ده ژانر؛ ده دنیای تازه.pdf
حجم:
271.8K
📌 ده ژانر؛ ده دنیای تازه
▫️تا حالا شده وسط یک فیلم، اشکتان دربیاید؟ یا از شدت هیجان، ناخنهایتان را بجوید؟ یا بعد از تمام شدن یک کتاب، ساعتها به آن فکر کنید و نتوانید از فکر شخصیتهایش بیرون بیایید؟
❕راستش را بخواهید، ما چقدر از دنیای داستانها میدانیم؟ وقتی کتابی میخریم یا فیلمی انتخاب میکنیم، چه چیزی باعث میشود که به سمتش برویم؟ شخصیتهایی که دوستشان داریم؟ فضایی که ما را به خودش میکشد؟ یا شاید همان کلمهای که روی جلد نوشته شده: «فانتزی»، «جنایی»، «عاشقانه» و...
◾️ژانر، فقط یک برچسب نیست. کلید فهم داستان است. راهنمایی که به ما میگوید چه انتظاری داشته باشیم و چطور از یک روایت لذت ببریم. توی این جزوه، با هم به یک سفر قشنگ میرویم به ده ژانر اصلی داستانی؛ از عاشقانه تا وحشت، از فانتزی تا درام روانشناختی.
🔻اگر عاشق داستانها هستید، اگر میخواهید عمیقتر بفهمیدشان، یا حتی اگر به فکر نوشتن افتادهاید، این جزوه مال شماست.
✍🏻 #سیدسجاد_خشنودی
–هیئت تحریریه بهانش
#ژانر #جزوه
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💠 مرز تاریخ و قصه
💯 راجع به مسئلهی جمعِ بین تاریخ و قصه؛ بله، مرز ظریف و دقیقی دارد.
🔸 حالا بعضیها در نمایشنامه و قصه و اینها دست خودشان را خیلی باز میکنند. مثلاً فلان فیلمنامهنویس یا کارگردان میگوید: بله، این قصه یک قصهی تاریخی است، اما من به تاریخ چه کار دارم؟ مثلاً توی تاریخ نوشته که فلان کس در سال فلان به دنیا آمد، یا فلان حادثه از او سر زد؛ اما من میخواهم این را پنج سال جلوتر بگذارم؛ این سلیقهی من و فهم من و برداشت من و دل من است که میخواهد در این زمینه قضاوت کند! من به تاریخ چه کار دارم؟
🔹 بعضی اینجور خودشان را از تاریخ آزاد میکنند. حالا خب حرفی هم نیست، آن هم کاری است؛ اما در مورد زندگی پیغمبر و قضایای تعیین کنندهی تاریخی نمیشود این کار را کرد.
🔸 میدانید «لکم فی رسول اللَّه أسوة حسنة»؛(۱) یعنی زندگی پیغمبر برای ما مثل قرآن است. اگر جائی از آن مسجل و ثابت شد، باید همان جور ثابت شدهاش به نسلهای بعد برسد. چرا؟ چون برای ما حجت شرعی است؛ عمل پیغمبر برای ما حجت شرعی است.
🔻 لذا آن بخشَش که صدور قول و فعلی از شخص نبی اکرم است - و بعد امیرالمؤمنین که معصوم است و در کنار ایشان است - باید تغییر نکند. 🔺
🗓️۱۳۷۳/۱۲/۲۷
#رهبر_نویسندگان
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌صد داستان محبوب مسعود فراستی
۳۱- شکسپیر: لیرشاه/ مکبث/ هملت/ ریچارد سوم/ هنری چهارم/ رویا در نیمه شب تابستان.
۳۲- گوته: فاوست/رنجهای ورتر جوان.
۳۳- ایبسن: خانه عروسک/ هداگابلر/ پرگنت.
۳۴- استریندبرگ: یک نمایش رویایی/ سونات اشباح.
۳۵- پیراندللو: شش شخصیت در جستجوی نویسنده.
۳۶- برشت: زن خوب سیچوان/ زندگی گالیله/ اپرای سه پولی.
۳۷- بکت: آخر بازی/ در انتظار گودو.
۳۸- دورنمات: ملاقات با بانوی سالخورده.
۳۹- استیون کینگ: درباره نوشتن.
۴۰- هاروی: پاریس پایتخت مدرنیته.
۴۱- مارکس: هجدهم برومر لویی بناپارت.
...
+ چند توضیح:
۱- چند مورد از این ۱۰۰ کتاب درباره خواندن است و نوشتن، از داستان نویسان بزرگ، نه از نظریه پردازان ادبی.
۲- نمایشنامه، داستان است.
۳- دو کتاب آخر، آثار جامعه شناسانه فوق العادهای هستند با فرم عالی ادبی، بخصوص کتاب آخر.
✍🏻 #مسعود_فراستی
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
📌صد داستان محبوب مسعود فراستی ۳۱- شکسپیر: لیرشاه/ مکبث/ هملت/ ریچارد سوم/ هنری چهارم/ رویا در نی
با زدن روی هشتگ #معرفی_کتاب میتوانید به این لیست صدتایی دسترسی داشته باشید.
🔰رهبری ادبی رهبر شهید پس از انقلاب
🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل
▫️بعد از انقلاب که آیتالله خامنهای به عنوان یک حاکم و مسوول (رئیسجمهور و رهبر) مطرح بودهاند، با دیدی در مقیاس ملی و به عنوان یک مسوولیت سیاسی در اداره کشور نیز به جایگاه ادبیات توجه داشتهاند و زبان فارسی در اندیشه ایشان جایگاه دیگری دارد، زیرا زبان فارسی را یکی از ارکان هویت ملی ایرانیان میدانند.
◾️ایشان معتقدند که هویت ملی ما را دو رکن مهم تشکیل میدهد: یکی دین اسلام و دیگری زبان فارسی و البته اسلام را در همبستگی ملی مهمتر میدانند. استدلال ایشان هم این است که هنوز مردمانی در ایران هستند که فارسی نمیدانند و به این زبان صحبت نمیکنند، ولی ایرانی هستند و با بقیه مردم ایران وحدت دارند. عنصر معنوی پیوند این مردم با دیگران دین اسلام است.
🔹سرود کنونی جمهوری اسلامی نیز از اهتمامهای ایشان است. بعد از رهبری، ایشان تشخیص دادند که آن سرود قبلی که در اوایل انقلاب باعجله ساخته شد، در شأن نظام نیست و باید کار حسابشدهتری صورت بگیرد.
🔸اما ایشان در درجه دوم یک رشته پیوند نیرومند و گسترده تاریخی مهم را نیز همین زبان و ادبیات فارسی میدانند. یکی از پایههای فکری ایشان این است که نهتنها تعارضی بین عشق و علاقه به زبان و ادبیات فارسی با ایمان به اسلام نمیبینند، بلکه معتقدند این دو دست در گردن هم هستند و در طول تاریخ تعامل داشته و مثل آیینه منعکسکننده هم بودهاند. ایشان با چنین مبنای فکری سعی کردهاند کشور و ملت را از آسیب این دوگانگی که قبل از انقلاب بین ملیت ایرانی و مسلمانی بهوجود آمده بود و خیلی از روشنفکران به آن دامن میزدند، مصون بدارند.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔰رهبری ادبی رهبر شهید پس از انقلاب 🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل ▫️بعد از انقلاب که آیتالله
🔻یکی از آفات اجتماعی ما این بوده که عدهای فکر میکردند اگر طرفدار و عاشق زبان فارسی و ادبیات فارسی باشند، به معنای ملیگرایی مخالف اسلام است و عده دیگری فکر میکردند که لازمه قوت و رسوخ در مسلمانی این است که به مظاهر ملی کمتوجه باشند. مبنایی که در ذهن آقای خامنهای است و چنین جایگاه شایستهای برای زبان فارسی قائل هستند، سبب اعتدالی در برقراری رابطه بین اسلام و ایران میشود که از آثار سوء و تبعات ناشی از تعارض این دو جلوگیری میکند.
▫️«ایرانی» از نظر ایشان فردی است که عموماً هم معتقد به خدا و اسلام و پیغمبر و ائمه است و هم علاقهمند به زبان و ادبیات فارسی در همه اجزای آن.
🔹آیتالله خامنهای در بیستوسه سال دوران رهبری خود، به طُرُق مختلف سعی در تقویت زبان و ادبیات فارسی داشتهاند. به نظر بنده مهمترین عنصر و عمدهترین کاری که ایشان برای رونقبخشیدن به زبان فارسی و ادبیات فارسی کردهاند، همین سخنرانیهای فراوان صحیح و فصیحی است که ایراد کرده و با این خطبهها ارزش و اهمیت زبان را بهطور طبیعی به عموم ملت و بهخصوص تحصیلکردهها منتقل کردهاند. شاید کمتر کسی این تأثیر را ارزیابی کرده باشد.
🔸البته ما به گویندگان و سخنوران خود احترام میگذاریم، اما میتوانیم سخنرانیها و خطبههای ایشان را با بسیاری دیگر از سخنرانان مذهبی و حتی روشنفکران دیگر مقایسه کنیم. اگر کسی بخواهد صحبتهای ایشان را از طرز محاورهای و گفتاری به سبک رسمی و زبان معیار مبدل کند، زحمت بسیار کمی خواهد داشت. یعنی فعل سر جای خودش است، جمله سالم است، عبارت رها نشده و اینطور نیست که جمله با یک آهنگ و یک وجه فعلی شروع شود، اما به آخر که میرسد، متناسب با مقدمات نباشد. در حالی که این اشتباهها در سخنرانیهای دیگران فراوان دیده میشود.
🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📍 در بابِ مُنتقِد درونی
قسمت ۱ از ۲
🗝️ توصیه میکنم تا وقتی نسخۀ اول فیلمنامه کامل نشده، منتقد درونیتان را (که معمولاً صدای درونی شدهی یکی از والدین است) درون گنجه حبس کنید و فعلاً کاری به کارش نداشته باشید. گرچه این منتقد درونی در زمان مناسب سازنده و مفید است، اما میتواند به مانعی در برابر نوشتن تبدیل شود.
🗨️ مایکل جوردن میگوید:
«در دوران ورزشیام بیش از ۹۰۰۰ پرتاب را خراب کردهام. تقريباً ۳۰۰ مسابقه را باختهام. ۲۶ بار برای پرتابی که میتوانست به برد تیم ختم شود به من اعتماد کردند و ناموفق بودم. در زندگی بارها و بارها و بارها شکست خوردهام. و درست به همین دلیل است که موفق هستم.»
💡 در اینجا میخواهم از تجربه خودم هم استفاده کنم. هر نویسندهای - صرف نظر از تعداد جوایز و موفقیتهایش - هم طعم شکست را چشیده و هم طعم موفقیتهای نسبی را. اما خوشبختانه هر کسی از شکستهایش درس میگیرد.
✍️ #کاترین_آن_جونز
📙از کتاب #راه_داستان
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh