8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فردی که کنارپهلوی ایستاده میدونید کیه؟👊😡👊
✊✊مرگ برنفوذی وطن فروش بی رگ وبی شرف
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
❌کپی امینه حرام پیگردقانونی دارد حتی بانام نویسنده امینه کپی نشه راضی نیست نویسنده❌ #امینه #پارت_
❌کپی امینه حرام پیگردقانونی دارد حتی بانام نویسنده امینه کپی نشه راضی نیست نویسنده❌
#امینه
#پارت_۷
ها و هدیه هایی پیش بینی میکنند، کمال تشکر را دارم ، منتهاگویا در کلاس ما، برای
معرفی رتبه برتر اشتباهی صورت گرفت ه و من رتبه ی دوم کلاس هستم و همانجا هدیه را به صاحب اصلی اش که کسی جز حیدر نبود ،تقدیم کردم، فقط دعا
میکردم ،وقتی بالای سن می آید مثل روز اول، برای دفاع از حقوق شیعیان،رجز خوانی
نکند، چون اینجا تمام مسؤلین دانشگاه حضور داشتند و بی شک ،هرگونه اعتراض از
طرف حیدر ،بدون چشم پوشی ،نمی ماند و عواقب بدی برای او در پی داشت
خوشبختانه ،حیدر بدون اینکه حرفی بزند ،البته با اصرار زیاد من، هدیه را گرفت و وقتی که همقدم با هم از پله های جایگاه ،پایین می آمدیم ، لبخندی محجوبانه زد و گفت :
ممنون از حرکت زیبایتان، این هد یه هم اگر اصرار نمی کردید ،هرگز دریافت نمی کردم
،اخر در مرام ما نیست که جایزه دیگری را از دستش در آوریم،
من هم لبخندی زدم و گفتم :در مرام ما هم چنین نیست و به خاطر همین نخواستم ،آنچه
که مال دیگریست ،به نام من بخورد
وبا این حرفم ،سرم را بالا گرفتم و نگاهم با نگاه حیدر ،برای اولین بار به هم گره خورد
و من در نگاه حیدر،این پسر زیبا و سربه زیر ،گرمی چیزی را حس کردم که مدتها در
وجودم ،بی صدا شعله می کشید و اینک که در خانه ی خودم هستم، هنوز حس شیرین
آن در وجودم مستدام است
هنگام آمدن به ریاض ، عادل، که تمام حرکات مرا زیر نظر داشت و مطمئنا از علاقه
ی من ،به حیدر هم بو برده بود ، درست زمانی که با ساکی در دست ،منتظر رسیدن
آژانس بودم، ماشینی باشیشه های دودی و گرانقیمت جلویم ترمز کرد
ناخوداگاه خودم را کنار کشیدم و در کمال تعجب دیدم که راننده از ماشین پیاده شد و درب عقب را برایم باز کرد و وقتی نام مرا با احترام صدا کرد تا بنشینم،متوجه شدم که
مخصوصا برای من ایستاده و وقتی سرم را خم کردم و عادل را داخل ماشین دیدم،
فهمیدم که موضوع از چه قرار است
همانطور که عقب عقب میرفتم، گفتم :من منتظر کسی هستم،بفرمایید
عادل خودش را نزدیک درب کشید وگفت :بفرمایید..تعارف نکنید ، من میدانم که شما
عازم ریاض هستید، منزل ما هم در ریاض است، افتخار همراهی نمی دهید بانوی زیبا؟
با حالت ی که تنفر از آن میبارید ،نگاهش کردم و یکباره از دهانم بیرون پرید و گفتم :
منتظر برادرم هستم، اگر به آبروی خود علاقمندید ،سریعا از اینجا دوشوید،چون
برادرم صابر ،روی من خیلی تعصب دارد و مطمئنا اگر بفهمد مزاحم خواهرش شدید،
بی توجه به عنوان و لقب و وابستگی شما به خاندان سلطنتی ،برخورد بدی با شما خواهد کرد.
انگار این تهدید من کارساز واقع شد که در ثانیه ،درب بسته و فرمان حرکت صادرشد
نفسی به راحتی کشیدم و از اینهمه خودخواهی و پستی و ریای این جماعت، حالم به هم میخورد
نگاهم را به آینه ی روبه رویم دوختم و د وباره در عالم افکارم غرق شدم و کم کم
پلکهایم سنگین شد و به خوابی عمیق فرو رفتم.
❌کپی امینه حرام پیگردقانونی دارد حتی بانام نویسنده امینه کپی نشه راضی نیست نویسنده❌
#امینه
#پارت_۸
سروصدای زبیده کل خانه را گرفته بود و دق دلی اش را بر سر ناریه خالی میکرد ،
ناریه زن زیرک و مکاری بود که سالها در خانه ی زبیده کار میکرد و در بیشتر جنایات
خانمش ،شریک بود و گاهی راه بلد او هم میشد ناریه با صبر و حوصله تمام حرفهای زبیده را میشنید و چون رگ خواب او را می
دانست ،با لحنی متملقانه گفت :خانم جان، کمتر حرص بخورید، اصال این موضوع
ارزش آن را ندارد که اعصاب خودتان را به هم بریزید، خوب میدانید به لطف دستهای
سحرانگیز ما ، دیگر هوویی به نام نرجس، برای شما وجود ندارد، حاال آقای خانه بعد از
ماه ها دوری از دخترش ،رفته به او سری بزند اتفاق خاصی نیافتاده که
زبیده که مانند ماری زخمی به خود می پیچید ،به سمت ناریه دندان قروچه ای رفت و
گفت :خفه شو ناریه....این... موضوع کوچکی ست که عبدالقادر بعد از چندین روز
مسافرت ،فقط خبر آمدنش را به من که خانم خانه اش و مادر پسرانش هستم،میدهد و سراز پا نشناخته ، به محض ورود به ریاض،نزد عزیز دردانه و دختر یکی یک دانه
اش میرود؟ !آنهم زمانی که می داند ،امشب قرار است برای خواستگاری پسر کوچکمان
صابر ،به منزل ،شاهزاده ی سعودی برویم ....آخر من چقدر دق دلی باید بکشم ،تا
مادرش زنده بود ،یک روز عبدالقادر را سایه ی سرم نمیدانستم ،درست است بیشتر
اوقات ،جسمش در کنار من بود اما خوب میدانم که روحش در خانه ی هوویم سیر
میکرد، با چه نقشه ها و چه زحمتی اون زن جادوگر را از سر راه برداشتیم ،نمی دانستم
که دخترش راه مادر را ادامه میدهد و کلا عبدالقادر را از خانه ی من گریزان می نماید
❌کپی امینه حرام پیگردقانونی دارد حتی بانام نویسنده امینه کپی نشه راضی نیست نویسنده❌
#امینه
#پارت_۹
ناریه دوباره با لبخندی گشاد که دندانهای سفیدش را در صورت سیاهش به تصویر می
کشید گفت :نگران نباشید بانوی من، وقتی که امشب به خواستگاری رفتید و به امید خدا
عروسی هم سر گرفت، آنوقت واسطه ی پیوند خاندان عبدالقادر با دربار ،
سعودی،پسرک زبیده می شود و این موضوع خیلی به چشم آقای خانه ،خواهد آمد و کم
کم از دخترش سرد و به سمت عروسش که شاهزاده ی دربار سعودی است کشیده می شود
زبیده که انگار از تصور آینده ای شیرین، قند در دلش آب میشد ،لبخند پیروزمندانه ای
زد و رو به ناریه گفت :آری به راستی که تو درست می گویی، بگذار عروسی صابر
سر بگیرد....دمار از روزگار این دخترک چشم یشمی و نازک نارنجی در می
آورم....وبعد سرش را تکان داد و در ادامه ی حرفش گفت :البته اگر عبدالقادر ، دخترش
را مثل اون زنک ،مدام از چشم ما پنهان نکند و مانع رفت و آمد او به اینجا
نشود...ناریه ، من مطمئنم یک رازی بین نرجس و عبدالقادر بود، درست است که
درطول اینهمه سال تعداد دفعاتی که من با هوویم برخورد داشتم از تعداد انگشتان یک
دست هم کمتر بود و اما من میدانم که نرجس از شیعیان رافضی است
ناریه به میان حرف زبیده پریدو گفت : بله بانو ....رازی در بین بود که من هم نفهمیدم چه
بود
در همین حین ،صدای باز شدن درب و پشت سرش ،صدای شاد صابر که مادرش را
صدا میزد ،بلند شد و بحث بین کلفت و خانم ،نصف و نیمه ماند
صابر با موهای تازه اصالح شده اش وارد اتاق شد و در حالیکه کل چهره اش از شادی
می درخشید ،رو به مادرش گفت :تیپم چطوره مادر؟ به نظرت قادر هستم در یک نگاه
دل شاهزاده خانم سعودی را که پدرم برایم لقمه گرفته، بدست آورم؟؟
زبیده در حالیکه مثل بچه ها ذوق زده شده بود ،رو به ناریه گفت :بدو اسپند برام بیاور،
که چشم حسود از پسرم دور بشود و همانطور که دستهای ش را دور گردن صابر حلقه
می کرد تا بوسه ای مادرانه از سر پسرک ته تغاریش ،بچیند گفت :چرا که نه؟ قد به این
بلند وبالایی، هیکل به این ورزیدگی، چهره به این زیبایی...تو میتوانی در یک چشم بهم
زدن، دل صدها دختر عرب را اسیر دام خودت کنی....ان شالله که به زودی ،داماد
شاهزاده طلال خواهی شد و چشم همه را به خودت خیره خواهی کرد و باعث افتخار
پدرت میشوی
صابر همانطور که دست در دست مادرش به سمت مبل دونفره ای که در کنار آکواریم
ماهی ها بود،میرفت تا بنشیند گفت : راستی مادر ...این شاهزاده خانم خوشبخت که قرار
است ،عروس خانه ات شود ،دختر کدام یک از زن های شاهزاده طالل است؟ چند سال
دارد و اسمش چیست؟ واقعا برایم جای سؤال است که پدر چرا یکباره برای وصلت با
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ دختری که ظریف در توییت خودش عکس اون رو منتشر کرده بود با لودر از سرش رد شد.👆🔍⭕️⭕️
شیخ قمیجریان شناسی جریان خطرناک سکولار از سامری تا روحانی .mp3
زمان:
حجم:
37.2M
🎙جریان شناسی جریان خطرناک سکولار از سامری تا روحانی
#شیخ_قمی
⭕️در جمع مبلغین و روحانیون تبلیغی آذربایجان
1402/12/21
✅به کانال شیخ قمی بپیوندید.
➖➖➖➖
سخنرانی های داغ شیخ قمی | حمایت مالی
🆔 @Tablighgharb
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول اسمش ظ دسته داره😂😂😂
عجب ایده ای پیاده کردن 😂😂
-667624041511182590_142135107385028.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
فوری
بزرگترین حمله دشمن شروع شد ،در یک میدان جدید...
گوش کردن این صوت برای همه لازمه
مردم آگاه باشید دشمن تا بیخ گوش ما اومد
خواهش میکنم با گوش دادن به یه تحلیل درست و دقیق، وسط این همه اخبار فیک ، محل اصابت این همه ضربات دشمن رو بفهم!
واقعیت های عجیبی از جنگ ،که در این صوت ،از آن پرده برداشته شد
چرا ترامپ ضعف خودش را در رسانه مطرح میکنه؟
چرا بزرگترین رسانه ها ترامپ را مسخره میکنند؟
خواهش میکنم تا میتونید نشر حداکثری بدید همه رو آگاه کنید.
🔥عملیات روانی جریان سقیفه ی اصلاحات برای تحمیل آتش بس و شروع مذاکره دوباره آغاز شده تا تنفسی دوباره برای آمریکا و اسرائیل ایجاد شود🚨
حضور حماسی در خیابان دو فتنه بزرگ «تنفس به دشمن» و «جنگ شهری دشمن» را دفع خواهد کرد انشاءالله🤲
سوره فتح ✨
دعای ۱۴ صحیفه سجادیه✨
دعای توسل ✨
مثل نماز واجب این دعاها را هم جدی بگیریم✌
#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#نبرد_آخر
مداومت بر نماز_استغاثه تا هم قرائت سوره فتح داشته باشیم و هم توسل و توجه به امام زمان که رمز نجات و پیروزیست✌️
-667624041511182590_142135107385028.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
فوری
بزرگترین حمله دشمن شروع شد ،در یک میدان جدید...
گوش کردن این صوت برای همه لازمه
مردم آگاه باشید دشمن تا بیخ گوش ما اومد
خواهش میکنم با گوش دادن به یه تحلیل درست و دقیق، وسط این همه اخبار فیک ، محل اصابت این همه ضربات دشمن رو بفهم!
واقعیت های عجیبی از جنگ ،که در این صوت ،از آن پرده برداشته شد
چرا ترامپ ضعف خودش را در رسانه مطرح میکنه؟
چرا بزرگترین رسانه ها ترامپ را مسخره میکنند؟
خواهش میکنم تا میتونید نشر حداکثری بدید همه رو آگاه کنید.
🔥عملیات روانی جریان سقیفه ی اصلاحات برای تحمیل آتش بس و شروع مذاکره دوباره آغاز شده تا تنفسی دوباره برای آمریکا و اسرائیل ایجاد شود🚨
حضور حماسی در خیابان دو فتنه بزرگ «تنفس به دشمن» و «جنگ شهری دشمن» را دفع خواهد کرد انشاءالله🤲
سوره فتح ✨
دعای ۱۴ صحیفه سجادیه✨
دعای توسل ✨
مثل نماز واجب این دعاها را هم جدی بگیریم✌
#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#نبرد_آخر
مداومت بر نماز_استغاثه تا هم قرائت سوره فتح داشته باشیم و هم توسل و توجه به امام زمان که رمز نجات و پیروزیست✌️