eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
5.1هزار دنبال‌کننده
514 عکس
598 ویدیو
17 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺افتتاح رستوران آمریکایی در تهران در میانه جنگ ایران و آمریکا!!
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#رنج_دنیا #قسمت۱۴ دم دم های عصر بود، مراد علی نگران تر از همیشه، از جا بلند شد، تخت مستعمل زیر پا
🎬: کرامت محکم مراد علی را در آغوش گرفت و گفت: حالا وقت برای حرف زدن بسیار هست، فعلا باید هر چه زودتر از اینجا خارج شویم، شما نمی دانید با کلی احتیاط اینجا آمدم و با زدن این حرف به سمت کیف مراد علی که روی تخت بود رفت و گفت: وسایلت اینجاست؟! چیز دیگه ای اینجا نداری؟ مراد علی سرش را به دو طرف تکان داد و گفت: من خیلی وقته آماده رفتنم، از دیروز چشم به راه بودم حتی دیشب هم یک لحظه خواب به چشمهام نیومد. کرامت کیف را به کولش زد و در کنار مراد علی قرار گرفت و نی خواست زیر بازویش را بگیرد که مرا. علی لبخندی زد و گفت: خودم می توانم، چند سال هست که این چوگان جای پای قطع شده ام را برایم پر کرده و عادت کرده ام و کارهایم را انجام میدهم. مراد علی و کرامت از اتاق بیرون رفتند و کرامت قبل از آمدن به اتاق تسویه حساب کرده بود و خیلی زود از مسافرخانه بیرون زدند و ماشینی جلوی در انتظارشان را می کشید. کرامت با احتیاط به اطراف نگاه کرد، مراد علی را سوار ماشین کرد، خودش هم سوار شد و حرکت کردند. مراد علی با شوق و ذوق به کرامت نگاه می کرد، حالا او مردی تنومند و با ابهت شده بود، پشت فرمان ماشین ابهتی خاص داشت، مراد علی با ذوق گفت: ماشاالله ماشین از خودته؟! کرامت لبخندی زد و گفت: این برای شما، وقتی من شما را دارم هیچ‌چیز دیگه به چشمم نمیاد. مراد علی با ذوق گفت: پس مال خودته، بگو‌چرا نمیامدی روستا و ما را یادت رفته بود، اینجا خوش بودی دیگه... کرامت با محبت به پدرش نگاه کرد و گفت: خوش؟! توی غربت؟! دور از پدر و مادرت؟!گوشه ی زندان؟! نه... مراد علی با تعجب به کرامت نگاه کرد و‌گفت: زندان؟!زندان برای چی؟! مراد علی آهی کشید و گفت: داستانش مفصله مراد علی گفت: خلاصه اش را بگو، آخه تو فرزند خلف و باخدایی زودی، اهل حلال و حرام، اهل نماز و روزه، برای چی باید به زندان بیافتی؟! کرامت گفت: یادته به خاطر پیدا کردن کار و به دست اوردن پول زیاد اومد شهر، من خیلی اهل مال و منال دنیا نیستم، خود شما بهتر از همه منو میشناسید، اما وقتی زندگی فقیرانه و سراسر سختی شما را می دیدم، دلم می گرفت و برای همین تصمیم گرفتم بیام شهر و کار درست حسابی پیدا کنم و کم کم پول جمع کنم شما را بیا م پیش خودم، قصدم اومدن توی یه شهر کوچک بود اما دست تقدیر منو کشاند سمت تهران... اولش توی تهران هم شانس یا م شد، به خاطر هیکلم که به چشم این بچه شهری ها مثل پهلوون و به قول قرتی ها بادیگارد میامد، با یه اتفاق ساده شدم همراه و بادیگار یا همون نگهبان یک‌خانم جوان از طبقه ی اشراف...که کاش نمی شدم. ادامه دارد @bartaren 🌼🍂🌼🍂🌼🍂🌼
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#رنج_دنیا #قسمت۱۵🎬: کرامت محکم مراد علی را در آغوش گرفت و گفت: حالا وقت برای حرف زدن بسیار هست، فع
مراد علی با حالت سوالی نگاهی به کرامت که مشخص بود حرف زدن از این واقعه برایش خیلی سخته کرد و گفت: تو رفتی نگهبان شدی؟! مگه چقدر بهت میدادن؟ یعنی نمی تونستی توی روستا بمونی با کشت و کار و کشاورزی به اون حقوق برسی؟! کرامت نیشخندی زد و گفت: پدر من! خوبه خودت یک عمر این کار را انجام دادی، الان چی داری؟ از اونهمه زحمتی که کشیدی چی نصیبت شده جز یک پای قطع شده؟! توی این مملکت هر چی بیشتر کار کنی، از همه فقیرتری... البته کار منم خیلی بد نبود، یک سری مهارت های رزمی هم یاد گرفتم و شدم بادیگارد پری خانم واعظی...دختر واعظی بزرگ که توی تهران همه میشناسنش، یکی از تاجرهای سرشناس هست که با دربار هم در ارتباطه و خیلی خرش می رفت. مراد علی به میان حرف کرامت دویدو گفت: پس برای چی به زندان افتادی.. کرامت آهی کشید و گفت: از بدشانسی... واعظی هر چند وقت یک بار مهمانی های آنچنانی برپا می کرد و افراد سرشناس مملکت را دعوت می کرد. توی تمام این احوالات تنها وظیفه ی من نگهبانی و مراقبت از پری خانم بود،پری خانم هم دختر با محبت و مهربانی بود، خیلی هم احترام منو داشت، هیچ وقت از اصل و نسب و شهر و دهات من نپرسید و با هیچ حرکتش منو تحقیر نمی کرد، منم برای همین سعی می کردم وظیفه ام را به بهترین محو انجام بدم و البته پول خوبی هم می گرفتم. تا اینکه اون شب کذایی فرا رسید، آخر شب بود، مهمانهای واعظی یکی یکی خانه را که یک خانه باغ بسیار بزرگ بود ترک کردند. پری خانم انتهای باغ یک اتاق بزرگ داشت که اونجا نقاشی می کرد، نقاشی حرفه ای روی بوم و... اون شب هم با سرگرد جهان در همین مورد صحبت می کردند و سرگرد جهان مشتاق بود کارهای پری خانم را از نزدیک ببینه و پری خانم هم بدش نمی یومد هنرهاش را کسی ببینه و با هم راهی اتاق انتهای باغ شدند. منم می خواستم پشت سرشان برم که واعظی منو صدا زد و به دنبال یک کار دیگه فرستادم. کارم را انجام دادم، بیست دقیقه ای شده بود و خبری از پری و سرگرد نبود، وظیفه خودم دونستم که برم جایی که پری خانم بود. با قدم های بلند خودم را به انتهای باغ رساندم و دیدم برق اتاق روشن هست و انگار صدایی شبیه گریه می آمد نگران شدم و تند تر حرکت کردم و جلوی در رسیدم، در بسته بود اما صدای گریه واضح بود، تقه ای به در زدم و بلند گفتم: خانم واعظی!!! ادامه دارد... @bartaren 🌼🍂🌼🍂🌼🍂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔶🔹 آیاتی که انگار همین الان و برای ما نازل شده است؛ 1⃣ اگر دشمن، پیمانش () را نقض کرد، با آنها به جنگ برخیزید که این اقتدار باعث تغییر رویکرد دشمن خواهد شد. 2⃣ آیا با دشمنی که امام شما را به شهادت رسانده و آنها بودند که جنگ را شروع کردند، به جنگ بر نمی‌خیزید؟ اگر ترسی وجود دارد بدانید که باید فقط نسبت به خداوند باشد، نه دشمن! 3⃣ با آنها بجنگید تا خداوند قادر متعال به دست شما، آنها را عذاب کند، خوار و خفیف‌شان سازد و پیروزی را نصیب شما گرداند و قلوب مؤمنین (و ملت مبعوث) را تسکین دهد. ✍️ تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روش درست مواجهه با تروریست‌های آمریکایی از نگاه شهید رئیسی عزیز و باغیرت 💢شهید عزیز به غیرت شما نیازمندیم 🖇 🖇 🖇
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در این مصاحبه ضعیف تلویزیونی، آقای عراقچی به خیلی از سوالهای اساسی که باعث نگرانی مردم شده، پاسخ روشن و صریحی ندادند و بخش زیادی از ابهامات همچنان باقی ماند. جناب مجری در طرح سوالات، ملاحظه‌کاری کردند. اینکه جناب عراقچی می‌فرمایند پس از نهایی شدن و امضای توافق، جزئیات را برای مردم تشریح خواهند کرد یعنی چه؟ زمانی که توافق امضا شد، تعهدات پذیرفته شد و کشور زیر بار آن تعهدات رفت، توضیحات بعدی شما دیگر چه فایده‌ای خواهد داشت؟ همچنین ایشان توضیح ندادند که در گام اول امضای تفاهم‌نامه، قرارست چه امتیازاتی داده شود و در مقابل چه امتیازاتی دریافت گردد. مهمتر از همه، با توجه به تجربیات گذشته مثل برجام، مشخص نکردند کدام طرف باید ابتدا به تعهدات خود عمل کند . بماند که ظاهرا یکی از خطوط قرمز اعلامی رهبری در مذاکرات، یعنی موضوع هسته‌ای، هم به صراحت عنوان کردند که در گام دوم و توافق نهایی مورد مذاکره قرار خواهد گرفت. در موضوع غرامت هم پاسخ‌ها مبهم بود. درباره تضمین‌ها و خطوط قرمز حرفی زده نشد و توضیح روشنی درباره نحوه دریافت خسارت‌های ناشی از جنگ و تجاوز ارائه نشد. همچنین درباره موضوعات مهمی همچون: آتش‌بس در لبنان، اموال بلوکه‌شده ایران، رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه، -خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، عبور کشتی‌های اسرائیلی از تنگه هرمز، و سایر موارد مطرح‌شده در افکار عمومی، پاسخ شفاف و مشخصی ارائه نشد و ابهامات همچنان پابرجاست. اما مهم‌ترین سوال همچنان بی‌پاسخ مانده اینست که اگر آمریکا بار دیگر با یک بهانه واهی، (مثل اتهام کذب، زدن بالگرد اپاچی توسط ایران)، توافق را نقض کرد و مسیر جنگ را در پیش گرفت، برنامه شما چیست؟ طبیعتا پاسخ این خواهد بود که ما هم پاسخ خواهیم داد! بسیار خوب اما بعد از اینکه با انجام تعهدات، اقتصاد رو به نابودی آمریکا را نجات دادید؟ بعد از اینکه اجازه دادید جام جهانی آرامی برای آمریکا رقم بخورد؟ و... بنابراین نمی‌توان با اطمینان از تحقق چنین توافقی حرف زد. توافقی در کار نخواهد بود دوستان. اگر بر فرض محال هم امضا شد لااقل نامش "توافق" نیست.......
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فراخوان مهم مجمع نمایندگان استان قم برای تجمع "لبیک یا خامنه‌ای" جهت مطالبه تحقّق کامل شروط رهبری در مذاکرات مجمع نمایندگان استان قم ضمن قدردانی از ملت فهیم ایران، از آحاد مردم شریف و بصیر قم دعوت می‌نمایند در راستای مطالبه تحقّق کامل شروط و خطوط قرمز رهبری در مذاکرات، در تجمع "لبیک یا خامنه‌ای" حضور به هم رسانند. انشاءالله ما نیز باحضور در این تجمع شما که همواره پرچمدار روشنگری در تاریخ انقلاب اسلامی بود‌ه‌اید قطره‌ای از دریای بی‌کران این تجمع تاریخی شما خواهیم بود. زمان: شنبه ۲۳ خردادماه ساعت ۲۱ مکان: قم، میدان توحید مجمع نمایندگان استان قم (مجتبی ذوالنوری، قاسم روانبخش، محمدمنان رئیسی)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا