حالِ مرا از نوشتههایم نخواهی فهمید
من پشتِ کلمههایی که ننوشتهام، خواهم گریست.
فراغِ تو، تنها یک دلتنگی نبود؛
حسِ گم کردنِ بخشی از خودم بود،
بخشی که هرگز نمیتوانست بدونِ دیگری، کامل باشد...
در غمت، گر جان به دشواری دهم، معذور دار
زآنکه دل تنگ است و آسان بر نمیآید نفس
بَــرقِنگــاه.
صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم؟
ماه بیجا بکند مثل ِ،تو زیبا،بشود:)
آمدمخیر ِسرم درس بخوانم،دوسه خط ؛
قهوهیِ چشم تو پاشید به دفتر نگذاشت