eitaa logo
‌ ✒️ باران قلم ✒️
720 دنبال‌کننده
324 عکس
14 ویدیو
1 فایل
✅ با شاعران ✅ با ادیبان ✅ در مسیر نویسندگی 🌺 نَم‌نَم‌هایِ ذهن و دل را نیز اینجا می‌نگاریم تا با نگاهِ زیبای‌تان پیوند بخورد 🌺 مشتاق نظرات و آسمانِ نگاه‌تان هستم: @Aftabehazer
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸نجوای قدر در شبی که روشنایی است در پیشگاه او حاضر می‌شوم؛ تا جرعه‌ای از آبِ حیات، به جان و دل مرده‌ام ارزانی دارد. نه عملی، نه توشه‌ای و نه گوشه‌ای دارم؛ این‌هنگام در می‌زنم مانند سائلی فقیر و حقیر؛ چه در را به رویم باز نمایی و چه برای آوازم ناز نمایی؛ جای دیگر ندارم؛ همین‌جا می‌نشینم تا جرعه حیاتم دهی و مرا رهسپار دریا کنی. ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸بهانه‌ای به نامِ «اختیارات رئیس‌جمهور» «به دونده‌ای گفتند: اگر جامی در کار نیست، چرا این‌قدر می‌دوی؟ جواب داد: برای سرگرمی و تفریح!» قوه مجریه یکی از میدان‌هایی است که اگر با تلاش و تدبیر همراه شود می‌تواند از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین بخش‌ها در جهت بهبود فرهنگ و اقتصاد یک جامعه باشد؛ آن هنگام که قبل از ورود به این عرصه با ساز و کار و‌ حوزه اختیارات آن واقف بود. چند‌ سالی است که بهانه‌ای با نام اختیارات ریاست‌جمهوری دستاویز خوبی برای فرار از بی‌تدبیری‌ها و بی‌عرضگی‌هایِ مدیریتی شده است؛ می‌گویند رئیس‌جمهور هیچ‌کاره است و یا اختیاراتش بسیار محدود است! «زهی خیال باطل». اما سؤال اساسی اینجاست؛ اگر اختیارات رئیس قوه مجریه در مدیریت اجرایی کشور و عزل و نصب‌ها، اختیاری هیچ‌وپوچ است، پس چرا کاندیدای ریاست می‌شوید، و اگر اختیاراتش محدود است، پس چرا شعارهای نامحدود و ریشه‌ای می‌دهید؛ بنابراین یا دروغ می‌گویید و یا بی‌اطلاع هستید؛ اگر هم نه دروغ است و نه بی‌اطلاعی، پس به دنبال قدرت‌ و مقام هستید؛ در هر فرضی شما محکومید، و حرفتان باطل. بلکه به عکس، ریاست‌جمهوری دارای بیشترین، تأثیرگذارترین و بی‌واسطه‌ترین مدیریت‌ها در کشور است. همان‌طور که در قانون اساسی به همین مطلب تصریح شده است؛ از این رو به سه اصلِ مهم قانون اساسی مرتبط با موضوع بحث اشاره خواهیم کرد: «۱: اصل‏ یکصد و سیزدهم: پس‏ از مقام‏ رهبری‏ رئیس‏‌جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ مستقیماً به‏ رهبری‏ مربوط می‏ شود، بر عهده‏ دارد. ۲: اصل یکصد و بیست و ششم: رئیس‌جمهور مسئولیت امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور را مستقیماً بر عهده دارد و می‌تواند اداره آنها را به عهده دیگری بگذارد. ۳: اصل یکصد و بیست و هشتم: سفیران به پیشنهاد وزیر امور خارجه و تصویب رئیس‌جمهور تعیین می‌شوند. رئیس‌جمهور استوارنامه سفیران را امضا می‌کند و استوارنامه سفیران کشورهای دیگر را می‌پذیرد.» بنابراین افرادی که تمایل به کاندیداتوری و حضور در صحنه رقابت قوه مجریه دارند، هم‌اکنون به قانون اساسی نگاهی بیندازند تا اگر اختیارات رئیس‌جمهوری را در حد‌ و اندازه‌های تغییر شرایط کنونی نمی‌بینند، بی‌‌جهت وارد میدان رقابت نشده و عمرگران‌بهای خود و مردم را تلف نکنند. ✍ علی کردانی ۱۴۰۰ https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸عاشقانه‌های سجده بندگی پرنورترین و باارزش‌ترین لحظه‌های بودن است؛ بودن و سرودن؛ ماندن‌ و رفتن‌؛ کم‌امیدی و پرامیدی؛ خلوت و رحمت؛ تمام این‌ها هنگام عبادت و بندگی تجلی می‌یابد. اما آن‌چه دل را می‌رباید و قابِ بندگی را تمام‌زیبا نشان می‌دهد، افتادن و خود را ندیدن است، همان حالتی که در نماز و جز نماز نیز اتفاق می‌افتد. سجده نعمتی از خدا برای بنده است که در خلوت‌گاه عشق وجود خود را به زیر اندازی و خود را در برابر معبودِ والا پایین ببینی و در آن حال است که دیگر خود را نمی‌بینی؛ نه اینکه تو نیستی یا وجود حقیقی نداری، بلکه هستی، اما هستت رحمت و نیستت حکمتی از سوی اوست؛ پس لایق افتادن و کُرنش ‌است. به راستی که او ستودنی است و طعم ستایشش را در سجده های عاشقی می‌توان چشید. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸حکایت همچنان باقی است ماه‌ها مانند ابرها درگذرند؛ آرام و با احساس؛ همانند آسمان‌ها متفاوت‌اند، گاهی آهسته، گاهی به سرعت، گاهی خسته، گاهی بارانی، گاهی نورانی؛ نمی‌دانم شاید آسمان عکس‌العملی از رفتار انسان‌ باشد، آن‌جا که صالحان هستند می‌بارد، آن‌جا که صالحان نیستند، می‌گذرد. مانند آسمان ماه‌ها هستند، گاهی باران رحمت‌اند، گاهی ابرهای حرکت‌ و گاهی نقمت می‌شوند؛ نقمت نه ماه، بلکه راه است، راهی که همواره در آن گام می‌نهی؛ گاهی هموار و گاهی پست و بلند است. رمضان ابری زیبا و مهمانی ناخوانده بود که از بالای زمین می‌گذشت؛ گاهی به ما نگاه می‌کرد، گاهی صدایمان می‌کرد و گاهی دعایمان می‌کرد؛ دعایش آمرزش‌خواهی بود؛ آمرزش برای غافلان رحمت؛ رحمتی که می‌بارید، تنها باید چتر نفس را از زیر باران بر‌می‌داشتی، تا رحمت را در دلت می‌کاشتی؛ برخی باران دیدند اما باران نخواستند. برخی سود بردند و برخی گول خوردند؛ گول اینکه لحظه‌های ماندن و خواندن همیشگی است، ناگهان مرگی از پشت دیوار می‌آید! عده‌ای هم دعاها خواندند، اجابت‌ها شنیدند، با دستانی دادند، از دستانی گرفتند، العفوها گفتند و یا عبدها شنیدند؛ پس سودها بردند. این ماه هم تمام می‌شود اما باز بندگان او نجواها و نواها دارند و باز غافلان فردا فردا می‌کنند. خوب‌ها مثل همیشه دنبال خوب‌تر شدن می‌روند و بدها دوباره امروز و فردا می‌کنند. سحاب رحمت به ایستگاه آخر رسید و افسوس من آهی بی‌ثمر ماند. حکایت همچنان باقی است. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔸تفکر یکنواخت سبب بی‌اطلاعی از دیر‌باز خط فکری داشتن، یک مسئله مرسوم و بدیهی در انسان‌ها بوده؛ هرچند که خطوط فکری افراد و جناح‌ها به این فراوانی و دقت نظر امروز مورد بررسی نبود؛ اما به هر حال آزادیِ اندیشه در مسایل «اجتماعی-فرهنگی-سیاسی» و عقیده‌ای داشتن جزوِ لوازم انسانیت و اتخاذ راه است. بی‌تردید که انسان‌ در هر حوزه‌ای با گونه‌ای از تفکر رشد می‌کند و یا در حال رشد‌ است؛ به همین علت انسان‌ها در مواجهه با مسایل مختلف اجتماعی بی‌آنکه به این مسئله التفاتی داشته باشند از رهگذرِ تفکراتِ ساخته‌ و پرداخته‌شان به موضوعات می‌نگرند؛ و کم‌اند کسانی که بتوانند و بخواهند، یا به عبارت بهتر: این قدرت را داشته باشند تا از دایره افکار خویش رهایی یابند و گاهی به موضوعات گوناگون از پنجره‌ای غیر از پنجره فکری خود نگاه کنند. به هر حال انسان مختار است؛ و اگر نتواند قدرتِ «تعقّل و همه‌جانبه‌نگری» را در خود ایجاد نماید، از محاسنِ تفکرات دیگران باز ‌می‌ماند و دنیا و حوادث آن را همیشه با یک دید تعریف می‌کند؛ چنین چیزی موجبِ «احتباس فکری و یک‌جانبه‌گری» است؛ به این سبب افرادی با این مختصات، در بی‌اطلاعی و عدم پیشرفت به سر می‌برند؛ یکنواخت و با یک شاقول به مسایل می‌نگرند؛ از این رو در کشاکشِ نزاع‌ها، اختلاف‌ها و جریان‌هایِ گوناگونِ اجتماعی نمی‌توانند همراهی مناسب و موفقی داشته باشند؛ البته که پس از تحقیق و دانستنِ استدلالیِ راهی، باید با همان شاقول پیش رفت؛ اما اکثر آدم‌ها قبل از آنکه با نظرات مختلف به‌طور دقیق و کارشناسانه آشنا شوند، به شاقول فکری خود تعصب می‌ورزند و این مسئله موجب می‌شود هیچ‌وقت درهای بیشتر و بالاتری در زندگی و سیر تحوّل فکری آن‌ها نمایان نشود و به یکنواختی فکری، بی‌اطلاعی و پس‌رفت خود، ضریب بالا دهند. ✍ علی کردانی https://eitaa.com/joinchat/2705195117Cd4879425c9 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻گلایه‌های اجتماعی (۱) 🔸چرخ زندگی چرخی که می‌چرخید، هُلی که هُل نبود، جسمی که خم بود، نگاهی که پایین بود، امیدی که می‌وزید، بی‌ریا و باخدا، سکوتی که فریاد بود، خدایی که تنها بود. این‌ها قصه نبود، غصه بود؛ بخشی از سکانس نان حلال. گاری‌پیاده‌ای که چهار چرخ گاری‌اش تمام چرخ‌های امیدش بود؛ چرخ‌هایی که کوچک بود اما بار بزرگ زندگی را به دوش می‌کشید. حالش از زمانه گله داشت اما بر زبانش گله‌ای نبود، خسته بود اما حرکت و برکت داشت. در تاریکی‌های دنیا و درختان بی‌آب، مردی آرام هُل می‌داد، گاری‌اش را نه آدمیان را. دستانش بی‌قلم بود؛ اما داستانش پُر قلم. در ناامیدی بسی امیدی هست، آن‌جا که راهت به کارِ خودت باشد؛ نمی‌گویم بی‌غصه بود، اما قصه جوانان شهر شد، هنگامی که خانه‌اند. آقای گاری از میدان روح‌الله به معلم می‌رسد؛ تا هم روحی بدمد و هم آموزگار ما باشد؛ آموزگار جوان‌هایی که بر زبان گله‌ها دارند اما دستانشان داستانی ندارد. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔸صمیمیت در خدمت آموزش آموزش از ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین نیازهای بشر است؛ به طوری‌که اگر آموزگاران و آموزش‌دهندگان به صورت شبانه‌روزی برای تمهید و تدارک پایه‌ها و فضاهای آموزشی تلاش کنند، گزافه نیست اگر بگوییم، هنوز هم کارهایِ نیمه‌تمام بر جای می‌ماند. از اتفاق‌های خوبی که به تجربه ثابت شده، «همراهی صمیمت و آموزش» جهت کشف استعدادها و دعوت از آنان در وسط میدان است؛ میدان‌هایی که خالی مانده، و یا اگر پُر است، اما دُر نیست. دُرهایی که هستند اما مسئولانی که نیستند؛ نیستند تا جوانِ حزب اللهیِ میدان‌دار و میدان‌خواه را بیابند؛ اگر هم کسانی دغدغه کشف استعدادهایِ نوجوانان و جوانان را دارند، اما به دنبالِ آموزشی عاری از تواضع و صمیمیت هستند؛ در انتها کاری ابتر و رشدهایی ناقص تولید می‌شود. در گروه‌ها و تشکل‌هایی که آموزش هست اما صمیمیت نیست، تلاش هست اما تقوا نیست، نتیجه‌ها همواره عکس می‌شوند و عکس‌ها همواره پر تنش. مقصود از صمیمیت، کنار رفتن احترام، ادب و اخلاق نیست؛ بلکه آمدنِ تقوا، تواضع و خودبین نبودن است؛ چرا که مفاهیمِ تقوا، تواضع و اخلاص از واژه «صمیمیت» تراوش می‌شوند. صمیمیتی به این معنا، همواره باید در خدمت آموزش قرار بگیرد، تا موتور محرک آن و اعضای آن باشد؛ صمیمیتی که به نظر می‌رسد می‌توان سراغ آن را در گعده‌های مدادالفضلاء گرفت. : از برگزاری سلسله نشست‌های نویسندگان، ایجاد فرصت‌های آموزش و تبادل اندیشه‌ها در فضایی صمیمی، از دست‌اندرکاران و دلسوزانِ عرصه قلم و رسانه صمیمانه سپاسگزاریم. ان‌شاءالله برگزاری این نشست‌ها در آینده‌ای نزدیک پُلی برای موفقیت‌ها شود. ✍ علی کردانی @baraneghalam 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸