eitaa logo
شعر و شعار بافتار
217 دنبال‌کننده
0 عکس
3 ویدیو
0 فایل
منتخب جملات قصار، ابیات و شعارهای مردمی راه ارتباطی با ادمین: @admin_baftar_shoar
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بافتار
🔻ابتلائات مسیر حقِ انقلاب اسلامی ▪️منتخب جملات کوتاه از رمان «ارتداد» به قلم وحید یامین‌پور درباره امتحان‌های مسیر مجاهدت (قسمت دوم) [پیوند قسمت اول] 🔸روزهایی را می‌گذرانیم که انقلاب اسلامی، به‌ مهم‌ترین لحظات تاریخی خودش رسیده است. حالا هم‌زمان، با آمریکا و اسرائیل در حال مبارزه‌‌ای مستقیم هستیم که سال‌ها آرزوی نابودی‌شان را در سر می‌پروراندیم. امروز این ما هستیم که می‌توانیم با پایمردی و مقاومت بر جهاد، انسانیت را زنده نگه داریم و مسیر تاریخ را عو ض کنیم. این مسیر، سهل نیست و ابتلائات خودش را دارد. در کنار عظمت روح مجاهدان که چون کوه راسخند و ترس و شک و حزن و اندوهی در دل ندارند، شاید عده‌ای را بلای خستگی، سستی و یا ترس از مرگ یا حتی ملامت، به فکر سازش بیندازد. یا عده‌ای را دل‌ در گرو غرب داشتن، به ترس و بزدلی بکشاند. رمان «ارتداد» در بخش‌هایی به همین ابتلاها می‌پردازد. در چند قسمت، منتخب جملاتی را دربارهٔ رهزن‌های مسیر پایداری منتشر می‌کنیم شبیه گزیده‌جملات نادر ابراهیمی که پیشتر آن‌ها را منتشر کردیم. این جملات می‌توانند در این روزها، به کار پلاکاردها، سخنرانی‌ها،‌ پوسترهای گرافیکی و... بیایند. 🔹‌‌«ما هیچ نمی‌خواستیم جز آنکه مقدمه‌ای باشیم بر انقلاب نهایی تاریخ. دعوت ما فقط آغاز راه بود. آغازی بر فصل جدید زندگی انسان و تحقق وعدهٔ نهایی و آمدن آن که منتظر اوییم».ارتداد» - فصل ۲: ارتداد، بخش ۴) 🔹پهلوی، حقیرتر از آن‌ است که نیروی متعالی مبارزه را به‌تمامه صرف آن کنیم. پهلوی، سایهٔ آتشی‌ست که در اسرائیل زبانه می‌کشد. ما با آتش در نیفتاده‌ایم، بلکه با دود آن سرگرمیم.ارتداد» - فصل ۳: رجعت، بخش ۳) 🔹فکر می‌کنیم هدف اصلی امام از ابتدا مبارزه با اسرائیل بوده؛ اسرائیل نه به عنوان یک جانور وحشی غاصب که بخشی از سرزمین اسلام را بلعیده، بلکه اسرائیل به‌ مثابهٔ چاه متعفن جوشانی که فسادش فزاینده است و «به‌تدریج» فسادش تمام سیارهٔ ما را خواهد گرفت. چنان‌که هم‌اکنون هم جهان تا سینه در این تعفن فرو رفته است.ارتداد» - فصل ۳: رجعت، بخش ۳) 🔹به‌خاطر‌ داشته باشید که هر زخم نیشتری بر تنِ متعفن شیطان صهیونیست، فرصتی برای احیای حق و عدالت است.ارتداد» - فصل ۳: رجعت، بخش ۵) 🔹بیعت با پیشوا، قدم گذاشتن در راه جدیدی است دشوارتر از اصل انقلاب. راهی که گام‌به‌گامش آبستن فتنه و ابتلاست.ارتداد» - فصل ۲: ارتداد، بخش ۴) 🔹چه بسیار اقوامی که نخست بیعت کردند و سپس در راه زمین‌گیر شدند. مردمان در پذیرش دعوت حق آزادند اما آن‌گاه که با اختیار بیعت کردند، بیعت شکستن و راه کج کردن، بدون مکافات نخواهد ماند. شاید رمزِ تکرار چندین‌بارهٔ سرنوشت بنی‌اسرائیل در قرآن همین باشد. چون قوم موسی تنها قومی بودند که به پیشوایشان لبیک گفتند و پا در راه گذاشتند. آن‌وقت ابتلائات از هر سو فروریخت و هر بار گروهی از بیعت با موسی خارج شدند تا آنجا که خداوند به عذاب سرگردانی در بیابان گرفتارشان کرد. («ارتداد» - فصل ۲: ارتداد، بخش ۴) 🔹دقیقاً لحظه‌ای که همگان در شهری پرپیچ‌وخم و خاموش گم‌وگور شده‌اند و بی‌مقصد به دیوارهای بلند روزمرگی می‌خورند، فتنه‌ای جرقه می‌زند و «وقت» و هنگامه‌ای تجلی می‌کند تا چشم‌ها برای لحظاتی مبدأ و مقصد را ببینند و راه را از سر بگیرند. ارتداد» - فصل ۱: حیرت، بخش ۲) 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
هدایت شده از بافتار
🔻از سپیدی باور تا سرخیِ شهادت ▪️منتخب جملاتی از کتاب «براده‌ها» به‌قلم سیدحسن حسینی که مناسب این روزهایمان هستند 🔸​امروز بیش از هر زمان دیگری به کلماتی نیاز داریم که آینهٔ تمام‌نمای حقیقت جنگ و مبارزه و ایمان ما باشند. جملاتی که ترجمان قرآن باشند یا تلمیحی به آن داشته باشند. همان‌طور که خداوند در آیهٔ ۶۵ سورهٔ انفال می‌فرمایند: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ»، به ما یادآوری کند شرط پیروزی در گروِ کثرتِ عددی نیست، بلکه در سپیدی باور است. جملاتی که در ادامه می‌خوانید، فراتر از زمانِ نگارش خود در سال ۱۳۶۵ و در بحبوحهٔ جنگ تحمیلی، گویی برای امروز ما نوشته شده‌اند. گاهی این جملات کوتاه، می‌توانند از ساعت‌ها سخنرانی بُرّنده‌تر باشند. «سیدحسن حسینی» در کتابی کم‌حجم با عنوان «براده‌ها» مجموعه‌ای از چنین مینیمال‌نویسی‌هایی را منتشر کرده است. حسینی در مقدمه این کتاب می‌گوید: «براده‌ها ساده‌ترین نامی است که می‌توان بر مجموعه نهاد و شاید هم برازنده‌ترین. تراشه‌های فکر در گوشه و کنار کارگاه خیال. براده‌های قلم در کف آهنگری محقر تشبیه و تمثیل». 🔹در سینهٔ بیشتر سران کشورهای عربی، یک شهرک یهودی‌نشین می‌تپد! 🔹زانوان یک مؤمن واقعی، فقط در برابر خدا طعم خاک را می‌چشد. 🔹در جناح مؤمنان شرط پیروزی، سپیدی باور است نه سیاهی لشکر. 🔹قامت سبز سرو، نمایشگاه ناتوانی‌های پاییز است. 🔹آنکه برای خدا می‌جنگد، به‌خاطر شیطان صلح نمی‌کند. 🔹وقتی لیاقت و جربزهٔ شهید شدن در تو نباشد، شروع می‌کنی به نقد و ارزیابی انگیزهٔ شهدا! 🔹کاش می‌توانستیم بر دل‌های تاریک، از آفتاب انشعاب بگیریم. 🔹فقط یک خفّاش حرفه‌ای می‌تواند در وسط روز، آفتاب را منکر شود. 🔹زبانی که حق را نگوید، فقط به درد لیسیدن بستنی قیفی می‌خورد! 🔹گل محمدی باش تا محتاج ادوکلن فرانسوی نباشی! 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
هدایت شده از بافتار
🔻 در تمنای عیدی از جنس معاد ✍🏼منتخب جملاتی از قیصر امین‌پور دربارهٔ بهار حقیقی و سال نوی جان‌ها از نثر ادبی «لایحهٔ تقسیم بهار» (اسفند ۱۳۶۲) 🔸رسالتی که بسیاری از شاعران متعهّد در بهاریه‌های خود بر عهده داشته‌اند این بوده است: بهار واقعی را معرفی و بهارهای تقویمی و تکراری را رسوا کنند. آن‌ها همواره علیه بهارهای پوشالی شوریده‌اند. از نگاه شاعران انقلاب، بهار واقعی، یک اتفاق صرفاً هواشناسی نیست؛ برای مثال سیدحسن حسینی، عید نوروز را «صحنه‌سازی» معرفی می‌کند یا سلمان هراتی می‌گوید: «بهار آن است که خود ببوید، نه آنکه تقویم بگوید». قیصر امین‌پور هم در «لایحه تقسیم بهار»، با نثر شاعرانه‌اش، مرز میان همین دو جهان‌بینی ایمانی و غیرایمانی به بهار را توصیف می‌کند. او بهاری را می‌جوید که نه با «عیش»، که با «معاد» همراه باشد؛ بهاری که به جای «علف برای حیوان»، «حیات برای انسان» بیاورد. 🔹تو «گل مرده» را زنده می‌کنی؛ اما «دل مرده» را نه! تو بهار گل‌ها هستی؛ نه بهار دل‌ها! بهار دل‌ها قرآن است! ما طراوت تو را انکار نمی‌کنیم؛ ولی تلاوتِ بهارِ دل‌ها چیز دیگری است.طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹تو وقتی می‌آیی با خودت یک بغل علف می‌آوری که سهم حیوان است! اما سهم انسان از تو چیست؟ تو برای انسان «جامهٔ نو» می‌آوری، تا او را از «جانِ نو» غافل کنی! تو بیرون را سبز می‌کنی، تا انسان، سیاهی درون را نبیند! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹ما عیدی را می‌خواهیم تا همچنان که مبدأ «شمارش روزها» باشد؛ منشاء تذکّر «روزشمار» هم باشد. ‍«عیدی» که با «معاد» جناس باشد، نه با «عیش»! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹ما یک بهار مهربان دیگر داریم که از نفسش گل می‌روید. («طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۹) 🔹او معیار بهار است و هر روز که او بیاید، نوروز است و روز نو! حتی اگر شب باشد! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۳۰) 🔹بهار واقعی را مادر من می‌شناسد. روز عید که می‌شود به من می‌گوید: این روزها همه به دیدن گل‌ها می‌روند؛ بیا ما هم به دیدن «‌گل‌ها» برویم. دیگران برای دیدن گل‌ها به «گل‌دشت و صحرا» می‌روند؛ ما هم برای دیدن گل‌ها به «بهشت زهرا» می‌رویم. طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۱) 🔹تو را از روی کتیبه‌ها و سنگ‌نبشته‌های دیرین و تقویم‌های نجومی می‌شناسند. و تولد تو را روز جلوس جمشید بر تخت می‌دانند. و سالی که تو می‌آوری، سال موش و خرگوش و مار و پلنگ و سگ و خوک است. امّا ما بهاری را می‌خواهیم که آغاز سال خورشیدی باشد. نه سال موش و خرگوش؛ سال جوش و خروش! نه سال میمون و خوک؛ سال میمنت و خوبی! و نه سال گاو و مار؛ سال کار و ایثار. («طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۳) 🔹بهاری را می‌خواهیم که روی تختهٔ سبزش فصل معاد را درس بدهد. بهاری که برخیزد و با «قیام» خود، درس «قیامت» بدهد. بهاری که با نقل حدیث «رستن»، «رستاخیز» را بیاد بیاورد. بهاری که راوی روایت رویش باشد. بهاری که همچون سورۀ آسمانی مائده بر زمین نازل شود، و بر برگ درختان نوشته شود. — سوره‌ای سبز، با آیاتی سرخ — بهاری که تفسیری نوین از سورۀ حشر باشد. بهاری که بیاموزد تا اگر نمی‌توانیم زنده شدن پس از مرگ را ببینیم؛ به او بنگریم که زمین را پس از مرگ زنده می‌کند. بهاری که الفبای رستاخیز را از علف و برگ آن بیاموزیم. طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مردم روستای «سنو» از شهرستان گناباد - خراسان رضوی شعار دادن و شعارها را برنامهٔ كار قراردادن، دواى تمام دردهاى ماست‌. آن‌ها كه شعار نمى‌دهند، فقط به خاطر آن است كه مى‌ترسند كه مجبور شوند پاى شعارهايشان بمانند و نسبت به شعارهاى خود وظيفه‌مند شوند. شعار نمى‌دهند چون وحشت دارند از اين كه نتوانند به شعارهايشان وفادار بمانند و به همين دليل هم مسخرهٔ ما مردمِ كوچه و بازار شوند. هر شعارِ اخلاقى، يک تعهد است نسبت به جهان. بُزدل‌ها و معتادان، جرئت نمى‌كنند هيچ تعهدى را نسبت به جهان بپذيرند، وبه همين علت هم شعاردهندگان را مورد بى‌حُرمتى قرار مى‌دهند. 📕(نادر ابراهیمی | «یک عاشقانهٔ آرام» | فصل دوم: در قلب آن واقعه). متن برگرفته از @NaderEbrahimi_Asaar 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
حسین فخریبه یاد کودکانِ شهید میهن.mp3
زمان: حجم: 4.3M
حیاتِ یک کودکِ معصومِ دوساله، بیش از زندگیِ همهٔ سرمایه‌دارانِ بَدکارِ جهان می‌اَرزد، و می اَرزد که به‌خاطرِ آن کودک، جهان را از کُلِ بدکارانِ بچّه‌کُش پاک کنیم. 📕(نادر ابراهیمی |‌ «آتش بدون دود» | جلد پنجم از مجموعهٔ هفت‌جلدی | فصل چهارم: حادثه می‌آید). 🎤حسین فخری برگرفته از @NaderEbrahimi_Asaar 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
1_5.mp3
زمان: حجم: 404K
🔹سحر می‌شه سحر می‌شه سیاهی‌ها به‌در می‌شه نخواب آرام تو یک لحظه که خون خلق هدر می‌شه چه آتش‌ها به‌پا می‌شه چه جان‌ها که فدا می‌شه ولی آخر رفیق من جهان از ظلم رها می‌شه 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
1_7.mp3
زمان: حجم: 1.6M
🔹کارگر، برزگر، رنجبر ای کارگر ما با هم متحد می‌شویم تا برکنیم ریشهٔ استثمار درود، درود، درود درود بر خمینی 🔹اتحاد،‌ اتحاد، اتحاد ای ملّت ما با هم متحد می‌شویم تا برکنیم ریشهٔ استعمار درود، درود، درود درود بر خمینی 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
🔹برای حفظ ایران سنگر ما خیابان 🔹سپاهی دلاور کنارتیم تا آخر 🔹ده قدمیِ دشمن پا پس نمی‌کشم من 🔹لشکریان یهود این نفس آخر است خامنه‌ای شهید فاتح این خیبر است 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
_ شما خیلی شعار می‌دهید، آقای جوجه‌تیغی. _ بله... و کسی از شعار می‌ترسد که در شعار، چیزی تحریک‌کننده می‌بیند، چیزی برانگیزنده. همهٔ نفی‌کنندگان شعارها، نفی‌کنندگان حرکتند. زیرا هر حرکتی، هر قدر هم که حقیر باشد، یک شعار است. (رونوشت بدون اصل | نادر ابراهیمی | گفت‌وگوی من و غریبهٔ صبح‌گاهی | ص ۱۹) 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
هدایت شده از بافتار
🔻بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه ◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی) ✍️مرتضی ابراهیم‌پور 🔸مداحی «بزن که خوب می‌زنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواس‌ها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» می‌کند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در هم‌خوانی و تکرار مهم‌ترین بخش‌های مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنه‌‌ای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه می‌خورند و آرزویشان، دمی هم‌‌نفسی با آن پاک‌ترین بندگان خداست و منتقل‌کردن حس همراهی و پشتیبانی به آن‌ها. همین «تمنای هم‌صحبتی» در هم‌نشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیع‌بند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ» جنگ رمضان، از عوامل اصلی‌ سر زبان‌ افتادن این مداحی است تا عمومی‌ترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد. 🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ نام‌وننگ» خطاب به مدعیان وطن‌دوستی می‌گوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامه‌خوانی‌هایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا می‌بخشد و زنده می‌کند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابه‌لای کتاب‌ها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامی‌ترین و واقعی‌ترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه می‌دارد. رسولی، ایرانی‌ترین، واقعی‌ترین و رستم‌ترین آدم‌ها را در اینجا، ستایش می‌کند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی»؛ ترجیع‌بندی که دیگر فراتر از این نوحه، به‌عنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده می‌شود. 🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظه‌های درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینه‌زنی همراه نمی‌کند و متناسب با مضامین و حال‌وهوای اثر، دست‌های مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمی‌آیند و حس حماسی اثر را تقویت می‌کنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث می‌شود با یک‌بار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا ‌مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم می‌کند. برخی ابیات نیز به‌صورت دکلمه و رجز خالص خوانده می‌شوند که خود حرف، بی‌واسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین،‌ مانع یک‌نواختی می‌شود. البته نمی‌شود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافت‌های موسیقایی خوانده می‌شوند، گوش‌نوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت می‌کند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت می‌کند ایران». 🔸«بزن که خوب می‌زنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهم‌کوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، می‌خواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار هم‌چنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»‌گفتن‌ها و تشویق‌ها، به‌خودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. هم‌چنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح‌ و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکی‌مان مانند شهید تهرانی‌مقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
شعر و شعار بافتار
🔻بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه ◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» و دلیل عمو
اینجا درباره مداحی‌ای صحبت کردیم که تبدیل به شعار زیر لب این روزهای اکثر مردم ایران شده است.