کنارم بودی،دوست داشتم، اما یدفعه از پیشم رفتی...
برگشتی و فرصت خواستی
بهت فرصت ندادم چون قلبم رو به اتیش کشیدی...💔
_نامههایبدوننام
کاش دل داشتم که بابت اینکه باعث سختی و عذابم شدی و باعث شدی هر شب از دلتنگی گریه کنم به خدا ازت شکایت میکردم ولی نمیخوام دل ندارم
_نامههایبدوننام
همه می گویند دوست دارم ولی...
بیش از انکه که میگویند دوست دارم
_نامههایبدوننام
معلومه که از رفتارت تعجب نکردم
من اورثینکرم این رفتارت رو هشت ماه پیش
موقع شستن موهام تو حموم حدس زده بودم
_نامههایبدوننام
حالا خیلی بیشتر از چیزی که تا به حال میدونستم هم تو رو میشناسم و هم خودمو برای همینه که میدونم از دست دادنت یه جورایی مثل مردنه.
_نامههایبدوننام
تو منو ناراحت میکنی و فکر میکنی چیزی نشده من استرس میگیرم اسید معدم میزنه بالا نمیتونم غذا بخورم و سه روز با عزراییل کشتی میگیرم
_نامههایبدوننام