eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.1هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
62 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️زمینه ، تک یا شور حضرت زهرا (س)✳️ ✍کاری از برادر علی صمدی بند اول: فاطمه مادر ساداتی فاطمه مظهر آیاتی فاطمه مددی مولاتی شور عشق تو در سر نور سوره ی کوثر گفته بضعه منی ای تو جان پیغمبر پاره ی قلب رسول الله لقبت انسیه الحورا میگیره شکل واژه ی مادر پیش اسمت حضرت زهرا فاطمه جان مادرم زهرا ..... بند دوم: بانوی آبی و آیینه عشق تو میتپه تو سینه میپره مرغ دل مدینه تازه شده باز داغم دارم میمیرم از غم اشکم میچکه نم نم از این ماتم اعظم شده حیدر زار و افسرده گل یاسش آخه پژمرده تازه فهمید موقع غسلش که نگارش ضربه ها خورده فاطمه جان مادرم زهرا .... بند سوم: کوچه و خنده ای نشکفته کوچه و نفسی آشفته کوچه با یه راز ناگفته اومد مردک نامرد راه مادرو سد کرد با یک سیلی اون شد باغ سبز حیدر زرد لرزه افتاد بر تنش ای وای بی رمق شد بدنش ای وای خیره بر روی زمین چشمش شده مضطر حسنش ای وای فاطمه جان مادرم زهرا ..... ▪▪▪✒✒✒▪▪▪ علی صمدی-قم
🔸روضه های شب جمعه 🔹شماره ۱ در این هنگام کنیزکی از خیام حرم بیرون آمده مردی از لشکریان او را گفت: سید و مولای تو کشته شد. کنیزک بازگشت و به اهل بیت عصمت و طهارت خبر داد و اسب امام نیز با یالی به خون رنگین به جانب خیمه ها بازگشت زنان و دختران را تاب نمانده ناله و زاری آغاز کردند. ام کلثوم دست بر سر نهاده فریاده "وامحمدا وا جداه وا نبیاه وا ابوالقاسماه وا علیاه وا جعفراه وا حزناه واحسیناه هذا حسین باالعرا مسلوب العمامه و الردا" برداشت. چندان بگریست تا بیهوش شده بر زمین افتاد. لشکریان از هر طرف به قصد نهب و تاراج جانب خیام عصمت و طهارت برفتند و آنچه از فرش و حلی و زعفران و شتران بود ببردند و دیگر اموال حضرت آنچه یافتند منهوب کردند چنانکه چادر از سر دختران رسول(ص) برداشتند و هیچ از بی رحمی و نامردی فرو نگذاشتند و گوش ام کلثوم برای گوشواره بدریدند از فاطمه صغری(س) مرویست که اوباش لشکر به خیام حرم رو نهادند و مرا خلخالی زر اندر پای بود مردی بدر آوردی و بگریستی. گفتمش این گریه چیست؟ گفت از آنکه دختر زاده پیغمبر خویش غارت همی کنم. گفتم چون میدانی دست باز دار و بگذر گفت اگر من بگذرم دیگری ببرد. زنی از بکر بن وائل با شوهر خویش در معسکر عمر بن سعد بود چون این بی مروتی بدید شمشیری بر کف بر در سرادق عصمت ایستاده گفت: "لا حکم الی لله" ای مردمان بکر بن وائل، مگر دختر رسول(ص) را نیز غارت همی کنند شوهر آمده زن را به خیمه خود بازگردانید. شمر با گروهی بیامدند و طاهرات را به صحرا براندند و به خیام حرم اندر آتش زدند، حضرت سجاد(ع) در آن روز سخت مریض و برنج ذرب گرفتار و بر بستر افتاده بود شمر خواست تا او را نیز شهید کند. حمید بن مسلم و دیگران ولامت و نکوهش کرده گفتند تو را کشتن کودکان نگفته اند و نیز او خود از این بیماری نرهد چندان الحاح کردند تا از این قصد در گذشت. عمر بن سعد خود آمده و بر در خیمه طاهرات بایستاد و گفت هیچ کس آهنگ آزار ایشان نکند، اهل بیت رسول چادرهای خود از او بخواستند تا بدان خویشتن مستور دارند. عمر گفت: هر چه به غارت برده اند باز دهند، البته هیچکس باز پس نداد و گروهی بحراست بگذاشت تا کسی نیازاردشان و نیز حضرت سجاد و زنان نیمه شبی از آنجا نتوانند رفت. 📚 مقتل قمقام زخار و صمصام بتار؛ اثر شاهزاده حاج فرهاد میرزا معتمد الدوله؛ صفحه ۵۴۳
🔸مطالب مناجاتی شب جمعه 🔹شماره ۱ در زمان حضرت موسی - علی نبینا و آله و علیه السّلام - در بنی اسرائیل از نیامدن باران قحطی شد. مردم خدمت حضرت موسی (ع) جمع شدند که یا موسی باران نیامده و قحطی زیاد شده بیا و برای ما دعا کن تا مردم از این مشکلات درآیند. حضرت موسی (ع) به همه مردم دستور داد که در صحرایی جمع شوند و نماز استسقاء خوانند و دعا کنند که خداوند متعال باران را برآنها نازل کند. جمعیت زیادی که زیادتر از هفتاد هزار نفر بودند در صحرا جمع شدند و هر چه دعا کردند خبری از باران نشد. حضرت موسی (ع) سر به آسمان کرد و فرمود خدایا من با هفتاد هزار نفر هر چه دعا می کنیم چرا باران نمی آید؟! مگر قدرت و منزلت من پیش تو کهنه شده؟! خطاب رسید ای موسی! نه، در میان شما یک نفر است که چهل سال مرا معصیت می کرد. به او بگو از میان این جمعیت بیرون رود تا باران را بر شما نازل کنم. فرمود خدایا صدای من ضعیف است چگونه به هفتاد هزار نفر جمعیت می رسد. خطاب شد ای موسی تو بگو من صدای تو را به مردم می رسانم. حضرت موسی به صدای بلند صدا زد ای کسی که چهل سال است معصیت خدا را میکنی برخیز از میان ما بیرون رو، زیرا خدا بخاطر شومی تو باران رحمتش را از ما قطع کرده. آن مرد عاصی برخواست نگاهی به اطراف کرد دید کسی بیرون نرفت، فهمید خودش است که باید بیرون رود. با خود گفت چه کنم اگر برخیزم از میان مردم بروم، مردم مرا می بینند و می شناسند و رسوا می شوم اگر نروم خدا باران را نازل نمی کند. همانجا نشست و از روی حقیقت و صمیم قلب از کارهای زشت خود پشیمان شد و توبه کرد. ابرها آمدند بهم متصل شدند و چنان بارانی آمد که تمام سیراب شدند. حضرت موسی (ع) فرمود: الهی! کسیکه از میان ما بیرون نرفت چطور شد که باران آمد. خطاب شد: «سقیتکم بالّذی منعتکم به» به شما باران دادم به سبب آن کسیکه شما را منع کردم و گفتم از میان شما بیرون برود. حضرت موسی (ع) فرمود: خدایا می شود این بنده معصیتکار را به من نشان دهی؟! خطاب شد ای موسی! آن وقتی که مرا معصیت می کرد رسوایش نکردم حالا که توبه کرده او را رسوا کنم؟ حاشا من نمامین را دشمن می دارم خودم نمامی کنم من ستار العیوب هستم برکارهای زشت مردم پوشش می گذارم حال خود بیایم آبرویش را بریزم؟! 📚قصص التوابین یا داستان توبه کنندگان؛ علی میرخلف زاده
زمزمه روضه حضرت زهرا سلام الله علیها موضوع : بستر لطفاً در فضای مناسب خوانده شود شکسته پهلوی علی پاشو ببین غریبیِ من و زهرا تو که حقیقتاً یَدُاللهی پس چرا دستات نمیاد بالا رو صورتِت کبودیِ سیلی ای گل یاسِ من شده حاکی چی بگم از میخِ در و سینه چی بگم از اون چادرِ خاکی ای غم کشیده از اعدا مرو مرو مظلومهٔ علی زهرا مرو مرو زهرا مرو مرو... ۹۷ ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ 🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها یا زهرا یا زهرا سلام انبیا به محضر تو یا زهرا یا زهرا زمین و آسمان خاکِ درِ تو به قدر و مَنزِلت تو بی قرینی تو جلوه خوشِ صبر و یقینی تمامِ هستی و جانِ امیرِ مؤمنینی سلام ای یگانه گلِ حیدر سُرورِ دل و عشقِ پیغمبر حسین و حسن را تویی مادر سخن در مَدیحَت بُوَد ابتر یا زهرا یا زهرا گل حیدر... یا زهرا یا زهرا تویی سورهٔ قَدر و سِرِّ مَستور یا زهرا یا زهرا تویی حقیقتِ نورٌ عَلیٰ نور چرا قلبِ تو شد حزین و خسته چرا نافله ات شده نشسته بسوزد دل به پای داغَت ای پهلو شکسته همه هستی ات یکسره قربان به پای دفاع از ولایت شد مغیره رسید و زبانم لال وَ بر تو ستم بی نهایت شد یا زهرا یا زهرا گل حیدر... یا زهرا یا زهرا بگو پشت در خانه چه ها شد یا زهرا یا زهرا بگو چه شد که محسنت فدا شد زِ دود و شعله ها آه و واویلا زِ خصمِ بی حیا آه و واویلا به ضربِ در شده جانت فدا آه و واویلا چو نیلوفر از کینه شد رویت تَوانی نمانده به بازویت دَرِ خانه ات با لگد وا شد امان از غمِ دردِ پهلویت واویلا واویلا گل حیدر... ۹۷ ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ 🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
خاک عالم به سرم روز و شبم تار شده نور چشمان ترم فاطمه بیمار شده ای عزیز دل من چشم خودت باز نما با پسر عم خودت جمله ای آغاز نما شرح یک واقعه برگو که چه آمد به سرت که چنین زار و پریشان شده حال پسرت نیمه شب می پرد از خواب حسن یکباره گوید ای وای چه شد مادر من گوشواره بعد آن شب شده قرص قمرت پنهانی هیچ از حال خراب دل من می دانی ساقه ات یاس نبی از چه شکسته زهرا که نماز شب تو گشته نشسته زهرا به خدا از غمت ای یار چنین پیر شدم فرق نشکافته محتاج کمی شیر شدم
ميروي همسرم ازبَر من بوده اي يكتنه ياورمن بي سِپَه ميشوم فاطمه گر كم شودسايه ات ازسرمن واي بايتيمان همه، واي دارم اين زمزمه ،واي ازغم فاطمه، واي ياعلي يازهرا3 تاكه شددستم ازكينه بسته پشت درپهلويت شدشكسته نيمه شب وقت غسل توديدم تازيانه به بازونشسته واي فاطمه داده جان،واي گشته حيدرنالان، واي ديده اش شدگريان واي ياعلي يازهرا3 شدكفن جسم پاكت شبانه ناله دارم زدست زمانه آمدي درجهان توبه شوكت پس چراميروي مخفيانه واي گشته حيدرتنها،واي وقت دفن زهرا ،واي آه وصدواويلا واي ياعلي يازهرا3 عاصي
نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها ای بانوی آسمانی ای خورشید مهربانی تو نوری و جاودانی بی حدّی و بی کران و بی نشانی ای آرامشِ قلبِ زینَبِین ای روحِ حسن،ای جان حسین بر ختمِ رُسُل،نورِ هر دو عین ای روحِ حسن،ای جان حسین یا زهرا مدد یا زهرا مدد... باید جان شود فدایت باید ناله زد برایت نامَت مُصحَفِ هدایت ای جانت فدای مکتب ولایت تو در پشتِ در یارِ رهبری قد خمیدهٔ عشق حیدری قدر و کوثری،یاسِ پرپری قد خمیدهٔ عشق حیدری یا زهرا مدد یا زهرا مدد... تو محبوبِ کِردِگاری آری جانفَدایِ یاری داری دردِ بی شماری بر خورشیدِ لافتیٰ تو ذولفَقاری بِینِ روضه ها،غم گردد فُزون تازیانه زد بر تو خَصمِ دون با یادِ غمت،دلها گشته خون تازیانه زد بر تو خَصمِ دون یا زهرا مدد یا زهرا مدد... ۹۷