eitaa logo
بشارت‌ها
1.8هزار دنبال‌کننده
122 عکس
28 ویدیو
1 فایل
یادداشتهای حامد فتاحی (دانش آموخته کارشناسی ارشد ادیان و عرفان دانشگاه تهران) در مورد پیشگوییهای انبیاء، موضوعات بین الادیانی و ... آدرس کانال در «بله»: https://ble.ir/beshaaratha آدرس کانال در تلگرام: https://t.me/besharatha
مشاهده در ایتا
دانلود
بشارت‌ها
وحشی یا پرثمر؟ (مجموعه یادداشت / قسمت اول) به عنوان مقدمه توجه به شواهد و قرائن موجود در یک متن، ر
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت دوم) ساختاری استثنایی و غامض قرینه دیگر بر اینکه کلمه פרא در این فراز به معنی گورخر یا وحشی نیست یا اینکه اصل آن کلمه دیگری بوده، ساختار عبارت «פרא אדם» است که آن را «انسانی وحشی» معنی می‌کنند. در زبان عبری، صفت قبل از موصوف قرار نمی‌گیرد و این تنها نمونه در کتب عهد عتیق است که صفت، قبل از موصوف قرار گرفته است. بنابراین بر اساس قواعد و رویه، چنین عبارتی باید «وحشی انسان» و نه «انسان وحشی» ترجمه شود که عبارت گنگی است. این عبارت اگر قرار بود «انسان وحشی» معنی بدهد مطابق معمول باید به صورت «אדם פרא» می آمد نه «פרא אדם». همچنانکه مثلا در همین تورات، وقتی می خواهد گفته شود «نوح، مردی صدیق بود»، عبارت «مرد صدیق» به صورت «ایش صدیک» (איש צדיק) آمده نه «صدیک ایش» (צדיק איש). نمونه جالبتر دیگر، وصفی است که در مورد یوسف در تورات آمده است. این وصف، با لفظی است که شباهت عجیبی به لفظی دارد که در وصف اسماعیل آمده و احتمالا اصل وصفی که برای اسماعیل آمده نیز همین لفظ یا لفظی همریشه با آن بوده است. لفظی که پرثمر یا بارور ترجمه می شود؛ פרת (پرات): בן פרת יוסף בן פרת עלי עין آفرینش، باب ۴۹، فراز ۲۲ ترجمه: یوسف شاخه باروری است. شاخه بارور بر چشمه. همچنانکه می بینید، عبارتی که معنی شاخه بارور می دهد «פרת בן» نیست، بلکه «בן פרת» است. از سوی دیگر و اساسا اگر این کلمه قرار بود گورخر معنی بدهد، احتیاجی به اینکه لفظ آدم- אדם- در ادامه آن بیاید نبود و بر اساس سیاق موارد مشابه در تورات، همچون تشبیه یهودا به شیربچه، در وصیت یعقوب، باید به تنهایی می‌آمد.  استثنایی و گنگ بودن این ساختار، مورد توجه برخی مترجمان حرفه‌ای‌تر بوده است و باعث شده که آنها آن را «گورخر-آدم» یا «وحشی-آدم» ترجمه کنند و بر اساس همین ترجمه نیز به تفسیر بپردازند. البته ما در مورد چرایی این ساختار استثنایی، دو پیشنهاد و گمانه زنی خاص خود را داریم که ان‌شاءالله در فرصتی دیگر و به جای خود به آن خواهیم پرداخت. حامد فتاحی انتشار نسخه اولیه: ۱۳ مهر ۱۳۹۷ ادامه دارد: قسمت سوم @beshaaratha
بشارت‌ها
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت دوم) ساختاری استثنایی و غامض قرینه دیگر بر اینکه کلمه פרא در این فراز به معنی
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت سوم) خوانش موهن از آیات تورات در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب آفرینش و بابهای بعد از آن به گونه‌ای است که برای حفظ یکدستی این بافت، مناسبتر است که کلمه פרא در فراز ۱۲ از این باب را که با علامت‌گذاری خاصی، "گورخر" یا "وحشی" معنا می‌دهد از ریشه کلمه פרה و با معنایی دیگر (پرثمر، پربرکت و امثالهم) بدانیم. در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که این وضع می‌تواند یا حاصل اشکالی در تصحیف (اشتباه نسخه برداری کاتبان) باشد که در نتیجه آن، פרה به פרא تبدیل شده یا اساسا اشکالی در تصحیف رخ نداده و این دو کلمه واقعا از یک ریشه هستند. چرا که دو حرف ה (معادل حرف: "ه") و א (معادل حروف: "ء" و "ا") هر دو از حروفی هستند که هم در تبدیلات داخل یک زبان، هم در انتقال از یک زبان به زبان هم خانواده، زیاد به یکدیگر تبدیل می‌شوند (همچون تبدیل حروف عله به یکدیگر یا کلمه فرع در عربی که معادل آن در عبری از ریشه پ.ر.ه است.) و اما نکته‌ای که می‌خواهم در اینجا به آن اشاره کنم، صرفنظر از بافت لفظی این فصل از تورات، بافت معنایی آن است. در باب ۱۶، فرشته خدا از هاجر می‌خواهد که به نزد خانمش برگردد و زیر دست او صبوری کند (فراز نهم باب). فرشته خدا در فراز ۱۰ و ۱۱ از این باب، نتیجه صبر بر رنج بردن زیر دست ساری (بر اساس تورات در آن زمان نام سارا، ساری بوده است) را به هاجر می‌گوید. مفسران یهودی و مسیحی گذشته و حال تورات دوست دارند ما تصور کنیم فرشته خدا به هاجر چنین می‌گوید: "زیر دست خانمت رنج ببر، در عوض، خدا فرزندی را که در شکم داری، فرزندی وحشی قرار خواهد داد!" واقعا آیا چنین مضمونی سخیف و وهن خدا نیست؟ از سوی دیگر، اگر فرض کنیم کلمه פרא به معنی وحشی باشد، آیا معقول است پس از اینکه فرشته خدا به هاجر خبر میدهد که فرزندت وحشی خواهد بود، بلافاصله هاجر، خدا را به خاطر خبر اعطای فرزندی وحشی به خودش، "אתה אל ראי / تو قادر توجه کننده به منی" بنامد، آنچنانکه در فراز ۱۳ همین باب آمده است؟ نگاشته حامد فتاحی ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ادامه دارد: قسمت چهارم @beshaaratha
بشارت‌ها
یکی از چیزهایی که در مدت زندگی در آمریکا به آن رسیدم این است که آتش زدن پرچم آمریکا در جاهایی مثل ای
سخنی با فعالان رسانه‌ای طرفدار جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی این چند سطر را به عنوان یک ایرانی متولد آمریکا که سوای دوران خردسالی، حداقل سه سال از بزرگسالی خود را نیز در آمریکا زندگی کرده، مینویسم. از سالها قبل این سه سال و بعد از آن هم به حد قابل توجهی، رسانه‌های آمریکا را با تامل پیگیری کرده‌ام و میکنم. واقعیت این است که بخواهیم یا نخواهیم، قبول کنید یا قبول نکنید، اکثر آمریکاییها، ملیت و پرچم آمریکا را دوست دارند. تلقی آنها از ملیت امریکایی، کم و بیش کشوری است با ارزش‌های مسیحی. ضمنا آنها در عین غروری که روی ملیت خود دارند که با کمی تا قسمتی خودبرتربینی نیز همراه است این تلقی را دارند که کشورشان معمولا و به خصوص در دهه‌های اخیر، درگیر جنگهایی شده که جنگهایی برای ملیت آمریکا و برای ملت آمریکا نیستند. مالیاتهایشان، خرج جنگهایی می‌شود که جنگ آنها نیست و این جنگها باید تمام شوند. آنها صحنه را اینگونه میبینند که دستهایی در کارند که دارند آمریکا را به این روشها ضعیف و دچار فروپاشی میکنند: با تضعیف دینداری و ارزش‌های مسیحی، ترویج همجنسگرایی و فمنیسم و فساد جنسی و پرنوگرافی و سقط جنین و مواد مخدر و تنوع فرهنگی و ورود انبوه مهاجران غیرانگلوساکسون و غیرمسیحی و سبک زندگی پر از داروهای شیمیایی و خوراکیهای تراریخته و واکسن و البته درگیر کردن آمریکا در جنگها. آنها بخواهیم و نخواهیم همه این موارد را در یک پکیج میبیند. و این پکیج را پروژه دستی میبینند که دولت‌ها و احزاب دموکرات و جمهوریخواه را در آمریکا اداره میکند. ترامپ با آگاهی از همین ذهنیت و با جا زدن خود به عنوان کسی که هر چند از حزب جمهوری‌خواه است، اما کسی است که خود را به حزب تحميل کرده، توانست دو بار رای جمع کند. برادران و خواهران! خیلی مهم است که این ذهنیت را بشناسید هرچند برای برخی از شما عجیب باشد. بله در آمریکا هم تصور این است که کسانی می‌خواهند با تهاجم فرهنگی و جنگ افروزی، ملتی را نابود کنند و البته این ملت هدف، خود آمریکا است. افکار عمومی آمریکا هم این نابود شدن آمریکا و ملیت آمریکا را نمی‌خواهد. چیزی که می‌خواهم بگویم این است: از این به بعد، هر وقت رسانه‌ها و چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی آمریکایی یا مرتبطان به آمریکا را رصد میکنید، آنچه رصد میکنید در هر قالبی که می‌خواهد باشد؛ مناظره، نطق، مصاحبه، پادکست، نشست خبری، مقاله، گزارش، سخنرانی و...و... ببینید آیا لابه لای آنها فکتی که گزاره زیر را تایید میکند، پیدا میکنید یا نه. به شما قول می‌دهم الی ماشاءالله فکت و نمونه پیدا خواهید کرد: «شارلاتانهای رسانه‌ای و سیاسی که ذهنیت آمریکاییها را می‌شناسند، پیوسته و به زبانهای مختلف، به شعار «مرگ بر آمریکا»ی ایرانیها و به پرچم آمریکا سوزاندن ایرانیها به مثابه سندی بر اینکه ایرانیها می‌خواهند ملیت آمریکایی و مردم آمریکا را نابود کنند و در این راه ابایی از انداختن بمب هسته‌ای هم ندارند استناد میکنند و از این طریق، موضع مخالفان جنگ با ایران و مخالفان براندازی جمهوری اسلامی را تضعیف میکنند.» ایران در تمام ۴۷ سال گذشته در اینکه اگر «مرگ بر آمریکا» میگوید، منظورش چه بوده، برای افکار عمومی آمریکا ضعیف عمل کرده و پیوست توضیحی کافی برای این شعار خود نداشته، به حدی که شارلاتانهای مذکور، به راحتی در این عرصه می‌تازند و معارضی برای خود نمی بینند. در این عرصه تا میتوان باید روشنگری کرد. الان در دوره‌ای هستیم که گوش‌های آمریکایی‌ها برای شنیدن صداهای متفاوت و سانسور شده در رسانه‌ها آماده‌تر است. باید روشن کرد که اگر «مرگ بر آمریکا» گفته می‌شود، منظور مرگ بر همان «دیپ استیتی» است که با تهاجم فرهنگی و جنگ طلبی خود، مردم آمریکا را هم خسته کرده و دارد ملیت آمریکایی را نابود میکند. در غیر این صورت به وضوح عیان است که شارلاتانهای مذکور، چقدر از «مرگ بر آمریکا» گفتن ایرانیها خوشحالند و مثلا سوزاندن مجسمه بعل در ۲۲ بهمن سال گذشته، چقدر برایشان دردآور بود، چون نمی‌توانستند از آن، تعابیری همچون تعابیری که از سوزاندن پرچم آمریکا ارائه می‌دهند، ارائه دهند. دو سال پیش که آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به دانشجویان آمریکایی نامه‌ای نوشتند، به ذهنم رسید چه خوب است که شخصی چون ایشان، نامه‌ای خطاب به مردم آمریکا بنویسد، با این موضوع که وقتی ایران، «مرگ بر آمریکا» می‌گوید منظورش چیست. به نظرم چنین نامه‌ای به خصوص اگر بعد از جنگ ۱۲ روزه نوشته می‌شد بسیار دیده می‌شد و تاریخی می‌شد. این یک راه میان‌بر، برای جبران ۴۷ سال اهمال و غفلت رسانه‌ای ما نیز بود. خوب شخصا نه صدایم برای بیان این پیشنهاد به جایی می‌رسید و نه حالا دیگر با شهادت ایشان فرصتی برای نگارش چنین نامه‌ای باقی مانده. (ادامه در پست بعدی)
بشارت‌ها
یکی از چیزهایی که در مدت زندگی در آمریکا به آن رسیدم این است که آتش زدن پرچم آمریکا در جاهایی مثل ای
(ادامه از پست قبلی) لُب کلام: در عرصه تولید پیوست تفسیری و توضیحی و تبیینی برای شعار مرگ بر آمریکا و برای مخاطب آمریکایی، هر کس در حد توان خود باید کار کند و شارلاتانهای رسانه‌ای صهیونیست را خلع سلاح کند. این را باید درک کنید که مردم یک کشور وقتی بدون هیچ قیدی، شعار عام مرگ بر کشور خود را می‌شنوند و سوزاندن پرچم کشور خود را می‌بینند، این حرکت‌ها را معمولا به خودشان می‌گیرند و نمی‌توانند با آنها همدل شوند. ای بسا غیرت آنها نیز علیه مرتکبان چنان حرکتی تحریک شود. امری که باب طبع هیئت حاکمه آمریکا است. ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ مرتبط از آرشیو کانال: https://eitaa.com/beshaaratha/92 @beshaaratha
با لحاظ کردن هزینه‌های تولید و واردات یک لیتر بنزین و اینکه چه درصدی از بنزین مصرفی، بنزین وارداتی است، برای یک لیتر بنزین، حدود ۱۰۰ هزار تومان و به ارزش امروز دلار حدود ۵۰ سنت هزینه‌ شده است. شاید دو سال دیگر این ۵۰ سنت، حدود ۲۰۰ هزار تومان باشد. به جای افزایش ناگهانی و چند برابری قیمت بنزین ۵ هزار تومانی، چه اشکالی دارد که مثلا از فردا و در یک بازه دوساله، هر روز فقط حدود ۲۵۰ تومان، قیمت بنزین ۵ هزار تومانی را افزایش داد و دو سال دیگر که به قیمت روز خود رسید، دیگر از قیمت‌گذاری آن دست برداشت و هر چند سال یکبار خون و خونریزی و جنگ اعصاب راه نینداخت و هزینه مفت فروشی بنزین را هم به اقتصاد کشور تحمیل نکرد؟ @beshaaratha
بشارت‌ها
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت سوم) خوانش موهن از آیات تورات در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت چهارم) پارا در سرزمین پاران مقدمه رویه‌ای معمول در تورات عبری است که بین نام اماکن و اقوام با نام اشخاص مرتبط با آنها یا رویدادهای رخ داده در آن اماکن، رابطه معنایی و جناس برقرار شود. برخی نمونه‌ها: - نام شهرها و سرزمین‌های «آشور»، «ماد»، «عیلام»، «کوش» (حبشه)، «مصر»، «کنعان» و‌ «صیدون»، این نام‌ها هستند، چون بنیانگذاران آن‌ها، اشخاصی به همین نام‌ها بوده‌اند. (رجوع کنید به باب ۱۰ از کتاب آفرینش) - نام «بابل» (בבל)، بابل است، چون خداوند زبان ساکنان آن سرزمین را «بر هم زد» و این بر هم زدن در تورات عبری با فعل «بالل» (בלל) بیان شده‌است. (کتاب آفرینش، باب ۱۱، فراز ۹) چنین وضعی در مورد نام برخی سرزمین‌ها و اماکن کمتر مشهور یا امروز کمتر شناخته شده یا ناشناخته و فراموش شده و تغییر نام‌یافته نیز در تورات دیده می‌شود: - قابیل بعد از قتل هابیل، در سرزمین «نود» (נוד) به معنی «آوارگی» ساکن می‌شود. (کتاب آفرینش، باب ۴، فراز ۱۶) - زمانی شهری به اسم «حنوخ» وجود داشته که نامش از نام حنوخ فرزند قابیل گرفته شده. (همان، باب ۴، فراز ۱۷) - چاه یا چشمه‌ای به نام «بئر لحی روئی» (به معنی "چاه خدای زنده‌ای که مرا می‌بیند")، وجود داشته که خدا نزد آن به هاجر وعده تولد اسماعیل را می‌دهد و این نام به این دلیل بر آن چاه گذاشته شده که هاجر پس از این وعده در آنجا به خدا می‌گوید تو «خدای توجه کننده به منی» (کتاب آفرینش، باب ۱۶، فرازهای ۱۳ و ۱۴) - نام قوم «موآب» به معنی «از پدر» در عبری تلقی شده. چرا که جد این قوم، شخصی به نام موآب بوده و موآب شخصی بوده که به زعم تورات، نعوذ بالله از همخوابی یکی از دختران لوط با پدرش (لوط) حاصل شده‌است! (آفرینش، باب ۱۹، فراز ۳۱) - نام «بئر شوع» (بئر شبع / بئر سبع) این نام است زیرا ابراهیم و ابی‌ملک در محل چاهی (بئر) که ابراهیم در آنجا حفر کرد سوگند یاد کردند. (نشوعو / נשבעו) (همان، باب ۲۱، فراز ۳۱) - در باب ۲۶ کتاب آفرینش، فرازهای ۲۰، ۲۱ و ۲۲ با سه چاه که اسحاق آنها را حفر کرده و نام‌هایی که او بر این چاهها می‌گذارد و فلسفه این نام‌گذاری‌ها آشنا می‌شویم: چاه عسق (ستم)، چاه سیطنا (شیطنت) و چاه رحووت (وسعت) - نام «گلعد» (گلعاد، گیلعاد) این نام است چرا که «لاوان گفت امروز این تپه (گل / גל) بین من و تو شاهد (عد / עד) است» (همان، باب ۳۱، فراز ۴۸) - نام «سوکوت» این نام است چرا که: «یعقوب به سوکوت کوچ نمود...برای احشام خود سایه‌بان‌ (סכת) ساخت، به این جهت آن محل را سوکوت (סכות) نام نهاد.» (همان، باب ۳۳، فراز ۱۷) - نام کوه «ساعیر» این نام است چرا که فرزندان شخصی به این نام در آن منطقه ساکن بوده‌اند. (همان، باب ۳۶، فرازهای ۲۰ و ۲۱) - نام سرزمین «ادوم»، این نام است چرا که فرزندان عساو (برادر یعقوب) در آن ساکن شده‌اند و لقب عساو، ادوم است. (همان باب ۲۵، فراز ۳۰ و تقریبا تمام باب ۳۶) پارا در پاران در تورات، نام سکونتگاه اسماعیل و هاجر، پاران (פראן) است. پاران یعنی سرزمین برکت و جلال. آنچنانکه گفتیم، اسماعیل در تورات، פרא وصف شده‌است. شباهت פראן و פרא غیرقابل انکار است. با توجه به رویه تورات، چرا این دو را همریشه تلقی نکنیم و از این رو פרא را آنچنانکه در قسمت‌های قبلی گفته شد פרה (پارا) تلقی نکنیم و پربرکت ترجمه نکنیم؟ در این صورت ای بسا هدف تورات القای چنین معنایی بوده‌است: «اسماعیل، پربرکت خواهد شد»، «او در سرزمین برکت زندگی کرد». به عبارت دیگر: «پارا در سرزمین پاران زندگی کرد.» حامد فتاحی انتشار اولیه: ۲۲ اسفند ۱۴۰۲ ادامه دارد: قسمت پنجم @beshaaratha
هدایت شده از بشارت‌ها
مسلمانان، غالبا و معمولا در مورد نگاه مسیحیان و یهودیان به اسماعیل فرزند ابراهیم، دچار سوءتفاهم، خوشبینی و قیاس به نفس هستند و از آثار مهم این نگاه نیز بی‌خبر و غافلند و نمیدانند حتی اگر از «صلح ابراهیم» سخن گفته میشود، این اصطلاح از دنیا و نگرشی می آید که در آن، اگر هم صلحی بین فرزندان ابراهیم لازم است در حالت خوشبینانه با این پیش فرض است که یکی باید سروری و برتری دیگری و درجه دوم بودن خویش را پذیرفته باشد. در این کانال، ان شاءالله به این موضوع خواهیم پرداخت. ۷ بهمن ۱۴۰۴ @beshaaratha
هدایت شده از بشارت‌ها
اهمیت امروزین جایگاه اسماعیل در کتاب مقدس به روایت یک مسیحی مسلمان شده خانم لینت ویوین برتون (Lynette Vivienne Burton) استرالیایی مسلمان شده ای است که سابقا مسیحی مومنی بوده است. او در کتاب In Quest of Truth; from deception to deliverance که با نام «از فریب تا رهایی» با ترجمه خانم مژگانه صفارنیا به فارسی نیز منتشر شده، سفر ایمانی خود از مسیحیت به اسلام را به تفصیل گزارش کرده است. فرازهایی از کتاب او در مورد جایگاه اسماعیل در متون مقدس یهودی و مسیحی و اهمیت آن را در ادامه میخوانیم: «من کاملا متحیرم که چگونه حتی الان هم، هنوز برخی از برادران و خواهران مسلمان ما از این تبعیض [بین اسماعیل و اسحاق] ناآگاه اند! آنها غالبا - هنگامی که با مسیحیان سخن می گویند - شادمانه یادآوری می کنند که ایشان نیز از طریق اسماعیل، فرزندان ابراهیم اند و هیچ نمی دانند که بسیاری از مسیحیان، این پذیرش را هرچند با سکوت، پیروزمندانه و با تفاخر و شادمانی استقبال می کنند.» (299 و 300) «فصل های 16 و 21 سفر پیدایش عامل سوءبرداشتهای بسیاری است. این به وضوح در نحوه درک برخی از مسیحیان از پارامترهای عدالت … دیدنی است. بی تردید، این مشکل خود را در مسائل روزمره منطقه ای بروز می دهد؛ لیکن در تعابیر و برداشت‌های از مسیر منحرف شده آنان در موضوعات اساسی، مانند خاورمیانه و دیگر کشمکش‌ها… به اوج خود می رسد.» (۳۲۰ و ۳۲۱) «واضح است که من نسبت به مشکلات عظیم مربوط به احساسات (و داوریها) در مورد اعراب و به طور کلی مسلمانان - که متون مقدس عامل آن اند- بسیار هشیار و آگاه شده بودم.» (۳۲۶) «در پی آمدی آشکارتر، این مساله [جایگاه اسماعیل]، تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی بر این مبنا را حتی تا به امروز، در پی داشته است. و این است که انسان غالبا می شنود که کسانی می گویند: ما مسیحی-یهودی هستیم. یکی از برجسته ترین شخصیت های سیاسی ما در کشور استرالیا چند سال پیش گفته بود: استرالیا همیشه یک امت مسیحی-یهودی بوده است. چرا چنین است؟ زیرا باور این است که لطف خداوند فقط با آن فرزندان ابراهیم که از نسل اسحاق اند و با کسانی که ایشان را بپذیرند و تصدیق کنند، یافت می شود.» (صفحه ۳۵۷) «نفرت دیرین جاعلان متون مقدس در شرح میلاد و سپس زندگانی اسماعیل در نسخ تحریف شده سفر پیدایش، آشکارا قابل دیدن است… آن هنگام که تمام اهمیت این تراژدی بر من آشکار شد گریستم… برای این دنیا گریستم که مردمانش حتی هم اینک داشتند از دشمن جان ها و نوکران چاپلوس او، فریب‌ می خوردند. در اینجا یادکرد این نکته را مهم می دانم که در عین آنکه ناآگاهی یهودیان و مسیحیان و مطرود بودن اسماعیل در میان آنها را فهمیده بودم، دریافتم که در مسلمانان نیز بودند برخی که اهمیت بسیار زیاد موقعیت وی را به طور کامل درک نکرده بودند» (ص 460 و 461 و 462) ۸ بهمن ۱۴۰۴ @beshaaratha
هدایت شده از بشارت‌ها
اعاده حیثیت از اسماعیل، موضوعی تفننی و تفریحی و درجه دو نیست‌. موضوع روز و آینده و جهانی است. ما مسلمانان معمولا بی‌خبر یا غافلیم که در ادبیات دینی مسیحیت و یهودیت: اولا دوگانه اسحاق و اسماعیل (اسحاقی‌ها و اسماعیلی‌ها) وجود دارد، ثانیا در این دوگانه، طرف فروتر یا طرف شر، اسماعیل است، ثالثا منظور از اسماعیل و بنی‌اسماعیل و اسماعیلی‌ها، تمام مسلمانان هستند. اذهان مذهبی‌های مسیحی و یهودی جهان، خودآگاه و ناخودآگاه، بسیاری از معضلات و مناقشات جهانی را بر اساس همین سه گزاره، قضاوت می‌کند‌. ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ @beshaaratha
بشارت‌ها
با لحاظ کردن هزینه‌های تولید و واردات یک لیتر بنزین و اینکه چه درصدی از بنزین مصرفی، بنزین وارداتی ا
قیمت بنزین در روسیه نفت‌خیز، جنگ‌زده و تحریم شده در حال حاضر، لیتری ۸۸ سنت است. در ایران، تازه بنزین ۵۰۰۰ تومانی برابر ۲.۶ سنت است. هیچ کشور عاقلی، چنین بلایی که ایران سر اقتصاد خود آورده، نیاورده است. تازه حزب‌اللهی ها و انقلابی‌هایمان هم کلی توجیه و دفاع برایش دارند. @beshaaratha
ساده‌ترین آدمها، آدمهایی هستن که فکر میکنن اگر الان جناب رئیسی یا جلیلی رئیس جمهور بودند، مساله قیمت بنزین، مطرح نبود. جناب رئیسی که خیلی خوش‌شانس بود که با شهادت از دنیا رفت وگرنه الان فحش‌خوری داشت همچون فحش خور همه رؤسای جمهور. کما اینکه به جز چند ماه اول، از بهار ۱۴۰۱ با تغییر قیمت ارز ترجیحی (و نه حذف آن که متاسفانه مردش هنوز پیدا نشده) فحش‌خورش شروع شده بود. خدا را شکر هنوز خوش‌حافظه‌ایم. @beshaaratha
بشارت‌ها
قیمت بنزین در روسیه نفت‌خیز، جنگ‌زده و تحریم شده در حال حاضر، لیتری ۸۸ سنت است. در ایران، تازه بنزین
می‌گویند درآمدهایمان را دلاری کنید، بعد قیمت بنزین را دلاری محاسبه کنید. در آمریکا هیچ کار تمام وقتی پیدا نمیکنید که با کمترین تخصص و بدون سابقه کار و بعد از کسر مالیات، ماهی ۱۸۰۰ دلار به شما ندهد. یک باک (۴۰ لیتر، بین ۱۰ تا ۱۱ گالن) بنزین معمولی هم در حال حاضر حدود ۴۲ دلار آب میخورد. پس ۱۸۰۰ دلار معادل میشود با ۴۳ باک بنزین. اگر حداقل دستمزدهای مصوب را که پایین‌تر هستند و عملا اجرا هم نمیشوند را در نظر بگیریم که از ۴۳ باک هم بسیار کمتر می‌شوند. در ایران حداقل دستمزد ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. بنزین را لیتری ۵ هزار تومان هم در نظر بگیریم، می‌شود باکی ۲۰۰ هزار تومان. ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان هم میشود ۸۳ باک بنزین ۵ هزار تومانی. با این محاسبه هم قیمت فعلی بنزین در ایران مفت است. @beshaaratha