همه می گویند دوست دارم ولی...
بیش از انکه که میگویند دوست دارم
_نامههایبدوننام
معلومه که از رفتارت تعجب نکردم
من اورثینکرم این رفتارت رو هشت ماه پیش
موقع شستن موهام تو حموم حدس زده بودم
_نامههایبدوننام
حالا خیلی بیشتر از چیزی که تا به حال میدونستم هم تو رو میشناسم و هم خودمو برای همینه که میدونم از دست دادنت یه جورایی مثل مردنه.
_نامههایبدوننام
تو منو ناراحت میکنی و فکر میکنی چیزی نشده من استرس میگیرم اسید معدم میزنه بالا نمیتونم غذا بخورم و سه روز با عزراییل کشتی میگیرم
_نامههایبدوننام
چجوری ببخشمتتتت
تو قلبمو به هر روشی بلد بودی شکستی که هیچ بعدشم طوری رفتار کردی که انگار مشکل از منه
_نامههایبدوننام