بشارتها
پاندول شیطانی ثبات قیمت سوخت، بعد از مدتی آن را مفت میکند. قیمت مفت، ۱)مصرف سوخت را بالا میبرد،
حزباللهیهای ما هم دو سه تا فحش «شوکدرمانی» و «سیاستهای صندوق بینالمللی پول» و «نئولیبرالیسم» را یادگرفتهاند که نتیجهاش فقط این شده که روی یک پیکر ضعیف، به جای یکبار شوکدرمانی، هر چند سال یکبار شوک درمانی صورت بگیرد و قاچاقچیهای منتفع از این شعارها نیز در خفا به ریش بچه حزباللهیها بخندند.
@beshaaratha
تقریبا فرمول در همه امهات و مشکلات عمده این است:
- تصمیم نگیریم
- پس از مدتی جبر زمان به جای ما تصمیم بگیرد
- آن وقت که جبر زمان به جای ما تصمیم گرفت از فرصتی که با هزینه زیاد فراهم شده برای حل همیشگی مشکل و یکسره کردن کار استفاده نکنیم
- مشکلِ نصفه حل شده روی دستمان بماند، دوباره با گذشت زمان بزرگ شود و آنقدر در مورد آن تصمیمی نگیریم تا بزرگ شدنش دوباره برایمان تصمیم بگیرد.
@beshaaratha
«آنگاه عیسی به آنان [رؤسای کاهنان معبد و مشایخ بنیاسرائیل] گفت:
«آیا تا به حال در کتب مقدس نخواندهاید که،
"و سنگی که معماران رد کردند،
مهمترین سنگ بنا شدهاست.
خداوند چنین کرده
و در نظر ما شگفت مینماید"؟
پس شما را میگویم که پادشاهی خدا از شما گرفته و به قومی داده خواهد شد که میوه آن را بدهند.» (انجیل متی، باب ۲۱، آیات ۴۲ و ۴۳. در انجیل مرقس باب ۱۲ و لوقا باب ۲۰ نیز این جملات نقل شده)
و این است ترجمه ما از آیه ۱۲، باب ۱۶ کتاب آفرینش در مورد اسماعیل که طی چند یادداشت انشاءالله به آن خواهیم پرداخت:
«و او [اسماعیل]، برای آدمیان پرحاصل خواهد شد. دست برکتدهنده او در همه و دست برکتگیرنده همه در او خواهد بود.»
حامد فتاحی
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
به بهانه پیروزی عبدل السید در انتخابات داخلی حزب دموکرات برای کاندیدای سنا در ایالت میشیگان به فاص
انشعاب جمهوریخواهان ضدجنگ و انتخابات ۲۰۲۸
عکسی که اخیرا مارجوری تیلور گرین (MTG) از جلسهای در خانه تاکر کارلسون با حضور خودش و اشخاصی همچون جو کنت و توماس مسی منتشر کرد و به فاصله کوتاهی، ویدئوی دو ساعته مانیفستگونهای که کارلسون در رسانههایش منتشر کرد و اظهار نظرهای در حاشیه این دو رویداد، بحثی را در فضای سیاسی آمریکا رو آورده است با این موضوع که این جماعت برگشته از ترامپ، با محوریت کارلسون، قرار است چه کنند.
بیشتر مباحث، حول تاسیس حزب سوم توسط آنها است. به نظر من حزب سوم، فعلا شانسی در آمریکا ندارد. گرچه این جماعت از جیل استاین و ادوارد کندی جونیور در سال ۲۰۲۴، پتانسیل رای جمع کردن بیشتری دارند اما به عنوان جریان و حزب سوم، نهایت کاری که بتوانند انجام دهند این است که در انتخابات ۲۰۲۸، رایی بالاتر از ۵، ۶ میلیون برای نامزد حزبشان دست و پا کنند که همین عدد پشتوانهای شود تا نامزد این حزب جدید در سال ۲۰۳۲ اجازه داشته باشد در مناظرههای تلویزیونی حضور داشته باشد و حرفهای متفاوت بزند.
اما در دل حزب جمهوریخواه، همچون خود ترامپ، شانس آنها بیشتر است و میتوانند بازی را تغییر دهند.
معدود دوستانی که از قدیم بنده را در فضای مجازی و پلتفرمهای دیگر میشناسند احتمالا به خاطر دارند که شاید در فضای مجازی فارسی، اولین نفر بودم که به تاکر کارلسون و ظرفیتی که برای اثرگذاری در آینده سیاست آمریکا دارد توجه دادهام. در زمانی که او در ایران ناشناخته بود. کما اینکه دو سال قبل از ۲۰۲۴ و در بحبوحه درست کردن دردسرهای قضایی برای ترامپ، شانس او را برای ریاست جمهوری دوباره، بیشتر از سایرین معرفی میکردم.
به هر حال، هرگونه آیندهنگری چنین ایجاب میکند که چشمهایی تاکر کارلسون را رصد کنند و برای پتاسیل احتمالی او در ۲۰۲۸ یا ۲۰۳۲، برنامه و راهبرد داشته باشند.
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
#آمریکا_نوشت
@beshaaratha
بشارتها
«آنگاه عیسی به آنان [رؤسای کاهنان معبد و مشایخ بنیاسرائیل] گفت: «آیا تا به حال در کتب مقدس نخوانده
وحشی یا پرثمر؟ (مجموعه یادداشت / قسمت اول)
به عنوان مقدمه
توجه به شواهد و قرائن موجود در یک متن، روشی معمول در تصحیح، تفسیر، ترجمه، ویرایش و تشخیص سهوها و اشتباهات کاتبان آن است.
در عهد عتیق، کتاب ارمیا، فصل 2، فراز 24، کلمهای به کار رفته است که لغت شناسان و مفسران یهودی نه بر اساس شکل حاضر و ثبت شده موجود آن که بر اساس شواهد و قرائن معنایی در همین فراز از کتاب ارمیا، آن را کلمهای دیگر، تلقی و معنا می کنند. به عبارت دیگر، بر این نظر هستند که کاتبان عهد عتیق، در نگارش این کلمه دچار خطای تصحیف شده اند. کلمه مذکور، פֶּ֣רֶה ثبت شده است، اما در ترجمه ها و تفاسیر، تغییر شکل یافته کلمه פֶּ֣רֶא قلمداد می شود.
ترجمه فراز مورد اشاره ما به این قرار است:
«[ای اورشلیم!] تو مثل گورخری (פֶּ֣רֶה) هستی که شهوتش او را به بیابان می کشاند و کسی نمی تواند جلوی او را بگیرد.»
به عبارت دیگر در این جمله، ابتدا کلمه פֶּ֣רֶה تغییر شکل یافته کلمه פֶּ֣רֶא تلقی شده و پس از آن، «گورخر» ترجمه شده است.
کلمه مذکور (פֶּ֣רֶה) می توانست بر اساس همین شکلِ ثبت شده و با اندکی تغییر در نقطه گذاری (که امری متاخر در کتابت عهد عتیق است)، پرثمر و پربرکت ترجمه شود، اما روشن است که در این صورت، اگر در دل جمله بالا قرار می گرفت، نتیجه، روبه رو شدن با جمله ای مهمل بود.
و اما بحث اصلی:
در کتاب آفرینش، باب 16، فراز 12، در وصف اسماعیل کلمه ای ثبت شده که به هر دلیلی، لغت شناسان و مفسران یهودی و مسیحی، علاقه ای نداشته اند آن را با توجه به شواهد و قرائن موجود در متن ترجمه کنند و به ترجمه عجیب و غریب و توهین آمیز شکل حاضر و ثبت شده آن، رضایت داده اند. این کلمه، פרא است که با نقطه گذاری، Pere تلفظ می شود.
ترجمه فراز مذکور به طور معمول آن اینگونه است:
«و او (اسماعیل) انسانی وحشی خواهد بود. دست او بر ضد همه و دست همه بر ضد او خواهد بود.»
متن عبری:
והוא יהיה פרא אדם ידו בכל ויד כל בו
اما شواهد و قرائنی که مفسران یهودی و مسیحی به آن بی توجه بوده اند کدام اند؟
1- در باب 17 و تنها چند سطر بعد از همین جمله در مورد اسماعیل، با عنایت به تولد و وجود او، چنین عبارتی آمده است:
«تو (ابراهیم) را به وسیله مئود مئود "پرثمر" خواهم کرد.» (کتاب آفرینش، باب 17، فراز 6)
متن عبری:
ו"הפרתי" אתך במאד מאד ונתתיך לגוים ומלכים ממך יצאו
قبل از بیان نکته اصلی این جمله باید بگوییم که چرا این جمله را عطف به واقعه ولادت اسماعیل می دانیم.
جواب این است که چند سطر بعد از این جمله، تازه در مورد فرزند سارا (اسحاق) چنین می خوانیم:
«او (سارا) را برکت خواهم داد. از او "هم" به تو پسری خواهم داد.» (باب 17، فراز 16)
متن عبری:
וברכתי אתה ו"גם" נתתי ממנה
کلمه "هم" (גם) در این فراز، کلیدی است. این کلمه نشان میدهد آنچه تا قبل از این فراز در این فصل از کتاب آمده بود، عطف به واقعه تولد اسماعیل بوده است و ارتباطی با ولادت اسحاق ندارد.
اما نکته اصلی جمله «تو را به وسیله مئود مئود "پرثمر" خواهم کرد.» این است که فعل «پر ثمر خواهم کرد» ترجمه کلمه הפרתי است. این کلمه آشکارا از ریشه سه حرفی פרה است؛ ریشهای که در نوشتار، شباهت زیادی با کلمه פרא دارد که به معنی گورخر یا وحشی است.
2- اما مساله به اینجا ختم نمی شود. در فراز 20 از همین باب، صراحتا در مورد اسماعیل آمده است:
«در مورد اسماعیل، تو را شنیدم. اینک او را برکت خواهم کرد و به وسیله مئود مئود، "پرثمر"ش خواهم کرد.»
متن عبری:
ולישמעאל שמעתיך הנה ברכתי אתו ו"הפריתי" אתו
بار دیگر، فعلی که "پر ثمر خواهم کرد" ترجمه می شود، کلمه הפרתי است که گفته شد از ریشه פרה است.
بر اساس آنچه گفته شد، در ادامه دو مدل شایع و پیشنهادی را ارائه میدهم و مقایسه را به مخاطب میسپارم.
مدل رایج بر اساس به رسمیت شناختن کلمه פרא:
- اسماعیل، انسانی وحشی خواهد بود. (باب 16، فراز 12)
- ای ابراهیم حالا که اسماعیل را به تو دادهام تو را پرثمر خواهم کرد. (ترجمه مفهومی از باب 17، فراز 6)
- ای ابراهیم بر اساس دعای تو، اسماعیل را پرثمر خواهم کرد. (خلاصه ترجمه مفهومی از باب 17، فراز 16)
مدل پیشنهادی بر اساس کلمه פרה:
- اسماعیل، انسانی پرثمر خواهد بود. (باب 16، فراز 12)
- ای ابراهیم حالا که اسماعیل را به تو دادهام تو را پرثمر خواهم کرد. (ترجمه مفهومی از باب 17، فراز 6)
- ای ابراهیم بر اساس دعای تو، اسماعیل را پرثمر خواهم کرد. (خلاصه ترجمه مفهومی از باب 17، فراز 16)
انصافا آیا بهتر نبود همچون موردی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره کردم و با توجه به شباهت زیاد کلمات פרא و פרה، مفسران و مترجمان یهودی، در اینجا هم قائل به سهو در کتابت شوند و کلمه פרא را פרה تلقی و به جای وحشی یا گورخر، بارور یا پرثمر یا پربرکت ترجمه کنند؟
نگاشته حامد فتاحی
۱۳ مهر ۱۳۹۷
ادامه دارد:
قسمت دوم
#اسماعیل
@beshaaratha
اینکه جا به جا شدن ذوالقدر در ۴ ماه صورت گرفت بسیار مبارکتر از این بود که چه کسی از شعام رفت و چه کسی به جایش آمد.
با یک گل بهار نمیشود ولی امید که آغازی باشد بر تمام شدن دوره اینرسیهای مرگبار در ایران.
@beshaaratha
بشارتها
وحشی یا پرثمر؟ (مجموعه یادداشت / قسمت اول) به عنوان مقدمه توجه به شواهد و قرائن موجود در یک متن، ر
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت دوم)
ساختاری استثنایی و غامض
قرینه دیگر بر اینکه کلمه פרא در این فراز به معنی گورخر یا وحشی نیست یا اینکه اصل آن کلمه دیگری بوده، ساختار عبارت «פרא אדם» است که آن را «انسانی وحشی» معنی میکنند.
در زبان عبری، صفت قبل از موصوف قرار نمیگیرد و این تنها نمونه در کتب عهد عتیق است که صفت، قبل از موصوف قرار گرفته است. بنابراین بر اساس قواعد و رویه، چنین عبارتی باید «وحشی انسان» و نه «انسان وحشی» ترجمه شود که عبارت گنگی است. این عبارت اگر قرار بود «انسان وحشی» معنی بدهد مطابق معمول باید به صورت «אדם פרא» می آمد نه «פרא אדם». همچنانکه مثلا در همین تورات، وقتی می خواهد گفته شود «نوح، مردی صدیق بود»، عبارت «مرد صدیق» به صورت «ایش صدیک» (איש צדיק) آمده نه «صدیک ایش» (צדיק איש).
نمونه جالبتر دیگر، وصفی است که در مورد یوسف در تورات آمده است. این وصف، با لفظی است که شباهت عجیبی به لفظی دارد که در وصف اسماعیل آمده و احتمالا اصل وصفی که برای اسماعیل آمده نیز همین لفظ یا لفظی همریشه با آن بوده است. لفظی که پرثمر یا بارور ترجمه می شود؛ פרת (پرات):
בן פרת יוסף בן פרת עלי עין
آفرینش، باب ۴۹، فراز ۲۲
ترجمه: یوسف شاخه باروری است. شاخه بارور بر چشمه.
همچنانکه می بینید، عبارتی که معنی شاخه بارور می دهد «פרת בן» نیست، بلکه «בן פרת» است.
از سوی دیگر و اساسا اگر این کلمه قرار بود گورخر معنی بدهد، احتیاجی به اینکه لفظ آدم- אדם- در ادامه آن بیاید نبود و بر اساس سیاق موارد مشابه در تورات، همچون تشبیه یهودا به شیربچه، در وصیت یعقوب، باید به تنهایی میآمد.
استثنایی و گنگ بودن این ساختار، مورد توجه برخی مترجمان حرفهایتر بوده است و باعث شده که آنها آن را «گورخر-آدم» یا «وحشی-آدم» ترجمه کنند و بر اساس همین ترجمه نیز به تفسیر بپردازند. البته ما در مورد چرایی این ساختار استثنایی، دو پیشنهاد و گمانه زنی خاص خود را داریم که انشاءالله در فرصتی دیگر و به جای خود به آن خواهیم پرداخت.
حامد فتاحی
انتشار نسخه اولیه: ۱۳ مهر ۱۳۹۷
ادامه دارد:
قسمت سوم
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت دوم) ساختاری استثنایی و غامض قرینه دیگر بر اینکه کلمه פרא در این فراز به معنی
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت سوم)
خوانش موهن از آیات تورات
در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب آفرینش و بابهای بعد از آن به گونهای است که برای حفظ یکدستی این بافت، مناسبتر است که کلمه פרא در فراز ۱۲ از این باب را که با علامتگذاری خاصی، "گورخر" یا "وحشی" معنا میدهد از ریشه کلمه פרה و با معنایی دیگر (پرثمر، پربرکت و امثالهم) بدانیم.
در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که این وضع میتواند یا حاصل اشکالی در تصحیف (اشتباه نسخه برداری کاتبان) باشد که در نتیجه آن، פרה به פרא تبدیل شده یا اساسا اشکالی در تصحیف رخ نداده و این دو کلمه واقعا از یک ریشه هستند. چرا که دو حرف ה (معادل حرف: "ه") و א (معادل حروف: "ء" و "ا") هر دو از حروفی هستند که هم در تبدیلات داخل یک زبان، هم در انتقال از یک زبان به زبان هم خانواده، زیاد به یکدیگر تبدیل میشوند (همچون تبدیل حروف عله به یکدیگر یا کلمه فرع در عربی که معادل آن در عبری از ریشه پ.ر.ه است.)
و اما نکتهای که میخواهم در اینجا به آن اشاره کنم، صرفنظر از بافت لفظی این فصل از تورات، بافت معنایی آن است.
در باب ۱۶، فرشته خدا از هاجر میخواهد که به نزد خانمش برگردد و زیر دست او صبوری کند (فراز نهم باب). فرشته خدا در فراز ۱۰ و ۱۱ از این باب، نتیجه صبر بر رنج بردن زیر دست ساری (بر اساس تورات در آن زمان نام سارا، ساری بوده است) را به هاجر میگوید.
مفسران یهودی و مسیحی گذشته و حال تورات دوست دارند ما تصور کنیم فرشته خدا به هاجر چنین میگوید: "زیر دست خانمت رنج ببر، در عوض، خدا فرزندی را که در شکم داری، فرزندی وحشی قرار خواهد داد!"
واقعا آیا چنین مضمونی سخیف و وهن خدا نیست؟
از سوی دیگر، اگر فرض کنیم کلمه פרא به معنی وحشی باشد، آیا معقول است پس از اینکه فرشته خدا به هاجر خبر میدهد که فرزندت وحشی خواهد بود، بلافاصله هاجر، خدا را به خاطر خبر اعطای فرزندی وحشی به خودش، "אתה אל ראי / تو قادر توجه کننده به منی" بنامد، آنچنانکه در فراز ۱۳ همین باب آمده است؟
نگاشته حامد فتاحی
۲۱ آذر ۱۳۹۷
ادامه دارد:
قسمت چهارم
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
یکی از چیزهایی که در مدت زندگی در آمریکا به آن رسیدم این است که آتش زدن پرچم آمریکا در جاهایی مثل ای
سخنی با فعالان رسانهای طرفدار جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی
این چند سطر را به عنوان یک ایرانی متولد آمریکا که سوای دوران خردسالی، حداقل سه سال از بزرگسالی خود را نیز در آمریکا زندگی کرده، مینویسم. از سالها قبل این سه سال و بعد از آن هم به حد قابل توجهی، رسانههای آمریکا را با تامل پیگیری کردهام و میکنم.
واقعیت این است که بخواهیم یا نخواهیم، قبول کنید یا قبول نکنید، اکثر آمریکاییها، ملیت و پرچم آمریکا را دوست دارند. تلقی آنها از ملیت امریکایی، کم و بیش کشوری است با ارزشهای مسیحی. ضمنا آنها در عین غروری که روی ملیت خود دارند که با کمی تا قسمتی خودبرتربینی نیز همراه است این تلقی را دارند که کشورشان معمولا و به خصوص در دهههای اخیر، درگیر جنگهایی شده که جنگهایی برای ملیت آمریکا و برای ملت آمریکا نیستند. مالیاتهایشان، خرج جنگهایی میشود که جنگ آنها نیست و این جنگها باید تمام شوند. آنها صحنه را اینگونه میبینند که دستهایی در کارند که دارند آمریکا را به این روشها ضعیف و دچار فروپاشی میکنند:
با تضعیف دینداری و ارزشهای مسیحی، ترویج همجنسگرایی و فمنیسم و فساد جنسی و پرنوگرافی و سقط جنین و مواد مخدر و تنوع فرهنگی و ورود انبوه مهاجران غیرانگلوساکسون و غیرمسیحی و سبک زندگی پر از داروهای شیمیایی و خوراکیهای تراریخته و واکسن و البته درگیر کردن آمریکا در جنگها. آنها بخواهیم و نخواهیم همه این موارد را در یک پکیج میبیند. و این پکیج را پروژه دستی میبینند که دولتها و احزاب دموکرات و جمهوریخواه را در آمریکا اداره میکند.
ترامپ با آگاهی از همین ذهنیت و با جا زدن خود به عنوان کسی که هر چند از حزب جمهوریخواه است، اما کسی است که خود را به حزب تحميل کرده، توانست دو بار رای جمع کند.
برادران و خواهران! خیلی مهم است که این ذهنیت را بشناسید هرچند برای برخی از شما عجیب باشد. بله در آمریکا هم تصور این است که کسانی میخواهند با تهاجم فرهنگی و جنگ افروزی، ملتی را نابود کنند و البته این ملت هدف، خود آمریکا است. افکار عمومی آمریکا هم این نابود شدن آمریکا و ملیت آمریکا را نمیخواهد.
چیزی که میخواهم بگویم این است: از این به بعد، هر وقت رسانهها و چهرههای رسانهای و سیاسی آمریکایی یا مرتبطان به آمریکا را رصد میکنید، آنچه رصد میکنید در هر قالبی که میخواهد باشد؛ مناظره، نطق، مصاحبه، پادکست، نشست خبری، مقاله، گزارش، سخنرانی و...و... ببینید آیا لابه لای آنها فکتی که گزاره زیر را تایید میکند، پیدا میکنید یا نه. به شما قول میدهم الی ماشاءالله فکت و نمونه پیدا خواهید کرد:
«شارلاتانهای رسانهای و سیاسی که ذهنیت آمریکاییها را میشناسند، پیوسته و به زبانهای مختلف، به شعار «مرگ بر آمریکا»ی ایرانیها و به پرچم آمریکا سوزاندن ایرانیها به مثابه سندی بر اینکه ایرانیها میخواهند ملیت آمریکایی و مردم آمریکا را نابود کنند و در این راه ابایی از انداختن بمب هستهای هم ندارند استناد میکنند و از این طریق، موضع مخالفان جنگ با ایران و مخالفان براندازی جمهوری اسلامی را تضعیف میکنند.»
ایران در تمام ۴۷ سال گذشته در اینکه اگر «مرگ بر آمریکا» میگوید، منظورش چه بوده، برای افکار عمومی آمریکا ضعیف عمل کرده و پیوست توضیحی کافی برای این شعار خود نداشته، به حدی که شارلاتانهای مذکور، به راحتی در این عرصه میتازند و معارضی برای خود نمی بینند.
در این عرصه تا میتوان باید روشنگری کرد. الان در دورهای هستیم که گوشهای آمریکاییها برای شنیدن صداهای متفاوت و سانسور شده در رسانهها آمادهتر است. باید روشن کرد که اگر «مرگ بر آمریکا» گفته میشود، منظور مرگ بر همان «دیپ استیتی» است که با تهاجم فرهنگی و جنگ طلبی خود، مردم آمریکا را هم خسته کرده و دارد ملیت آمریکایی را نابود میکند. در غیر این صورت به وضوح عیان است که شارلاتانهای مذکور، چقدر از «مرگ بر آمریکا» گفتن ایرانیها خوشحالند و مثلا سوزاندن مجسمه بعل در ۲۲ بهمن سال گذشته، چقدر برایشان دردآور بود، چون نمیتوانستند از آن، تعابیری همچون تعابیری که از سوزاندن پرچم آمریکا ارائه میدهند، ارائه دهند.
دو سال پیش که آیتالله خامنهای خطاب به دانشجویان آمریکایی نامهای نوشتند، به ذهنم رسید چه خوب است که شخصی چون ایشان، نامهای خطاب به مردم آمریکا بنویسد، با این موضوع که وقتی ایران، «مرگ بر آمریکا» میگوید منظورش چیست. به نظرم چنین نامهای به خصوص اگر بعد از جنگ ۱۲ روزه نوشته میشد بسیار دیده میشد و تاریخی میشد. این یک راه میانبر، برای جبران ۴۷ سال اهمال و غفلت رسانهای ما نیز بود. خوب شخصا نه صدایم برای بیان این پیشنهاد به جایی میرسید و نه حالا دیگر با شهادت ایشان فرصتی برای نگارش چنین نامهای باقی مانده.
(ادامه در پست بعدی)
بشارتها
یکی از چیزهایی که در مدت زندگی در آمریکا به آن رسیدم این است که آتش زدن پرچم آمریکا در جاهایی مثل ای
(ادامه از پست قبلی)
لُب کلام: در عرصه تولید پیوست تفسیری و توضیحی و تبیینی برای شعار مرگ بر آمریکا و برای مخاطب آمریکایی، هر کس در حد توان خود باید کار کند و شارلاتانهای رسانهای صهیونیست را خلع سلاح کند. این را باید درک کنید که مردم یک کشور وقتی بدون هیچ قیدی، شعار عام مرگ بر کشور خود را میشنوند و سوزاندن پرچم کشور خود را میبینند، این حرکتها را معمولا به خودشان میگیرند و نمیتوانند با آنها همدل شوند. ای بسا غیرت آنها نیز علیه مرتکبان چنان حرکتی تحریک شود. امری که باب طبع هیئت حاکمه آمریکا است.
۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مرتبط از آرشیو کانال:
https://eitaa.com/beshaaratha/92
#آمریکا_نوشت
@beshaaratha
با لحاظ کردن هزینههای تولید و واردات یک لیتر بنزین و اینکه چه درصدی از بنزین مصرفی، بنزین وارداتی است، برای یک لیتر بنزین، حدود ۱۰۰ هزار تومان و به ارزش امروز دلار حدود ۵۰ سنت هزینه شده است.
شاید دو سال دیگر این ۵۰ سنت، حدود ۲۰۰ هزار تومان باشد.
به جای افزایش ناگهانی و چند برابری قیمت بنزین ۵ هزار تومانی، چه اشکالی دارد که مثلا از فردا و در یک بازه دوساله، هر روز فقط حدود ۲۵۰ تومان، قیمت بنزین ۵ هزار تومانی را افزایش داد و دو سال دیگر که به قیمت روز خود رسید، دیگر از قیمتگذاری آن دست برداشت و هر چند سال یکبار خون و خونریزی و جنگ اعصاب راه نینداخت و هزینه مفت فروشی بنزین را هم به اقتصاد کشور تحمیل نکرد؟
@beshaaratha
بشارتها
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت سوم) خوانش موهن از آیات تورات در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت چهارم)
پارا در سرزمین پاران
مقدمه
رویهای معمول در تورات عبری است که بین نام اماکن و اقوام با نام اشخاص مرتبط با آنها یا رویدادهای رخ داده در آن اماکن، رابطه معنایی و جناس برقرار شود. برخی نمونهها:
- نام شهرها و سرزمینهای «آشور»، «ماد»، «عیلام»، «کوش» (حبشه)، «مصر»، «کنعان» و «صیدون»، این نامها هستند، چون بنیانگذاران آنها، اشخاصی به همین نامها بودهاند. (رجوع کنید به باب ۱۰ از کتاب آفرینش)
- نام «بابل» (בבל)، بابل است، چون خداوند زبان ساکنان آن سرزمین را «بر هم زد» و این بر هم زدن در تورات عبری با فعل «بالل» (בלל) بیان شدهاست. (کتاب آفرینش، باب ۱۱، فراز ۹)
چنین وضعی در مورد نام برخی سرزمینها و اماکن کمتر مشهور یا امروز کمتر شناخته شده یا ناشناخته و فراموش شده و تغییر نامیافته نیز در تورات دیده میشود:
- قابیل بعد از قتل هابیل، در سرزمین «نود» (נוד) به معنی «آوارگی» ساکن میشود. (کتاب آفرینش، باب ۴، فراز ۱۶)
- زمانی شهری به اسم «حنوخ» وجود داشته که نامش از نام حنوخ فرزند قابیل گرفته شده. (همان، باب ۴، فراز ۱۷)
- چاه یا چشمهای به نام «بئر لحی روئی» (به معنی "چاه خدای زندهای که مرا میبیند")، وجود داشته که خدا نزد آن به هاجر وعده تولد اسماعیل را میدهد و این نام به این دلیل بر آن چاه گذاشته شده که هاجر پس از این وعده در آنجا به خدا میگوید تو «خدای توجه کننده به منی» (کتاب آفرینش، باب ۱۶، فرازهای ۱۳ و ۱۴)
- نام قوم «موآب» به معنی «از پدر» در عبری تلقی شده. چرا که جد این قوم، شخصی به نام موآب بوده و موآب شخصی بوده که به زعم تورات، نعوذ بالله از همخوابی یکی از دختران لوط با پدرش (لوط) حاصل شدهاست! (آفرینش، باب ۱۹، فراز ۳۱)
- نام «بئر شوع» (بئر شبع / بئر سبع) این نام است زیرا ابراهیم و ابیملک در محل چاهی (بئر) که ابراهیم در آنجا حفر کرد سوگند یاد کردند. (نشوعو / נשבעו) (همان، باب ۲۱، فراز ۳۱)
- در باب ۲۶ کتاب آفرینش، فرازهای ۲۰، ۲۱ و ۲۲ با سه چاه که اسحاق آنها را حفر کرده و نامهایی که او بر این چاهها میگذارد و فلسفه این نامگذاریها آشنا میشویم: چاه عسق (ستم)، چاه سیطنا (شیطنت) و چاه رحووت (وسعت)
- نام «گلعد» (گلعاد، گیلعاد) این نام است چرا که «لاوان گفت امروز این تپه (گل / גל) بین من و تو شاهد (عد / עד) است» (همان، باب ۳۱، فراز ۴۸)
- نام «سوکوت» این نام است چرا که: «یعقوب به سوکوت کوچ نمود...برای احشام خود سایهبان (סכת) ساخت، به این جهت آن محل را سوکوت (סכות) نام نهاد.» (همان، باب ۳۳، فراز ۱۷)
- نام کوه «ساعیر» این نام است چرا که فرزندان شخصی به این نام در آن منطقه ساکن بودهاند. (همان، باب ۳۶، فرازهای ۲۰ و ۲۱)
- نام سرزمین «ادوم»، این نام است چرا که فرزندان عساو (برادر یعقوب) در آن ساکن شدهاند و لقب عساو، ادوم است. (همان باب ۲۵، فراز ۳۰ و تقریبا تمام باب ۳۶)
پارا در پاران
در تورات، نام سکونتگاه اسماعیل و هاجر، پاران (פראן) است. پاران یعنی سرزمین برکت و جلال. آنچنانکه گفتیم، اسماعیل در تورات، פרא وصف شدهاست. شباهت פראן و פרא غیرقابل انکار است. با توجه به رویه تورات، چرا این دو را همریشه تلقی نکنیم و از این رو פרא را آنچنانکه در قسمتهای قبلی گفته شد פרה (پارا) تلقی نکنیم و پربرکت ترجمه نکنیم؟
در این صورت ای بسا هدف تورات القای چنین معنایی بودهاست: «اسماعیل، پربرکت خواهد شد»، «او در سرزمین برکت زندگی کرد». به عبارت دیگر: «پارا در سرزمین پاران زندگی کرد.»
حامد فتاحی
انتشار اولیه: ۲۲ اسفند ۱۴۰۲
ادامه دارد:
قسمت پنجم
#اسماعیل
@beshaaratha