📝 درباره یادداشتنویسی
( قسمت چهارم )
زندهنگاری یا روزآمدی
⏳ «زندهنگاری، تپشمندی یا روزآمدی» از دیگر ویژگیهای یادداشت است؛ چیزی که به آن واکنشمندی، حساسیت زمانی، و اثرگذاری لحظهای میبخشد. روزآمدی یعنی تحلیل مسئلهای زنده و جاری. نویسنده بدون فوت وقت، از بین انبوهی از وقایع و اخبار، مسئلهای را مییابد که تازه و تحلیلپذیر است. تازه است؛ یعنی افکار عمومی، رسانهها و جامعه از تبوتاب آن فاصله نگرفتهاند.
🔸 اگر یادداشت در مسئلهگرایی با مقاله یکی است در این خصلت جدا میشود. مقاله، هم میتواند درنگ بیشتری بر مسائل نااکنونی داشته باشد هم در بازهی زمانی طولانی نوشته شود؛ اما یادداشت بر چیزی تمرکز دارد که اکنون داغ است، نبضش تند میزند و فرصت چندانی هم برای نوشتن ندارد.
🔹 یادداشتنویس برای پردازش مسئله روزآمد میتواند در نااکنونیها هم سیر کند و از ردپاهای تاریخی و روندهای پیشینی بهره ببرد؛ با این همه روح یادداشت در «اکنون» تنفس میکند.
🔸 روزآمدی نه امتیاز که ضرورتی ذاتی برای یادداشتنویسی است. از نظر دور نداریم که این ویژگی بهمعنای شتابزدگی نیست و نباید دقت فدای سرعت شود. عجله، دشمن تحلیل است و بیتحلیلی، آفت یادداشت. سرعت مطلوب یعنی «دقت بهموقع»؛ نه «شتاب بیجهت». نوشتن در تب التهابها، هنری است که باید با خرد و تأنی همراه باشد؛ وگرنه نویسنده یا در دام شعار میافتد یا به تکرار قرائتها یا روایتهای غالب دچار میشود؛ پس بهروزبودن، جوگیری، همآوایی یا همنوایی با امواج هم نیست.
🔹 نویسنده آگاه و بینا که قلم و علم یادداشت را به دست میگیرد در طوفان خبرها و هیاهوی شعارها، چراغ تحلیل را روشن میکند؛ چراغی که شاید تنها برای لحظهای و بر نقطهای کانونی بتابد؛ اما جهت میدهد، اصلاح میکند و بر کجیها و ناراستیها میشورد. یادداشت خوب، حتی اگر درون یا روی موج حرکت میکند، باید نگاه مستقل و نغمهی متفاوت خود را حفظ کند. نقش نویسنده در این قالب، پژواک جمعی نیست؛ بلکه گشودن زاویهای تازه برای دیدن آن چیزیست که همه دیدهاند؛ اما کمتر فهمیدهاند. نویسندهای که اهل دیدن است و نه فقط گفتن، در طوفان حادثهها چراغ کوچکی میافروزد. شاید این چراغ تنها لحظهای بتابد و فقط بخشی از ماجرا را روشن کند؛ اما همین نور کم، اگر درست افکنده شود، میتواند مسیر فکری مخاطب را تغییر دهد یا دستکم او را از انفعال نجات دهد. چهبسا در همان لحظههایی که همه سرگرم بازنشرند، کسی باید مکث کند و بکوشد چیزی را که دیگران در آینه نمیبینند او در خشت خام ببیند.
🔸 این حرکت، آغاز یادداشت است. تفاوت همینجاست: یادداشتنویس یعنی شکارچی مسئله و جستجوگر معنا در آنچه میشود نامش را اکنون گذاشت.
✍ استاد سعید احمدی
#راهنمای_نویسندگی
#یادداشت_نویسی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
✨ حقیقت بزرگی را کشف کردم!
🧓🏻 در انتظار پرشدن ماشین در ایستگاه معطل بودیم که مرد میانسالی کنار پنجره آمد و گفت: «ببخشید مزاحم میشوم، من گدا نیستم، از خودم کامیون داشتم ولی 7 ماه پیش تو جاده بهبهان چپ کردم، بیمهام هم تمام شده بود، دار و ندارم را هم باختهام، شب عیدی مجبور شدم که... ببخشید اگه ممکنه یک کمکی به من بکنید.»
🫴🏻 دروغ میگفت. راننده یک پانصد تومانی به مرد داد. مرد گفت: «دعا میکنم هیچ وقت درمانده و محتاج بقیه نشوید».
راننده گفت: «انشاءالله». شاید هم دروغ نمیگفت. من هم 200 تومان به مرد دادم.
🗓️ سه چهار روز بعد دوباره در یک ایستگاه معطل پر شدن ماشین بودیم که مرد آمد و سرش را نزدیک پنجره آورد. «آقایان سلام، خیلی عذر میخوام وقتتان را میگیرم، تو کرج تحویل دار بانکام، یعنی بودم، معاون بانک با رییس زد و بند کردند، بعدش هم با کاغذسازی همهی کاسه کوزهها را سر من و یکی دیگر شکوندند... الان هم هر جا میروم میگویند سابقهی سوء استفادهی مالی داری، بهم کار نمیدهند...»
🗣️ بقیهی حرفهای مرد را گوش نکردم. اعصابم خرد بود که چرا دفعهی قبل با آن که مطمئن بودم دروغ میگوید کلک خورده بودم. مهم 200 تومان نبود، مهم این بود که مثل یک بچه کلاه سرم رفته بود، مثل احمقها رفتار کرده بودم. و حالا خون خونم را میخورد.
🫰🏻همین موقع راننده دست کرد و یک 500 تومانی به مرد داد. مرد گفت: «انشاءالله هیچ وقت محتاج بقیه نشوید.» راننده گفت: « انشاء الله» به راننده گفتم این همانی بود که دو سه روز پیش هم آمد. راننده گفت: «بله» گفتم: «دفعه قبل یک چیزهای دیگری گفت» راننده گفت:«بله، ولی این دفعه قصهاش جالبتر شده بود.»
✍🏻 #سروش_صحت
📙 تاکسی نوشت
#داستان_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🚫 ولی حق نداری با من حرف نزنی!
📽️ خانه سبز
🎭 خسرو شکیبایی
#دیالوگ_نویسی
#عاشقانهها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💠 [امیرالمومنین (علیه السلام) میفرمایند:]
✅ هرکس این چهار صفت را از خود دور کند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دستاندرکاران و رؤسأ جامعه، هیچگاه حادثه و واقعه ناخوشایندی، متوجه او نخواهد شد:
1⃣ عجله، بدون تأنّی و دقت، تصمیمگیری کند یا کاری را اجراء نماید (عجله غیر از سرعت در عمل است).
2⃣ لجاجت، یکی از مسائل خطرناک و بلاهای دامنگیر، اصرار و پافشاری ناحق، در مسألهای است که چون این حرف را گفته و یا چنین موضعی اتخاذ کرده حاضر نیست عقبنشینی کند و لو خلاف آن ثابت شود.
3⃣ مغرورشدن و خودشگفتی، که انسان نقصها و ضعفهای خود را ندیده و احیاناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4⃣ کاهلی و سستی، کار امروز را به فردا افکندن و تأخیر انداختن.
🔻 بنده، در اثر تجربیاتی که در سالهای متمادی پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که این سخن علی (علیه السلام) واقعاً حکمت تمامی است و همه ضرر و زیانهایی که متوجه جامعه شده است در اثر این امور بوده. 🔺
🎙امام خامنهای
🗓️ (۱۳۷۸/۱۰/۲۷)
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
📌 بیتل باز بوده، وقتی هیچی مد نبود ؛)
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔍 سنجههای دوگانه در گفتمانِ زبانشناختی:
واکاوی مفهوم «باز» در ساختارهای واژگانی
✍🏻 #یادداشت_دبیر
📌 فرستهٔ پیشین، در توصیف حضرتآقا که از شناختی ستودنی نسبت به فرهنگ و موسیقی غرب برخوردارند، از ترکیب «بیتلباز» بهره جستیم. این اصطلاح، در نظام ذهنی نویسنده، حاکی از میزان انس و احاطهٔ آن اندیشمند به موضوع بود، بیآنکه بار ارزشیِ منفی در آن مستتر باشد.
📜 با این حال، نقدی از سوی یکی از خوانندگان فرهیخته دریافت شد که بر ناشایست بودن این واژه در جایگاهِ یک چنین شخصیتی تأکید داشت. همین نکته، انگیزهای برای واکاوی این مسئله در چارچوبِ علم زبانشناسی شد. در مطالعهٔ این پدیده، دو پارادایم اصلی در جامعهشناسی زبان خودنمایی میکنند:
1️⃣ رویکرد توصیفی (Descriptive Approach)
این مکتب که ریشه در آرای ویلیام لابوف دارد، زبان را پدیدهای سیال و پویا میپندارد. در این نگاه، واژهها فاقد بار ارزشیِ ذاتی هستند و معنای آنها صرفاً در بستر ارتباطی و در گفتوگوی میان گوینده و مخاطب شکل میگیرد. از این منظر، ترکیبهایی چون «بیتلباز»، «کتابباز» یا «فیلمباز» تنها بیانگر شدت علاقه و تخصص فرد در یک حوزه است و خود، نمونهای از زایایی و انعطاف زبان به شمار میروند.
2️⃣ رویکرد هنجاری (Normative Approach)
این دیدگاه که بر پایهٔ نظریهٔ «شایستگی ارتباطی» دل هایمز و نیز نظریهٔ ادب زبانی براون و لوینسون استوار است، بر تناسبِ گفتار با شرایط اجتماعی و فرهنگی تأکید میورزد. در این چهارچوب، هر واژه نه تنها حامل معنا، بلکه بازتابدهندهٔ نقش اجتماعی گوینده و انتظارات مخاطب است. بنابراین، ممکن است کاربرد ترکیبی مانند «بیتلباز» در یک بافت رسمی یا مذهبی، حتی با وجود صحت دستوری، از منظر هنجارهای اجتماعی ناشایست تفسیر شود.
⚖️ در نتیجه، میتوان دریافت که اختلاف نظر در اینگونه موارد، نه ناشی از نادرستی زبانی، بلکه برآمده از تفاوت در چارچوبهای تفسیری است. رویکرد نخست، زبان را عرصهٔ خلاقیت و نوآوری میداند و رویکرد دوم، آن را نهادینهکنندهٔ نظم و هنجارهای اجتماعی میپندارد. تمایز بنیادین اینجا میان «صلاحیت زبانی» و «شایستگی ارتباطی-اجتماعی» قرار دارد.
▫️و این قلمورزی، برآمده از همان نکتهسنجی بود؛ از همان دقتی که بر پیکرهی شأن علما نشسته بود. باید سپاس گفت از این نگاهِ تیزبین که مرا واداشت در این گذرگاه زبان بایستم و دو سرای متمایز را بازشناسم.
🌱 راست آن است که این نقد، خود گواه زنده بودن جامعه است؛ نشان میدهد که زبان برایمان نفس میکشد و واژهها وزن و جایگاه خود را دارند. چنین حساسیتهایی را باید پاس داشت؛ چرا که همین نقدهاست که پنجرههای تازه میگشاید و قلم را به راهی تازه میخواند. پس پاینده باد آن نگاهِ روشنگر که چراغ این جستار شد.
#فلسفه_هنر
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
قلم، بار دیگر در مشقت؛ قلمی که بر صفحهٔ سپید، رنج سطرها را به جان خرید.
برادر عزیزم جناب آقای جواد جعفری
"تمهیدات اندیشه" ساختن پلی از «سؤال» به «ساحت» بود؛ بنیادی که سنگبهسنگ آن را بر مبانی استوارِ پرسش نهادید. هر سطرش، زیستجهانی است برای اندیشه تا در آن اقامت کند و طرحی نو درافکند.
قلمتان را میستاییم؛ تیشهای که بر سنگلاخهای یقینِ خفته فرود آمد تا چشمهای از شکوهِ پرسش جاری شود. این کتاب، پایان راه نیست؛ آغازی بر گذر از مبانی است.
برای گامهای بعدی، روشنی و توان آرزومندیم.
دبیر خانهٔ نویسندگان بهانش
#افتخارات_باشگاه_نویسندگان
#معرفی_کتاب
#گزارش_دبیر
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از خانۀ نویسندگان بهانش✒️
📣 خانۀ نویسندگان بهانش برگزار میکند.
📚 سلسله جلسات «خوانش ادبی»
با حضور استاد سعید احمدی
(ویراستار، داستاننویس و مدرس نویسندگی)
✓ بیان شیوهها و اصول نگارش حرفهای
✓ تبیین رسالت اهل قلم و نویسنده متعهد
✓ با تطبیق و محوریت کتاب گلستان سعدی
🗓️ دوهفته یکبار، یکشنبهها
🕰️ رأس ساعت 16
📍 نگارستان اشراق
جهت ثبتنام، عضویت در گروه و اطلاع از برنامهها از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:
🔗 https://survey.porsline.ir/s/RLUtzBSW
#خوانش_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh