاد.. -ساعت از ده شب گذشته، پاشو بیا بریم دنبالش خوب، نکنه بلایی سرش اومده باشه سهیل عصبی دور خونه دور میزد، گوشیش رو حتی یک لحظه هم از دستش نمی انداخت و مدام در حال شماره گیری بود، اما موبایل فاطمه خاموش بود ... لعنتی ... پدر سهیل، آقا کمال با عصبانیت رو کرد به سها و گفت -درست عین آدم بگو امروز چی شد؟ چرا فاطمه وقتی به من زنگ زد انقدر ناراحت بود؟ -به خدا آقا جون من نمی دونم، چرا باور نمیکنید، ما داشتیم میخندیدیم، بعد یکهو چند نفر از جلوی در اتاقم رد شدن، من پشتم به در بود، ندیدم کی بودن، ولی فاطمه دید، از وقتی اونا رو دید یکهو همه چی عوض شد و کلی تو خودش بود. کامران که روی صندلی نشسته بود گفت: خوبه واسه ما فقط فضولی، تو نمی خواستی ببینی کی باعث شده این بنده خدا این جوری ناراحت بشه؟ -وقت نکردم، فورا دستم رو گرفت و کشیدتم، من اصلا فرصت نکردم ببینم کی بود، فقط از دور دیدم یک خانم و آقایی ان. -دست و پا چلفتی ای دیگه، اه. سها که معلوم بود حسابی ناراحته چیزی نگفت و سرش رو انداخت پایین. مادر سهیل که با یک سینی چایی وارد هال شده بود، رو به سهیل گفت: یعنی توی مرد آمار زنتو نداری که کجا میره ،کجا نمیره؟ سهیل که بی توجه به همه قدم میزد و مدام شماره فاطمه رو میگرفت چیزی نگفت و به کارش ادامه داد، انگار در عالم اونها نبود، که آقا کمال گفت: مگه من مرد میدونم توی زن کجا میری و کجا نمیری؟ چرا حرف مفت میزنی؟ بیار اون چایی رو. ☺️👌 •• @asheghaneh_halal •• 💐••