eitaa logo
بی‌نام‌نامه
49 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
پناهی برای تمام حرف‌هایی که در دل جا نمی‌شوند.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی‌دونم دقیقاً از کجا شروع شد. از کدوم مکالمه، کدوم دلخوری یا کدوم روزی که مثل همیشه گذشت و ما نفهمیدیم یه چیزی داره آروم‌آروم تغییر می‌کنه. قبلاً حرف‌زدن باهات انقدر راحت بود که لازم نبود قبل از فرستادن هر پیام، چند بار فکر کنم. می‌تونستم از کوچک‌ترین اتفاق روزم بگم و مطمئن باشم که برات مهمه. حالا گاهی ساعت‌ها به یه پیام نگاه می‌کنم و آخرش هم نمی‌فرستمش. شاید تو تغییر نکرده باشی و این من باشم که زیادی به گذشته چسبیدم. شاید هم هردومون بزرگ شدیم و زندگی شکل دیگه‌ای پیدا کرده. من ازت توقع ندارم همه‌چیز مثل روزهای اول بمونه. آدم‌ها حق دارن تغییر کنن، مسیرشون عوض بشه و حتی از هم دور بشن. فقط دلم می‌خواست اگه قراره غریبه بشیم، یه روزی بهم می‌گفتی. نه اینکه یه روز چشم باز کنم و ببینم کسی که یه زمانی تمام حرف‌هام رو می‌دونست، حالا حتی از حال امروزم خبر نداره. نمی‌دونم دلت برای من تنگ می‌شه یا نه؛ اما من گاهی دلم برای خودمون تنگ می‌شه. برای دو نفری که هنوز نمی‌دونستن فاصله‌گرفتن از یه آدم چقدر می‌تونه بی‌صدا اتفاق بیفته. _نامه‌های‌بدون‌نام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی‌دونم هنوز هم گاهی یادت می‌افتم یا نه اما من هنوز بعضی روزها، وسط شلوغی دنیا، به تو فکر می‌کنم. به حرف‌هایی که زدیم خنده‌هایی که دلیل خاصی نداشتن و روزهایی که فکر می‌کردم قرار نیست هیچ‌وقت تموم بشن. عجیبه، نه؟ بعضی آدم‌ها می‌رن، اما انگار یه تکه از حضورشون رو جا می‌ذارن‌ توی آهنگ‌ها توی خیابون‌های آشنا توی کلمه‌هایی که دیگه نمی‌تونیم مثل قبل به زبون بیاریم _نامه‌های‌بدون‌نام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی دلم برای آدم‌هایی تنگ می‌شه که دیگه حتی نمی‌دونم کجای زندگی‌شون ایستادم آدم‌هایی که یه روزی تمام حرف‌هام رو می‌دونستن و حالا شاید حتی از حال امروزم خبر ندارن. چه زود عادت کردیم به نبودن هم انگار نه انگار روزی تمام هم بودیم… _نامه‌های‌بدون‌نام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی‌دانم با این همه دوست‌داشتنت چه کنم؛ نه راهی برای رسیدن دارم، نه دلی برای فراموش‌کردن. تو شبیه شعری هستی که تمامش را از برم، اما هیچ‌وقت جرئت خواندنش را نداشته‌ام. تو را به خاطر می‌سپارم حتی اگر سهم من از تو فقط به خاطر سپردن باشد. _نامه‌های‌بدون‌نام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی‌دونم کِی این‌قدر از هم دور شدیم. فقط یه روز به خودم اومدم و دیدم دیگه اولین کسی نیستی که دلم می‌خواد اتفاقای روزم رو براش تعریف کنم. هنوز هم برام عزیزی، ولی انگار بین ما یه عالمه حرف نگفته جمع شده که هیچ‌کدوممون نمی‌دونیم از کجا باید شروعش کنیم. گاهی آدم‌ها از هم جدا نمی‌شن؛ فقط دیگه راهی به دل هم پیدا نمی‌کنن. _نامه‌های‌بدون‌نام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو با قلب ویرانه من چه کردی؟ ببین عشق دیوانه من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم… تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم… خمار است میخانه ی من…چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم؟ تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی… سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟ جهان من از گریه ات خیس باران… تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟ _نامه‌های‌بدون‌نام