.
دو از سیوسه.
#لهجهها_اهلی_نمیشوند.
#جستار
#نشراطراف
کتابی که به روزهای خوشکل اردیبهشت میآید. انگار مشتی کلمهی اردیبهشتی دور هم جمع شده باشند. البته در بعضی جستارها.
این کتاب جلد دوم مجموعه سهجلدی "زندگی میان زبانها" هست. جستارهایی ازچند نویسنده عرب که در کشورهای خارجی زندگی میکنند و دو زبانهاند. چند جستارش را بیشتر دوست داشتم.
درآغوش جاده
راهم را که گم میکنم
بابا و پونتیاک
مناسک بازگشت
فراموش کردهبودم چقدر کوچک است.
#چند_از_چند
@berrrke
سه از سیوسه
#خانهکاغذی
#داستان_خارجی
#نشرآگه
این کتاب جز لیست چالش مطالعه در مورد کتابخوانی زمستانم بود.
خانهکاغذی برای آدمهایی که خورهی کتاب هستن خیلی میتونه جذاب باشه حتی برای اونا که کتابخون نیستند هم پیشنهاد میشه. داستان جالبی داره و پایان شگفتانگیزی.
کوتاهه و خوشخوان من با وجود نینی دائمالغُر😁 در دو نشست کوتاه خوندمش.
جذابیتش به حدی بود که منی که اصلا نمیتونم با نسخه الکترونیک کنار بیام رو با طاقچه آشتی داد.
#چند_از_چند
@berrrke
عزیزان همراه برکه
برای یک دوست عزیز میخواهیم سیل صلوات هدیه به خانوادهی بزرگوار امامرضا، راه بیاندازیم.
هرکسی هرچقدر میتونه لطفا هدیه کنه که انشاالله در ایام تولد امامرضایعزیز حال این دوستمون احسنالحال بشه انشاالله.🍃
#اللهمصلیعلیمحمدوآلمحمد
@berrrke
اللَّهُمَّ اجْعَلْهم فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ. 🍃
هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
تو در جنگلهای ورزقان، در نقطه صفر مرزی چه کار میکنی مرد؟
صندلی نهاد ریاست جمهوری خار داشت که پشت آن ننشستی تا این شب عیدی، پیام تبریک برای این و آن ارسال کنی؟
میخواستی مثلا بگویی مردمی هستی؟
خب سوار تویوتا لندکروز ضدگلوله میشدی و چند نفر آدم را پیدا میکردی و از بینشان ردی میشدی و صدای شاتر دوربینها و تمام.
به جهنم که پیرمرد روستای دیزج ملک از زمان رضاخان تا الان، یک فرماندار را از هم نزدیک ندیده.
به جهنم که روستای کهنهلو به ورزقان یک جاده درست و حسابی ندارد.
به جهنم که روستای کیغول یه درمانگاه ندارد و همین ماه پیش یک زن جوان، قبل از اینکه به زایشگاه شهرستان برسد، بچهاش سقط شد.
اقلا یک جای نزدیک با دسترسی هموار میرفتی سید!
عدل رفتی سراغ نقطهای که کل مملکت بسیج شدهاند برای پیدا کردنت؟
انصافت را شکر.
میگویند آنجا باران گرفته.
زیر باران دعا مستجاب است.
دعا کن برای خودت
دعا کن برای ما؛
پیرمرد روستای کهنهلو را که یادت نرفته؟
همان که هنوز یک فرماندار را هم از نزدیک ندیده؟
دعا کن سید!
شب عید است...
| @mabnaschoole |
👦🏻
_میگم مامان اگر آقای رئیسی پیدا بشه باید کیک تولد بخریا!
_حتما مامان طعمشو همین الان انتخاب کن!
#اللهمصلیعلیمحمدوآلمحمد
#امید
@berrrke
هدایت شده از /زعتر/
ـــــــــــــ
همیشه به هنرجوها میگویم در پایانبندی داستانهایتان، همان چیزی را به مخاطب بدهید که توقع دارد و دوست دارد.
میگویم نوآوری شما باید درست همینجا باشد.
مخاطب، نه آنطور که دوست دارد به آن چیزی که توقع دارد برسد؛ نه آنطور که دلش میخواهد به مطلوبش برسد اما با یک راه خلاقانه با یک مسیری که شما تصور نمی کردید، به آن چیزی که دوست دارد، برسد.
حالا نشستهام به انتظار خبری که نقطه پایان ماجرا باشد. همان خبری که دوست دارم و مطلوبم است. از یک راه خلاقانه. با یک مسیری که فکرش را هم نمیکنم.
#داستان
#پایان_بندی
@zaatar
بِرکه 🍃
ـــــــــــــ همیشه به هنرجوها میگویم در پایانبندی داستانهایتان، همان چیزی را به مخاطب بدهید که ت
.
بعد از چند وقت گفتم امروز برم توی اتاقکارم کتاب بخونم؛ مدتی بود که در قرق صادقیها بود برای درسدادن و درسخواندن و ...؛ وارد که شدم کف پاهام خاکی شد؛ دیروز پریروز کرمون دولخ شده بود پنجره هم باز مونده بود؛ 😷
بدو رفتم تی آوردم و تمیز کردم. نشستم پشت میز دیدم روی میز هم پر از خاک دستمال آوردم گردگیری کردم تندتند ها خیلی تند. دست و بالم خاکی شد رفتم بشورم دیدم توی بدوبدو ها تشنهام شده. یه شربت توتفرنگی درست کردم خوردم. کتابم رو گذاشتم رو میز یک صفحهای خوندم. داشتم از بزرگ علوی ایرادات فنی میگرفتم که.... نینی بیدار شد.🫡
تاروایتکتابخوانیدیگر؛ بدرود
یه دونه باشی دخترپاییز👩🦯
@berrrke