eitaa logo
Bear skin
23 دنبال‌کننده
94 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شماره "۱"
نامه بین صفحات ۸۱ و ۸۲ کتاب ما در برابر شما گذاشته شد. این یه جور خاطره‌ست، خطاب به کسی نیست فقط می‌خوام یادم نره. الان که دارم به این کبودی بنفش نگاه می‌کنم باید بگم عاشقشم، عاشق اون یه ساعت و نیم صبح بودم که روزمو ساخت. عاشق آدمای امروز و اتفاقاتش بودم. پس امروز رو فدای شماره ۲۶ می‌کنم. فدای بازیکن حرفه‌ای پارابسکتبال، استفن کری مناطق محروم، عشقم که با هم نرفتیم محضر، بنی اوویچ بسکتبال، و جیمی. فدای اون دلقکا که پیششون مثل اسپایک واسه لوگان و فردی و الایجام، که باید با سرزنش نگاشون کنم تا از زیر کار در نرن. و به قول استفن کری مناطق محروممون یکم پایه باشم خیلی بهتره! به هرحال توپ‌هامونو به افتخار سه امتیازی اِیر بال شده، گل‌های داخل حلقه نرفته و پیشرفت‌ها و کبودی‌ها به هم می‌زنیم و امیدوار میشیم که امروز تکرار بشه. چون من بدجوری دلم برای اون احمقا(اون احمق) تنگ میشه! از طرف ویدار، بماند به یادگار، ۳۱ اردیبهشت سال ۱۴۰۵
هدایت شده از شماره "۱"
نامه بین صفحات ۵۱ و ۵۲ کتاب ما در برابر شما گذاشته شد. نمی‌دونم چه کتابی مال توعه. اصلا نمیدونم کتاب می‌خونی یا نه پس می‌ذارمش اینجا. فکر نکنم هیچوقت از این نامه با خبر بشی اما من می‌نویسمش، به خاطر دوران خوش کوچیکمون. به خاطر ماه‌گرفتی که گاهی مثل کبودی به نظر میاد. به خاطر بنگو. به خاطر زخم روی پا و تعریف کردنش مثل خاطرات جنگ. به خاطر تو، من و همه. تو به شوخی گفتی، می‌دونم اما قول نمیدم که اشکم در نیاد... قول نمیدم. تو تنوع بودی، خوشی و تفاوت و نمیدونم دوباره تو رو خواهم دید یا نه ولی امیدوارم دوباره یه روز زیر بارون با هم بازی کنیم، امیدوارم دوباره برگردی. پس به افتخار تمام سه امتیازی‌هایی که پرتاب نشدند، تمام شوت‌هایی که داخل حلقه نرفتند و به خاطر تمام اتوبوس‌هایی که نرسیدند. ممنونم. و بنگو! ب.ن.گ.و دوست دارت، ویدار.
هدایت شده از شماره "۱"
نامه بین صفحات ۱۱۰ و ۱۱۱ کتاب سلسله لونار، جلد سوم گذاشته شد. من‌میشناسمت جوری که بقیه نمی‌شناسنت، رازهاتو می‌دونم، دوستت دارم و بدون اینکه بدونی دنبالت می‌کنم، اما انگار این کافی نیست. انگار تو من رو نمی‌بینی و اشکالی هم نداره من عادت دارم به نامرئی بودن. مهم نیست که بهم اهمیت ندادی، مهم نیست که سر یه اشتباه کوچیک از تو روزها خودخوری کردم، مهم نیست که این نامه رو نمی‌بینی. ولی امیدوارم یاد بگیری خودت رو دوست داشته باشی. امیدوارم بفهمی تو نوری نه تاریکی، امیدوارم یه روزی بفهمی این نامه برای تو، و امیدوارم اون روز من نباشم. از طرف ویدار، به آنکس که فقط من می‌دانم و خدایم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شماره "۱"
فرشته گفت: آن برای چیست؟ خدا پاسخ داد: قلب است، آن را خلق می‌کنم تا بشکند. و وقتی شکست آنها می‌فهمند پناهی جز من ندارند. فرشته پرسید: اگر فراموش کردند چه؟ اگر گم شدند؟ و خدا گفت: حواسم بهشان هست، رهایشان نمی‌کنم. در آخر به سوی من باز خواهند‌ گشت، هرچقدر که کج بروند در آخر به من می‌رسند.
هدایت شده از شماره "۱"
به راستی که چرا قبول کردیم زندگی کنیم؟ مگر این دنیا چه داشت که آن جا نبود؟ نمی‌دانم کِی آن لحظه درخشان خواهد رسید، اما مطمئنم ارزشش را نداشت‌. به تک تک لحظاتی که اشک ریختم قسم ارزشش را نداشت‌.
هدایت شده از شماره "۱"
یک روز هم به خودت میای و می‌بینی درد نداشت، نه مثل قبل که به خودت تلقین می‌کردی، این بار واقعا درد نداشت...
هدایت شده از شماره "۱"
یکی بود یکی نبود؟ من همیشه اونیم که نبود. نبود، نیست، نخواهد بود. من همون کلاغه‌ام که به خونه‌ش نرسید، همونی که تو قصه‌ها واسه بقیه درس عبرته،‌ همون شروری که قهرمان ازش بهتر بود. من همونیم که اول می‌میره، همونی که فقط اسم و یادش تو داستانه، همونی که همیشه تو سایه قایم میشه، همون رو مخه، همون شخصیت فرعیه، همون منفوره. هممون همینیم، نمی‌دونم قهرمان‌ها کین ولی خوب می‌دونم من که جزوی ازشون نیستم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شماره "۱"
تعریف‌های زیادی از عشق وجود دارد، اما عشق برای او یک چشم‌بند بود. چشم بندی که اجازه نمی‌داد ببیند چگونه به خاطرش عشقش از همه‌چیزش می‌گذرد، به خاطر عشقی که ارزشش را نداشت. و وای به آن روز که چشم‌بند کنار برود و لایه‌های عمیق پشت عشق که سوء استفاده بود آشکار شود.
هدایت شده از شماره "۱"
آرزوی دزدان دریایی نه طلا بود نه گنجینه، آنها با ولع خواستار پریان دریایی بودند. همان دخترانی که چهره‌شان همچو قرص ماه در شب سیه بود و صدایشان صدای جنگ فرشتگان آسمانی. همان پریانی که با عشوه در آب شنا می‌کردند و هر آن دل ملوانان جوان و پیر را بیشتر می‌بردند...
هدایت شده از شماره "۱"
دوست خوب برچسب ندارد، بر روی پیشانی‌ای ننوشته‌اند دوست، قرار نیست ویژگی خاصی داشته باشد یا حرف خاصی بزند. دوست خوب غریق‌نجات است، بدون آنکه خود بداند شیرجه می‌زند در دریای سیاه مشکلات تو، و تو را که مغروقی در جریان سیال آشفته ذهن هستی را نجات می‌دهد...