فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔳⭕️اگر یک آغازین هم نیستیم ...
دکتر مجتبی لشکربلوکی
شما را به دیدن این فیلم کوتاه یک دقیقه ای دعوت می کنم
توسعه از یک شروع می شود. یک نفر شروع می کند و بقیه می پیوندند. یک آغاز توسعه است. هر کدام از ما می تواند در حوزه خودش "یک" آغازین باشد. حتی اگر شکست هم بخوریم و دیگران همراه نشدند باز هم موفق شده ایم. چون ترس درونی خود را شکست دادیم. چون به تفاوتی نه گفتیم و چون جسارت را تمرین کردیم. ما یک گام به جلو برداشته ایم.
اگر یک آغازین هم نیستیم می توانیم آن یک نفر دوم و سوم باشیم ولی در هر صورت باشیم!
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
✅ t.me/Dr_Lashkarbolouki
۲۳ اسفند ۱۴۰۰
AUD-20220316-WA0003.mp3
10.9M
این فایل صوتی انگیزشی را یک بزرگواری برای من ارسال کردند که در اینجا از ایشان تشکر و قدردانی می کنم.
من به طور کلی، خودم خیلی با این کلیپ ها، کتاب ها، و دوره های انگیزشی موافق نیستم و معتقدم که زیاده گویی، گنده گویی، سرهم بندی و سطحی نگری زیادی در این محتواها وجود دارد.
در این کلیپ هم مقداری گنده گویی و سطحی نگری وجود دارد، ولی در عین حال به برخی نکات خوب هم اشاره دارد. ضمن اینکه تدوین و میکس خوبی هم شده است.
درهم تحویل شما می دهم، گزینش خوب هایش با خود شما 😊😊
فَبَشِّرْ عِبَادِ
الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ ( زمر/ ۱۷ و ۱۸ )
✅ @shokoofaee
۲۸ اسفند ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔲⭕️ آرایش کودکان بیمار در ایستگاه آخر زندگی
شش روز هفته در یک آرایشگاه در برلین کار میکند. ولی یکشنبهها کیف آرایشگری را برمیدارد و به دو مرکزی میرود که به عنوان ایستگاه آخر بیماران شناخته میشود و موهای آنها را رایگان کوتاه میکند. به او می گویند دکتر تونی! داوطلبانه با کودکان دارای بیماریهای لاعلاج ارتباط دوستانه برقرار میکند، از ظاهر آنها تعریف میکند و میکوشد زندگی برای این کودکان رنگ و بوی بهتری پیدا کند. (دویچه وله فارسی)
تفاوت قهرمانان اینچنینی با ما آدم های عادی در این است ما می خواهیم کارهای بزرگ و طوفانی انجام دهیم و هیچگاه هم انجام نمی دهیم ولی اینان در جستجوی کارهای کوچکِ عملی اند، ولی انجام می دهند. تفاوت دوم اینکه ما در زندان «خود محدود» گرفتاریم اما آن ها به «خود تعمیم یافته» رسیده اند.
توسعه یافتگی محصول کِش آمدن وجود است. یا به تعبیر دیگر توسعه حاصل تبدیل «خود محدود» به «خودِ تعمیم یافته» است. در اولی، من به خودم و خانواده ام توجه می کنم ولی در خود تعمیم یافته، همسایه و همشهری را جزوی از خود میدانم. خود تعمیم یافته را تمرین و تجربه کنیم.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
t.me/Dr_Lashkarbolouki
۸ فروردین ۱۴۰۱
❗️سخنان شگفت انگیزی از پیامبر (ص) درباره ماه مبارک رمضان : بخوانید، اما با تفکر و تامل فراوان
✅ خطبه شعبانیه: خطبهای از پیامبر اکرم(ص) درباره فضیلت ماه رمضان است. از آنجا که این خطبه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد شده به خطبه شعبانیه معروف شده است. در اینجا ترجمه این خطبه را برای آمادگی قلبی جهت بهره برداری بیشتر از ماه مبارک رمضان نقل خواهیم کرد.
‼️ لطفا با آرامش، با تامل، و با صبر و حوصله فراوان، کلمه کلمه آن را مزه مزه کنید.
🔔 ای مردم ! همانا ماه خدا همراه با برکت و رحمت و آمرزش، به سوی شما روی آورده است. ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها و روزهایش برترین روزهاو شب هایش با ارزش ترین شب ها و ساعاتش با فضیلت ترین ساعات است . ماهی که شما در آن به مهمانی خدا دعوت شده و از سوی او به بزرگی و ارجمندی لیاقت یافته اید .
😃 نفس هایتان در این ماه تسبیح و خوابتان عبادت و عملتان پذیرفته و دعایتان مستجاب است. بنابراین، با نیت های صادق و دل های پاکیزه از خدا بخواهید که شما را برای روزه این ماه و تلاوت کتابش توفیق دهد.
😭 بی شک، شقی و بدبخت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش الهی محروم بماند . با گرسنگی و تشنگی خویش در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز رستاخیز را یاد آرید . به تهی دستان و مسکینانتان کمک کنید. بزرگسالانتان را احترام و خردسالانتان را مورد مهربانی قرار دهید . و به خویشاوندانتان احسان نمایید . زبانتان را حفظ کنید و چشم و گوشتان را بر آنچه نگاه کردن و گوش دادن به آن جایز نیست ببندید . بر یتیمان مردم ترحم و مهربانی کنید تا ایتامتان مورد ترحم و مهربانی دیگران قرار گیرند .
🤲 از گناهانتان به سوی خدا توبه آرید و دست هایتان را در اوقات نماز به درگاهش به دعا بلند کنید ، زیرا اوقات نماز برترین ساعات است . خدای عزوجل در اوقات یاد شده به بندگان خویش با مهربانی می نگرد . اگر آنها با او مناجات کنند جوابشان دهد و اگر او را صدا زنند لبیکشان گوید و اگر او را بخوانند دعایشان را اجابت کند .
😔 ای مردم ! شما در بند اعمال بد خویشید ، پس با استغفارتان خود را برهانید . پشت هایتان از بار گناهانتان سنگین است . پس با طولانی کردن سجده ها آنها راسبک کنید . بدانید که خدای تبارک و تعالی به عزت خویش قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را شکنجه ندهد و آنان را در روز رستاخیز با آتش نترساند .
🍵 ای مردم ! هر کس در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد ، پاداشش نزد خدا ثواب آزاد کردن برده ای و آمرزش گناهان گذشته اوست .
🔄 گفته شد : ای رسول خدا ! برخی از ما بر افطاری دادن قادر نیست . پس آن جناب فرمودند : آتش را از خود دور کنید هر چند با نیمی از خرما ، آتش را از خود دور کنید هر چند با جرعه ای آب .
⏪ ای مردم ! از میان شما هر کس در این ماه خلقش را نیکو گرداند ، روزی که قدم هابلغزند او بر صراط بگذرد و هر کس در این ماه کار را بر فرمانبران و خدمتکاران خویش سبک کند ، خداوند حساب او را سبک گرداند . هر کس در این ماه شر خویش را از دیگران باز دارد ، خداوند در روز ملاقات ، غضب خویش را از او بازدارد ، و هر کس در این ماه یتیمی را گرامی بدارد ، خداوند در روز ملاقات او راگرامی خواهد داشت . هر کس در این ماه به خویشاوندان خویش احسان کند ، خداوند در روز ملاقات ، او را با رحمت خود مورد احسان قرار دهد . هر کس دراین ماه از خویشاوندان خود پیوند خویشی بگسلد، خداوند در روز ملاقات ، رحمت خویش را از او ببرد.
❇️ هر کس در این ماه نمازی مستحبی به جای آورد ، خداوند آزادی از آتش را برای او ثبت کند، و هر کس در این ماه عمل واجبی را انجام دهد، پاداش او ثواب کسی است که هفتاد واجب را در ماه های دیگر به جای آورد . هر کس در این ماه بر من زیاد درود و صلوات بفرستد، خداوند روزی که موازین سبک است، میزان اعمال وی را سنگین گرداند.
😳 و هر کس در این ماه آیه ای از قرآن تلاوت کند ، پاداش اوثواب کسی است که قرآن را در ماه های دیگر ختم نماید.
📣 ای مردم ! به درستی که در این ماه درهای بهشت باز است، پس از پروردگار خویش بخواهید که آنها را به رویتان نبندد ، و درهای جهنم بسته است، پس از او بخواهید آنها را به رویتان باز نکند ، و شیاطین زندانی اند، پس از او بخواهید که آنها را بر شما مسلط نسازد.
🌷امیر المؤمنین علیه السلام می گوید : در این هنگام من بلند شده و عرض کردم : یا رسول الله ! برترین اعمال در این ماه چیست ؟ آن جناب فرمودند : یا ابا الحسن ! برترین اعمال در این ماه، خود داری و پرهیز از گناهان است »
🔹🔸🔻🔺
🤔 شاید لازم باشد برای تلنگر خودمان، این متن را بارها در ماه رمضان بخوانیم.
🔀 حتی اگر هم شگفت زده نشدید، برای دیگران ارسال کنید ، احتمال خیلی زیاد برای دیگران تلنگری خواهد بود.
بیدار کننده هم باشیم.
✅ @shokoofaee
۱۳ فروردین ۱۴۰۱
✨✨✨✨✨
✨✨✨
✨✨
✨
از کلیه مهمانان عزیز تقاضا میشود جهت کسب اطلاعات و لینک ورود به جلسات آنلاین در فضای اسکای روم وارد کانال زیر شوند👇
🔗https://eitaa.com/mihmananramezan1401
۱۵ فروردین ۱۴۰۱
❗️❗️نظریه های شخصیت و نظریه های روان درمانی دو دسته اند: نظریه های «چیز»نگر و نظریه های «شخص»نگر
⏪ نظریه ها را از چند جنبه می توان تقسیم بندی کرد. مثلا از منظر شخصیت، نظریه های روان درمانی دو دسته هستند که من با کمی طنز؛ آنها را نظریه های «بی»شخصیت و نظریه های «با»شخصیت می نامم. 🙈🙈
1⃣ نظریه های روان درمانی «بی»شخصیت: نظریه هایی هستند که در درون خود، نظریه «شخصیت» ندارند، مانند: نظریه های شناختی - رفتاری، هیجان مدار، فراشناخت، رفتار درمانی، طرح واره درمانی، رفتار درمانی دیالکتیکی، ذهن آگاهی، و امثالهم
2⃣ نظریه های روان درمانی «با»شخصیت: نظریه هایی هستند که در درون خود، نظریه «شخصیت» دارند، مانند: روان پویشی ها، تحلیل رفتار متقابل، روان درمانی چند بعدی معنوی، درمان سیستم درونی خانواده، و امثالهم
✅ اما فارغ از تقسیم بندی بالا، نظریه های شخصیت و روان درمانی از منظر دیگری هم قابل تقسیم هستند: از منظر نگاه به موضوعات درونی مانند شناخت، هیحان، رفتار، انگیزه و ...
🔍🔍 بر اساس این منظر، هم نظریه های شخصیت و هم نظریه های روان درمانی، به دو دسته بزرگ قابل تقسیم هستند : نظریه های «چیز»نگر و نظریه های «شخص»نگر
1⃣ نظریه های «چیز»نگر :
نظریه هایی هستند که به اجزاء یا موضوعات درونی، به مثابه ی یک «چیز» یا «آن» می نگرند ؛ یعنی افکار، هیجانات، رفتارها و انگیزه ها را اموری غیرزنده و فاقد هویت و شخصیت می بینند
2⃣ نظریه های «شخص»نگر :
نظریه هایی هستند که به اجزاء یا موضوعات درونی، به مثابه ی یک «شخص» یا «او» می نگرند ؛ یعنی افکار، هیجانات، رفتارها و انگیزه ها را اموری زنده و دارای هویت و شخصیت می بینند.
🤔🤔حتما می پرسید چه رویکردهایی «چیز»نگر و چه رویکردهایی «شخص»نگر هستند ؟
😇😇 با اطلاعاتی که من فعلا از رویکردهای روان درمانی دارم، همه رویکردهای روان درمانی بجز یک رویکرد، «چیز»نگر هستند و تنها یک رویکرد «شخص»نگر است.
👈 و تنها رویکردی که من فعلا می شناسم «شخص»نگر است، رویکرد درمان «سیستم درونی خانواده» یا IFS است که تقریبا ناشناخته ترین رویکرد در میان روانشناسان ایرانی است، ولی به نظرم یکی از برترین و قویترین رویکردهای روان درمانی است.
🔷 اما چند نکته جهت تکمله ی بحث مفید است :
1⃣ نظریه های باشخصیت نسبت به نظریه های بی شخصیت ، ساختاریافته تر و عمقی تر هستند و فهم و آموزش آنها نیز ساده تر است.
2⃣ نظریه های بی شخصیت، به جای اینکه نظریه ی شخصیت داشته باشند، مدل تبیین رفتار و آسیب شناسی دارند، یعنی فارغ از اینکه اعتقادی به ساختاری از شخصیت در درون انسان معتقد باشند یا نباشند، صرفا توضیح می دهند که انسان ها چگونه ممکن است دچار آسیب ها و مشکلات روانشناختی شوند.
3⃣ نظریه های «شخص»نگر در مقایسه با نظریه های «چیز»نگر، به نظر می رسد، سهولت و اثربخشی بیشتری دارند و ضمنا درمان های کوتاه مدت تری نیز هستند.
4⃣ تفاوت «شخص»دیدن افکار، هیجانات، انگیزه ها و... با «چیز»دیدن آنها، صرفا یک تفاوت اسمی و صوری نیست، بلکه این تفاوت دید، منجر به تحولات زیادی هم در صورت بندی نظریه های شخصیت و هم در تشخیص، ارزیابی، نام گذاری و تبیین مشکلات روانشناختی و همچنین تحولات زیادی در طراحی پروتکل های درمانی می شود، بطوریکه گویی رویکردهای «چیز»نگر از یک نسل درمانی هستند ولی رویکردهای «شخص»نگر از نسلی دیگر هستند.!!!
5⃣ اسم نظریه درمان «سیستم درونی خانواده» ، کمی عجیب، جالب و تاحدی غلط انداز است که من فقط درباره غلط اندازی اسم این رویکرد، لازم است توضیح دهم که این رویکرد، رویکرد مربوط به خانواده نیست، بلکه مانند سایر رویکردها ابتدائا یک رویکرد درمان فردی است، که البته مدل زوج درمانی و خانواده درمانی آن هم تدوین شده است.
📣📣 و اما نکته ی خیلی خیلی مهم :
اگر بپرسید که نظریه شخصیت یا روان درمانی در اسلام، «چیز»نگر است یا «شخص»نگر ، من تقریبا با احتمال خیلی خیلی زیادی می توانم بگویم که رویکرد اسلام، «شخص»نگری است نه «چیز»نگری؛ یعنی از منظر اسلام به نظر می رسد که افکار، هیجانات، انگیزه ها، اعمال و ... اموری زنده، دارای هویت و دارای تاریخچه هستند و هر کدام برای خود «کسی» هستند.!!!
🤔🤔 من فکر می کنم آینده، از آن رویکردهای «شخص»نگر است و حتی رویکردهای «چیز»نگر امروزی، کم کم به سمت «شخص»نگری حرکت خواهند کرد.
✋ در این باره، باز هم سخن خواهم گفت. ان شاءالله
✍ محمود یزدانی
✅ @islamic_psycho
۲۱ فروردین ۱۴۰۱
23.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏪ این ویدئو را که در کشور هلند تولید شده است را حتما ببینید
✅ @shokoofaee
۲۴ فروردین ۱۴۰۱
فراتر از خانواده، تجربه کردن ملت
محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ شما هیچ وقت به مشارکت در کارزارها برای مخالفت با مسألههایی نظیر #طرح_صیانت، #نه_به_پتروشیمی_میانکاله یا موافقت با #رفتن_زنان_به_ورزشگاه یا هر کارزار دیگری که خودتان آنرا مهم میدانید و اثراتش فکر کردهاید؟ آیا شما این گونه مشارکتها در تلاش جمعی برای پیش بردن یک مطالبه را مؤثر میدانید؟ بگذارید یک نگاه جامعهشناختی مهم به کارزارها را مختصر توضیح بدهم.
✅ اِدوارد بَنفیلد در کتاب مبانی اخلاقی یک جامعه عقبمانده برای توصیف یک جماعت روستایی جنوب ایتالیا از مفهوم «خانوادهگرایی غیراخلاقی» استفاده میکند. بَنفیلد فهمید که مردم این منطقه علائقشان فقط محدود به خانوادهشان است و بیرون از دایره تنگ خانواده، افراد به هم اعتماد نمیکنند و حسی از مسئولیت نسبت به گروههای بزرگتر ندارند، خواه محله، کلیسا، روستا یا ملت باشد. (فوکویاما، کتاب اعتماد، ص. ۸٠)
✅ آلکسی دو توکویل متفکر فرانسوی قرن نوزدهم در کتاب رژیم قدیم و انقلاب فرانسه مینویسد «زمانی که انقلاب آغاز شد در اغلب مناطق فرانسه یافتن حتی دَه مرد که عادت به عمل هماهنگ و دفاع از منافعشان بدون یاری جستن از قدرت متمرکز داشته باشند، ناممکن بود.» (همان)
✅ جامعهای که نخواهد عقبمانده باشد بین خانواده (عرصه روابط و علائق محدود گرم و عاطفی) و حکومت (حیطه روابط سرد و مبتنی بر قدرت متمرکز و اغلب منفعتطلبانه) به عرصه واسط و میانی نیاز دارد. جایی که شهروندان در کنار هم:
🔹مسائلشان را طرح میکنند.
🔹درباره منافعشان با یکدیگر گفتوگو میکنند.
🔹به اختلافات و تفاوتهایشان با دیگران میپردازند.
🔹احساس عاطفی با هم بودن و فراتر رفتن از خانواده را تجربه میکنند.
🔹احساس ملت بودن و نیروی جمعی برای حل کردن مسائلشان و ایستادن در برابر اقدامات مخالف منافعشان را به دست میآورند.
✅ اگر از این منظر به «فراتر رفتن از خانواده و احساس ملت بودن» به عنوان یکی از پیششرطهای توسعه و گریز از عقبماندگی نگاه کنیم، آنگاه مشارکت در کارزارها برای مخالفت با آنچه نمیپسندیم و احساس میکنیم به زیان منافع مردم و ملت است، و حتی تلاش برای تعریف کارزارها و مطالبهگری مدنی، راهی برای گریز از عقبماندگی است.
✅ مشارکت در کارزارها، تمرین کار جمعی کردن است، بیرون آمدن از تنهایی و احساس خفگی بدون اکسیژن حیات اجتماعی، و زیستن در فضایی است که احساس میکنیم دیگران را در کنار خودمان داریم.
✅ مشارکت در هر امر اجتماعی، چیزی از جنس کارزارها که به ما حس «ما بودن» بدهد، یا تشکیل انجمن و سازمان جمعی، به خودی خود امری مثبت، سازنده و از شروط ملت شدن؛ و قدرت یافتن برای خلق اعتماد و کار جمعی کردن برای توسعه است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
✅ t.me/fazeli_mohammad
۲۶ فروردین ۱۴۰۱
5.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در برنامه ای به نام(انت کفو=تو شایسته ای)..تکریم یک معلم در کشور بحرین.. درحالی ک معلم حتی نمیداند در ماشینش دوربین کار گذاشته شده....و در یک چهارراه... بعد هم یک راهبردی قوی رسانه ای تا جایی که نه تنها در کشور بحرین بلکه حتی من ایرانی هم در مراسم تکریم این معلم شرکت کردم.
گذشته از جامعه نخبه کشِ ایرانی که این روزها به بهانه های مخلف قهرمانانش را تکفیر و تحقیر می کند،
کاش اندکی و فقط اندکی فهم رسانه ای، خیال پردازی، ایده پردازی در میان فعالان فرهنگی ما بود.... که یا به دنبال فتح (صوری) خیابان هستند یا برگزاری همایش....
بشمرید در این تصویر چند تصویر لانگ بود، چند نفر حضور داشتند. چند مسئول آن بالا دعوت شدن برای اهدا جایزه و .... اساسا این برنامه چقدر طول کشید؟ و حالا بیایید محاسبه کنید همین برنامه چقدر فکر برده... و در نهایت چقدر تأثیرگذار بوده؟
#کرامت_معلم
#فهم_رسانه
https://t.me/ha_mim1377
۲۸ فروردین ۱۴۰۱
❗️❗️فهم شصتپاره واِرباً اِربایی از دین
🔷هر حقیقت یکپارچه و توحیدی را اگر تکه تکه کردیم و به بهانه تخصص گرایی هر تکه اش را به دست کسی دادیم آن حقیقت را از کار انداختهایم. فطرت و عقل انسان زین پس آن را رها میسازد و مشتی ظاهر بین و مرتجع دل در گرو آن خواهند نهاد. درست، مانند این است که گلی را پر پر کنیم و هر گلبرگی را به دست کسی بدهیم. این دیگر گل نخواهد بود. البته حتی در این مثال قدری از گُلیّتِ آن باقی است. اما قرآن کریم یک حقیقت زنده است که اگر تکه تکه شود جان آن را گرفتهایم. بدفهمی ناشی از پاره پاره کردن قرآن و استنباط تقطیعی به جنایت معرفتی و حقائقیِ بزرگی در حق این بزرگترین حقیقت عالم میرسد.
قرآن شسصتپاره برای تسهیل انجام یک ختم شاید! بسختی قابل فهم باشد اما تقطیع اجتهادی هر آیه به تباه شدن و تضییع قرآن خواهد انجامید و عملا معرفتی از دین به دست میدهد که نسبت آن به خدا افتراآمیز خواهد بود.
🔷 روح حاکم بر علوم مسلمانان و بویژه فقه اسلامی در تمام مذاهب بگونهای است که این شصتپارگی دین را برای من تداعی میکند. سخنی که سالهای سال است که آن را چونان صلیبی گران و کمر شکن و گاهی مانند چوبه داری بر دوش میکشم . اما وقتی ظرفیتم تمام میشود و جان به لب میشوم دیگر قادر به پنهان کردن آن نیستم. خود را به باد ناسزا میگیرم و از سکوت خیانتبار شاکی خودم در محضر خدا میشوم که ای بیچاره! مگر پاره پاره کردن دین خدا وجان قرآن را گرفتن مصیبتی کوچکتر از اربا اربا کردن بدن مطهر امام حسین است که آنجا در ضجه و گریه و اینجا مهر عافیت طلبی بر لب و بی تفاوت؟ مگر تقطیع اعضای دین کم تبعاتتر از تقطیع اعضای پیکر اولیای الهی است؟!
🔷برای نمونه،باید پرسید که چرا مبنای حیاتیِ "معاشرت و امساک به معروف" و "تسریح و تطلیق به احسان" و صدها نکته بنیادین اخلاقی دیگر در منظومه فقهِ ارتباطات زن و شوهر تقریبا هیچ جایگاهی در احکام فقه ندارد؟ مگر با بریدن پای اخلاق از فقه، فقه میتواند مصداق "فقه اقوم" و "فقه با استقامت" باشد؟
🔷از امتیازات ادبیات قرآن این است که هر موضوعی که در باره خانواده و از جمله مناسبات زن و شوهر در آن آمده در شبکه یکپارچه و در هم تنیدهای از آیات کلامی، اخلاقی وقانونی، در سطح اجتماعی و با روشی بسیار عقلی، علمی و کارآمد در تحقق اهداف وغایات بنیادین،در با شکوهترین قالبهای بیانی آمده است.
🔷حالا ما با این شاهکار الهی که در هر نظم و نظام و منظومهاش با شکوهترین صور اسمای جلال و جمال پروردگار در کنار هم، شگرفترین و جذابترین شبکههای بیانی را پدید آورده است چه کردهایم؟
🔷نگاهی به کتابهای فقهی در این ابواب نشان دهنده آن است که این دستگاه و سیستم وجودی را تکه تکه و تجزیه کردیم. گفتیم این "عاشروهن بالمعروف" و "سرحوهن بإحسان" و امثال آنها از جمله "اخلاقیّات و مستحبّات" است و ورود به آنها در حوزه کار فقیه نیست. نیز صدر و ذیل آیات هم مباحث کلامی و اعتقادات است. آنها هم جزء آیات الآحکام به شمار نمیروند.
🔷همین روش را در باره تمام فقه انجام دادیم. نماز را دو قسم کردیم، صحیحه و مقبوله. آنگاه آشکارا گفتیم فقه کاری به مقبوله ندارد و صرفا شروط ظاهری نماز در قلمروی فقه است. در واقع، فقه، متکفل ظاهر نماز وظاهر همه دین شد و علمای اخلاق متولی حقیقت نماز و دیگر بخشهای دین!
🔷در حالی که اصولا سه لایه کلام، اخلاق و فقه و قانون قابل تفکیک نیستند و این تزامن و بادهم بودگی آنهاست که عامل زندگی وحیات قرآن و دین و بلکه سبب اصلی کارآیی وکارآمدگی ونفع آن برای سعادت آدمیان است.
🔷 اگر "معاشرتِ معروفی" و "طلاق و تسریح احسانی" خانواده برود، آن خانه دیگر "بیت" و اهل آن، "اهلِ بیت" نخواهد بود. معاشرت و تطلیق قرآنی بخش بنیادین سیستم "فصل و وصل" این نظام است. بدون این "معروف" و "احسان" در معاشرت و مُتارِکت، هیچ امنیتی نخواهد ماند بلکه هیچ جامعه و تمدنی دوام نخواهد داشت.
🔷همین پاره پاره کردن قرآن در تمام علوم اسلامی وانسانی ما، دیده میشود. بویژه، رفتار اخلاقی در ما بکلی در محاق سیاست و اقتدار محو شده است. نظام حکمرانی هم اگر زاییده فهم اِربًا اِربایِ ما از قرآن و سنت شد، چنین نظامی دیگر کارایی وعقلانیت دینی نخواهد داشت.
🔷 در نتیجه، دین یک حقیقت واحدِ به هم پیوسته کلامی -اخلاقی -قانونی است. زمانی دین کار میکند که آنها با هم باشند و بر هم تکیه کنند و در تک تک گزارههای اصلی دین، حضور داشته باشند.
🔷اینطور نیست که بخشی از قرآن، آیات اخلاقی و بخشی، آیات فقهی و بخشی آیات کلامی باشد. کلام و فقه واخلاق مقومات و مؤلفههای تمام احکام دینی است.
#جهاد_تبیین #فهم_اربا_اربایی_از_دین
#تقطیع_دین #محمد_علی_میرزایی
#اخلاق_واجب #قرآن_شصت_پاره
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
۲۸ فروردین ۱۴۰۱
🔴 سه نسل نظریه های شخصیت و تفاوت های جالب آن ها با هم
#یادداشت_۸
✍ محمود یزدانی
✅ نظریه های شخصیت از منظر نگاه به اجزا و مولفه های درون روانی، حداقل دارای سه نسل هستند :
۱ - نسل شبه جاندارنگر
۲- نسل غیر جاندارنگر
۳- نسل جاندارنگر
در یادداشت قبلی ( #یادداشت_۷ ) درباره تقسیم بندی نظریههای شخصیت و روان درمانی مطالبی نوشتم، و آن ها را به دو دسته «چیزنگر» ( یا «آن»نگر ) و «شخص»نگر ( یا «او»نگر ) تقسیم بندی کردم.
در ادامه مطالب قبل و از منظری دیگر، می توانیم نظریه های شخصیت را در قالب سه نسل تقسیم بندی کنیم
ادامه متن در کانال روانشناسی اسلامی 👇👇
🔔🔔 کانال «روانشناسی اسلامی» با موضوعات جذاب در تلگرام و ایتا 👇👇
✅ t.me/islamic_psycho
✅ eitaa.com/Islamic_psycho
۳۱ فروردین ۱۴۰۱
مکث، تعجب، تعظیم!
◽️سالها قبل وقتی که به « خارج» سفر میکردم و در آنجا وارد فروشگاههای کوچک میشدم فروشنده با لبخند میگفت " سلام، خوش اومدین". همیشه چند بار با دقت به پشت سرم نگاه میکردم چون مطمئن نبودم که طرفِ صحبت فروشنده من باشم. میگفتم که احتمالأ بعد از من فرد دیگری وارد شده است و بهیقین آشنای فروشنده است که او به گرمی به او سلام میکند. ولی حدس من اشتباه بود. وقتی چیزی نمیخریدم سعی میکردم یواشکی و بیسروصدا مغازه را ترک کنم. هنوز پایم را از فروشگاه بیرون نگذاشته، باز صدایی پشتسرم میشنیدم که با مهربانی میگفت" روز خوبی داشته باشید. خداحافظ". هول و ولا مرا میگرفت و به تندی و غضبناک میگفتم «یس یس! » راستش را بخواهید برایم عجیب بود.
بعدها کمکم به محیطهای دیگر «خارج » هم رفتم و باز احترام دیدم. حتی توهینهایشان هم محترمانه بود! و راستش را بخواهید توهینهای آنها دقیقاً مانند احترامهای ما به یکدیگر بود. در آنجا رفتهرفته احترام به خودم را پذیرفتم و با آن کنار آمدم. به این نکته دقت کنید. پذیرفتن احترام به خود اصلاً آسان نیست. همانطور که بی احترامی رنج آور است احترام دیدن هم می تواند رنج آور باشد. دیگر آنکه فقط « احترام گذاشتن» نیست که نیاز به یادگیری یا آموزش دارد بلکه درباره ظرفیت «احترام دیدن» هم باید آموزش دید. آنجا فهمیدم که من برای «احترام دیدن» به خوبی تعلیم ندیده و تربیت نشده بودم. من آستانۀ مشخصی برای احترام دیدن داشتم. تحمل من برای احترام دیدن حد و اندازه داشت.
یکی از رفتارهایی که از رانندگان کشورهای « خارج» آموختم ایستادن آنان نزدیکی خط عابرپیاده و در مواردی اشاره به عابر پیاده برای رد شدن از عرض خیابان است. بعضی از رانندگان در « خارج» برای انتقال این پیام به عابر، از دست و لبخند استفاده میکردند. در این خصوص هم احترام به خودم را پذیرفتم. اصلاً آسان نبود. اوایل پیش میآمد که وسط خیابان و روی خط عابر پیاده بأیستم و هاج و واج به رانندگانی که به من احترام میگذارند نگاه کنم. فکر میکردم که به یقین دوربین مخفی باشد، یا اینکه یک کمپانی ماشینسازی دارد اولین ماشین بدون راننده خود را آزمایش میکند تا ببیند که واکنش ماشین به یک جسم زنده در خیابان چیست؟ ! حدس من اشتباه بود. یک راننده بالغ و عاقل در ماشین نشسته بود و با لبخند به من نگاه میکرد و البته من با تعجب و اندکی خشمگین به او خیره میشدم. در هر صورت، سخت بود ولی با احترام به خودم کنار آمدم. خشمم از این بود که « لعنتی، نکن این کارو، من تحملشو ندارم. چرا به من این قدر احترام میذاری؟ » به تدریج احساس کردم که احترام مانند هوای تازهای است که به زور دارد وارد ششهای کثیف من میشود. ششهایی که سالها به دودی به نام بیاحترامی عادت کرده بودند. وقتی احترام دیدن را باور کردم چقدر حس خوبی داشتم. نگاهم به زندگی مثبتتر شد. اعتماد بنفسم افزایش یافت. آدمها را بیشتر دوست داشتم.
دوستان من. سطرهای قبلی را با چاشنی طنز همراه کردم. هر چند خوب میدانید که حقیقتی تلخ است. ولی میخواهم نکته دیگری بگویم. معمولاً وقتی در خیابانهای شهرهای مختلف کشور رانندگی میکنم سعیام آن است تا رفتار خوب رانندگان « خارج» را تقلید کنم. معمولاً چند متر مانده به خطکشی عابر پیاده از سرعتم میکاهم، کامل توقف میکنم و با تکان دادن محترمانه دستانم، به عابر پیاده میگویم که بفرماید. سعی میکنم نوع ایستادنم همین معنی «بفرمایید» را منتقل کند نه «گمشو برو دیگه! »
تاکنون با عابری مواجه نشدهام که نأیستد، اول تعجب نکند و بعد از مکثی کوتاه از من تشکر نکند. بعضی از هموطنانم آنقدر در وسط خیابان میایستند، و تعظیم و تشکر میکنند که داد و فریاد ماشینهای پشتسر و حتی گاهی اوقات خود من هم درمی آید. باورتان میشود که بعضیها در پاسخ به احترام من، رو به ماشین تعظیمِ ژاپنی میکنند؟ حتی در شهرهای کوچک، زنان که ممکن است ملاحظاتی داشته باشند مکث میکنند، لبخند میزنند و به نشانه تشکر دستشان را روی سینهشان میگذارند.
آنچه من انجام میدهم رفتاری معمولی در بسیاری کشورهاست. ولی چرا ما به وضعیتی رسیدهایم که اینقدر در مواجهه با رفتار سادهای نظیر توقف احترامآمیز یک راننده پشت خط عابر اینقدر تعجب میکنیم؟ علیرغم هر پاسخی به این سوال، آنچه مهم است نتیجه است که در این مثال انتقال حس شیرین «محترم بودن» به آدمهاست.
تعظیم و تشکر عابران در مقابل ماشین یک تاریخ را برایم تداعی میکند. این رفتارِ کوچک، نشانه است نشانه. این رفتار بیانگر تاریخی مملو از بیاحترامی حاکمان این کشور به مردم، بیاحترامی نهادهای حکومتی به انسانها و در نتیجه، بیاحترامی «مردم احترامندیده» به یکدیگر است.
🔺فردین علیخواه|گروه جامعهشناسی دانشگاه گیلان
___________
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال: t.me/fardinalikhah
۶ اردیبهشت ۱۴۰۱