بافتار
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیدهای از رجزهای شهیدان کربلا که الهامبخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْ
▫️سُوَید بن عَمرو خَثعَمی
اَقْدِمْ حُسَیْنُ الْیَومَ تَلْقیٰ اَحْمَدا / وَ شَیْخَکَ الْحَبْرَ عَلِّیاً ذَالنَّدىٰ
وَ حَسَنَاً کَالْبَدْرِ وٰا فِی الاَسْعَدٰا / وَ عَمَّک الْقَرْمَ الْهُمٰامَ الاَرْشَدٰا
حَمْزَةَ لَیْثَ اللهِ یُدْعى اَسَدا / وَ ذَالْجَناحَیْنِ تَبَوَّا مَقْعَدٰا
فِی جَنَّةِ الْفِرْدَوْسِ یَعْلُوا صَُعُدٰا
بهپیش ای حسین که روز دیدار احمد است و روز دیدار علی، آن پدر عالِم و بخشندۀ تو است.
و روز دیدار حسن که چون ماه کامل میدرخشد.
و عموی قویپنجۀ بزرگوار رشیدت
حمزهای که «شیر خدا» خوانده میشد.
و جعفر طیّار که با دو بال در جایگاه صِدق، سُکنیٰ گزیده است.
و هماره در بهشت، پرواز میکند و اوج میگیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▫️عبدالله بن مسلم بن عقیل
اَلْیَومَ الْقیٰ مُسْلِمَاً وَ هُوَ اَبی / وَ فِیَتَةً بٰادُوا عَلیٰ دِینِ النَبیّ
لَيْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا بِالْکَذِب / لٰکِن خِيٰارٌ وَ کِراٰمُ النَّسَبِ
مِنْ هٰاشِمِ السٰادات اَهْلِ النَّسَبِ
امروز - در آنسوی شهادت - با پدرم مسلم ملاقات میکنم.
امروز به دیدار جوانمردانی نائل میشوم که همه بر سرِ دین پیامبر، سر نهادند.
قبیلۀ برگزیدهای که سخن بهجز راستی نگفتند و راه جز بهدرستی نپیمودند و هرگز روی از قبلۀ صداقت نگرداندند.
قومی که برگزیدهاند و اهل کرامت
قومی که شُهرهاند به هاشمی و نَسَب به نخلهای کرامت و عزت میبَرَند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▫️عبدالله بن علی بن ابیطالب (ع)
اَنا ابنُ ذِی النَّجْدَةِ و الاِفْضالِ / ذاکَ عَلیُّ الْخَیْرِ ذُوالفَعالِ
سَیفُ رَسولُ اللّهِ ذُوالنَّکٰالِ / فی کُلِّ یَوْمٍ ظاهِرِ الاَهْوالِ
منم فرزند علی، آن شکوهمند فضیلتگستر، آن خوبی محض، آن کرامت تمام
آنکه در جنگ، شمشیر منتقم رسولالله بود. در هنگامههای خطرناک و هولانگیز.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▫️محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب
اَشْكُو اِلَى اللهِ مِنَ العُدْوٰانِ / فِعالَ قَومٍ فِي الرَّدىٰ عُمْيانِ
قَدْ بَدَّلوا مَعالِمِ القُرٰانِ / وَ مُحْكَمَ التَّنْزيلِ وَ التِّبيٰانِ
وَ اَظْهَروا الكُفْرَ مَعَ الطُّغْيٰانِ
شکایت این قوم ستمپیشه را به خدا میبَرَم.
که با کوردلی، مقیم وادی هلاکت گشتهاند
قومی که نشانههای روشنگر قرآن و مُحکَمات تَنزیل و تِبیان را تحریف کردهاند. و کفر و طغیان و عصیان خویش را آشکار ساختهاند.
|برگرفته از|
● سیدمهدی شجاعی؛ مردان و رجزهایشان؛ چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ (انتشارات) کتاب «نیستان»: صفحههای ۲۰، ۲۶، ۳۹، ۵۱ و ۵۲.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
33.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 شب بیعت
قسمت دوم از مجموعۀ «أمت مبعوث»| کاری از تحریریهٔ «بافتار»
مردمی که شب قدر را در خیابان احیا گرفتند، برایمان از معنای این حضور و بیعت با ولی میگویند.
🔹«اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم، تمام خواهند کرد.» (امام شهید آیتاللّه خامنهای-۱۲ بهمن ۱۴۰۴)
🔹اولین شبِ قدر بود؛ یکی از شبهای «جنگ رمضان». خیابانهای شهر، مسجد شده بودند و مردم، شب را، زیر بمباران، در همین خیابانها احیا گرفتند. هم برای امیرالمومنین روضه گرفتند و هم عهد تازهای بنا کردند: «اللّه اکبر، خامنهای رهبر». در تقدیر مردم ایران،در این شب، بیعت با سومین ولیّ، آیت الله سید مجتبی خامنهای نوشته شده بود.
🔹یکی از اهالی شهر ری که خودش را به میدان انقلاب رسانده بود، از بیعت برایمان گفت: «ما خدا را قبول داریم و خدائیت او را...» و منظورش این بود که ما نهفقط به خداوندِ سبحان ایمان داریم، که به حاکمیت او هم گردن مینهیم. این، کارِ خداست که حبّ منتخب خبرگان را در دل این مردم مومن قرار داده است. به میدان فردوسی رسیدیم و حاجخانوم مسّنی را دیدیم که با همۀ توانش شعار میداد. او از سر سجاده و دعا آمده بود وسط خیابان و از ادای دین به رهبر صحبت کرد. در خیابانها پر بود از این آدمها که در عین عهد جمعی، هریک حال خاص خودش را داشت.
🔹«أمت مبعوث» تکاپویی برای درک حال همین مردم و فهم این برهۀ تاریخ است.
باکیفیت این ویدیو را در آپارات ببینید
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻ایستاده در وسط میدان جنگ
مرور قطعهٔ جدید محسن چاوشی با عنوان «حسبی الله» که زبان حال استغاثه و اضطرار مردم متوکل ایران در این روزهاست
✍🏼محمدحسین لشکری
🔹لحن «حسبی الله» بیش از آنکه رجزگونه و حماسی باشد، بغضآلود است. زبان حال دلشکستگانی است که جز خدا یاوری ندارند. این شاید اصلیترین تفاوت «حسبی اللهِ» دلشکسته با «علاجِ» حماسی است. فضای این اثر، درست مانند حال مؤمنیست که اگرچه تمام توانش را علیه شر و ظلم بهکار میبرد؛ اما در نهایت میداند که باید تمام توکلش به خدا باشد و هرچه هست اوست و ما هیچکارهایم. چاوشی نیز با لحن و صدای زخمیاش، میخواهد این حال اضطرار را بیان کند. او شکایت خود را به محضر امیرالمؤمنین (ع) میبرد و نجات جهان را از او طلب میکند: «آه ای امام اولین/ بگو به منجی زمین/ تمام دلشکستگان/ منتظرند بعد از این...». چیزی که ما در این جنگ نیز متوجه شدهایم همین است. درست که ما سِیری را پیش آمدهایم. توانستهایم پوشالی بودن گنبد اسرائیل را برملا کنیم، ابهت ساختگی آمریکا را ذلیل کنیم؛ اما هرچه پیش میرویم، بیش از پیش، نسبت به خداوند احساس نیاز میکنیم. ما در این جنگ، دلشکسته شدهایم. ما در این دنیا، مظلومیم.
🔹در کنار زبان فرم این آهنگ، چاوشی، پساز ماهها سکوتش، بهضمیمه، بیانیهای صریح و هنری نیز منتشر کرد. اگرچه او بیحاشیه است و هنرمندی نیست که بخواهد به کارها و آثارش حاشیه بزند؛ اما در این هنگامهٔ مهم و سرنوشتساز، لازم دانسته تا در یادداشتی بلند دربارهٔ جهتگیری سیاسی و ایراندوستیاش، خطاب به مخاطبانش صحبت کند. او شجاعانه، برچسب «وسطباز» بودن را به جان میخرد تا نشان دهد که ایستادن در میانهٔ معرکه، نه از سر ترس، که از سرِ دردی عمیق برای ایرانِ باایمان است.
او گفته است: «اکنون بهعنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسرائیل رقم بزنم که در فردای بهاصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان، هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست! این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:
اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان. من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم؛
وسط مدرسهٔ میناب،
وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد،
وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
وسط خیابانهای شهرم…».
🔹این بیانیه و قطعه، در بحبوحهٔ بمباران و دقیقاً در لحظاتی منتشر شد که پهپادهای دشمن، بالای سر مردم ایران، میخواستند ترس را بر سرشان آوار کنند؛ اما این حنجرهٔ ایمان، این چاووشخوان جنگ طهارت علیه کثافتِ محض، این فریادِ امت وسط، این نوای گرهخورده با غیرتِ حیدر، با قطعهاش، دلها را محکمتر کرد و حواسها را جمعِ خدا کرد. این را میشود از واکنشها در همین مدت زمان کم پس از انتشار فهمید.
مخاطبان، این اثر را فراتر از یک قطعهٔ سادهٔ موسیقی دانستند؛ یکی آن را همتراز با موشکهای بالستیک خواند و دیگری آن را موج چهلویکم از «وعدهٔ صادق ۴» خواند. یکی گفت: «آقای چاوشی! تو وسط نیستی، تو مسلمانی در برابر کفار! تو آزادهای در برابر بردههای نوینی که چکمههای خونین ترامپ و نتانیاهو رو میلیسند». کاربر دیگری نوشت: «در دنیای سلبریتیهای دوزاری مثل محسن یگانه، تو محسن چاوشی باش». یکی نوشته بود: «چاوشی، در زمانهای که شر، جز فحش و وحشیگری، چیز دیگری برای ارائه ندارد، با هنرش از زیباییِ حق دم زد».
🔹و همگی راست گفتند. چون چاوشی از اللّه دم زد. قطعه با صدای «اللّه اکبر، اللّه اکبر»گفتن مؤذن شروع میشود. گویی اذان دارد از بلندگوی مسجدی پخش میشود که توام با صدایی دلهرهآمیز است. انگار خبر از تهاجمی به سوی آن صدا میدهد. آهنگ، سیثانیهای بیکلام و با همین فضای مبهم همهمهآلود پیش میرود تا سخن چاوشی، خطاب به حضرت امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود: «تکیه به عرش دادهای/ به این زمانه خیرهای».
بیتهای اول این ترانه، تصویری شبیه به نقاشیهای علوی حسن روحالأمین را در ذهن متبادر میکند. گویی امیرالمؤمنین (ع) از ملکوت به تلاطم تاریخ و فساد جبههٔ کفر و البته مجاهدت سربازانش در این دنیا نگاه میکند و هوای یارانش را دارد. این بغض چاوشی و استغاثه به حضرت علی (ع)، با خشمِ سرشار او از دشمن و بردگان و نوچههای حقیرش، عجین میشود؛ او برائت خود را از قرآنسوزیهای دیماه تا جنایات نوین فراعنه در جزیرهٔ اپستین اعلام میکند. در نهایت نیز، همهٔ این دشمنیها را با یک حرف، کنار میزند و کار را تمام میکند: «خدا بساست بنده را».
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
Mohsen Chavoshi حسبیالله.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
قطعهٔ «حسبی الله»
نغمهپرداز و خواننده: محسن چاوشی
ترانهسرا: مهدی عباسی
میکس و مسترینگ: مهدی کریمی
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻برشی از «شبِ بیعت»، دومین قسمت از مجموعۀ « أمت مبعوث» است.
🔹مجموعۀ «أمت مبعوث» در روزهای جنگ در تلاش است تا همۀ حواسش را به اصلیترین نیروی این کشور، یعنی مردم مومن ایران جمع کند. مردمی که مبعوث شدهاند تا در این نقطه از تاریخ، دشمنان اسلام را ذلیلوزبون ارادۀ خود کنند. این مردم را نه از دور، بلکه از نزدیک باید به تماشا ایستاد، دربارۀشان تأمل کرد و سخن گفت.
🎥نسخۀ کامل قسمت اول: «شهدا در خیابانهای ایران». (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت دوم: «شبِ بیعت»، (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
محمدصادق آهنگرانشب شهادت علی.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
🎤 نوحۀ «شب شهادت علی» (۱۳۶۳)
نوحهخوان: محمدصادق آهنگران
نوحهسرا: حبیبالله معلمی
|بخشی از متن شعر|
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
به پیشگاه کبریا فتاده در سجود خون / درد دل مبارکش ز جملهدردها فزون
زمزمه زیر لب کند: «إنّا إلَیْهِ الرّٰاجِعون» / اشک یتیمها سِتُرگ، مهر و محبت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
«فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه»اش بشارت از شهادت است / چهرهی ارغوانیاش ز وصل حق، حکایت است
وصیتش به مجتبی، نشان ز گاه رحلت است / جمال دوست میدهد شَفا جراحت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
خدای من! خدای من! تو را قسم، تو را قسم / به خانهزادهات علی که زاد و رفت از حرم
نمایْ حفظ، قائد و امام و پیر و رهبرم / فَزای عمر آن عزیز به حق عزت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
به لشکر و سپاه حق، عنایتت مَزید کن / نصیبشان زیارت مرقد آن شهید کن
نام سیهْ «معلمی» ز لطف خود، سفید کن / به حق جود و رأفت و بخشش و رحمت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
(متن کامل را ازطریق این لینک، مشاهده کنید.)
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
محمدصادق آهنگرانجنگ است جنگ سرنوشت.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎤 نوحۀ «جنگ است جنگ سرنوشت» (۱۳۶۴)
نوحهسرا و نوحهخوان: محمدصادق آهنگران
🔹 دو هفته پساز آغاز عملیات «والفجر - ۸» (سیام بهمن یا دوم اسفند ۱۳۶۴)، مراسمی در مسجد «فاطمیۀ» شهر فاو (عراق) با حضور گروهی از خانوادۀ شهیدان، برگزار شد. صادق آهنگران در آن مراسم، پساز یک مناجاتخوانی و پیشاز قرائت دعای کمیل، «جنگ است جنگ سرنوشت» را خواند.
|بخشی از متن شعر|
جنگ است جنگ سرنوشت، ای سپاه قرآن
گر طالبی باافتخارْ زندگی نمایی / نزد خدا خاضع شوی، بندگی نمایی
از معصیت، اظهار شرمندگی نمایی / با خصم دین پیکار کن، با سلاح ایمان
جنگ است جنگ سرنوشت، ای سپاه قرآن
ننگ است ننگ جاودان، صلح با ستمگر / بهر سرافرازی دین، جا گُزین به سنگر
«هَیهَاتْ مِنَّا الذِّلَّة» گو گر جدا شود سَر / مهلت مَدِه بر دشمنان، ای دلیر دوران
جنگ است جنگ سرنوشت، ای سپاه قرآن
بانگ رسای انبیاست این پیام خونبار / تا رفع فتنه از جهان کُن مصاف و پیکار
تا مظهر عدل الهی شود پدیدار / فجر سعادت آید و شب رسد به پایان
جنگ است جنگ سرنوشت، ای سپاه قرآن
(متن کامل را ازطریق این لینک، مشاهده کنید.)
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
در حنجرهٔ دشت، صدا خواهد ماند
در ياد، ز ما خاطرهها خواهد ماند
ما ملتِ نابودی استكباريم
مشتی كه گره شده ز ما خواهد ماند
«سیدحسین متولیان»
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی در اولین پیام:
«من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مُشت دست سالمش را گره کرده بود».
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(انتشار برای اولین بار)
🔻مشق مقاومت
مرور «چیدمان» چشمنواز و نقاشانهٔ گروه هنری «صفحه» با موضوع مقاومت مستضعفان عالم و آزادی فلسطین
نه بومهای کاغذی یا پارچهای نقاشی، بلکه این کتابها هستند که «مشق مقاومت» در بسترشان و لابهلای کلمههای آنها تاریخی از رنجدیدگی و ایستادگی یک ملت را ورق میزند. اینچنین برگهایشان مانند یک داستان با سِیر مشخص، آنقدر مرور میشود تا هرگز به فراموشی سپرده نشوند.
- متن کامل مرور را در اینجا بخوانید -
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
(انتشار برای اولین بار) 🔻مشق مقاومت مرور «چیدمان» چشمنواز و نقاشانهٔ گروه هنری «صفحه» با موضوع مقاو
🔹 امسال که در برابر رژیم اشغالگر قدس، دفاع دوازدهروزه را تجربه کرده و اکنون این دو هفته را نیز پایدارانه سپری میکنیم، مقاومتهای شهادتطلبانۀ مردم فلسطینْ هرلحظه برای ما ملموستر میشود و سرنوشت ملتهایمان نیز بیشتر به هم گره میخورد. اینک پیوستن مردم این دو سرزمین برای نبرد با ستمگران اسرائیلی، لحظهای تاریخیست تا گروه رسانهای تازهنفس «صفحه» قصهای آشنا را برایمان بازگو کنند؛ در ترکیبی از هنرهای چیدمان (Installation) و طراحی یا رَسم (Drawing). «مشق مقاومت» نیز اولین گامیست که برای همبستگی با مقاومت برداشتهاند؛ با الهام از منتظر الحکیم (هنرمند عراقی) که با ذغال و بر سطحی انباشته از کتابهای بازشده و کنارهمچیدهشده چهرۀ کودکان فلسطینی و خالد نَبهان (پدربزرگی که نوۀ شهیدش را با نجوای «روح، الروح» در آغوش گرفته بود) را طراحی کرده است.
🔹 بهار رحیمی در «مشق مقاومت»، صفحههای گشودۀ ۳۵ کتابدرسی «علوم و فنون ادبی» را کنار یکدیگر و با میخ به سطح یک تختۀ چوبی روی دیوار میآویزد. در ادامه هر نوبت که برگی از این کتابها را ورق میزَنَد و آنها را با یک گیرهکاغذی نگه میدارد، یک صحنه را با ذغال ترسیم میکند: سه صحنه از کودکان و نوجوانان ستمدیدۀ فلسطینی، عروسکی افتاده بر زمین محوطۀ خانههای تخریبشدهشان و دستهای سحر امامی (مجری و گویندۀ شبکۀ خبر سیما که در لحظۀ حملۀ موشکی اسرائیل به سازمان صداوسیما شجاعانه رجز خواند) و شهیدان سیدحسن نصرالله (همراه با دستنوشتۀ معروفشان: «قَطْعاً سَنَنْتَصِر») و آیتالله سیدعلی خامنهای که در کنار یکدیگر بهسمت بالا اشاره دارند یا نشانه رفتهاند. سرانجام در نماهای پایانی، دو پسر و یک دختر نیز با مدادشمعی بر دفترنقاشیهایی که دقیقاً بهجای آن کتابدرسیها بر تختهچوبْ نصب شدهاند، مسجد «قبةالصخره» (نماد فلسطین) را طراحی میکنند.
🔹 نه بومهای کاغذی یا پارچهای نقاشی، بلکه این کتابها هستند که «مشق مقاومت» در بسترشان و لابهلای کلمههای آنها تاریخی از رنجدیدگی و ایستادگی یک ملت را ورق میزند. اینچنین برگهایشان مانند یک داستان با سِیر مشخص، آنقدر مرور میشود تا هرگز به فراموشی سپرده نشوند. بهرهگیری از کتابهای درسی فارسیزبان نیز در اینجا پیوندی از همدلی کودکان و نوجوانان ایرانی با همسالان خود در فلسطین است. البته در این روزها این همدلی بهسوی همدردی، گام برداشته و شهادت سوزناک دانشآموزان دبستان و پیشدبستانی «شجرۀ طیبۀ» میناب (نهم اسفند ۱۴۰۴) را نیز به خاطر میآورَد. در همین لحظه است که دو وطن، آنچنان با مقاومت خود به یکدیگر نزدیک شده که مرزهایشان کنار میرود و تنها یک میهن به جا میمانَد. حتی اندوه با این پایداری، امیدوارانه جای خود را در ادامه به سلحشوری و حماسه (با حضور نمادها و رهبران شهید مقاومت) میبخشد تا آنکه در نهایت به پیروزی برسد.
🔹 «مشق مقاومت»، پساز دفاع دوازدهروزه (خرداد و تیر ۱۴۰۴) به همت زهرا مفیدیکیا (سناریوپرداز و کارگردان)، بهار رحیمی (تصویرگر) و میلاد گودرزی (تهیهکننده)، طراحی و تهیه شد؛ اما موقعیت انتشار آن تا امشب امکانپذیر نشده بود. اکنون به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی «قدس» و در پیوند سرخ ملت ایران با مردمان فلسطین، برای نخستین بارْ شما را به تماشای آن دعوت میکنیم. همچنین بهعنوان پیشنهاد ایدۀ طراحی و تولید «مشق مقاومت» میتواند در حاشیۀ راهپیمایی فردا یا دیگر گردهماییهای مردم برای پشتیبانی از مقاومت فلسطین، با حضور و طراحی آنان دوباره اجرا شود و ورق خوردن این تاریخ ایستادگی را تداوم بخشد.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻جمهوری شهادت
مرور عکس مشهور روز قدس که با حضور پرچم خونین شهید، به تصویر مقاومت مردم ایران تبدیل شد.
🔹در یک لحظهٔ بهخصوص، این قاب، همهٔ این جنگِ ما را در خود خلاصه کرده است. لحظه، ساختگی نیست. تصنّعی نیست. چیده نشده تا چیزی را به ما برساند، بلکه خودْ چیزی است؛ هم پلیس و نیروی مسلّح دارد، هم مردم. هم زن دارد، هم مرد. هم تفنگ دارد و هم پرچم. این عکس، تصویر مقاومت ماست؛ جمهوری اسلامی ایران؛ جمهوری شهادت.
مرور کامل این عکس را از اینجا بخوانید.
عکس باکیفیت را از اینجا دریافت کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻جمهوری شهادت مرور عکس مشهور روز قدس که با حضور پرچم خونین شهید، به تصویر مقاومت مردم ایران تبدیل شد
🔻جمهوری شهادت
مرور عکس مشهور روز قدس که با حضور پرچم خونین شهید، به تصویر مقاومت مردم ایران تبدیل شد.
✍محمدحسین بابایی
🔹خیره شدهایم به خونِ تو که پاشیده روی پرچمِ اللّهنشانِ ایران. ما همه میخواستیم جایِ تو باشیم. از همان لحظه که پای از خانه بیرون گذاشتیم، زیرِ ترسهای فروخورده و گردوغبار قلبمان، نیّت شهادت کرده بودیم. میخواستیم تا با خونمان، آمریکا و اسرائیل را رسوا کنیم. ما اما فقط نیّت کردیم، تو دل به دریا زدی؛ نمایندهٔ ما پیش خدا، شهیدِ روز قدس شدی.
آدمها بعد از شهادتت، دورِ پرچمِ تو جمع شدهاند. ایستاده بر ارتفاع، به ما چشم دوختهاند. اما نه، گویی نه به ما، که به آخِرَت، چشم دوختهاند. از بند جهان و روزمرّگیهایش رستهاند. در آستانه ایستادهاند؛ تنهایشان اینجا در کنارِ ماست، روحشان بالبال میزند. با نگاهشان، ما را به خون فرا میخوانند. این مردم چه خوب درسهای شیعیشان را آموختهاند و سخن اباعبداللّه را به گوشِ جان شنیدهاند: «مرگ نیست مگر پلی که شما را از بینوایی و سختی به بهشتهای فراخ و نعمتهای جاودان میرسانَد. کدام یک از شما خوش نمیدارد که از زندان به قصر درآید؟».
این درسها را البته امام شهیدمان، امام خامنهای (ره) از اباعبداللّه به ارث برده بود و به ما یاد داد. همو که در بالاترین نقطهٔ این عکس، در پناه آسمان، به ما مینگرد؛ پارچهنوشتهٔ «رهبر شهیدم» از ساختمانی آویزان است تا تو لحظهلحظه، به آن نگاه کنی و یادت باشد که این درسها فقط برای حرف و مباحثه نیست، که باید به آن عمل کرد. شبیه آقایمان که خود دائما به یاد شهدا بود و عاقبت هم «امام شهید» شد. شاید این شیرزنِ شهید هم، لحظات آخر عمرش را با نگریستن به این پرچم سرخرنگ و با یادِ آقایمان گذرانده باشد.
🔹ایستاده در سایهٔ «رهبر شهیدم»، هر کدام از آدمهای داخلِ عکس، تکلیفی را به گردن گرفته است. یکیشان مثلِ مردِ چفیهبسته انتهای قاب، ققنوسوار، پرچمِ ایران را به اهتزاز درآورده است؛ «بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران نمیسوزد». اگرچه پرچمِ شهید ما از علم افتاده و به خونش متبّرک شده اما هنوز علمداری هست تا پرچم را بلند کند.
🔹جلوتر، مأمور پلیسی ایستاده است. با یک دست گوشهٔ پرچمِ خونین را گرفته، در دست دیگرش عکسی از آقامجتبی است؛ امامِ ما که با دیدن قرصِ صورتش، به یاد خداوند میافتیم و دست او را بالای همه دستها میبینیم. آقامجتبی هم در این داغ، در این صحنهٔ شهادت، در کنارِ ماست؛ او که خود، مصیبت أعظم را دیده اما نگذاشته تا عمود خیمه بیفتد. صاحبعزا خود به ما وعدهٔ انتقام داده است و همین، ما را بس.
🔹گوشهٔ دیگر پرچم، در دست زن محجبه است. او با همین ایستادن باصلابت و خم نشدن و نشکستن، کارِ زینبیاش را میکند. پا پیش گذاشته تا جایِ خالیِ آن بانوی شهید را بگیرد و پرچم دیگری را با خون خودش متبرّک کند. بعد از دیدن این انسانها، دیگر سخت میشود از مرگ ترسید.
و آن پلیس دیگر هم، ایستاده در حاشیهٔ قاب، اسلحهاش را رو به آسمان گرفته و مواظب مردم است. همان مردمی که در پایین تصویر، در خارج از قاب، تکبیر میگویند؛ این همنشینی، چقدر خوب «میدان با ما، خیابان با شما» را مینمایاند.
🔹در یک لحظهٔ بهخصوص، این قاب، همهٔ این جنگِ ما را در خود خلاصه کرده است. لحظه، ساختگی نیست. تصنّعی نیست. چیده نشده تا چیزی را به ما برساند، بلکه خودْ چیزی است؛ هم پلیس و نیروی مسلّح دارد، هم مردم. هم زن دارد، هم مرد. هم تفنگ دارد و هم پرچم. این عکس، تصویر مقاومت ماست؛ جمهوری اسلامی ایران؛ جمهوری شهادت.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane