🔰 هنر متعالی در بیانات امام خمینی (ره)
(قسمت چهارم)
🔸 آنچه در طول تاریخ میان اندیشمندان اسلامی مساله ای مورد مناقشه بوده است، حلیت یا حرمت جلوه های گوناگون هنر بوده است. تا آنجا که در بعضی اعصار موسیقی و تصویرگری به طور کلی حرام شمرده می شد. جلوه هایی که در دوران امروز بسیار پرکاربرد و پر مصرف اند. برای مثال موسیقی، در تمام آثار صوتی و تصویری دنیای امروز نقش دارد. رادیو و تلویزیون به عنوان دو رسانهی همگانی در تمام تولیدات خود از اقسام مختلف موسیقی بهره میگیرند.
🔹 باید توجه داشت که اگر هریک از جلوههای هنر در جایگاه درست، و به شیوهای صحیح به کار گرفته شوند، میتوانند مجاز و مفید باشند. مثلا آنچه امام خمینی دربارهی سرود های انقلابی زمان جنگ گفتهاند نمونه ای از تایید اینگونه کاربردهای صحیح است.
«این جور سرودهایی که مهیج است و سرودهایی که مفید است، اشکال ندارد.» «۱»
🔹 دربارهی دیگر جلوههای هنر نیز همین روند برقرار است. چنان که سینمایی که روزگاری در زمان طاغوت، ستایشگر و مروج فرهنگ مبتذل غربی بود، پس از انقلاب اسلامی تولیداتی داشت که جلوهگاه رشادتهای رزمندگان اسلام و مدافعان وطن بود. حتی در زمان حکومت طاغوت هم، بارقههای فرهنگ اصیل ایرانی، در برخی آثار سینمایی متجلی بود که آنها را از دیگر تولیدات مبتذل متمایز میساخت.
🔸 «فیلمهایی که خود ایرانیها درست میکنند به نظرم بهتر از دیگران است. مثلًا فیلم «گاو» آموزنده بود. اما حالا این فیلمها باید حتماً از آمریکا و یا از اروپا بیاید با یک بیبند و باری، تا روشنفکران غربزده شاد شوند. فیلمهایی که از خارج به ایران میآید اکثراً استعماری است.» «۲»
🔹 از دیگر اقسام هنر که نقش موثری در هدایت جوامع به سوی سعادت دارد، ادبیات است. هنری که خود دارای جلوههای گوناگونی است؛ که شعر و داستان برجسته ترین آنها هستند. چنان که رسالت خودباوری و ایجاد انگیزه و نشاط، بر دوش صاحبان قلم شناخته شده است.
🔸 «باید نویسندههای ما، گویندگان ما همهشان دنبال این باشند که به این ملت امید بدهند. مایوس نکنند ملت را. بگویند توانا هستیم. نگویند ناتوان هستیم. بگویند خودمان میتوانیم و واقع همین طور است، میتوانیم. اراده باید بکنیم.نویسندههای ما بهترین خدمتشان امروز این است که این ملتی که ایستاده در مقابل شرق و غرب و نمیخواهد تحت نظام شرق یا نظام غرب باشد، امید به آنها بدهند که میتوانید تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشید. اگر این نویسندهها، این گویندهها به جای اینکه به هم اشکالتراشی بکنند، به جای اینکه به جان هم بریزند، با هم امید در ملت ایجاد کنند. اطمینان در ملت ایجاد کنند. استقلال روحی در ملت ایجاد کنند. اگر این خدمت را این رسانههای گروهی، این مطبوعات، این نویسندگان، این گویندگان، این اطمینان را در ملت ایجاد کنند ما تا آخر پیروز هستیم. و حیف است که یک ملتی که ایستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چیزش را فدای اسلام و استقلال کشورش کرده ماها که گوینده هستیم، نویسنده هستیم، آنهایی که در مطبوعات چیز مینویسند، در رادیو و تلویزیون صحبت میکنند، حیف است که اینها توجه به این معنا نداشته باشند که باید این ملت را امیدوار کرد، و باید مطمئن کرد ملت را.» «۳»
🔹 این نویسندگان هستند که میتوانند سمت و سوی فکری جامعه را مشخص کنند.و خواست امام، به عنوان رهبر انقلاب مردمی ایران از انها این بود که «الآن از قلمتان استفاده کنید و برای خیر این ملت و برای خیر این جامعه قلمفرسایی کنید.» «۴» در کنار نویسندگان باید به نقش شعرا نیز توجه ویژه نمود. چرا که «لسان شعر بالاترین لسان است.» «۵». لطافتی که در زبان شعر نهفته است، و بر روح آدمی تاثیر میگذارد، و این هنر را به ابزاری قدرتمند برای پرورش و سعادتمندی انسان بدل میسازد.
🎙️ امام خمینی (ره)
🗓️ ارجاعات:
«۱» سخنرانی در جمع اعضای انجمن اسلامی صدای جمهوری اسلامی، ۲۵ خرداد ۱۳۵۹
«۲» سخنرانی در حضور مدیر عامل صدا و سیما، ۲۳اردیبهشت ۱۳۵۹
«۳» سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم، ۲۹ دی ۱۳۵۹
«۴» سخنرانی در جمع نویسندگان، بهمن ۱۳۵۷
«۵» سخنرانی در جمع میهمانان مراسم دهه فجر، ۲۱ بهمن ۱۳۶۱
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
✳️ یک پیشنهاد برای مناسبتهای شاد پیش رو
🍬 آنزمان که کوچک بودیم و عید نوروز فرا میرسید و در هر عیددیدنی انتظار پایان دیدار و گرفتن آن اسکناسهای نو و تانخورده ۲۰ ریالی و ۵۰ ریالی صاحبخانه محترم را میکشیدیم، همگی به یاد داریم و خاطرههای رنگارنگ متعدد آن هنوز با ماست.
📚 برای من، یکی از این خاطرههای متفاوت مربوط میشود به پسرعموی پدرم که مرد بسیار متدینی بود، اما ما میدانستیم که در منزل حاجآقا مصطفی خبری از عیدی نقدی نیست و منتظر میماندیم که ببینیم امسال از اتاق کناری چه برایمان میآورد. او میرفت و بنا به اقتضا و ظرفیت هر کدام از ما بچهها کتاب جیبی کوچکی میآورد که آنزمانها ناشری در قم آنها را منتشر میکرد و ظاهراً متعلق به آقایان مکارم شیرازی و جعفر سبحانی بود.
🛴 راستش را بخواهید ما دوست داشتیم که حاجآقا مصطفی هم به ما پول عیدی بدهد که با جمعکردن آن به بقیه بچههای فامیل پز بدهیم و زیادتر بودنش را به رخ بکشیم و البته بتوانیم اسباببازیهای بهتری بخریم، اما واقعیت این است که بعد از پدر که ما را با خواندن و کتاب آشنا کرد و در این راه برای ما چیزی کم نگذاشت و انصافاً هم بهترین کتابهای مناسب ما را در آنزمان برایمان میخرید، کتابهای جیبی کوچک آقامصطفی و مضامین معنوی و مذهبی آن هنوز که هنوز است به یاد ما مانده است و بسیاری از داشتههای ما در حوزه دانش دینی مربوط به همان زمان و همان کتابهاست.
🎁 حتماً حدس زدهاید که در یادداشت این هفته چه میخواهم بگویم. این هفته و هفتههای پیش رو پر است از مناسبتهای شادمانهای که در آنها باید دست به جیب بشویم و برای مادران و همسران و پدران و کمی بعدتر در ایام میلاد امام زمان علیهالسلام در مسجد و محله برای اعضای خانواده و بچههایی که با آنها سروکار داریم هدیه بخریم.
✅ پیشنهاد من این است که امسال، و اگر خوشتان آمد از امسال به بعد، در این مناسبتها بهجای هدایای گرانقیمت کتاب هدیه بدهیم، بهخصوص اینکه شرایط اقتصادی این روزهای همه ما به گونهای نیست که بتوانیم ذرهای از هزاران زحمت پدران و مادران و همسرانمان را جبران کنیم، اما کتاب به دلیل بار معنوی و ذوقی خاصی که دارد، اگر خوب انتخاب شود، میتواند آنها را خوشحال کند. ضمن اینکه مجبور هم نیستیم فقط به آنها کتاب بدهیم و در کنار آن، میتوانیم بسته به توان خودمان هدایای دیگر را هم در دستور قرار بدهیم؛ کتاب با گل، کتاب با لباس و پوشاک، کتاب با کارت هدیه و ایرانچک و کتاب با لوازم دیگری که آنها را خوشحال کند.
🔍 اما باید به یک نکته مهم در اینباره دقت کنیم که به گیرنده هدیه و کتاب توجه کنیم و همانطور که دقت میکنیم اندازه و رنگ پیراهن انتخابی ما مورد علاقه و پسند آنها باشد، کتاب هم بهگونهای باشد که موضوع آن، پرداخت آن، اندازه و تعداد صفحات آن، حتی مترجم و ناشر آن دقیق انتخاب شود تا نکند آنها آن را روی طاقچه بگذارند و لای آن را هم باز نکنند یا اگر باز کردند، بیش از چند صفحه آن را نخوانند و کنارش بگذارند. مثلاً اگر پدر علاقهمند به تاریخ است، کتابهای تاریخی، اگر مادر علاقهمند به رمان است، رمان عالی و خوشخوانی را از یک نویسنده معتبر، مترجم مشهور و ناشر و حتی ظاهر مناسب و چشمنواز انتخاب کنیم. این دقت را باید بعدها در مناسبتهای دیگر برای فرزندان و بچهها هم داشته باشیم بهگونهای که به محض رسیدن کتاب به دستشان، مطالعه آن را شروع کنند.
🔻 مطمئنم اگر همه از امسال کتاب هدیه بدهند یا در کنار هدایای دیگرشان کتاب هم باشد، به مرور این رفتار عادیسازی میشود و تأثیرات مثبت و درازمدتی روی اندیشه و نگاه و رفتار عزیزانمان خواهد گذاشت، که علاوه بر آنها، ما را هم خوشحال خواهد کرد. 🔺
✍🏻 تقی دژاکام
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🍒 قطع امید کردی؟
🎥 طعم گیلاس
🎬 #عباس_کیارستمی
#معرفی_فیلم
#دیالوگ_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🫂 داداش!
گرفتاری که ناراحتی ندارد...
گرفتاری مالِ عشق است،
مالِ رفاقت است...
فرمود البَلاءُ لِلوَلاء...
گرفتاری مالِ رفاقت است...
✍🏻 #رضا_امیرخانی
📔 بیوتن
🔸 رضاجان همچنان در بستر بیماری است. برای این نویسندهی محبوب دعا کنیم و حمد شفا بخوانیم.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
⬆️⬆️⬆️
🔊 صوتهای جلسه سوم خوانش بهانش (گلستان سعدی)
🗓️ دوم آذر ماه 1404
🎙️ استاد سعید احمدی
#گزارش_صوتی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خوانش چهارم.mp3
زمان:
حجم:
40M
🔊 صوت جلسه چهارم خوانش بهانش (گلستان سعدی)
🗓️ ۱۶ آذر 1404
🎙️ استاد سعید احمدی
#گزارش_صوتی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🧑🏻🦯 گاهی یک غفلت، ریشه را از چشم پنهان میکند.
🏺 عصر سنت همچنان بهعنوان لایهای زنده و جاری در جان انسان حضور دارد؛ نه گذشتهای مرده که در موزهها بماند، بلکه حافظهای که پیاپی در فهم ما تنفس میکند. مدرنیته نیز در امتداد همین ریشه حرکت میکند؛ حتی آنجا که ظاهرش بر گسست تأکید دارد، باز در عمق، پیشفهمهایی دارد که از همان سنت تغذیه میشوند. همان روحی که حکمای قدیم در نظریه تذکار بیان میکنند—اینکه فهم، یادآوری حقیقتی است که پیشتر در ما نهاده شده—در مدرنیته با نام «پیشفهم» در جریان است؛ یعنی هیچ شناختی از خلأ آغاز نمیشود، هر فهمی از چیزی که پیشاپیش در ما رسوب کرده، نیرو میگیرد.
🗓️ در میانه قرن بیستم، موجهای تازهای در فلسفه، هنر و علوم انسانی سر برمیآورند که ادعا میکنند سنت دیگر کارکرد خود را از دست داده و مدرنیته به مرزهایش رسیده است. این جریان تازه، که بعدها با عنوان «پسامدرنیته» خوانده میشود، میکوشد از هر چارچوب ثابت عبور کند؛ گویی جهان میتواند بدون ریشهها نیز ادامه پیدا کند. امّا همین تلاش برای عبور، شکافی ایجاد میکند که خودِ تفکر را بیتکیهگاه میسازد.
📊 پسامدرنیته نمیکوشد چیزی را جایگزین کند؛ بیشتر در پی لغزاندن معناست. از دل همین لغزندگی است که نسبیگرایی قوت میگیرد. حقیقت به روایت تبدیل میشود، اخلاق به سلیقه، فرهنگ به بازی نشانهها، و هویت به چیزی سیال و بیمرز. این سیالیت در ظاهر جذاب است، اما در عمق، آرامآرام توان داوری را میفرساید. ذهنی که هیچ معیار ثابت در اختیار ندارد، میان کثرتها معلق میماند؛ گویی انسان در فضایی بیجاذبه حرکت میکند: بسیار شناور، اما بیفرود.
✅ بااینحال، آنچه کمتر به آن توجه میشود این است که نوآوری همیشه از دل سنت زاده میشود. سنت یک «گذشته» نیست، یک «منبع» است؛ سرچشمهای که معنا، فهم و حتی جسارتِ نو شدن از آن نیرو میگیرد. مدرنیته نیز، هرچند خود را چهره تغییر و تازگی مینمایاند، اما همچنان بر همان پیشفهمهای رسوبکردهای استوار است که ریشه در سنت دارند. بریدن این رشته، نه ما را آزاد میکند و نه راه تازهای میگشاید؛ فقط ثبات را میگیرد و در عوض چیزی نمیدهد.
🔍 از همینجا نقد اصلی بر پسامدرنیته روشن میشود: این جریان در پی عبور از سنت و مدرنیته است بیآنکه بداند سنت همچنان جاری است و مدرنیته همچنان توان نو شدن دارد. نتیجه، نوعی بیثباتی گسترده است؛ جامعهای که میان روایتهای متکثر، اما بیمعیار، رها میشود و اخلاق و حقیقت در آن قدرت هدایتگری خود را از دست میدهند.
🔻 پسامدرنیته نه آغاز عصری نو است و نه پایان عصری قدیم؛ بیشتر نوعی سرگشتگی است که وقتی سنت را «تمامشده» فرض میکند، خود نیز قدرت معنا بخشیدن به جهان را از دست میدهد. سنت همچنان جاری است و مدرنیته همچنان امکان تحول دارد؛ و نوآوری واقعی نه در عبور از این دو، بلکه در بازشناسی همان ریشههای زنده است که در ما استمرار دارند. 🔺
✍🏻 جواد جعفری
#یادداشت_اختصاصی
#نقدی_بر_پس_مدرنیته
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh