eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
671 دنبال‌کننده
266 عکس
145 ویدیو
24 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻«ماندن در صف عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق به‌دست می‌آید.»🔺 ✍️سیدمرتضی آوینی ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰 اهمیت لحن در نویسندگی 💭 لحن شما بیش از هر چیز دیگری، کیفیت واکنش خواننده را تعیین می‌کند؛ اینکه بخندد، موهایش سیخ شود، صاف بنشیند، خمیازه بکشد یا از اتاق بزند بیرون و یادش برود برگردد. نویسنده که باشی، تا سه چهارم انرژی‌ات صرف درست از کار درآوردن لحن در بازبینی مطلب می‌شود. 🧠 تصور کنید جمله‌ی: «تو این شلوار را از کجا آوردی؟» را می‌شود به چند شکل بگوییم. «تو» این شلوار را از کجا آوردی؟ تو «این» شلوار را از کجا آوردی؟ تو این شلوار را از «کجا» آوردی؟ همین طور که می‌بینید، لحنی که به کار می‌برید تعیین کننده‌ی پاسخی است که می‌گیرید. لحن در نوشتار شبیه لحن در گفتار است. لحن می‌تواند سرخوشانه، فضل فروشانه، خشمگین، غمناک، شوخ و شنگ، تلخ، تمسخرآمیز، بهت‌زده، لوس، تحسین آمیز یا شاد باشد. در واقع، لحن می‌تواند هر چیزی باشد که آدم حس می‌کند. 📖 مطلبی که ایتن واترزِ نویسنده درباره‌ی پایان رابطه‌اش نوشته لحنی حسرت آمیز دارد. «سارا در طبقه‌ی بالا کتاب‌هایش را جمع می‌کند و من در اتاق نشیمن گشتی می‌زنم. چراغی را می‌بینم که از آپارتمان قدیمی‌مان این جا آورده‌ایم و به دسته کاناپه‌ای که عادت داشتم روی آن چرت بزنم دستی می‌کشم.» ✍️ 📔 ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاج محمود کریمی[WWW.FOTROS.IR]ma97062602.mp3
زمان: حجم: 3M
♦️نوحه‌‌خوانی برشی از کتاب «فتح خون» ✍🏻 🎙 🔻عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود. ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔳 آرزوی امیرالمؤمنین ▫️امیرالمومنین علیه‌السلام وقتی از یاران خود راضی نبودند، مقایسه‌ای معنادار میان یاران خود و معاویه انجام دادند: «معاویه ده تن از شما را از من بستاند و يک تن از مردان خود را به من دهد.» اساساً داشتن یاورانی خوب از لوازم یک کار بزرگ و حرکت به سمت قله است. 🔺شهید سلیمانی مطلبی با این مضمون دارند: اگر همراهان فردِ خوبی، افراد خوبی نباشد، شکست خواهد خورد. و برعکس آن، اگر همراهان فرد، افراد خوبی باشند، ولو خود فرد آدم خوبی نباشد، پیروزی به‌دست می‌آید. ▫️اگر به شهدای رده‌بالای این جنگ تحمیلی نظر کنیم، همه از بزرگان و ریش سفیدان هستند. کسانی که در جوانی و قبل از آن‌که به مقامی برسند در این مسیر بودند. حال که مویی سپید کرده‌اند و لذت قدرت را چشیدند، همچنان در این راه ثابت قدم بوده و در نهایت به شهادت رسیدند. 🔹در مقابل، وقتی به صدر اسلام نگاه کنیم، افرادی که از بزرگان بودند، در لحظات حساس، حق و امام را تنها گذاشتند. اما در این سوی تاریخ، پیرانی هستند که چون جوانانِ عاشق، شیدای شهادت‌اند. ▪️با این وجود که نه تنها جوانان، بلکه پیران نیز مشقِ عشق می‌کنند، می‌توان در رسیدن به قله لبریز از امید بود. بله، همان یارانی که امیرالمومنین علیه‌السلام آرزوی‌شان را داشت، اینجا هستند. ✍🏻 ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh 🌐 http://revayatesadegh.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 علائم نگارشی، اشتباهات املایی و تایپی 📝 خیلی کوتاه و جزئی می‌گم: انتهای جملات تعجبی از علامت تعجب، انتهای جملات پرسشی از علامت سوال، انتهای باقی جملات خبری از نقطه، برای مکث کوتاه از ویرگول، قبل از کلماتی مثل اما، اگر، البته، همان‌طور، همان‌گونه و…، بعد از کلماتی از جمله مثل، مانند و… از نقطه‌ویرگول و برای شروع دیالوگ از دو نقطه استفاده می‌شه. 📚 مثال: 🔸 عبوسانه گفتم اشتهات باز شده نه؟ 🔸 از روی ترس هینی گفت و با وحشت به‌سمتم برگشت اخم‌آلود به من توپید: این چه وضع اومدنه ترسوندیم 🔸 بی‌اهمیت شانه‌ای بالا انداختم و گفتم- مهم نیست حالا چرا نمیری پیش مامان و بابات 🔸 آهی کشید و پاسخی نداد من هم ترجیح دادم که دیگر ذهنم را درگیر مسائل خانوادگی آترین نکنم غافل از اینکه آن مسائل به من و خانواده‌ام مربوط می‌شد. قبل از خروج از آشپزخانه لیوان آبی برای خود ریختم و نوشیدم سپس رو به آترین گفتم من میرم بخوابم شب به‌خیر ✍🏻 تصحیح: 🔹 عبوسانه گفتم: اشتهات باز شده، نه؟ 🔹 از روی ترس هینی گفت و با وحشت به‌سمتم برگشت. اخم‌آلود به من توپید: این چه وضع اومدنه؟ ترسوندیم. 🔹 بی‌اهمیت شانه‌ای بالا انداختم و گفتم: مهم نیست! حالا چرا نمیری پیش مامان و بابات؟ 🔹 آهی کشید و پاسخی نداد. من هم ترجیح دادم که دیگر ذهنم را درگیر مسائل خانوادگی آترین نکنم؛ غافل از اینکه آن مسائل به من و خانواده‌ام مربوط می‌شد. قبل از خروج از آشپزخانه، لیوان آبی برای خود ریختم و نوشیدم؛ سپس رو به آترین گفتم: من میرم بخوابم. شب به‌خیر. ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻«از باب استعاره نیست اگر عاشورا را قلب تاریخ گفته‌اند. زمان هر سال در محرم تجدید می‌شود و حیات انسان هر بار در سیدالشهدا.»🔺 ✍️سید مرتضی آوینی ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
حق انتخاب با کیست؟ ♦️عراقچی: «پذیرش درخواست توقف جنگ از سوی ایران فرصتی تازه برای دیپلماسی فراهم کرده و غرب آسیا اکنون در آستانه انتخابی تاریخی است؛ یا ادامه خشونت، یا حرکت به‌سوی صلحی پایدار.» 🔺️یک حرف با وزیر کارآمد و با درایتِ دولت: خشونت را از کدام طرف خواندید؟ صلح پایدار چگونه قرار است برقرار شود؟ 🔻جناب، یادتان بماند ما خشونت طلب نبودیم، مقاومت کردیم؛ دفاع کردیم برای جلوگیری از پرپر شدن کودکان و مردم کاملا عادیِ کشورمان. حواستان باشد روزی نرسد که روایت کنند ما جهتِ خشونتِ ماجرا بودیم. 🔸راستی صلح را کدام طرفِ ماجرا می‌خواهید محقق کنید؟ اگر صلح، آن طرفِ میز باشد، تاریخ به یاد دارد و ما به چشم دیده‌ایم پایداری‌اش هجوی بیش نیست؛ بی‌پا بودنش مرام آن طرفی‌هاست؛ و گرنه که ما غرب آسیایی‌ها زندگی آرام‌مان را داشتیم. لطفا فراموش نشود که جنگ‌های در پسِ دیپلماسی فرصت‌‌سوز است. 🔹اعتماد شما را نمی‌دانم اما به ما آموختند اعتماد مانند کاغذ تا نخورده و صاف است. چروک شود یا خش‌دار شود، دیگر مثل روز اول نمی‌شود. ▪️مارگزیده‌ی مذاکراتیم و چروکیده‌ای از اعتماد در دست داریم؛ خواهشمندیم انتخاب‌هایتان را حساب‌شده در تاریخ ثبت کنید تا دل داغدارِ خانواده‌ی صدها شهید این جنگِ متوقف شده، نلرزد. ✍️زینب رحیمی تالارپشتی ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh 🌐 http://revayatesadegh.ir
♦️ جامانده! 🔹 در لوح محفوظ تاریخ، افرادی که بیشترین غم را به دوش کشیدند، آنانی بودند که از قافله عشق جاماندند. 🔸 برای همه انسان‌ها پیش آمده است که مهمانی از شهرستان یا از جایی دور برای دید و بازدید می‌آید و چند روزی هم‌سفره و هم‌صحبت خانواده می‌شود. اما وقتی عزم برگشت می‌گیرد، غربتی سنگین بر دل انسان می‌نشیند؛ این احساس ناشی از فراق است. این حال به شدت عمیق‌تر می‌شود زمانی که دل به قافله عشق سپرده باشی و تکلیف تو ماندن و روایت و جهاد بعد از آن واقعه باشد. در این حالت، لحظه به لحظه زندگی انسان پر از حسرت و آه است و جامانده همیشه احساس غربت می‌کند. 🔹 تعهدی برای ضمانت انسان بعد از میدان جهاد وجود ندارد. بسیاری در میدان‌ها هم‌نوا و همصدا با حق بودند، اما در ادامه‌ی مسیر نتوانستند بر نفس خود غلبه کنند. افراد کمی بودند که بعد از دیدن و چشیدن طعم حقیقت، پای آرمان خود ماندند. این درد فراق یا با رفتن به قوس صعود التیام می‌یابد، یا با رفتن به قوس نزول (بل هم اضل) از بین می‌رود. ✍🏻 جواد جعفری 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh 🌐 http://revayatesadegh.ir