هدایت شده از نامهها.
📩 پیام ناشناس جدید
اهم.
در تلاشم برای داستان گروهی یه زر- نه یه حرفی بزنم.
چرا حتی یه جمله ی الکی هم به ذهنم نمیاد.
_ مجری چای مالاکای.
هیچی فقط پیشنهاد میکنم سوار هواپیما نشید.
امم. (اگه میدونید، میدونید)
هدایت شده از نامهها.
📩 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/868
میشه توضیح بدی
کتابخونهیزیرشیروونی.
📩 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/868 میشه توضیح بدی
نه. برای حفظ سلامت روان خودتون هم که شده نه.✨
(مربوط به یه سریاله. چیز خاصی نیست.😭😂)
مدرسهها دارن باز میشن و الان وقتشه که به شکل جادوییای یهو به همهمون الهام بشه بشینیم رمان بنویسیم.
هدایت شده از نامهها.
📩 پیام ناشناس جدید
برای داستان گروهی لینک زدین؟ منم میخوامممم
کتابخونهیزیرشیروونی.
📩 پیام ناشناس جدید برای داستان گروهی لینک زدین؟ منم میخوامممم
داستان گروهی همینجاست قاتلک. پینه.
کتابخونهیزیرشیروونی.
کلید در قفل میچرخد. از تعجب حتی نمیدانم باید چه کار کنم. اما با کمی تردید، وارد میشوم. به جز در ق
داشتم دوباره متن رو میخوندم تا شاید چیزی به ذهنم برسه برای ادامهش. چیزی که متوجه شدم این بود که توی پرامپت اصلی گفته شده کرکتره "یک روز" اون خونه رو پیدا میکنه. که یعنی الان طبیعتا خونه باید کم و بیش روشن باشه. ولی ما اینجوری نوشتیم که کرکتره وقتی در اتاق رو باز میکنه با تاریکی محض رو به رو میشه. (حتی اگه اتاق پنجرهای چیزی هم نداشته باشه، از همون سالن حداقل یکم نور وارد اتاق میشه دیگه)
خب؟ نظرتون چیه؟ چیکارش کنیم؟😃
کتابخونهیزیرشیروونی.
داشتم دوباره متن رو میخوندم تا شاید چیزی به ذهنم برسه برای ادامهش. چیزی که متوجه شدم این بود که تو
اگه کلا بخوایم اون تکهش رو عوض کنیم و در نظر بگیریم شب بوده، باز هم باید یه جایی همون اوایل به روشن کردن چراغ توسط کرکتره یا احیانا روشن بودن چراغای خونه از قبل اشاره کنیم.