eitaa logo
‌ ✒️ باران قلم ✒️
720 دنبال‌کننده
324 عکس
14 ویدیو
1 فایل
✅ با شاعران ✅ با ادیبان ✅ در مسیر نویسندگی 🌺 نَم‌نَم‌هایِ ذهن و دل را نیز اینجا می‌نگاریم تا با نگاهِ زیبای‌تان پیوند بخورد 🌺 مشتاق نظرات و آسمانِ نگاه‌تان هستم: @Aftabehazer
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸انگشتر تقوا گاهی برای دانستن معنای واژه‌ای باید در لغت‌نامه‌ها، فرهنگ‌لغت‌ها و گاهی در موتورهای جست‌وجو رفت‌و‌آمدی کرد؛ این‌گونه می‌توان به معنای کلمه‌ای پی برد. مثلاً کلمه تقوا؛ در فرهنگستان فارسی به معنی پرهیزکاری و ترس از خدا معنا می‌شود؛ به عبارت دقیق‌تر، در کتاب ده گفتار استاد مطهری پیرامون تحلیل معنای تقوا چنین مضمونی آمده است؛ تقوا در اصل به معنی خود‌‌نگه‌داری است نه ترس یا پرهیزکاری؛ هرچند‌ که لازمه خود‌نگه‌داری و ضبط نفس، پرهیز کردن و لازمه پرهیز کردن نیز ترس است؛ پس می‌توان گفت در اکثر ترجمه‌ها تقوا به لازمه خود معنا شده نه به اصل خود. اما آیا معناهایی که برای کلمات ارائه می‌شود، گویایِ معنای حقیقی و واقعی تمام کلمات است؟ صرف تورق در فرهنگ ‌لغت و یافتن معنایی، نمی‌تواند تمام زیبایی، شأن و حقِ کلمه‌ای را ادا کرده باشد؛ بلکه برخی معناها در برخی موارد بر ابهام کلمات افزوده‌اند. اینکه حقیقت همه واژه‌ها، با واژه‌ها دست‌یافتنی است، فقط یک ادعایِ نگارشی می‌تواند باشد، نه یک ادعای حقیقی و ناطق؛ لغت‌نامه‌ها معنای صامت‌اند اما معنای ناطق جای دیگری است. در مورد همین کلمه تقوا باید به معنای ناطق مراجعه کرد نه معنای صامت؛ معنای ناطق آن است که «ضَربَتُهُ یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین» ضربِ شمشیرش برتر از عبادت تمام جن و انس است؛ معنای ناطق آن است که شب‌هنگام برای نجات خاتم پیامبران از جان عزیزش دریغی ندارد؛ آن است که برای حفظ امت اسلام در مقابل دشمنان منافق سکوت می‌نماید و تقوا وقتی معنا می‌یابد که در نماز انگشتر را به نیازمند بدهی؛ حتی نان شبت را هنگام افطار. تقوا از آن تک‌واژه‌هایی است که کتاب‌ها و لغت‌نامه‌ها از معنای آن عاجز مانده‌اند و نهایت زورشان نشان دادن کلمه‌ای در مقابل کلمه‌ای برای رفع ابهام باشد. به‌راستی کلمه‌ای مانند تقوا با آن همه عمقِ معنایی را چگونه می‌توان با یک کلمه معنا کرد؟! آن زمان که لغت‌نامه می‌نویسد: تقوا یعنی ترس؛ اما نمی‌داند که نترسیدن و در بستر خوابیدن، عین ترس از خداست. بنابراین لغت‌نامه‌ حقیقی در معنای تقوا، عرصه خارجی و واقعی است؛ زین پس فرهنگ‌نامه‌ها نباید جرأت بر معنای کلمه‌ای یابند که یارایِ تبیین آن را ندارند. در برابر کلمه تقوا باید یک کلمه نوشت؛ تقوا همان «علی» است. ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
☀️دعا أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لِی يَا مُيَسِّرُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلْ لَمْ يُعْطَ شَيْئاً فَسَلْ تُعْطَ يَا مُيَسِّرُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَابٍ يُقْرَعُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ‏ اصول کافى جلد 4 صفحه: 211 روایة: 3 ترجمه : میسر بن عبد العزیز گوید: حضرت امام صادق علیه السلام به من فرمودند: اى میسر دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عزوجل منزلت و مقامى است که بدان نتوان رسید جز به درخواست و مسئلت، و اگر بنده‏‌اى دهان خود ببندد و درخواست نکند چیزى به او داده نشود، پس درخواست کن تا به تو داده شود، اى میسر هیچ درى نیست که کوبیده شود جز اینکه امید آن رود که بر کوبنده باز شود. https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸نجوای قدر در شب‌های قدر، قدردان خدا هستم. این شب‌ها حاجت می‌خواهم، اما قبل از آن پوزش می‌خواهم، از خدایی که آن هنگام که غرق در تقصیر بودم، او مرا غرق در نعمت کرد؛ عذرخواهِ مالکی هستم که تقصیراتم از ملک او نکاست. اگر به کوتاهی‌ها و تقصیرهای من نگاه کنی، این منم که مستحق عقابم؛ اما اگر به رحمت و حلم تو نگاه کنم، این تویی که می‌توانی دریاهای اشتباه را ببخشی و بپوشانی. یا رب، مرا از رحمتت ناامید برمگردان. ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸زهد راستین زهد را نه آن فقیرِ با‌ ریا دانست و نه آن اسراف‌کارِ بی‌ریا. نه فقیر‌ کوخ‌نشین دانست نه ثروتمند کاخ‌نشین. زهد را امیر نجف دانست و بس. امیرالمؤمنین علیه‌ السلام فرمودند: «اَلزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ اَلْقُرْآنِ قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ مَنْ لَمْ یَأْسَ عَلَى اَلْمَاضِی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالْآتِی فَقَدْ أَخَذَ اَلزُّهْدَ بِطَرَفَیْهِ؛ تمام زهد میان دو کلمه از قرآن قرار دارد؛ خداوند سبحان فرمود: تا بر آنچه از دستتان رفت اندوه نخورید، و بر آنچه به شما رسیده شاد و دلخوش نگردید؛ پس هر آن که بر گذشته اندوه نخورد و به آینده شاد نگردد، هر دو سوی زهد را یافته است.» نهج‌البلاغه، حکمت ۴۳۹ و این همان معنای «سوارِ بر دنیا بودن» است، نه «سواری دادن به دنیا». ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
با سلام ارسال مطالب کانال با درج و حفظ لینک آن بلامانع است. با تشکر. 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🔸نجوای قدر در شبی که روشنایی است در پیشگاه او حاضر می‌شوم؛ تا جرعه‌ای از آبِ حیات، به جان و دل مرده‌ام ارزانی دارد. نه عملی، نه توشه‌ای و نه گوشه‌ای دارم؛ این‌هنگام در می‌زنم مانند سائلی فقیر و حقیر؛ چه در را به رویم باز نمایی و چه برای آوازم ناز نمایی؛ جای دیگر ندارم؛ همین‌جا می‌نشینم تا جرعه حیاتم دهی و مرا رهسپار دریا کنی. ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸بهانه‌ای به نامِ «اختیارات رئیس‌جمهور» «به دونده‌ای گفتند: اگر جامی در کار نیست، چرا این‌قدر می‌دوی؟ جواب داد: برای سرگرمی و تفریح!» قوه مجریه یکی از میدان‌هایی است که اگر با تلاش و تدبیر همراه شود می‌تواند از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین بخش‌ها در جهت بهبود فرهنگ و اقتصاد یک جامعه باشد؛ آن هنگام که قبل از ورود به این عرصه با ساز و کار و‌ حوزه اختیارات آن واقف بود. چند‌ سالی است که بهانه‌ای با نام اختیارات ریاست‌جمهوری دستاویز خوبی برای فرار از بی‌تدبیری‌ها و بی‌عرضگی‌هایِ مدیریتی شده است؛ می‌گویند رئیس‌جمهور هیچ‌کاره است و یا اختیاراتش بسیار محدود است! «زهی خیال باطل». اما سؤال اساسی اینجاست؛ اگر اختیارات رئیس قوه مجریه در مدیریت اجرایی کشور و عزل و نصب‌ها، اختیاری هیچ‌وپوچ است، پس چرا کاندیدای ریاست می‌شوید، و اگر اختیاراتش محدود است، پس چرا شعارهای نامحدود و ریشه‌ای می‌دهید؛ بنابراین یا دروغ می‌گویید و یا بی‌اطلاع هستید؛ اگر هم نه دروغ است و نه بی‌اطلاعی، پس به دنبال قدرت‌ و مقام هستید؛ در هر فرضی شما محکومید، و حرفتان باطل. بلکه به عکس، ریاست‌جمهوری دارای بیشترین، تأثیرگذارترین و بی‌واسطه‌ترین مدیریت‌ها در کشور است. همان‌طور که در قانون اساسی به همین مطلب تصریح شده است؛ از این رو به سه اصلِ مهم قانون اساسی مرتبط با موضوع بحث اشاره خواهیم کرد: «۱: اصل‏ یکصد و سیزدهم: پس‏ از مقام‏ رهبری‏ رئیس‏‌جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ مستقیماً به‏ رهبری‏ مربوط می‏ شود، بر عهده‏ دارد. ۲: اصل یکصد و بیست و ششم: رئیس‌جمهور مسئولیت امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور را مستقیماً بر عهده دارد و می‌تواند اداره آنها را به عهده دیگری بگذارد. ۳: اصل یکصد و بیست و هشتم: سفیران به پیشنهاد وزیر امور خارجه و تصویب رئیس‌جمهور تعیین می‌شوند. رئیس‌جمهور استوارنامه سفیران را امضا می‌کند و استوارنامه سفیران کشورهای دیگر را می‌پذیرد.» بنابراین افرادی که تمایل به کاندیداتوری و حضور در صحنه رقابت قوه مجریه دارند، هم‌اکنون به قانون اساسی نگاهی بیندازند تا اگر اختیارات رئیس‌جمهوری را در حد‌ و اندازه‌های تغییر شرایط کنونی نمی‌بینند، بی‌‌جهت وارد میدان رقابت نشده و عمرگران‌بهای خود و مردم را تلف نکنند. ✍ علی کردانی ۱۴۰۰ https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸عاشقانه‌های سجده بندگی پرنورترین و باارزش‌ترین لحظه‌های بودن است؛ بودن و سرودن؛ ماندن‌ و رفتن‌؛ کم‌امیدی و پرامیدی؛ خلوت و رحمت؛ تمام این‌ها هنگام عبادت و بندگی تجلی می‌یابد. اما آن‌چه دل را می‌رباید و قابِ بندگی را تمام‌زیبا نشان می‌دهد، افتادن و خود را ندیدن است، همان حالتی که در نماز و جز نماز نیز اتفاق می‌افتد. سجده نعمتی از خدا برای بنده است که در خلوت‌گاه عشق وجود خود را به زیر اندازی و خود را در برابر معبودِ والا پایین ببینی و در آن حال است که دیگر خود را نمی‌بینی؛ نه اینکه تو نیستی یا وجود حقیقی نداری، بلکه هستی، اما هستت رحمت و نیستت حکمتی از سوی اوست؛ پس لایق افتادن و کُرنش ‌است. به راستی که او ستودنی است و طعم ستایشش را در سجده های عاشقی می‌توان چشید. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸حکایت همچنان باقی است ماه‌ها مانند ابرها درگذرند؛ آرام و با احساس؛ همانند آسمان‌ها متفاوت‌اند، گاهی آهسته، گاهی به سرعت، گاهی خسته، گاهی بارانی، گاهی نورانی؛ نمی‌دانم شاید آسمان عکس‌العملی از رفتار انسان‌ باشد، آن‌جا که صالحان هستند می‌بارد، آن‌جا که صالحان نیستند، می‌گذرد. مانند آسمان ماه‌ها هستند، گاهی باران رحمت‌اند، گاهی ابرهای حرکت‌ و گاهی نقمت می‌شوند؛ نقمت نه ماه، بلکه راه است، راهی که همواره در آن گام می‌نهی؛ گاهی هموار و گاهی پست و بلند است. رمضان ابری زیبا و مهمانی ناخوانده بود که از بالای زمین می‌گذشت؛ گاهی به ما نگاه می‌کرد، گاهی صدایمان می‌کرد و گاهی دعایمان می‌کرد؛ دعایش آمرزش‌خواهی بود؛ آمرزش برای غافلان رحمت؛ رحمتی که می‌بارید، تنها باید چتر نفس را از زیر باران بر‌می‌داشتی، تا رحمت را در دلت می‌کاشتی؛ برخی باران دیدند اما باران نخواستند. برخی سود بردند و برخی گول خوردند؛ گول اینکه لحظه‌های ماندن و خواندن همیشگی است، ناگهان مرگی از پشت دیوار می‌آید! عده‌ای هم دعاها خواندند، اجابت‌ها شنیدند، با دستانی دادند، از دستانی گرفتند، العفوها گفتند و یا عبدها شنیدند؛ پس سودها بردند. این ماه هم تمام می‌شود اما باز بندگان او نجواها و نواها دارند و باز غافلان فردا فردا می‌کنند. خوب‌ها مثل همیشه دنبال خوب‌تر شدن می‌روند و بدها دوباره امروز و فردا می‌کنند. سحاب رحمت به ایستگاه آخر رسید و افسوس من آهی بی‌ثمر ماند. حکایت همچنان باقی است. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸