eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
241 دنبال‌کننده
234 عکس
150 ویدیو
3 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر جهان همه تیغند در برابر تو بلند مرتبه بادا به روی تن سر تو بلند مرتبه باد ای ستیغ سرکش کوه شکوه ناب نگاه بلند منظر تو نمی رسند تمام ستاره‌های جهان به پای قطره‌ای از اشکِ دیدهُ تر تو به رغم ریزش بسیار سست عنصرها هنوز بر سر عزمی است جزم، باور تو چنین که در دل حِصن حَصین ایمانی به استقامت کوه است و سنگ، سنگر تو نریز اشک که صدها سبد ستاره و ماه نریزد از سر چشمان مهرپرور تو تبر نمی شکند شاخه درختی را که دست داده به دستان سایه گستر تو به استواری کوهی بلند می روی و گرفته دست، عصا بر قد تناور تو!
هدایت شده از جارچی 🇮🇷|
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خواست بازی کند ولی کم کم جنگ، یک جنگ نابرابر شد... 🔺برشی از شعر متفاوت مائده هاشمی، شاعر در برنامه برمودا 🔺 گسترده‌ترین شبکه خبری‌مردمی ایتا
در کشف نشان زخم ما ریز نشو از وزوز و ویزویز لبریز نشو یک پلک به هم زنیم، پر می‌ریزی آه ای پشه با پیل گلاویز نشو!
حدیث حُسن شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست بگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟ قلم که عود نبود آخر این چه خاصیتی است که با نوشتن نامت شود معطر دست؟ حدیث حُسن تو را نور می‌برد بر دوش شکوه نام تو را حور می‌برد بر دست چنین به آب زدن، امتحان غیرت بود وگرنه بود شما را به آب کوثر دست چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست؟ برای آنکه بیفتد به کار یار، گره طناب شد فلک و دشت شد سراسر دست بریده باد دو دستی که با امید امان به روز واقعه بردارد از برادر دست فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر چنین معامله‌ای داده است کمتر دست صنوبری تو و سروی، به دست حاجت نیست نزیبد آخر بر قامت صنوبر دست هوای ماندن و بردن به خیمه، آب زلال اگر نداشت، چه اندیشه داشت در سر، دست؟ به خون چو جعفر طیار، بال‌و‌پر می‌زد شنیده بود شود بال، روز محشر، دست حکایت تو به ام‌البنین که خواهد گفت و زین حدیث، چه حالی دهد به مادر دست؟ به همدلی، همه‌کس دست می‌دهد اول فدای همّت مردی که داد آخر دست به پای‌بوس تو آیم به سر، به گوشهٔ چشم جواز طوف و زیارت دهد مرا گر دست... 💚
هدایت شده از رباعی_تک بیت
نه از سرِ درد، سینه را چاک زدیم نه با دل خود، سری به افلاک زدیم از خون شهید لاله‌ها روییده ماها چه گُلی بر سر این خاک زدیم؟ @robaiiyat_takbait
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در مورد نوجوانان کم کاری کردیم ... وگرنه نباید نوجوان دهه نودی مسجد و قرآن آتش بزنه ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از KHAMENEI.IR
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 «ای تکیه‌گاه و پناه زیباترین لحظه‌های پرعصمت و پرشکوهِ تنهایی و خلوت من ای شطّ شیرین پرشوکت من» 🔹️رهبر انقلاب: من کاری ندارم مرحوم اخوان این شعر را برای چه‌کسی گفته و برای چه گفته؛ من این شعر را خطاب به میخوانم؛ من این شعر را خطاب به دعای ابی‌حمزه‌ی ثمالی میخوانم. 🌷فرا رسیدن سالروز میلاد امام سجاد علیه‌السلام مبارک باد 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از شعر انقلاب
سکوت از ترس تیغ تیز نظرها سکوت کرد از بیم ‌تیترها و تشرها سکوت کرد افتاد سرو و... او به تماشا نشسته بود در های‌وهوی رقص تبرها سکوت کرد.. می‌دید فتنه از دل شک، شعله می‌کشد در پاسخ چرا و اگرها سکوت کرد آتش گرفت منبر و... او مثل هر شبش خواننده بود! پای خبرها سکوت کرد اهل قلم‌، رسانه، سیاست، کتاب، شعر در کسوت بدون هنرها سکوت کرد.. یک عمر پای سفرۀ این انقلاب خورد با احتساب نفع و ضررها سکوت کرد آتش فرو نشست و دوباره زبان گشود او که همیشه وقت خطرها سکوت کرد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از سیاسی
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ اگر همه ائمه جمعه اینقدر دانا و صاحب تحلیل و دارای بیان و تبیین موثر بودند چه می شد؟ ✍🏼 الله ساخلاسون منیم عزیز استادیمی جَناب آیت الله عاملی امام جمعه اردبیلی. ( یعنی خداوند استاد عزیزم آقای آیت الله عاملی امام جمعه اردبیل را حفظ کند) 🇮🇷 🇵🇸 @siyasichanel
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعرخوانی جناب آقای محمد خادم دبیر کانون شعر آستان قدس رضوی اصفهان به مناسبت ولادت امام حسین
لحاف مخملی آسمان در آتش سوخت لباس تازه رنگین کمان در آتش سوخت رسید شعله به بالای شاخه های درخت هزار قمری بی آشیان در آتش سوخت نشد؛ نشد که به داد پرنده ای برسیم که در میان قفس ناگهان در آتش سوخت تبر زدند به صاعد، به ساق و سینه و سر و زنده زنده چقدر استخوان در آتش سوخت! به دست بی هنری، در کتابخانه شهر کتاب شعر همه شاعران در آتش سوخت! چراغ سبز سر چارراه را کندند پلیس کشته شد و پاسبان در آتش سوخت شکست سنگ، سر و صورت خیابان را به یک جرقه هزاران دکان در آتش سوخت دوچرخه ای وسط موج فتنه گیر افتاد میان هلهله یک نوجوان در آتش سوخت گلوله ای به سر کوچۀ شهیدی خورد پلاک خانه یک قهرمان در آتش سوخت هزار کفش نجس روی فرش مسجد رفت بلندگوی صدای اذان در آتش سوخت امانتی که به دستان ما سپرد خدا ورق ورق شد و در این میان در آتش سوخت! چگونه در صف محشر به او خبر بدهیم که صفحه صفحۀ قرآنمان در آتش سوخت؟