eitaa logo
Bear skin
23 دنبال‌کننده
94 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شماره "۱"
لبخند مال تو، درد پشتش مال من.
هدایت شده از شماره "۱"
حس سبکی بعد گریه مال تو، بغض نباریده مال من.
هدایت شده از شماره "۱"
تپش قلب مال تو، خُرده‌های شکسته آن مال من.
هدایت شده از شماره "۱"
خواب مال تو، گریه‌های در تاریکی مال من.
هدایت شده از شماره "۱"
تاسبتون را به یاد داری؟ گفتم عاشقت هستم و ما خوشبخت بودیم. پاییز را چه؟ که تو نیز گفتی عاشقم هستی و ما خوشبخت بودیم. زمستان را که فراموش نکردی؟ ما هر روز بیشتر عاشق یکدیگر می‌شدیم و خوشبخت بودیم. و بهار. بهار را هیچگاه فراموش نمی‌کنم. گفتم عاشقت هستم اما تو نگفتی منم همینطور. فریاد زدم دوستت دارم، اما تو نگفتی منم همینطور. اشک ریختم و التماست کردم پاسخم بدهی، ولی تو حتی لب‌های خشکت را از هم باز هم نکردی. بهار را فراموش نخواهم کرد، زمین جان گرفته بود و تو جان از دست داده بودی. ما بدبخت بودیم. من بدبخت بودم.
هدایت شده از شماره "۱"
از جایی به بعد دیگر خسته نمی‌شد، فقط حس می‌کرد. گویند هر آن‌کس که زیاد درد کشد دیگر حس نمی‌کند، دروغ می‌گویند. اتفاقا آن‌کس بیشتر حس می‌کند، خیلی زیاد. بلندتر می‌خندد و سریع‌تر می‌گرید. او آنقدر حساس شده که دیگر طاقت مقاومت ندارد.
هدایت شده از شماره "۱"
گفت:《تو چه می‌دانی درد چیست؟》 گفتم:《تو با گِل ساخته شدی من با درد. تو چه می‌دانی درد چیست؟》 پاسخ داد:《تو با درد ساخته شدی من درد را تنفس می‌کنم.》
هدایت شده از شماره "۱"
نمی‌دانم چگونه بعضی‌ها هنوز می‌توانند بخندند؟ چگونه وقتی می‌خندند سینه‌شان تیر نمی‌کشد و قلبشان سنگین نمی‌شود؟
هدایت شده از شماره "۱"
عادتش بود با کلمات بازی کند. روزی گفت:《درد را از هر طرف بخوانی از رنجش نمی‌کاهد.》 روز دیگر گفت:《نمی‌دانم چرا مردم از مرگ هراس دارند، مرگ را که بر عکس کنی گرم می‌شود.》 و فردایش گفت:《برعکس گنج، جنگ است. همانطور که همه سرش جنگ می‌کنند.》
هدایت شده از شماره "۱"
لبخند غمگین می‌زنم:《حالا می‌فهمی چرا هیچکس دور و ورم نمیاد.》
هدایت شده از شماره "۱"
نمی‌توانی تا ابد مرا دوست بداری. هرکس مرا دوست داشت نابود شد، و به محض آنکه از دوست داشتنم رها شدند رشد کردند. من آفتم، مانع رشدم.
هدایت شده از شماره "۱"
شخصیت‌هایی خواهم ساخت هرکدام با یک درد و هر کدام نمادی از انسان‌های گم‌شده در این جهان. شخصیت‌هایی خواهم ساخت که در جهان هیچکس به آنها توجهی نمی‌کنند، می‌سازم و به دیگران نشان می‌دهم که باید به آنها هم توجه کنند! کار من این است... کار یک نویسنده این است...