eitaa logo
بیداری ۱۱۰
101 دنبال‌کننده
14 عکس
21 ویدیو
1 فایل
برای ارتباط با ادمین، آقای علی مصباحی به این آیدی می‌توانید پیام دهید: @ali_mohebALI
مشاهده در ایتا
دانلود
شکر نعمت نائب عام....mp3
زمان: حجم: 5.6M
✳️ بسیار بسیار مهم به خصوص در این برهه‌ی زمانی... 🔹 شکر نعمت نائب عام امام زمان‌ علیه‌السلام چیست؟! ✅ و اگر این شکر به شکل صحیح محقق شود حاصلش چه خواهد شد؟! ⛔️ و خدایی نکرده اگر کفران شود چه تبعاتی خواهد داشت؟! 🔘 قسمتی از سخنرانی عالم ربّانی حضرت آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی رضوان الله علیه: ▫️« ۱۳ صفر ۱۳۶۱ » ▫️**سپاه اصفهان** ┄┅✿🍃❀🔘❀🍃✿┅┄ سوره ابراهيم آیه ۷ ⬅️ ...لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَديدٌ 💠 اگر شكرگزاری كنيد (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی كنيد، مجازاتم شديد است ⬅️ امید است ان‌شاءالله این نهضت ما و این حرکت مردم ما صد در صد متصل شود به قیام امام زمان صلوات الله علیه اهل کوفه شکر نکردند نعمت اولیه الهی را که مسلم بن عقیل بود از نعمت بعدی هم محروم شدند بجای این که امام حسین (علیه‌السلام) بر آن‌ها حکومت کند... شکر نعمت رهبری اطاعت از اوست حرکت به دنبال اوست نه اینکه فقط بگویی الحمدلله ⬅️ چون این ملت انصافاً قدردانی کردند این نعمت الهی [نایب امام علیه السلام] را که یک عالم روحانی، یک عالم ربانی عالمی که جامع صفاتی باشد که در حدیث ذکر شد [صائنا لنفسه...] سنت خدا هم بر این است که نعمت بالاتر را که خود امام زمان (علیه‌السلام) است برساند 💠@sadeghin_ir پ.ن: شاید این فرمایشات، در این برهه‌ی بسیار خاص زمانی، شدت اهمیتش بیشتر از زمان ایرادش باشد...!! @readandthink
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
✳️ بسم الله الرحمن الرحیم زین پس در هر شنبه، به حول و قوه الهی و به توفیق الهی، إن‌شاءالله 👈 به ترتیب از ابتدای قرآن کریم، آیاتی که در خود قرآن یا روایات معتبر به یهود اشاره دارد تقدیم خواهد شد. ما با این قوم کار داریم!!! ❇️ آیه‌ (۱): ❇️ صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین (حمد:۷) راه کسانى ‌که به آنان نعمت دادى، نه کسانى‌ که مورد غضب واقع شده‌اند و نه گمراهان. ❇️ 💠 حضرت امام رضا علیه السلام: ✅ ان من تجاوز بامیر المؤمنین (علیه السلام) العبودیه فهو من المغضوب علیهم و من الضالین. ⬅️ هر كس دربارۀ اميرالمؤمنين عليه السّلام از مرز عبوديّت آن حضرت تجاوز نمايد (و غلد کرده ایشان را در مقام ربوبیت بنشاند) از کسانی است که مورد غضب واقع شده و جزو گمراهان است. 📚 احتجاج (طبرسی): ج۲، ص۴۳۸ 💠 امام باقر و امام صادق (علیها السلام) ✅ الضالین عن امامه علی بن ابی طالب (علیه السلام). ⬅️ الضَّالِّینَ [یعنی] گمراهان در این آیه، گمراهانِ از امامت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیهما السلام) هستند‌‌. 📚 المناقب (ابن شهر آشوب): ج۳، ص۷۳ 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ المغضوب علیهم النصاب. ⬅️ کسانی که مورد غضب واقع شده‌اند ناصبی‌ها هستند. 📚 بحارالأنوار (علامه مجلسی): ج۸۹، ص۲۳۰ 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ المغضوب علیهم الیهود. ⬅️ کسانی که مورد غضب واقع شده‌اند یهودیان هستند. 📚 تفسیر عیاشی: ج۱، ص۲۲ 💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام: ✅ و اما قوله: غیر المغضوب علیهم فاولئک الیهود بدلوا نعمت الله کفرا فغضب علیهم ف جعل منهم القرده و الخنازیر فنسأل الله تعالی ان لا یغضب علینا کما غضب علیهم. ⬅️ مقصود از غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ یهودیان هستند که نعمت خدا را به کفر تبدیل نمودند، خداوند بر آن‌ها خشم‌گرفت که به‌صورت میمون و خوک درآمدند، ما درخواست می‌کنیم از خدا که به ما خشم نگیرد چنانچه بر آن‌ها خشم گرفت. 📚 ارشادالقلوب (دیلمی): ج۲، ص۳۶۵ 💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام: ✅ امر الله عباده ان یستعیذوا من طریق المغضوب علیهم و هم الیهود الذین قال الله تعالی فیهم: هل انبئکم بشر من ذلک مثوبه عند الله من لعنه الله و غضب علیه. ⬅️ خداوند به بندگانش فرمان داده است که از راهِ کسانی که مورد غضب الهی قرار گرفته‌اند، به او پناه ببرند؛ و آنان همان یهودیان هستند که خداوند متعال درباره‌شان فرموده است: "بگو: آیا شما را از کسانی که جایگاه و سرانجامشان نزد خدا از این نیز بدتر است، باخبر کنم؟ آنان کسانی‌اند که خداوند لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته است."» (مائده:۶۰) 📚 معانی الأخبار (شیخ صدوق): ص۳۶ 💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام: ✅ فکتب الی قیصر من علی بن ابی طالب (علیه السلام) ... و اما قوله: و لا الضالین فانت و امثالک یا عابد الصلیب الخبیث ضللتم من بعد عیسی ابن مریم (علیه السلام) فنسأل الله ربنا ان لا یضلنا کما ضللتم. ⬅️ در بخشی از نامه‌ به قیصر روم از علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیهما السلام): امّا وَ لَا الضَّالِّینَ (یعنی گمراهان)؛ تو و امثال تو هستید، ای پرستش‌کننده‌ی صلیب. که بعد از عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) گمراه شدید. ما از پروردگارمان می‌خواهیم ما را مانند شما گمراه نکند. 📚 ارشادالقلوب (دیلمی): ج۲، ص۳۶۵ 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ الضالین النصاری. ⬅️ مقصود از الضَّالِّینَ (یعنی گمراهان در این آیه)؛ نصرانی‌ها [هستند]. 📚 تفسیر عیاشی: ج۱، ص۲۲ 🔹 همه‌ی این احادیث گویای یک حقیقت مشترکند: ۱. یهود 👈 مصداق اصلی «مغضوب» و مورد خشم الهی واقه شده است، به دلیل تبدیل نعمت به کفر، تحریف و انکار آگاهانه و دشمنی با انبیا علیهم السلام و پس از آن، انکار ولایت علی علیه‌السلام و شدیدترین دشمنی با ایشان و امامان بعد از ایشان و شیعیان ایشان. (مائده:۸۲) ۲. ناصبی‌ها 👈 مصداق «مغضوب» به دلیل بغض و عداوت با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و شیعیان ایشان که همان مسیر یهود را در انکار و دشمنی با حق ادامه دادند. ۳. نصارا 👈 مصداق «ضالّین» به دلیل غلو در حق عیسی (علیه‌السلام) و گمراهی از توحید ناب. ۴. غالیان 👈 مصداق «ضالّین» به دلیل تجاوز از عبودیت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و قرار دادن ایشان در جایگاهی غیر از بندگی. 🔹 در این مجموعه روایات تفسیری معتبر که تنها بخشی از آن تقدیم شد، این حقیقت بیان می‌شود که: صراط مستقیم، همان ولایت و خطّ امامت است و هر کس آن‌ را انکار و یا با آن دشمنی کند، به خشم الهی دچار می‌شود و هر کس از آن منحرف شود، با شک در آن یا‌ کوتاهی در شناخت آن یا غلو در حقیقت آن، دچار گمراهی می‌شود‌‌. @justhadis110
مدرنیته و فلسفه‌ی مدرن در دادگاه منطق محض: حکم نهایی: ناتوان از اثبات هر «باید» و فاقد هرگونه الزام منطقی! هر پاسخ هنجاری — «این‌گونه زندگی کن»، «عشق بورز»، «مسئول باش»، «معنا خلق کن» — بر یک تصور از ماهیت انسان، ماهیت واقعیت و رابطه‌ی آن دو استوار است. هر سکولار معنوی که بگوید: «معنا را در تجربه انسانی، روابط و شگفتی بیاب». بلافاصله می‌توان پرسید: چرا؟ چون خوشبخت‌تر می‌شوی؟ چرا خوشبختی معیار است؟ و تعریف و ملاک خوشبختی چیست؟ چون رنج کمتر می‌شود؟ چرا کاهش رنج ذاتاً خوب است؟ و اساساً تعریف رنج چیست؟ چون جامعه بهتر کار می‌کند؟ چرا بقای جامعه یا گونه ارزشمند است؟ و ملاک بقا چیست؟ چون آزادی و اصالت انسانی ارزشمندند؟ و اساساً ملاک و تعریف آزادی و اصالت چیست؟ این زنجیره ادامه می‌یابد تا به جایی می‌رسد که پاسخ نهایی چیزی شبیه «اجماع»، «قانون»، «زیست‌شناسی»، «تکامل» یا «ترجیح شخصی» است. اما همه‌ی این‌ها فاقد الزام منطقی‌اند. چرا باید از اجماع تبعیت کرد؟ چرا تکامل غایت اخلاقی است؟ چرا ترجیحات بشر مبنای عینی دارند؟ بدون پاسخ به پرسش بنیادین — «انسان خالقی دارد یا نه؟ و نسبت او با آن خالق چیست؟» — هر جوابی در دایره‌ی خودارجاعی (self-reference) و دور منطقی گرفتار می‌شود. ❌❌ یکی دیگر، با همان مبانی سکولار می‌تواند مجموعه‌ی ارزش‌های کاملاً متفاوتی پیشنهاد دهد و هیچ الزام منطقی برای ترجیح یکی بر دیگری وجود نخواهد داشت. در نهایت، تنها ابزارهای باقی‌مانده اجبار، زور، قرارداد اجتماعی یا توهم اجماع هستند — نه برهان. این دقیقاً همان «مسئله توجیه هنجارهای بنیادین» در فرااخلاق است که همچنان بی‌پاسخ مانده. حذف امر مطلق متعین خارجی، کل پروژه را به بازی بی‌پایان «چرا؟» تبدیل می‌کند. ⛔ **این بخش را بسیار با دقت بخوانید**‼️ خودارجاعی و ناتمامی: درس‌های منطق و ریاضی این بحران تصادفی نیست. یک سیستم نمی‌تواند مبانی خودش را کاملاً از درون خودش توجیه کند. نیاز به سطحی بالاتر (meta-level) دارد. این ایده با نتایج بنیادین منطق همخوانی عمیق دارد: پارادوکس راسل نشان داد که نظریه مجموعه‌های ساده، در تلاش برای خودبنیادی، به تناقض می‌رسد. قضیه ناتمامیت گودل اثبات کرد که هر دستگاه صوری کافی و سازگار، گزاره‌های صادقی دارد که درون خودش قابل اثبات نیستند و نمی‌تواند سازگاری خودش را از درون خودش ثابت کند. قضیه تارسکی درباره تعریف‌ناپذیری حقیقت در زبان غنی، نشان می‌دهد که برای تعریف کامل «صدق»، به فرازبان نیاز است. مدرنیته دقیقاً در همان تله‌ی خودبنیادی مطلق افتاده. می‌خواهد بدون متافیزیک متعالی، بدون امر مطلق خارجی، نظام هنجاری و معنایی کامل از درون خودش بسازد. اما منطق محض می‌گوید این امر ناممکن است. تناقض‌های تاریخی: از دکارت تا کانت دکارت با « cogito ergo sum» می‌خواست بنیاد محکمی بسازد، اما در نهایت به خدای ضامن صدق عقول پناه برد — تناقضی که بعدها به چالش کشیده شد. کانت، در تلاش برای نجات عقلانیت از شکاکیت، «نومن» (چیز فی‌نفسه) را غیرقابل شناخت اعلام کرد تا راه متافیزیک را ببندد. اما سپس مجبور شد «عقول بشری در همه اعصار قواعد منطق را در فاهمه دارند» بگوید — که دقیقاً نوعی اظهار نظر متافیزیکی در سطح نومن است. تناقض وحشتناک او چنان آشکار بود که بزرگان بعدی نظر شوپهناور، هگل، شولتسه و... به شدّت از آن انتقاد کردند. 👈👈👈 هیچ اندیشمند غربی‌ای که امر مطلق را حذف کرده، نتوانسته از این دور یا تناقض بگریزد. مدرنیته با تعریف اولیه و هدفی سکولار آغاز می‌شود، اما هیچ الزام منطقی برای آن تعریف اولیه و هدف تولید نمی‌کند. هر ادعایی با مبانی خودش قابل نقض است. نتیجه‌گیری تکان‌دهنده معنویت سکولار و اساساً کل پروژه‌ی مدرنیته، نه شاهکار روشنگری، بلکه اعترافی تلخ به ناتوانی عقل خودبنیاد است. بدون پذیرش غایت عینی مستقل متعین خارجی، تمام ارزش‌های والا — عشق، مسئولیت، شگفتی، معنا — به هوا معلق می‌مانند. بدون متافیزیک مطلق متعین، اخلاق و اساساً هر بایدی! به سلیقه، قرارداد یا زور تقلیل می‌یابد. این افشای یکی از سست‌ترین بنیان‌های مدرنیته است: وعده‌ی معنادار زیستن بدون ریشه در حقیقت مطلق، در نهایت به پوچی منطقی و وجودی منجر می‌شود که یا گرفتار تناقض می‌شود یا دور! پرسش «چگونه باید زندگی کرد؟»، بدون پاسخ به «انسان کیست و در برابر چه مسئول است؟» بی‌معناست. @bidari110
بیداری ۱۱۰
مدرنیته و فلسفه‌ی مدرن در دادگاه منطق محض: حکم نهایی: ناتوان از اثبات هر «باید» و فاقد هرگونه الزام
یکی پرسید ربط این مباحث به مسائل روز کف جامعه چیه؟ ربطش بسیار مفصل است با یک مثال ساده نشان می‌دهم: این بحث بسیار مبنایی، پاسخ متقن شبهات رایج است چگونه؟! برخی دختران: بدنمه حق دارم هر جور خواستم بیام. خوب این حق رو از کجا آوردی؟! با چه مبنایی؟! نظر شخصی توست؟ دلت می‌خواهد؟ نظر شخصی و دل‌بخواه تو مگر الزام منطقی است؟ اگر بله یکی با نظر شخصیه دیگه ضدت رو میگه! علم گفته؟ علم ته حرفش هست و نیست هست نه باید و نباید! عقل گفته؟ کدام عقل با چه مبنایی؟ اکثریت می‌گن؟ اکثریت مگر الزام منطقی می‌آورد؟! و... اینجا این بحثی که تقدیم شد رخ می‌نماید! یعنی کافیه ریشه‌ی شعارهای پوچ مدرن شکافته شود می‌رسد به این هسته‌ی سخت مبنایی! @bidari110
🔴 آتلانتیک یک مقاله اخیراً منتشر کرده با این تیتر: معمای بزرگ نفتی چین 🔺بزرگ‌ترین رقیب آمریکا به‌تنهایی در حال جلوگیری از یک بحران جهانی انرژی است. هیچ‌کس نمی‌داند این کشور چگونه این کار را انجام می‌دهد یا چرا؟ 🔺وقتی ایران تنگه هرمز را بست، کارشناسان هشدار دادند که ممکن است ظرف چند هفته قیمت نفت به بشکه‌ای ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار برسد. این کشور ناگهان خرید نفت خود را به‌شدت کاهش و به نصف رساند. در واقع همین امر توضیح می‌دهد که چرا قیمت‌های جهانی بسیار کمتر از پیش‌بینی کارشناسان افزایش یافته‌اند. 🔺هیچ‌کس در خارج از چین دقیقاً نمی‌داند چرا اصولا رهبران آن چنین مسیری را برگزیده‌اند. همچنین هیچ‌کس نمی‌داند این وضعیت تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد. 🔺این کاهش چشمگیر و پیش‌بینی‌نشده در تقاضای چین باعث شد این بشکه‌ها در اختیار دیگر خریداران قرار گیرند و از کمبودی جلوگیری شود که می‌توانست قیمت‌ها را به سطوحی واقعاً فاجعه‌بار برساند. اما مطلقاً راضی در کار نیست کافی است اندکی علم اقتصاد و آمار و ساختار اقتصاد چین را بدانید، آن‌وقت مشخص می‌شود که: «در هم‌تنیده‌ترین اقتصاد جهان، اقتصاد چین با آمریکاست؛ اگر اقتصاد آمریکا دچار فروپاشی یا آسیب جدی شود، اقتصاد چین نیز دچار بحرانی بسیار عمیق خواهد شد.» برای این گزاره شواهد قوی وجود دارد: ۱. بزرگ‌ترین رابطه تجاری دوجانبه جهان حجم تجارت سالانه کالا و خدمات میان آمریکا و چین صدها میلیارد دلار است و این دو اقتصاد در قلب زنجیره ارزش جهانی قرار دارند. پایگاه داده تجارت بین‌المللی صندوق بین‌المللی پول این وابستگی را نشان می‌دهد. ۲. زنجیره تأمین دو کشور به‌شدت در هم تنیده است موضوع فقط صادرات نهایی نیست. هزاران کارخانه چینی برای تولید محصولات برندهای آمریکایی، قطعات، مواد اولیه، نرم‌افزار، تجهیزات، سفارش و سرمایه آمریکایی را دریافت می‌کنند. حتی گزارش جدید رویترز نشان می‌دهد که برخلاف شعار «جداسازی»، آمریکا همچنان مواد اولیه حیاتی صنایع چین را تأمین می‌کند و این وابستگی دوطرفه باقی مانده است. ۳. شرکت‌های آمریکایی بخش مهمی از تولید چین را شکل داده‌اند شرکت‌هایی مانند Apple، Tesla، Intel، Qualcomm، Nike و ده‌ها شرکت دیگر سال‌هاست که از ظرفیت تولید چین استفاده کرده‌اند یا در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند. اختلال در اقتصاد آمریکا یعنی: کاهش سفارش، کاهش سرمایه‌گذاری، کاهش انتقال فناوری، اختلال در شبکه مالی، که مستقیماً به صنایع چین منتقل می‌شود. ۴. نقش دلار و نظام مالی آمریکا بخش بزرگی از تجارت جهانی با دلار تسویه می‌شود. فروپاشی اقتصاد آمریکا صرفاً سقوط یک کشور نیست؛ به معنای اختلال در نظام مالی جهانی، اعتبار بانکی، بیمه حمل‌ونقل، بازار سرمایه و تجارت بین‌المللی است. صندوق بین‌المللی پول تصریح می‌کند که حتی در سناریوی تعرفه‌های بسیار شدید، بازآرایی زنجیره‌های تأمین ۴ تا ۵ سال زمان می‌برد و شوک اولیه به هر دو اقتصاد بسیار سنگین است. ۵. برهان اقتصادی اگر هم‌زمان این عوامل رخ دهد: سقوط تقاضای آمریکا، از بین رفتن سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی، اختلال در واردات فناوری و تجهیزات، بحران دلار و بازارهای مالی، اختلال در حمل‌ونقل و زنجیره تأمین، آنگاه طبیعی است که اقتصاد چین نیز وارد بحرانی بسیار شدید شود؛ زیرا بخش بزرگی از شبکه تولید جهانی بر پیوند این دو اقتصاد بنا شده است. بنابراین: اگر فقط حتی به این دو گزاره و مستنداتش بنگرید: وابستگی بخش بزرگی از زنجیره‌ی تولید کالای چینی به واردات کالاهای امریکایی! و حجم عظیم سرمایه‌گذاری برندهای آمریکا در چین که تحت لیسانس محصول تولید می‌کنند! متوجه می‌شوید که هیج رازی در کار نیست! و: اقتصاد چین و آمریکا عمیق‌ترین وابستگی متقابل را در اقتصاد جهانی دارند؛ ازاین‌رو، فروپاشی واقعی اقتصاد آمریکا یا آسیب جدی به آن، چین را نیز وارد یک بحران اقتصادی بسیار عمیق و کم‌سابقه خواهد کرد. @bidari110
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمام چیزهایی که در این سفر شنیدم یک‌طرف این شعار برایم یک چیز دیگری بود؛ انگار تا الآن نشنیده بودمش! در حرم سید الشهدا شنیدم یک عراقی فریاد زد و گفت: ابد والله یا زهراء ما ننسا حسینا!!! به خدا قسم ای زهرا، ما هرگز فرزندت حسین را فراموش نمی‌کنیم. من در ایران یا حتی عراق یادم بود این را شنیده بودم: ابد و الله ما ننسا حسینا یا زهرایش را انگار اولین بار بود می‌شنیدم! یا به آن این‌طور توجه پیدا می‌کردم! و وقتی این را شنیدم یاد این دو حدیث بسیار تکان‌دهنده افتادم: 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ يا أبا بصير أما تحب أن تكون فيمن يسعد فاطمة عليها السلام فبكيت حين قالها فما قدرت على المنطق وما قدر على كلامي من البكاء. ⬅️ ای ابو بصیر! دوست نداری در زمره کسانی باشی که حضرت فاطمه عليها السلام را کمک می‌کنند؟ ابو بصير می‌گويد: وقتی امام عليه السلام اين كلام را فرمودند به‌طوری گريه به من دست داد كه دیگر قادر بر سخن گفتن نبودم و چنان بغض گلويم را می‌فشرد كه توانايی بر تكلم نداشتم. 💠 حضرت در سخن دیگری خطاب به زراره: ✅ ما من باك يبكيه إلا وقد وصل فاطمة عليها السلام وأسعدها عليه. ⬅️ هيچ گريه‌كننده‌ای نيست كه بر آن جناب بگريد مگر آن‌كه گريه‌اش به حضرت فاطمه عليها السلام رسيده و آن بانو را ياری می‌كند. 📚 کامل الزیارت (ابن قولویه): ص۸۲ و ۸۰ ما برای دلداری دادن به مادر آمدیم! و اظهار اینکه به قول متن زیارت اربعین: و نصرتي لكم معدة نصرت و یاری‌مان برای پسرش مهدی ارواحنا فداه، که منتقم آل الله و خاصه پسرش حسین علیهم السلام است، (به فضل و توفیق الهی!!!) آماده است...! @justhadis110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ کذب من ادّعی محبّتنا و لم یتبرّأ من عدوّنا. ⬅️ دروغ می‌گوید آن‌که مدعی ولایت و محبت ماست، ولی از دشمن ما بیزاری نمی‌جوید. 📚 السرائر (ابن ادریس حلّی): ج۳، ص۶۴۰ در روایات بیان شده است که: فتنه‌های آخرالزمان باطن پلید و ظاهرفریب‌ِ منافقان را آشکار می‌کند (1) و منافقان را رسوا می‌کند (2) اما ممکن است سؤال شود چگونه؟! پاسخ‌ها و مکانیزم‌های این رسوا شدن منافقان در فتنه‌های آخرالزمان متعدد است اما یکی از مهمترین‌هایش در این فرمایش امام صادق علیه السلام که در ابتدا ذکر شد آمده؛ یعنی چه، یعنی مثلاً وقتی کسی مانند کریمی، این چنین به علنی‌ترین شکل ممکن دشمنی خود را با اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان اظهار می‌کند؛ هر کسی که روزگاری، به شکل علنی از او حمایت کرده و نسبت به او اظهار محبت و ارادت کرده است، باید باز به همان شکل علنی از چنین دشمن آشکاری اظهار برائت کند! اگر سکوت کند، یا بدتر توجیه کند، یا خیلی بدتر باز حمایت کند به حکم فرمایش صریح امام صادق علیه السلام در ادعایش نسبت به محبت داشتن به اهل بیت کذاب است!! و این یکی از مهمترین مکانیزم‌های رسوا شدن منافقان در فتنه‌های آخرالزمان است!! 📚 منابع: (1) 💠 امام صادق علیه السلام: ✅ ...إنه تمتد أيام غيبته ليصرح الحق عن محضه و يصفو الإيمان من الكدر بارتداد كل من كانت طينته خبيثة من الشيعة... (کمال الدین (صدوق): ج۲، ص۳۵۲) (2)‌ 💠 رسول خدا صلوات الله علیه و آله: ✅ لا تكرهوا الفتنة فى آخر الزمان فإنها تبير المنافقين. (جامع الأحاديث (سیوطی): ج۱۶، ص۳۲۲) @justhadis110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا این پست کریمی که بر اساس فرمایش امام صادق علیه السلام از سگ نجس‌تر است، باعث رسوایی برخی از منافقان خواهد شد؟! این پست کریمی رو یکی از دوستانم در گروهی فرستاده بود و جالبش برام این بود که، با خود این موجود هیچ کاری نداشت! زیرش نوشته بود: "خاک بر سر علی دایی اگر نیاد از این شخص برائت بجوید" چرا؟ چون یه سرچ بکنید، می‌بینید گفته: من همیشه علی کریمی رو دوست داشتم. بعدش هم نوشته بود: "ایضا خاک بر سر فردوسی‌پور به وحید شمسایی واکنش نشون می‌داد برای علی کریمی لال شد! چقققققد از این فردوسی‌پور بدم اومده چققققد ازش متنفر شدم" البته قبلاً مستند و مستدل، دلایل بطلان و چرت بودن تک‌تک نقدهای فردوسی‌پور به وحید شمسایی رو در این پست، مفصل بیان کرده بودم. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: دروغ می‌گوید کسی که مدعی محبت و مودّت ما اهل بیت است، اما از دشمن ما برائت نمی‌جوید! همین شاه‌کلیدِ عدم برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان شیعیان، یکی از مهمترین مکانیزم‌های رسوا شدنِ منافقان هست! به خصوص در آخرالزمان که فرمودند: فتنه‌ها را در آخرالزمان ناخوش نداشته باشید، چرا که نابود کننده‌ی منافقان است. یعنی هر کسی که زمانی علنی از کسی که دشمنی‌اش با اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان را علنی کرده و قبلا از چنین کسی حمایت کرده بوده و نسبت به او اظهار محبت و ارادت علنی کرده، اگر از او برائت نجوید، بنابر صریح آیات قرآن و فرمایش معصومین علیهم السلام، در ادعای محبتش نسبت به اهل بیت کذاب است! @bidari110
اصالت‌بخشی به رأی اکثریت در برابر حق؛ مغلطه‌ای با چماقی به نام «وفاق» طرح مسئله: جریان نفاق، در کنار زدن حق، تکیه‌گاهش برهان نیست؛ زیرا باطل علیه حق، برهان صادق ندارد و آنچه می‌ماند، مغلطه و تشکیک باطل است. و یکی از مهم‌ترین دستاویزهای این جریان برای کنار زدن حق، اغلب چیز دیگری است: رضایت و اجتماع اکثریت. یعنی اتفاق و وفاق اکثریت بر یک امر را — ولو مخالف حق باشد — عَلَم می‌کنند و با آن، دعوت‌کننده به حق را شماتت می‌کنند و تهمت تفرقه‌افکنی به آن‌ها می‌زنند؛ یعنی به رأی اکثریت اصالت می‌دهند، بی‌آنکه بپرسند: وجه تعلق این اجتماع چیست؟ بر چه محوری بسته‌اند؟ حق است یا هوا؟ این مقاله همین گزاره را با با آیات قرآن کریم، و احادیث اهل بیت علیهم السلام و گزارش‌های معتبر تاریخی به شکل مستند و مستدل تبیین می‌کند. ۱. حدیث روشنگر امام باقر (علیه‌السلام) منقول در کافی شریف:... ۲. سقیفه؛ آن‌گاه که «میل قوم» جایگزین «نص» می‌شود... ۳. پرسش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از برخی اصحابشان که در سقیفه لغزیدند...: ۴. سه جبهه در برابر تبیین‌گران حق... ۵. حکم صریح قرآن درباره‌ی «اکثر الناس»... ۵.۱. اکثر مردم نمی‌دانند...: ۵.۲. اکثر مردم ایمان نمی‌آورند...: ۵.۳. دانستن هست، ولی اقرار تسلیم در برابر حق نیست...: ۶. وفاقِ بی‌محور حق: چماق ظاهرِ فریب از این مبانی نتیجه می‌شود که در طول تاریخ، «وفاق» بارها چماقی بوده است که زیر شعار ظاهرِ فریبِ اتحاد، باطلی را بر جبهه‌ی حق تحمیل کند. وقتی جریان نفاق امر باطلی را می‌خواهد محقق کند و با تبیین برهانی علمای راستین روبه‌رو می‌شود — چون برای حقانیت باطل برهان ندارد — چماق «خواست اکثریت» و تهمت «اختلاف‌افکنی» را بلند می‌کند. اما به حکم عقل و نص قرآن، اجتماع برای مشروعیت، متعلق حق می‌خواهد و اتحاد به‌ذات اصالت ندارد. ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾ (آل‌عمران/۱۰۳). پیش از «لا تفرّقوا»، امر به اعتصام به حبل الله است. یعنی عدم تفرقه، بدون محور حق، نه مشروعیت می‌آورد و نه الزام شرعی و عقلی. رأی اکثریت، به‌تنهایی، ملاک حق و معقول بودن هیچ امری نیست. ۷. نتیجه‌ی کاربردی در عصر غیبت اگر اتحاد و وحدت کلمه از محور حق جدا شود، ابزار پیشبرد باطل در اجتماع می‌گردد. از همین‌رو، در منطق شیعی مبتنی بر نص و ولایت، وحدت باید حول محور مشروع ولایت تعریف شود — نه حول میل اکثرِ فاقد علم و ایمان. وگرنه همان الگویی تکرار می‌شود که امام باقر (علیه‌السلام) وصف کرد، عمر به‌صراحت به «نظر قوم» ارجاع داد، و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آن را به اجتماع بنی اسرائیل بر گوساله‌پرستی (آن هم بعد از آن همه اتمام حجت!) تشبیه فرمود. خلاصه در یک جمله: وفاق بدون متعلّق حق، حجّت نیست؛ و مخالفت با باطلی که بر آن اجتماع شده، تفرقه مذموم نیست — بلکه ادای میثاق امر به معروف و نهی از منکر و تبیین و اظهار و یاری حق است. (مگر در جایی که حق بزرگتری با این مخالف عملی یا زبانی قربانی شود!) حسن ختام به عنوان پایان‌بند، مطلب را با ذکر دو حدیث بسیار تأمّل‌برانگیز که تکلیف ما را در تقابل «راه حق» و «راه اکثریت» روشن می‌کند، به اتمام می‌رسانیم: رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله): ای عمّار! اگر دیدی علی (علیه‌السلام) به راهی می‌رود و همه مردم به راهی دیگر، تو با علی (علیه‌السلام) حرکت کن و همه مردم را رها کن. (کشف الغمة، اربلی: ج۱، ص۱۴۳) حضرت امام هادی (علیه‌السلام): اگر مردمان هر یک به وادى و راهى روند، من در وادى و راه آن مردى قدم مى‌گذارم که خداى یگانه را مخلصانه عبادت مى‌کند. (عدة الداعی، ابن فهد حلی: ج۱، ص۲۳۳) سخن پایانی: باید آگاه بود! هرگاه در برابر مطالبه‌ی برهان، به جای پاسخ استدلالی، «اجتماع مردم»، «خواست اکثریت»، «وفاق»، «جماعت»، یا «مخالفت با مردم» به عنوان دلیل مطرح شود، معیار حق از برهان به مقبولیت اجتماعی تنزل یافته است؛ و این همان الگویی است که قرآن و روایات نسبت به آن هشدار می‌دهند و جریان نفاق بارها در طول تاریخ از آن استفاده کرده، استفاده می‌کند، و استفاده خواهد کرد! متن کامل مقاله را می‌توانید از این لینک مشاهده فرمایید. ✍ علی مصباحی @bidari110
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ﴿۱۴۵-نساء﴾ همانا منافقان در پايين‌ترين طبقات جهنم جاى دارند و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت‌. بنا به دلايل متعدد در زمان فعلی لازم است تا هر چه بهتر با ويژگی‌های منافقين آشنا شويم تا اگر شخصی یا جریانی را با وي‍ژگی‌های تعيين شده برای نفاق و منافق در آيات و روايات يافتيم، بدانيم كه بايد در قبالش چه كنيم و چه موضعی داشته باشیم. به مرور آيات و روايات در اين خصوص را تقديم می‌كنم: 1⃣ آيه نخست كه از مهمترين آياتی است كه نشان از ويژگی‌های اصلی و اساسی منافقين است: تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿۸۰-مائده﴾ بسيارى از آنان را مى‌‌بينى كه با كسانى كه كفر ورزيده‌‌اند دوستى مى‌‌كنند، راستى چه زشت است آنچه براى خود پيش فرستادند كه [در نتيجه] خدا بر ايشان خشم گرفت و پيوسته در عذاب مى‌‌مانند. منافقان شدیداً ميل دارند، به ايجاد رابطه‌ی دوستانه با كفار و دشمنان دين خدا که صاحب قدرتند. (هم به طمع کسب مواهب دنیا و هم ترس از تبعات و سختی‌های احتمالی ناشی از دشمنی با آن‌ها!) در روایات ذیل این آیه در توضیحش بیان شده که منافقان، برای بهره‌بردن از دنیای طواغیت صاحب قدرت به آن‌ها اظهار دوستی و ارادت می‌کنند و خواسته‌های آن‌ها را بر اوامر الهی برمی‌گزینند تا بلکه به این سبب از دنیای این طواغیت صاحب قدرت، بهره‌ای نصیبشان شود‌. (امام باقر علیه السلام:...يَتَوَلَّوْنَ اَلْمُلُوكَ اَلْجَبَّارِينَ، وَ يُزَيِّنُونَ لَهُمْ أَهْوَاءَهُمْ، لِيُصِيبُوا مِنْ دُنْيَاهُمْ (تفسیر صافی (فیض کاشانی): ج۲، ص۳۴۳) علامه طباطبایی نیز در المیزان (ج۶، ص۱۱۳) در باب این آیه چنین بیان داشته است: هر قوم و ملتى دشمنان دين خود را دشمن مى‌دارند، و اگر ديديم مردمى با دشمنان دين خود دوستى و مودت مى‌ورزند، به‌خوبى مى‌فهميم كه اينان از دين خود چشم پوشيده و از مقدسات دينيشان كه مى‌بايد مورد احترام و تصديقش قرار دهند صرف‌نظر نموده‌اند، وقتى چنين ديديم بى‌درنگ آنان را هم از دشمنان آن دين به‌شمار مى‌آوريم، براى اينكه دوست دشمن، دشمن است. إن‌شاء‌الله ادامه دارد... @bidari110
مقدمه قسمت اول: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ.» فساد در خشکی و دریا آشکار شد، به سبب آنچه دست‌های مردم به دست آورده است؛ تا خداوند نتیجه‌ی بخشی از آنچه را انجام داده‌اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند. این آیه در نگاه نخست ساده به نظر می‌رسد؛ اما اگر اندکی در آن تأمل کنیم، مجموعه‌ای از پرسش‌های بنیادین را پیش روی ما می‌گذارد. فساد چیست که قرآن از «ظهور» آن سخن می‌گوید؟ چرا می‌گوید فساد آشکار شده، نه اینکه صرفاً وجود پیدا کرده است؟ چرا دامنه‌ی آن را «خشکی و دریا» قرار می‌دهد؟ از همه مهم‌تر، چرا منشأ آن را به «آنچه دست‌های مردم به دست آورده‌اند» نسبت می‌دهد؟ و: چرا این فساد را به گونه‌ای توصیف می‌کند که انسان باید نتیجه‌ی عمل خود را بچشد تا شاید بازگردد؟ و این بازگشت چیست؟! و آیا این بازگشت نسبتی با بما کسبت ایدی الناس و اکتسابات خودبنیاد بشر که موجب ظهور فساد در خشکی و دریا شده است دارد؟ اگر دارد، این نسبت چیست؟ و چرا از بین تمام آیات قرآن کریم، این آیه در دعای عهد آمده است و نسبتش با ظهور مصلح کل چیست؟! اگر این آیه تنها درباره‌ی چند رفتار فردی و چند گناه اخلاقی بود، شاید پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها ساده می‌نمود. اما قرآن از پدیده‌ای سخن می‌گوید که در پهنه‌ای گسترده آشکار شده و میان اکتسابات انسان و دگرگونی وضعیت جهان پیوند برقرار می‌کند. اینجا مسئله‌ای بزرگ‌تر رخ می‌نماید: آیا قرآن کریم از رابطه‌ای میان انسان و جهان سخن می‌گوید که انسان امروز در فهم آن دچار غفلت شده است (یا خود را از آن به غفلت می‌زند)؟ ما معمولاً جهان را مجموعه‌ای از امور مستقل می‌بینیم. انسان یک طرف است و طبیعت طرف دیگر؛ اقتصاد از روان‌شناسی جداست؛ فناوری از فرهنگ جداست؛ علم از اخلاق جداست؛ سیاست از انسان‌شناسی جداست. هر رشته قلمرو خود را دارد و هر مسئله متخصص خود را. اما اگر این تفکیک‌ها، دست‌کم در سطح واقعیت، آن‌قدر که تصور می‌کنیم واقعی نباشند چه؟ اگر شیوه‌ی خاصی از اندیشیدن درباره‌ی انسان، خدا، طبیعت، علم، آزادی، اقتصاد و پیشرفت بتواند همه‌ی این حوزه‌ها را به یکدیگر متصل کند چه؟ در این صورت، شاید برای فهم «فساد» نیز نباید تنها به مصادیق پراکنده نگاه کرد؛ بلکه باید نظامی را شناخت که این مصادیق را تولید و به یکدیگر متصل می‌کند. تمدن مدرن دقیقاً از همین‌جا مسئله‌برانگیز می‌شود. مدرنیته را معمولاً با دستاوردهایش معرفی می‌کنیم: علم، فناوری، رفاه، سرعت، قدرت، ارتباطات و تسلط بیشتر انسان بر طبیعت. اما کمتر می‌پرسیم این دستاوردها بر مبنای چه تصویری از انسان و جهان بنا شده‌اند و آیا می‌توان آثار مختلف این تمدن را جدا از مبانی آن ارزیابی کرد. آیا می‌توان فناوری مدرن را از فلسفه‌ای که انسان مدرن را تعریف کرده جدا کرد؟ آیا می‌توان اقتصاد مدرن را از تلقی آن از نیاز، لذت، مالکیت و رشد جدا کرد؟ آیا می‌توان علم مدرن را بدون بررسی پیش‌فرض‌های معرفت‌شناختی آن فهمید؟ آیا می‌توان بحران‌های روانی، فروپاشی برخی پیوندهای اجتماعی، دگرگونی نسبت انسان با طبیعت و تغییر مفهوم زندگی را مجموعه‌ای از اتفاقات تصادفی و بی‌ارتباط دانست؟ و اگر پاسخ منفی باشد، سؤال اصلی دیگر این نیست که: «کدام بخش از مدرنیته خوب یا بد است؟» بلکه باید پرسید: «این تمدن دقیقاً چه نوع انسانی، چه نوع رابطه‌ای با جهان و چه نوع نظمی تولید می‌کند؟» این کتاب از همین پرسش آغاز می‌کند. اما برای پاسخ دادن به آن، نمی‌توان صرفاً از احساس نارضایتی نسبت به جهان مدرن آغاز کرد. باید به مرزهای دانش موجود رفت؛ جایی که تصویر رایج از جهان با پرسش‌های دشوار روبه‌رو می‌شود. باید دید فلسفه‌ی مدرن چگونه انسان را تعریف کرده است. باید دید علم جدید چه چیزی را می‌تواند بشناسد و چه چیزهایی را، به دلیل روش خود، از ابتدا بیرون می‌گذارد. باید دید اقتصاد مدرن بر چه تصویری از انسان بنا شده است. باید دید روان‌شناسی جدید در فهم انسان چه چیزهایی به دست آورده و چه چیزهایی را از دست داده است. باید پرسید آیا تصویر مادی و تقلیل‌گرایانه از جهان، همه‌ی واقعیت را توضیح می‌دهد یا نه و از آن مهم‌تر همان بخش‌هایی که آگاهانه از آن صرف نظر می‌کند و در بازخوردگیری‌های محدودش آن را نسبت به کارکردی خاص، بی‌اهمیت یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهد تبعاتش چیست؟ باید حتی به مرزهای فیزیک جدید رفت؛ نه برای آنکه از یک آزمایش فیزیکی مستقیماً نتیجه‌ی الهیاتی بگیریم، بلکه برای آنکه ببینیم آیا تصویر ساده‌سازی شده‌ای که از جهان مادی و روابط علّی آن ساخته‌ایم، واقعاً تا کجا دوام می‌آورد. قسمت دوم مقدمه قسمت سوم مقدمه قسمت چهارم مقدمه ✍ علی مصباحی @bidari110