خانۀ نویسندگان بهانش✒️
📌صد داستان محبوب مسعود فراستی ۳۱- شکسپیر: لیرشاه/ مکبث/ هملت/ ریچارد سوم/ هنری چهارم/ رویا در نی
با زدن روی هشتگ #معرفی_کتاب میتوانید به این لیست صدتایی دسترسی داشته باشید.
🔰رهبری ادبی رهبر شهید پس از انقلاب
🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل
▫️بعد از انقلاب که آیتالله خامنهای به عنوان یک حاکم و مسوول (رئیسجمهور و رهبر) مطرح بودهاند، با دیدی در مقیاس ملی و به عنوان یک مسوولیت سیاسی در اداره کشور نیز به جایگاه ادبیات توجه داشتهاند و زبان فارسی در اندیشه ایشان جایگاه دیگری دارد، زیرا زبان فارسی را یکی از ارکان هویت ملی ایرانیان میدانند.
◾️ایشان معتقدند که هویت ملی ما را دو رکن مهم تشکیل میدهد: یکی دین اسلام و دیگری زبان فارسی و البته اسلام را در همبستگی ملی مهمتر میدانند. استدلال ایشان هم این است که هنوز مردمانی در ایران هستند که فارسی نمیدانند و به این زبان صحبت نمیکنند، ولی ایرانی هستند و با بقیه مردم ایران وحدت دارند. عنصر معنوی پیوند این مردم با دیگران دین اسلام است.
🔹سرود کنونی جمهوری اسلامی نیز از اهتمامهای ایشان است. بعد از رهبری، ایشان تشخیص دادند که آن سرود قبلی که در اوایل انقلاب باعجله ساخته شد، در شأن نظام نیست و باید کار حسابشدهتری صورت بگیرد.
🔸اما ایشان در درجه دوم یک رشته پیوند نیرومند و گسترده تاریخی مهم را نیز همین زبان و ادبیات فارسی میدانند. یکی از پایههای فکری ایشان این است که نهتنها تعارضی بین عشق و علاقه به زبان و ادبیات فارسی با ایمان به اسلام نمیبینند، بلکه معتقدند این دو دست در گردن هم هستند و در طول تاریخ تعامل داشته و مثل آیینه منعکسکننده هم بودهاند. ایشان با چنین مبنای فکری سعی کردهاند کشور و ملت را از آسیب این دوگانگی که قبل از انقلاب بین ملیت ایرانی و مسلمانی بهوجود آمده بود و خیلی از روشنفکران به آن دامن میزدند، مصون بدارند.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔰رهبری ادبی رهبر شهید پس از انقلاب 🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل ▫️بعد از انقلاب که آیتالله
🔻یکی از آفات اجتماعی ما این بوده که عدهای فکر میکردند اگر طرفدار و عاشق زبان فارسی و ادبیات فارسی باشند، به معنای ملیگرایی مخالف اسلام است و عده دیگری فکر میکردند که لازمه قوت و رسوخ در مسلمانی این است که به مظاهر ملی کمتوجه باشند. مبنایی که در ذهن آقای خامنهای است و چنین جایگاه شایستهای برای زبان فارسی قائل هستند، سبب اعتدالی در برقراری رابطه بین اسلام و ایران میشود که از آثار سوء و تبعات ناشی از تعارض این دو جلوگیری میکند.
▫️«ایرانی» از نظر ایشان فردی است که عموماً هم معتقد به خدا و اسلام و پیغمبر و ائمه است و هم علاقهمند به زبان و ادبیات فارسی در همه اجزای آن.
🔹آیتالله خامنهای در بیستوسه سال دوران رهبری خود، به طُرُق مختلف سعی در تقویت زبان و ادبیات فارسی داشتهاند. به نظر بنده مهمترین عنصر و عمدهترین کاری که ایشان برای رونقبخشیدن به زبان فارسی و ادبیات فارسی کردهاند، همین سخنرانیهای فراوان صحیح و فصیحی است که ایراد کرده و با این خطبهها ارزش و اهمیت زبان را بهطور طبیعی به عموم ملت و بهخصوص تحصیلکردهها منتقل کردهاند. شاید کمتر کسی این تأثیر را ارزیابی کرده باشد.
🔸البته ما به گویندگان و سخنوران خود احترام میگذاریم، اما میتوانیم سخنرانیها و خطبههای ایشان را با بسیاری دیگر از سخنرانان مذهبی و حتی روشنفکران دیگر مقایسه کنیم. اگر کسی بخواهد صحبتهای ایشان را از طرز محاورهای و گفتاری به سبک رسمی و زبان معیار مبدل کند، زحمت بسیار کمی خواهد داشت. یعنی فعل سر جای خودش است، جمله سالم است، عبارت رها نشده و اینطور نیست که جمله با یک آهنگ و یک وجه فعلی شروع شود، اما به آخر که میرسد، متناسب با مقدمات نباشد. در حالی که این اشتباهها در سخنرانیهای دیگران فراوان دیده میشود.
🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📍 در بابِ مُنتقِد درونی
قسمت ۱ از ۲
🗝️ توصیه میکنم تا وقتی نسخۀ اول فیلمنامه کامل نشده، منتقد درونیتان را (که معمولاً صدای درونی شدهی یکی از والدین است) درون گنجه حبس کنید و فعلاً کاری به کارش نداشته باشید. گرچه این منتقد درونی در زمان مناسب سازنده و مفید است، اما میتواند به مانعی در برابر نوشتن تبدیل شود.
🗨️ مایکل جوردن میگوید:
«در دوران ورزشیام بیش از ۹۰۰۰ پرتاب را خراب کردهام. تقريباً ۳۰۰ مسابقه را باختهام. ۲۶ بار برای پرتابی که میتوانست به برد تیم ختم شود به من اعتماد کردند و ناموفق بودم. در زندگی بارها و بارها و بارها شکست خوردهام. و درست به همین دلیل است که موفق هستم.»
💡 در اینجا میخواهم از تجربه خودم هم استفاده کنم. هر نویسندهای - صرف نظر از تعداد جوایز و موفقیتهایش - هم طعم شکست را چشیده و هم طعم موفقیتهای نسبی را. اما خوشبختانه هر کسی از شکستهایش درس میگیرد.
✍️ #کاترین_آن_جونز
📙از کتاب #راه_داستان
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📍 در بابِ مُنتقِد درونی
قسمت ۲ / ۲
🏎️ جان بیشاپ نمایشنامۀ خوبی نوشت به نام «سفر بازگشت» که در هفته اول نمایش در برادوِی تعطیل شد. داستان آن درباره اتومبیلرانِ مشهوری است که با بالا رفتن سن، کمکم باختهایش در مسابقات آغاز میشود. او به شهر کوچک زادگاهش برمیگردد و یک نفر از او به خاطر باخت در مسابقۀ بزرگی که اخیراً داشته انتقاد میکند.
💥 اتومبیلران در جواب این مرد که هرگز شهر زادگاهش را ترک نکرده میگوید:
«فقط یک چیز را فراموش نکن: برای اینکه ببازی، باید اول در مسابقه شرکت کنی.»
👹 متأسفانه سروکلهی این منتقد درونی ممکن است پیش از موعد پیدا شود. در دورۀ دانشجویی نوشتن اولین نمایشنامهام را با این فکر به تعویق انداختم که «در حد آثار چخوف یا شکسپیر نمیشود؛ پس چرا اصلاً زحمت این کار را به خودم بدهم؟» که نگرش چندان سازندهای برای یک نویسنده تازهکار نیست.
🎁 بعد اتفاق مبارکی افتاد. فهمیدم دانشگاه تگزاس در اوستین مجموعه فوقالعادهای از دستنوشتههای اصلی دارد که متعلق به نویسندگان سرشناس از جمله بِکت، دیلن توماس، جورج برنارد شاو، تنسی ویلیامز و خیلیهای دیگر است. به علاوه متوجه شدم که میتوان بخشی از آنها را گرفت و در یک محل مجاز مطالعه کرد. یک کشف بزرگ و ناگهانی!
▫️ مشاهده کردم که دیلن توماس یک کلمه را بیست بار خط زده تا به کلمۀ درست برسد. به عبارت دیگر، شعر بزرگی مثل «تپه سرخس» به قلم دیلن توماس، یکباره و به طور کامل از ذهن نویسنده خارج نشده. کما اینکه ونوس بوتیچلی هم یکدفعه از دريا بيرون نیامده، بلکه بارها بازنویسی شده است. این کشف در هجده سالگی مثل یک موهبت الهی بود.
✍️ #کاترین_آن_جونز
📙از کتاب #راه_داستان
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌اتصال یک ملت به گذشته و آینده
📚ادبیات مثل آن رشتههای انتقال خصوصیات است که اصلاً وراثت و نسل را حفظ میکنند. ادبیات است که اتصال یک ملت را به گذشته خود، و فرزندی را به پدر نسلی خودش، ایجاد و حفظ و ثبت میکند.
🗓 بیانات در دیدار با اعضای «گروه ادب و هنر» صدای جمهوری اسلامی ایران، ۷۰/۱۲/۵
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 در ستایشِ «بازنویسی»
📰 یک بار در مصاحبه با مجلهٔ پاریس ریویو از همینگوی سؤال شد کارهایش را چقدر بازنویسی میکند. جواب داد: «تا چه کاری باشد. پایان رمان وداع با اسلحه، صفحه آخر آن را، سی و نُه بار بازنویسی کردم تا راضی شوم.»
🗨️ مصاحبه کننده: «مشکل تکنیکی داشت؟ چی باعث شد این طور گیر بکنید؟» همینگوی جواب داد: «یافتن کلمات مناسب.»
📝 بنابراین هر نویسندۀ قابلی وقت کافی را برای خواندن و صیقل دادن مهارت فنی و رسیدن به استادی در استفاده از واژگان صرف میکند. و به یاد داشته باشید چیزی که حذف میکنید از شکست مبراست. پی جی وودهاوس رمان نویس آمریکایی که شخصیت جیوز را برای ما به ارمغان آورده، با طنز دلنشین خود در جایی گفته: «تصور میکنم راز نویسندگی این است که نوشته خود را آن قدر زیر و رو کنید تا به چیزی برسید که فکر میکنید واقعاً خوب است، و بعد آن را دور بریزید. بهقول ارنست همینگوی: «دُردانههایت را بکش.»
💥 بهترین توصیهای که میتوانم برای بازنویسی موفق بکنم این است که توجه خود را به جزئیات معطوف کنید. داستانی که درباره همه چیز است، درباره هیچ چیز نیست. امور عام و جهانشمول در امور جزئی و خاص نهفتهاند و نه برعکس. به عبارت دیگر، درباره یک سگ ننویسید؛ بلکه درباره سگ خاصی از نژاد شِلتی بنویسید. از تحقیقات کتابخانهای، اینترنتی یا گفتگو با متخصصان آن مورد استفاده کنید.
✍️ #کاترین_آن_جونز
از کتاب #راه_داستان
#تمرین_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh