36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📋 کلاس نویسندگی
درس نهم: دیالوگ و شخصیت
🎙 #عباس_معروفی
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 ۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی هشتم؛ اَبَر بانوی ایران
همیشه دلم میخواست ببینمتان، شما را، دخترهایتان را، نوههایتان را. راستش ما همانقدر که عاشق آقا جانمان بودیم، در دل به شما عشق میورزیدیم، از آن عشقهایی که ندیده میآید و مینشیند گوشهی قلب. ما همان روزها که انگشتر همیشه همراه آقا جان را دیدیم فهمیدیم حلقهی وصلی میان قلب اماممان با محبوبش است که ورای محبتهای دو روزهی دنیاست، همان وقت به بودنتان افتخار کردیم.
همان روز و شبها که دست به دعا برای آزادی ایشان از اسارت ساواک راهی حرم امام مهربانیها میشدید، همان دیدارهای کوتاه زندان که خم به ابرو نمیآوردید تا دل ایشان گرم مسیر و هدف باشد و سختیها را به جان میخریدید تا دلنگرانیهایشان کم شود. همان روزها که فرش زیر پایتان هم نتوانست شما را به زمینی بودن عادت دهد ما فهمیدیم شما هم آسمانیهستید.
دلمان که برای دیدنتان پر میکشید به عمق نگاه حضرت آقا مینگریستیم، طمأنینهای که خوشنشین عمق چشمهایشان بود نشان از حضور یاری بود شبیه مریم و هاجر اما گمنامِ گمنام. وقتی خبر عروج اماممان دلهایمان را خرد کرد، غبطهخوردیم به شما که هم دنیا را داشتید و هم آخرت برای خود خریدید و کنار مولایتان، همسرتان، عزیزتان پرکشیدید و چه نامی زیبندهتر برای شما که حضورتان خجسته بود برای آقا سید علی، بانو.
شما را ندیدیم، حیف و صد حیف که دلمان میخواست در وصف صبر و آرامش و استقامتتان کتابها بنویسم، اما شما چون کتابی خواندهنشده و غزلی سروده نشده ماندید. ما حتی چهرهیتان را ندیدهایم تا بعدها تصورتان کنیم کنار آقایمان در بهشت، اما شبها قصهی حضورتان را برای کودکانمان خواهیمخواند، قصهای که قهرمانش هیچگاه دیده نشد، هیچکجا نبود و همهجا بود؛ در تمام دیدارها، در تمام جلسات، در تمام سفرها، در خطرها. اَبَر بانویی که حضورش قوت قلبی بود برای
اَبَر مرد ایران.
✍🏻 سعیده اجتهادی
#شهادت_خانوادگی
#بانوی_ایران #روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نسخه قابل چاپ - اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی.PDF
حجم:
192.2K
📘جزوه متن کامل بیانات
امام سیدمجتبی خامنهای
🔹 این پیام راهبردی که در هفت سرفصل مهم صادر شده، حاوی نکات ویژهای درخصوص رهبر شهید انقلاب، نقش و وظایف مردم، نیروهای مسلح، دستگاههای اجرایی و جبهه مقاومت و همچنین کشورهای منطقه و مواجهه با دشمنان است.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
وقتی سپاه میگه تنگه هرمز رو نبستیم؛ اما کسی جرأت نداره رد بشه، هی یاد مامانم میوفتم که با دمپایی وایمیساد میگفت بیا کاریت ندارم.
✍🏻 علی بهاری
#متن_کوتاه #طنز
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
مجلس سوم.pdf
حجم:
157.4K
🔰 #فیش_منبر
مجلس سوم
📌موضوع: مرام مضطرانه
🖇 فیش مجلس اول
🖇 فیش مجلس دوم
به همت:
مرکز مطالعات راهبردی
حـوزه و انقلاب اسلامی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
با مشت گره کردهی خود رفت به معراج
با شمر زمان یکسره کوتاه نیامد!
✍🏻 #حسین_مؤدب
#شعر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌 درنگی میانِ دو نوبتْ بهروزرسانی
✍🏻 #یادداشت_دبیر
جهانِ مَجازی، جهانِ شتاب است. جهانِ بیقراری. دکمهی «انتشار» را که میزنی، کلمه از دستت میگریزد؛ میدود در شبکهها و دیگر مالِ تو نیست. امروز، خورشید تازه از میانهی آسمان عبور کرده بود که در همین جریدهی صفر و یکی، مرثیهای برای همسرِ مکرّمهی امام شهید منتشر کردیم. به قلمِ همکارمان، سعیده خانمِ اجتهادی. ده روزی از آن حادثهی تلخ میگذشت و ما، مثلِ باقیِ باشندگانِ این عصرِ عجول، بر اساسِ شنیدهها گمان میکردیم بانو نیز مسافرِ همان پروازِ آسمانی بودهاند.
هنوز گُلِ مطلب، جا خوشکرده بر پیشانیِ بهانش بود و مخاطب داشت با کلماتِ آن اشک میریخت که پیامِ پسر رسید. پیامی که نویدِ استمرار میداد؛ استمرارِ همان کلماتی که امّتِ حزبالله سالها با طنینِ آن خو گرفته و قد کشیده بود. چشم که در خطوطِ پیام گرداندیم، نامِ پدر، همسر، خواهر، داماد و پارههای تن را ردیف کرده و شانه به شانهی ملّتِ ایران، خود را همدردِ این داغِ سترگ خوانده بودند. اما در این سیاههی سوگ، نامی از «مادر» نبود. بانو در قیدِ حیاتاند. الحمدلله. ما در یک نیمروز، هم برایشان مرثیه خواندیم، هم شکرِ حیاتشان را به جای آوردیم.
سردبیرِ کارمند-مسلک، در این مواقعِ رسانهای، دستپاچه میشود. دکمهی «دلیت» را میزند. متن را با خجالت از روی خروجی برمیدارد و یک تکذیبیهی خشک و بیروح میچسباند تَنگِ صفحه. اما این حقیر، دلش نیامد آن کلمات را پاک کند. بگذارید این خطای چند ساعته، بشود مجالی برای درکِ یک حکمتِ عمیق.
همسرِ یک ابر-مرد بودن و یک عمر در سایه ماندن، خود حماسهای است خاموش. اما رازِ این ماندن چیست؟ چرا آسمان، مادر را از این کاروان جا گذاشت؟ پاسخ را شاید باید در شانههای پسر جُست. وقتی بارِ امانتی به این گرانی، در میانهی طوفانهای روزگار بر دوشِ پسر میافتد، او بیش از هر زمانِ دیگری به یک لنگرگاه محتاج است. مردانِ بزرگ، هر قدر هم که کوه باشند، در بزنگاههای سختِ تاریخ و در زیرِ بارِ مسئولیتهای خطیر، بینیاز از دامانِ مادر نیستند. خدا نخواست شانههایی که حالا باید بارِ این مسیر را به دوش بکشند، از هُرمِ دعای مادر بینصیب بمانند. مادر ماند، تا قنوتِ نیمهشبهایش، جوشنِ پسر باشد.
حالا که سایهی ایشان بر سرِ خانواده مستدام است، آن متنِ عصرگاهی را نباید به چشمِ مرثیه خواند. آن کلمات، «حُبّیه»ای است که پیش از موعد به دستِ مخاطب رسید. پس، ما در این جریدهی مجازی، چیزی را پاک نمیکنیم. ارادت که تکذیببردار نیست! فقط از مخاطبِ جان تقاضا داریم فعلهای ماضیِ آن روایت را، در دلِ خود به «مضارع» برگرداند.
بانو هست. نفس میکشد. آن قصه که قرار بود شبها در فراقشان برای کودکانمان بخوانیم، حالا دعای عهدِ ماست؛ هم برای سلامتیِ مادر، هم برای استقامتِ پسر. عمرشان دراز. سایهشان مستدام. یا علی.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
Khamenei.ir5955626772737761027_30650105748671.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
⭕️ مراسم قرآن به سر
امام شهید خامنهای
در شب ۲۳ رمضان سال ۱۳۵۳ در مسجد امام حسنمجتبی علیهالسلام مشهد.
🩸خدایا! ما با خون سرخ امام شهیدمان به قرآن و اهلبیت پناه آوردهایم؛ سرنوشت ملت ایران را با نصر و پیروزی همراه کن.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
در حنجرهٔ دشت، صدا خواهد ماند
در ياد، ز ما خاطرهها خواهد مانــد
ما مــلــــتِ نــابــــودی اســتــكــبـــاريــم
مشتی كه گره شده ز ما خواهد ماند
✍🏻 #سیدحسین_متولیان
#شعر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh