eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
236 دنبال‌کننده
230 عکس
143 ویدیو
3 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
سومین محفل شعر گوهرشاد "ویژه بانوان" 👤مهمانان ویژه: خانم‌ مریم کرباسی خانم‌‌ دکتر‌‌ ریحانه واعظ شهرستانی 📄موضوع جلسه : شعر آیینی و تاثیر انقلاب اسلامی بر آن 🗓️زمان : سه شنبه ۹ دی ماه 🕰️از ساعت : ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ 📍مکان :حوزه هنری اصفهان/ سالن فیروزه 📝همراه با شعرخوانی بانوان و نقد اساتید محترم ▪️جلسه راس ساعت شروع و پایان می‌یابد. ▪️ورود برای عموم علاقمندان به شعر آزاد میباشد. https://eitaa.com/sheregoharshad
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خشکسال دنیا ، با چشم تر گذشتم این بود داستانم ، این بود سرگذشتم هر بار مثل ابری ، باران شدم دریغا یک تکه از مرا برد ، تاوان هر گذشتم تقدیر مثل آتش از هر دو سر مرا سوخت با درد سر رسیدم ، با دردسر گذشتم عمری گذشت کردم از خلق ، یارب از تو  چشم گذشت دارم در روز درگذشتم https://eitaa.com/khoroosh
تو همان دختر هشت ساله‌ای همان که با دامن پف‌دار و فر موهایش ساعت‌ها ذوق می‌کرد همان که با صدای گنجشک‌ها مست می‌شد دختر خنده‌های قاه قاهِ از ته دل بیخیال کودکی خودت نشو... حالا که فهمیدی در دنیای بزرگتر‌ها هیچ خبری نیست، برگرد به هشت سالگی...
هدایت شده از شعر انقلاب
فانوس در برق ستاره ماه را گم نکنیم فانوس شب سیاه را گم نکنیم پا در پی پای شهدا بگذاریم تا در شب فتنه راه را گم نکنیم ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
به او عریضه نوشتم: سلام و عرض ارادت به من نگاه کن آقا، تو را به جان جوادت! به یاد مادر و پدرم
هدایت شده از 🚩 هی هات | جهاندار
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 فتنه شاید تابی از زلف پریشان نگاری فتنه شاید خوابی از آن چشم فتّان بوده باشد... @mehdi_jahandar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
والی علی، والا علی، عالی علی، اعلا علی "لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی" پاک و مطهر از دَنَس، هم دادگر، هم دادرس نفس محمد، همنَفَس با حضرت زهرا، علی!
هدایت شده از آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
حالا که بزرگتر شدم می‌فهمم مانند تو در به در شدم می‌فهمم شرمندگی و دوندگی‌های تو را حالا که خودم پدر شدم می‌فهمم @abadiyesher
همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت هزار کوه مصیبت به دوش زینب ریخت نظاره کرد چو «شمس الشّموس» بی‌سر را به گوش گوش فلک، ناله ناله یا رب ریخت جهان برای همیشه سیاه شد چون شب ز چشم‌های ترش هرچه داشت کوکب ریخت چه بود نیّت ناآشکار ساقی غم؟ که جام زینب غم‌دیده را لبالب ریخت کشاند کرب و بلا را به شام و بام فلک هزار فصل طراوت به باغ مذهب ریخت زبانه‌های کلامش به جان دم‌سردان شراره‌ها شد و آتش‌نشانی از تب ریخت اگر همیشه ببارند ابرهای جهان نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب ریخت
هدایت شده از پیشانی‌نوشت
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺭﻧﺞ ﻭ ﻏﻤﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮔﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻪ -ﻏﺰﻝ ﮔﺮﯾﻪ- ﯼ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ..ﺑﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺩﻟﻢ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﺎﻣﺖ ﺗﻮﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﯼ... @pishaninevesht