بشارتها
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت سوم) خوانش موهن از آیات تورات در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب
وحشی یا پرثمر؟ (قسمت چهارم)
پارا در سرزمین پاران
مقدمه
رویهای معمول در تورات عبری است که بین نام اماکن و اقوام با نام اشخاص مرتبط با آنها یا رویدادهای رخ داده در آن اماکن، رابطه معنایی و جناس برقرار شود. برخی نمونهها:
- نام شهرها و سرزمینهای «آشور»، «ماد»، «عیلام»، «کوش» (حبشه)، «مصر»، «کنعان» و «صیدون»، این نامها هستند، چون بنیانگذاران آنها، اشخاصی به همین نامها بودهاند. (رجوع کنید به باب ۱۰ از کتاب آفرینش)
- نام «بابل» (בבל)، بابل است، چون خداوند زبان ساکنان آن سرزمین را «بر هم زد» و این بر هم زدن در تورات عبری با فعل «بالل» (בלל) بیان شدهاست. (کتاب آفرینش، باب ۱۱، فراز ۹)
چنین وضعی در مورد نام برخی سرزمینها و اماکن کمتر مشهور یا امروز کمتر شناخته شده یا ناشناخته و فراموش شده و تغییر نامیافته نیز در تورات دیده میشود:
- قابیل بعد از قتل هابیل، در سرزمین «نود» (נוד) به معنی «آوارگی» ساکن میشود. (کتاب آفرینش، باب ۴، فراز ۱۶)
- زمانی شهری به اسم «حنوخ» وجود داشته که نامش از نام حنوخ فرزند قابیل گرفته شده. (همان، باب ۴، فراز ۱۷)
- چاه یا چشمهای به نام «بئر لحی روئی» (به معنی "چاه خدای زندهای که مرا میبیند")، وجود داشته که خدا نزد آن به هاجر وعده تولد اسماعیل را میدهد و این نام به این دلیل بر آن چاه گذاشته شده که هاجر پس از این وعده در آنجا به خدا میگوید تو «خدای توجه کننده به منی» (کتاب آفرینش، باب ۱۶، فرازهای ۱۳ و ۱۴)
- نام قوم «موآب» به معنی «از پدر» در عبری تلقی شده. چرا که جد این قوم، شخصی به نام موآب بوده و موآب شخصی بوده که به زعم تورات، نعوذ بالله از همخوابی یکی از دختران لوط با پدرش (لوط) حاصل شدهاست! (آفرینش، باب ۱۹، فراز ۳۱)
- نام «بئر شوع» (بئر شبع / بئر سبع) این نام است زیرا ابراهیم و ابیملک در محل چاهی (بئر) که ابراهیم در آنجا حفر کرد سوگند یاد کردند. (نشوعو / נשבעו) (همان، باب ۲۱، فراز ۳۱)
- در باب ۲۶ کتاب آفرینش، فرازهای ۲۰، ۲۱ و ۲۲ با سه چاه که اسحاق آنها را حفر کرده و نامهایی که او بر این چاهها میگذارد و فلسفه این نامگذاریها آشنا میشویم: چاه عسق (ستم)، چاه سیطنا (شیطنت) و چاه رحووت (وسعت)
- نام «گلعد» (گلعاد، گیلعاد) این نام است چرا که «لاوان گفت امروز این تپه (گل / גל) بین من و تو شاهد (عد / עד) است» (همان، باب ۳۱، فراز ۴۸)
- نام «سوکوت» این نام است چرا که: «یعقوب به سوکوت کوچ نمود...برای احشام خود سایهبان (סכת) ساخت، به این جهت آن محل را سوکوت (סכות) نام نهاد.» (همان، باب ۳۳، فراز ۱۷)
- نام کوه «ساعیر» این نام است چرا که فرزندان شخصی به این نام در آن منطقه ساکن بودهاند. (همان، باب ۳۶، فرازهای ۲۰ و ۲۱)
- نام سرزمین «ادوم»، این نام است چرا که فرزندان عساو (برادر یعقوب) در آن ساکن شدهاند و لقب عساو، ادوم است. (همان باب ۲۵، فراز ۳۰ و تقریبا تمام باب ۳۶)
پارا در پاران
در تورات، نام سکونتگاه اسماعیل و هاجر، پاران (פראן) است. پاران یعنی سرزمین برکت و جلال. آنچنانکه گفتیم، اسماعیل در تورات، פרא وصف شدهاست. شباهت פראן و פרא غیرقابل انکار است. با توجه به رویه تورات، چرا این دو را همریشه تلقی نکنیم و از این رو פרא را آنچنانکه در قسمتهای قبلی گفته شد פרה (پارا) تلقی نکنیم و پربرکت ترجمه نکنیم؟
در این صورت ای بسا هدف تورات القای چنین معنایی بودهاست: «اسماعیل، پربرکت خواهد شد»، «او در سرزمین برکت زندگی کرد». به عبارت دیگر: «پارا در سرزمین پاران زندگی کرد.»
حامد فتاحی
انتشار اولیه: ۲۲ اسفند ۱۴۰۲
ادامه دارد:
قسمت پنجم
#اسماعیل
@beshaaratha
هدایت شده از بشارتها
مسلمانان، غالبا و معمولا در مورد نگاه مسیحیان و یهودیان به اسماعیل فرزند ابراهیم، دچار سوءتفاهم، خوشبینی و قیاس به نفس هستند و از آثار مهم این نگاه نیز بیخبر و غافلند و نمیدانند حتی اگر از «صلح ابراهیم» سخن گفته میشود، این اصطلاح از دنیا و نگرشی می آید که در آن، اگر هم صلحی بین فرزندان ابراهیم لازم است در حالت خوشبینانه با این پیش فرض است که یکی باید سروری و برتری دیگری و درجه دوم بودن خویش را پذیرفته باشد.
در این کانال، ان شاءالله به این موضوع خواهیم پرداخت.
۷ بهمن ۱۴۰۴
#اسماعیل
@beshaaratha
هدایت شده از بشارتها
اهمیت امروزین جایگاه اسماعیل در کتاب مقدس به روایت یک مسیحی مسلمان شده
خانم لینت ویوین برتون (Lynette Vivienne Burton) استرالیایی مسلمان شده ای است که سابقا مسیحی مومنی بوده است. او در کتاب In Quest of Truth; from deception to deliverance که با نام «از فریب تا رهایی» با ترجمه خانم مژگانه صفارنیا به فارسی نیز منتشر شده، سفر ایمانی خود از مسیحیت به اسلام را به تفصیل گزارش کرده است. فرازهایی از کتاب او در مورد جایگاه اسماعیل در متون مقدس یهودی و مسیحی و اهمیت آن را در ادامه میخوانیم:
«من کاملا متحیرم که چگونه حتی الان هم، هنوز برخی از برادران و خواهران مسلمان ما از این تبعیض [بین اسماعیل و اسحاق] ناآگاه اند! آنها غالبا - هنگامی که با مسیحیان سخن می گویند - شادمانه یادآوری می کنند که ایشان نیز از طریق اسماعیل، فرزندان ابراهیم اند و هیچ نمی دانند که بسیاری از مسیحیان، این پذیرش را هرچند با سکوت، پیروزمندانه و با تفاخر و شادمانی استقبال می کنند.» (299 و 300)
«فصل های 16 و 21 سفر پیدایش عامل سوءبرداشتهای بسیاری است. این به وضوح در نحوه درک برخی از مسیحیان از پارامترهای عدالت … دیدنی است. بی تردید، این مشکل خود را در مسائل روزمره منطقه ای بروز می دهد؛ لیکن در تعابیر و برداشتهای از مسیر منحرف شده آنان در موضوعات اساسی، مانند خاورمیانه و دیگر کشمکشها… به اوج خود می رسد.» (۳۲۰ و ۳۲۱)
«واضح است که من نسبت به مشکلات عظیم مربوط به احساسات (و داوریها) در مورد اعراب و به طور کلی مسلمانان - که متون مقدس عامل آن اند- بسیار هشیار و آگاه شده بودم.» (۳۲۶)
«در پی آمدی آشکارتر، این مساله [جایگاه اسماعیل]، تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی بر این مبنا را حتی تا به امروز، در پی داشته است. و این است که انسان غالبا می شنود که کسانی می گویند:
ما مسیحی-یهودی هستیم.
یکی از برجسته ترین شخصیت های سیاسی ما در کشور استرالیا چند سال پیش گفته بود:
استرالیا همیشه یک امت مسیحی-یهودی بوده است.
چرا چنین است؟ زیرا باور این است که لطف خداوند فقط با آن فرزندان ابراهیم که از نسل اسحاق اند و با کسانی که ایشان را بپذیرند و تصدیق کنند، یافت می شود.» (صفحه ۳۵۷)
«نفرت دیرین جاعلان متون مقدس در شرح میلاد و سپس زندگانی اسماعیل در نسخ تحریف شده سفر پیدایش، آشکارا قابل دیدن است… آن هنگام که تمام اهمیت این تراژدی بر من آشکار شد گریستم… برای این دنیا گریستم که مردمانش حتی هم اینک داشتند از دشمن جان ها و نوکران چاپلوس او، فریب می خوردند.
در اینجا یادکرد این نکته را مهم می دانم که در عین آنکه ناآگاهی یهودیان و مسیحیان و مطرود بودن اسماعیل در میان آنها را فهمیده بودم، دریافتم که در مسلمانان نیز بودند برخی که اهمیت بسیار زیاد موقعیت وی را به طور کامل درک نکرده بودند» (ص 460 و 461 و 462)
۸ بهمن ۱۴۰۴
#اسماعیل
@beshaaratha
هدایت شده از بشارتها
اعاده حیثیت از اسماعیل، موضوعی تفننی و تفریحی و درجه دو نیست. موضوع روز و آینده و جهانی است.
ما مسلمانان معمولا بیخبر یا غافلیم که در ادبیات دینی مسیحیت و یهودیت:
اولا دوگانه اسحاق و اسماعیل (اسحاقیها و اسماعیلیها) وجود دارد،
ثانیا در این دوگانه، طرف فروتر یا طرف شر، اسماعیل است،
ثالثا منظور از اسماعیل و بنیاسماعیل و اسماعیلیها، تمام مسلمانان هستند.
اذهان مذهبیهای مسیحی و یهودی جهان، خودآگاه و ناخودآگاه، بسیاری از معضلات و مناقشات جهانی را بر اساس همین سه گزاره، قضاوت میکند.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
#ذبیح
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
با لحاظ کردن هزینههای تولید و واردات یک لیتر بنزین و اینکه چه درصدی از بنزین مصرفی، بنزین وارداتی ا
قیمت بنزین در روسیه نفتخیز، جنگزده و تحریم شده در حال حاضر، لیتری ۸۸ سنت است. در ایران، تازه بنزین ۵۰۰۰ تومانی برابر ۲.۶ سنت است. هیچ کشور عاقلی، چنین بلایی که ایران سر اقتصاد خود آورده، نیاورده است. تازه حزباللهی ها و انقلابیهایمان هم کلی توجیه و دفاع برایش دارند.
@beshaaratha
سادهترین آدمها، آدمهایی هستن که فکر میکنن اگر الان جناب رئیسی یا جلیلی رئیس جمهور بودند، مساله قیمت بنزین، مطرح نبود. جناب رئیسی که خیلی خوششانس بود که با شهادت از دنیا رفت وگرنه الان فحشخوری داشت همچون فحش خور همه رؤسای جمهور. کما اینکه به جز چند ماه اول، از بهار ۱۴۰۱ با تغییر قیمت ارز ترجیحی (و نه حذف آن که متاسفانه مردش هنوز پیدا نشده) فحشخورش شروع شده بود. خدا را شکر هنوز خوشحافظهایم.
@beshaaratha
بشارتها
قیمت بنزین در روسیه نفتخیز، جنگزده و تحریم شده در حال حاضر، لیتری ۸۸ سنت است. در ایران، تازه بنزین
میگویند درآمدهایمان را دلاری کنید، بعد قیمت بنزین را دلاری محاسبه کنید.
در آمریکا هیچ کار تمام وقتی پیدا نمیکنید که با کمترین تخصص و بدون سابقه کار و بعد از کسر مالیات، ماهی ۱۸۰۰ دلار به شما ندهد. یک باک (۴۰ لیتر، بین ۱۰ تا ۱۱ گالن) بنزین معمولی هم در حال حاضر حدود ۴۲ دلار آب میخورد. پس ۱۸۰۰ دلار معادل میشود با ۴۳ باک بنزین. اگر حداقل دستمزدهای مصوب را که پایینتر هستند و عملا اجرا هم نمیشوند را در نظر بگیریم که از ۴۳ باک هم بسیار کمتر میشوند.
در ایران حداقل دستمزد ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. بنزین را لیتری ۵ هزار تومان هم در نظر بگیریم، میشود باکی ۲۰۰ هزار تومان. ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان هم میشود ۸۳ باک بنزین ۵ هزار تومانی. با این محاسبه هم قیمت فعلی بنزین در ایران مفت است.
@beshaaratha
بشارتها
میگویند درآمدهایمان را دلاری کنید، بعد قیمت بنزین را دلاری محاسبه کنید. در آمریکا هیچ کار تمام وق
فکر نمیکنم به طور متعارف، کسی در ایران ماهی بیشتر از ۱۵۰ لیتر بنزین مصرف کند. ۶۰ لیتر آن میشود ۹۰ هزار تومان، ۵۰ لیتر بعدی آن میشود ۱۵۰ هزار تومان و ۴۰ لیتر بعدی آن میشود ۲۰۰ هزار تومان. جمعا میشود ۴۴۰ هزار تومان. با قیمت فعلی، ۲.۶۵ درصد از حداقل دستمزد ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومانی در ایران هزینه مصرف ۱۵۰ لیتر بنزین در ایران است.
۱۵۰ لیتر بنزین میشود ۴۰ گالن. ۴۰ گالن بنزین معمولی در آمریکا میشود ۱۶۰ دلار و ۱۶۰ دلار میشود ۸.۸۹ درصد از حداقل دستمزد ۱۸۰۰ دلاری. هر جور حساب کنی، قیمت فعلی بنزین در ایران مفت است.
@beshaaratha
بشارتها
با لحاظ کردن هزینههای تولید و واردات یک لیتر بنزین و اینکه چه درصدی از بنزین مصرفی، بنزین وارداتی ا
طرح افزایش قیمت بنزین در یک بازه دو ساله
برآورد من این است که قیمت دلار، دو سال دیگر حداقل حدود ۴۰۰ هزار تومان خواهد بود. قیمت بنزین در حال حاضر در ایران با توجه به ارزش ماده اولیه آن (نفت)، هزینههای تولید و نیز حمل و نقل، حدود لیتری ۵۰ سنت است. همچنانکه قبلا گفتم با افزایش روزی ۲۵۰ تک تومن، بعد از دو سال، قیمت بنزین ۵ هزار تومانی، به روزی ۵۰ سنت در آن زمان خواهد رسید. در این مدل، افزایش قیمت در یکی دو ماه اول، بسیار به چشم خواهد آمد. بعد از یک ماه، بنزین از ۵ هزار تومان به ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان خواهد رسید. در عوض در ماههای آخر این طرح، افزایش قیمت، بسیار کم به چشم خواهد آمد. همچون وامی که در شرایط تورمی، اقساط ثابتش در ماههای اول کمرشکن هستند ولی در ماههای آخر، پرداخت آنها بسیار راحت شده است.
مدل دیگر میتواند افزایش قیمت روزی نیم درصد باشد. در این مدل هم قیمت بنزین بعد از دو سال، به نیم دلار خواهد رسید. حسن این مدل این است که چه در ماههای اول و چه در ماههای آخر، قیمت با ریتم ثابتی افزایش خواهد یافت. در این مدل، بعد از یک ماه، قیمت بنزین ۵ هزار تومنی، ۵۸۰۰ تومان خواهد بود.
در کل به نظرم روزی نیم درصد، اثر منفی روانی کمتری خواهد داشت.
@beshaaratha
کل زندگی دیندارانه و نیز زندگی بالغانه، اگر در چند عبارت بخواد خلاصه بشه اینها است:
اجتناب از راحتیها و لذتها و خوشباشیهای کوتاه مدت ولی مضر و تحمل سختیهای مقطعی و کوتاه، برای اهداف بلند مدت.
جامعهای که عوامفریبها بتونن سرش رو با قیمت مفت بنزین کلاه بگذارن، نه بالغ شده، نه دینداره.
@beshaaratha
بشارتها
با مخاطب در مورد قیمت بنزین @beshaaratha
پرسیدهاند چگونه سرکوب قیمت بنزین، اثر تورمی دارد.
وقتی یک چیز زیر ارزش خودش فروش بره یعنی داره براش یارانه داده میشه. اون یارانه، سهمی خواهد داشت در کسری بودجه کشور. کسری بودجه، چطوری جبران میشه؟ با خلق پول. خلق پول هم تورمزا است.
ضمن اینکه خود قیمت پایین، مصرف را بالا می برد و برای آن مصرف بیشتر با قیمت سرکوبشده هم پول خلق میشود.
@beshaaratha