دکتر قیصر امینپور در دوم اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ در گُتوند بین شهرهای دزفول و شوشتر به دنیا آمد.
دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت.
امینپور در سال ۱۳۵۷ دیپلم تجربی گرفت و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۸ با انصراف از رشته دامپزشکی، به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست.
قیصر امینپور مجدداً در سال ۱۳۶۳ تغییر رشته داد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران دنبال کرد و در سال ۱۳۶۶ به دریافت مدرک کارشناسی نائل آمد. وی در همان سال به ادامه تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۶۹ مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی را کسب کرد و در ادامه این راه در بهمن ماه سال ۱۳۷۶ با دریافت مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
قیصر از زمره شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیتهای حوزه هنری به جمع گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شبهای شعر برگزار شده در جبهههای دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی به شعرخوانی پرداخت.
وی عضو شورای شعر و ادبیات حوزه بود و در تشکیل جلسات شعرخوانی و نقد و بررسی شعر و تشویق و ترغیب شاعران جوان انقلاب نقش مؤثر و ارزندهای داشت. فعالیتهای امینپور در حوزه اندیشه و هنر تا اواخر سال ۱۳۶۶ ادامه یافت.
🔹منبع: سایت و کانال چمدان آبی
🔹در سایت و کانال چمدان آبی می خوانید شرحی بر بقاع دزفول
🔹پیر زنگی
✍️در ورودی مسجدی به نام پیرزنگی در کنار بابا حزقیل خ شریعتی مزاری وجود دارد که منسوب است به شخصی به نام پیرزنگی
🔹پیر فراش – دزفول روستای قلعه چیتی
✍️بقعه متبرکه سیدمحمد ابن حضرت امیرالمؤمنین(ع) معروف به پیرفراش در آبادی پیر فراش نزدیک روستای قلعه چیتی، در کنار جاده و سمت راست آن از درون خرابهای که به دیوار باغی شباهت دارد، گنبد آجری شکوهمندی در میان درختان سرسبز کنار جلوهگر است. در چوبی کوچکی به حیاط بقعه باز میشود و درست روبروی در ورودی به حیاط، مدخل بقعه واقع است. مدخل بقعه به سمت شرق نگاه میکند و مرکب از دیواری آجری است که از پنج دهنه با طاق قوسی تشکیل شده و دهانه وسطی بزرگتر و طاق آن خراب و قسمتی از هلالی آن باقی مانده است. خادم این بقعه حاچ پولاد آبروشن می باشد.
✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
✳️ آدرس کانال چمدان آبی
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
عیدی صابرزاده معروف به(عیدی گربه) متخلص به صابر مدیحه سرای دزفولی شاعری که از دل مردم سخن می گفت و
🔹عیدی صابرزاده (معروف به عیدی گربه) متخلص به صابر
✍️ دوازدهم آبان ماه سالروز درگذشت شاعر توانا و مدیحه سرای دزفولی مرحوم عیدی صابرزاده (معروف به عیدی گربه) است بی شک اکثر همشهریان و همزبانان با اشعار طنز و اجتماعی و انتقادی ایشان کم و بیش آشنایند.
وی از دهه چهل به وادی شعر و ادب و سرودن ترانه های بیاد ماندنی و شاد محلی دزفولی و نوشتن نوحه، مارضایی، شعرفارسی، درترویج و انتشار واژه گان و ضرب المثل های مختص و قدیمی دزفولی که گویش نیاکان ماست همت بسیار گمارد و حاصل آن صدها ترانه شعر و آواهای شیرین دزفولی میباشد. وی در ساخت نوحه های عاشورایی به زبان دزفولی نو ظهور است و به تأسی از ایشان این سبک رواج پیدا کرده و تا کنون نیز ادامه دارد مرحوم عیدی صابرزاده ارادت خاصی به اهلبیت(ع) و خصوصا امام حسین(ع ) و یاران و خاندان ایشان داشت و درسال ۱۳۴۲ عتبات عراق را زیارت کرده بود. بیشترین خدمت مرحوم صابرزاده زنده کردن زبان و آداب و رسوم و سنتهای دزفولی و کاربردی کردن واژه های از یاد رفته دزفولی در سطح جامعه امروزی است. نوارهای شعر انتقادی، اجتماعی و فکاهی وی علاوه در کشور ایران بلکه در کشورهای دور دست و در اختیار دزفولی تباران بزرگوار قرار گرفته و از شنیدن اشعار و ترانه های آن لذت برده و خاطراتشان زنده شده است. عیدی صابرزاده معروف به(عیدی گربه) بحق از احیاء کنندگان فرهنگ و رسوم محلی در شعر دزفولی است ایشان هزارها بیت شعر، نوحه، مثل، طنز، خاطره و ترانه و تصنیف بیاد ماندنی دارد. در سالهای دهه 1350 الی 1380 خانه وی سرای شعرا، مداحان، خوانندگان و هنرمندان بصورت شبانه روزی بود و از این بابت هیچ دستمزدی دریافت نمی نمود و با عشق و علاقه به خدمتش ادامه می داد.
عیدی صابرزاده متولد ۱۳۰۹ و متوفی به سال ۱۳۸۲ و مزارش در قطعه قدیمی بهشت علی قراردارد. وی دارای دو همسر و نه فرزند بود که در زمان حیاتش فرزند ارشدش بنام علیرضا و پس از وفاتش فرزند مداح و رزمنده اش عبدالرضا صابرزده فوت نمودند، سرودن شعر و مداحی و هنرمندی در فرزندان و نوه های مرحوم عیدی صابرزاده هنرمندانه همچنان ادامه دارد. وی از ابتداء به شغل رانندگی بصورت آزاد، شهرداری دزفول، کامیون و راننده سازمان امور عشایر دزفول مشغول بود ایشان بازنشسته امور عشایر دزفول بود وی در سحرگاه 12 آبان ماه ۱۳۸۲ در تهران دچار سکته قلبی شد و دار فانی را وداع گفت.
🔹مگو عیدی که کل شعرات چرندن
🔹 اگر خوب یا بدن کلشون سی خندِن
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
تصاویری از بقعه امامزاده رودبند شامل: تصویری قدیمی نمای جدید ضریح مطهر و تصاویر منقش در ایوان اصلی
🔹پیر رودبند – دزفول
* آقا رودبند خطاب به رودخانه دز فرمود : ای آب، بحق خالقی که ترا خلق نموده؛ مسدود شو!
✍این بقعه در شمال غربی دزفول در محله رودبند واقع گردیده است و در اطراف آن قبرستان قدیمی قرار گرفته و مشرف به رودخانه میباشد. بنای این بقعه متبرکه را به زمان امیر تیمور گورکانی نسبت دادهاند و در زمان شاه عباس نیز مرمت شده است. بنای بقعه رودبند در کنار رودخانه و حدوداً ۲۵ متر بالاتر از سطح رودخانه ساخته شده است. ارتفاع گنبد آن ۱۸ متر، مخروطی شکل و به رنگ سفید میباشد. این امامزاده بزرگوار در منطقه دزفول مورد احترام بسیار بوده و در ایام سوگواری سالار شهیدان، مردم دزفول و اطراف به پاس احترام و بر اساس سنتی قدیمی بصورت دستجات عزاداری در این محل به عزاداری می پردازند. لازم به ذکر است که این بزرگوار در دزفول بنام سلطان سیدعلی سیاهپوش بن موسی الکاظم(ع)، معروف به آقا رودبند میباشد. سیّد سلطانعلی رودبند: نوادۀ شیخ صفی الدین اردبیلی و جدّ سادات داعی و رودبندی، این بنای کوشک مانند با گنبد بلند پلکانی در دورۀ امیر تیمورگورکانی ساخته و در دورۀ شاه عباس صفوی تعمیر و تجدید بناء شده است. این بنای تاریخی مذهبی به حضرت سید سلطانعلی از نوادههای امام موسی الکاظم(ع)منسوب است. ایشان که به سیدعلی سیاهپوش و پیر رودبند معروف بود در اردبیل زندگی میکرد و جهت ارشاد مردم دزفول به این شهر آمد.سید سلطانعلی که ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت، به احترام شهادت او همیشه سیاه به تن میکرد، به همین دلیل به او لقب سیاهپوش دادند. بعدها محله سیاهپوشان نیز در دزفول به کمک سیدعلی ساخته شد. انتخاب نام رودبند نیز به دلیل کراماتی بوده که ایشان برای ارشاد مردم دزفول به کار برده است. به اذن او رودخانه خروشان دز در محل بقعه کنونی او آرام شد تا مردم اعتقاد بیشتری پیدا کنند. از آن پس او را با نام آقا رودبند میشناختند. بقعه امامزاده رودبند در زمان امیرتیمور گورکانی ساخته شد. بعدها در عصر صفوی و بعد از آن نیز چندین بار این بنا مرمت و بازسازی شدهاست. در نهایت این بنای زیبای تاریخی با شماره ۲۵۴۹ در آثار ملی ایران بهثبت رسید. آخرین تعمیرات سال ۱۴۰۴ بوده است. بقعه امامزاده رودبند(سید علی سیاهپوش) با گنبد زیبای مضرس (پلکانی) به دستور امیر تیمور گورکانی که از اراتمندان سید علی بوده ساخته شده و در زمان شاه عباس صفوی دستور تجدید بنا و مرمت برخی قسمت داده شده است. در کتاب مجمع الابرار در خصوص صاحب بقعه آورده شده است: سید علی سیاهپوش با ۲۲ واسطه به امام موسی کاظم (ع) می رسد و از اجداد سادات صفوی است. سید علی در ابتدا اردبیل بوده که برای زیارت به کاظمین می رود و در بارگاه امام محمدتقی (ع) ، شبی در خواب به خدمت امام جواد (ع) مشرف شده می شود و حضرت از وی می خواهد که برای ارشاد مردم به شهر دزفول مراجعت کند. اسرایی که امیر تیمور در بازگشت از جنگ و عبور از دزفول می آورد به شفاعت سید علی از مرگ نجات پیدا می کنند و به احترام آقا که همیشه عزادار امام حسین(ع) بوده، لباس سیاه پوشیده و خادم حضرت شده بعدها محله سیاهپوشان را در شهر دزفول تشکیل دادند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مردم دزفول برای اتحاد بیشتر، بقعه رودبند را برای تجمع عزاداران در نظر گرفتند و هر ساله با شکوه خاصی ارادتمندان امام حسین(ع) از این محل عبور می کنند. بنای زیبای بقعه و نمای مشرف به رودخانه دز، محل زیبایی را برای گردشگران بوجود آورده است. در محله روبند یا رود بند در شمال غربی شهر دزفول و در ارتفاعی مشرف بر رودخانه، بقعه پیر رود بند قرار دارد. گنبد این بنا مضرس و دارای ۲۰ سطح است. تاریخ ساخت این بنا به دوره تیموریان ۷۷۱- ۸۴۵ هجری قمری تعلق دارد ولی مرمت آن مربوط به روزگار شاه عباس صفوی و به سال ۱۰۳۰ هجری قمری است. بنای این بقعه را به زمان گورکانیان و به دستور امیر تیمور گورکانی نسبت داده اند و در زمان شاه عباس اقدام به مرمت آن شده است. بقعه رودبند در تپه ای به ارتفاع ۲۲ متر قرار گرفته است و دارای گنبد سفید مخروطی شکل به ارتفاع ۱۸ متر می باشد.مولف کتاب ریحانه الادب وفات سید سلطان علی سیاهپوش را در روزسه شنبه ۱۸ رجب سال ۸۳۰ ق دانسته است. البته سید داعی در تذکره سال وفاتش را در۷۹۹ هجری قمری می داند به دستور امیر تیمور گورکانی که به سبب وقوع قضیه ای نسبت به سید ارادتی پیدا کرده بود ساختمانی بر مزارش بنا نهادند.
✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
✳️ آدرس کانال چمدان آبی
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹محمدحسین دُرچین
سلام و سپاس
همراه با تقدیم گل 💐
حضور همه همکاران خوبم
برادران گرامی و خواهران محترم
در رادیو دزفول
امروز ۱۵ آبان ماه سالروز افتتاح و آغاز بکار رادیو دزفول را در سال ۱۳۵۹ به همه شما خوبان و مهربانان تبریک عرض نموده و سلامتی برای شما و خانواده های محترمتان را آرزومندم.
به بازنشستگان عزیز و به شاغلین کوشا خدا قوت عرض می کنم.
دعاگوی شما 🙏
محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
سلام و سپاس همراه با تقدیم گل 💐 حضور همه همکاران خوبم برادران گرامی و خواهران محترم در رادیو دزفول
رادیو دزفول
سایت چمدان آبی: « یکدستگاه فرستنده رادیویی اف ام در ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۵۹ در سالن مایکرویو دزفول با امکانات و تشکیلاتی بسیار محدود فعالیت خود را آغاز کرد. که پس از مدتی کوتاه رادیو دزفول لقب گرفت. این فرستنده اف ام بدلیل وجود شرایط خاص جنگی و حملات موشکی به مناطق مسکونی دزفول لاجرم اطلاعیه های ضروری را با استفاده از وسایل بسیار ابتدایی و غیر استاندارد و تنها با کمک و ابتکار عده ای از برادران، روی نوار کاست ضبط و پخش می نمود. طبیعی بود که برای چنین کاری، چند نفر بصورت شیفتی در اتاقک بسیار کوچکی که دو دستگاه ضبط صوت کاست و مقداری نوار در آن وجود داشت حضور داشته باشند. همین حضور، به تدریج امکان پخش قرآن و اذان به وقت شرعی به افق شهرستان دزفول را فراهم آورد و سپس با استفاده از دو دستگاه ضبط کاست آی وا و مقدار دیگری نوار کاست و دو عدد میکروفون، گزارشهایی از ارگانهای انقلابی و ادارات و تشکیلات درگیر با مسئله جنگ تهیه و همراه با مطالب متنوع دیگری که بیشتر حول محور جنگ بود با عنوان برنامه صبحگاهی هر روز صبج پخش می شد و رادیو دزفول به مثابه یک امکان و نعمت و رحمتی که ناشی شده از جنگ تلقی می شد؛ بین مردم مقاوم و صبور این سامان جا باز می کرد و به ویژه تقریبا اکثر مردم این شهر که مشتاق استماع اخبار نیمروزی بودند چند دقیقه مانده به ساعت ۱۴(زمان پخش اخبار سراسری)گیرنده اف ام خود را روشن کرده و علاوه بر شنیدن اطلاعیه های محلی اخبار جنگ را نیز متوجه می شدند. پس از مدتی یک فرستنده ی ۱۰ کیلو واتی سیّار در منطقه مستقر و صدای پخش شده از فرستنده اف ام را رله و تقویت می نمود …
و اما پرسنل این رادیو حدود ۱۵ نفر بودند که در ماه های اول بصورت افتخاری خدمت می کردند و بعدها مبلغی بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان بنا به نیاز از طریق فرمانداری به آنها پرداخت میشد. محل تولید و قسمت اداری رادیو در ساختمان یک مهد کودک واقع در ضلع شمالی مصلای جمعه و در انتهای خیابان عدالت(یونسکو سابق) نزدیک مایکرویو و در جنوب شهر مستقرشده و برنامه هایی که پخش می شد عبارت بودند از: برنامه روزانه صبحگاهی بمدت ۴۵ دقیقه شامل: گفتار سیاسی و اجتماعی و عمدتاً حول محور جنگ همراه با گزارش های محلی، برنامه صبح جمعه با شما به مدت ۶۰ دقیقه هر هفته شامل: گفتار، طنز، معلومات عمومی و طرح مسابقه. پخش اذان و نیایش همه روزه صبح، ظهر و مغرب و شبهای جمعه دعای کمیل، ارتباط با مسئولین، برنامه های ویژه ماه مبارک رمضان، لبیک یا خمینی، برنامه ویژه رزمندگان و بسیج در جنگ، یَا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم ویژه خانواده شهدا در ماه مبارک رمضان، راهیان خط سرخ شهادت، همراه با مردم در جنگ ویژه ایثار و کمک مردم به جبهه، برنامه نسل انقلاب ویژه گودکان و نوجوانان، فرهنگ مردم دارالمؤمنین شامل: مسائل فرهنگی منطقه، برنامه های ویژه سالگرد عملیات فتح المبین، هفته جنگ و هفته بسیج، حملات موشکی و پخش سخنرانیهای شخصیتهایی که به دزفول می آمدند و یا در قم ضبط می شد … » اين وضع ادامه داشت و پس از پايان جنگ با گذاشتن يك مكان بزرگتر در اختيار راديو كه بعداً به تملّك راديو دزفول در آمد روز به روز برنامه های راديویی به لحاظ كيفي و كمي ارتقاء يافت.
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
تصاویری از بقعه امامزاده رودبند شامل: تصویری قدیمی نمای جدید ضریح مطهر و تصاویر منقش در ایوان اصلی
🔹سید سلطانعلی معروف به رودبند در محل کنونی بقعه امامزاده رودبند منزلش قرار داشته و در اتاق رو به روی بقعه مزار دختر سید سلطانعلی قرار دارد … گویند در زمان سید سلطانعلی، پادشاهی بود مخالف اسلام و شهر پر از ظلم و جور بود از آنجا که سید مردم را به سوی خدا می خواند ولی پادشاه مخالف بود این امر او را خشمگین کرده بود روزی سید در پشت منزل خویش کنار رود دز که در آن زمان امواج پر سر و صدا داشته مشغول به تلاوت قرآن بوده و صدای آب موجب حواس پرتی او می شده که در این لحظه سید روی آب می زند و خطاب به آب رودخانه می گوید: رود بند و شاید به این دلیل مردم او را رودبند می نامند و دلیل آرام بودن آبی که از پشت بقعه (منزل سید سلطان ) می گذرد. نقل است که در پشت بقعه امامزاده رودبند زیر دیوار راست که به چوب بندی(چوبندی)معروف است زیر زمینی وجود داردکه پله هایی از این زیر زمین را در زیر آب دیده اند. حضرت سید سلطانعلی از نواده های امام موسی الکاظم(ع) می باشد که نسب شریفش با بیست و دو واسطه به آن حضرت منتهی می شود. شجره نامه آن جناب را چنین ذکر می کنند(سلطان سیدعلی بن سید صدرالدین بن شیخ صفی الدین بن سیدالحق بن سیدجبرئیل بن سیدمحمدبن سیدصالح الدین بن سیدقطب الدین بن سیدمحمدبن سیداسماعیل بن سید فیروز بن شاه سلیمان بن سید محمدبن سیدحسین بن سیدابراهیم بن سیدجعفربن سیدمحمد بن سیدعوض الخواص بن سیدمحمد بن سید احمد بن سید قاسم بن الحسن بامام حمزه بن الامام موسی الکاظم(ع) آن حضرت ابتدا در دار الارشاد اردبیل سکونت داشته و بعد از مدتی به عراق رفته و در کاظمین اقامت نموده اند، شبی در خواب حضرت امام محمدجواد(ع) به او می فرماید یا علی از جانب جدم رسول خدا(ص) مأمور هستی که به قلعه دزفول رفته و اهالی آنجا را هدایت و ارشاد نمائی و اختیار آب رودخانه آنجا را جدم به امر خدا به تو مفوّض داشته است. سید بعد از این واقعه راهی دزفول شده و در همین مکان که مزار شریفشان می باشد اقامت می گزینند و مردم را موعظه و ارشاد می نمایند و آنگاه که عدّه ای تمرد نموده و به آن جناب بی توجهی می نمایند سید دعا می کند و فی الفور آب رودخانه چون دیواری بالا آمده و از جریان باز می ماند و آنگاه مردم دست توسل به آن حضرت می زنند و از معاصی خود توبه می کنند دیگر بار آن جناب دعا نموده و آب جریان پیدا می کند و به همین جهت به رودبند ملقب گشته اند. وفات آن جناب را به سال ۷۹۹ هـ.ق نسبت می دهند.
🔹ایوان و نقاشی مجالس در ایوان رودبند با توضیحات
ایوان این بنا یک طاق رومی است با خیز بلند و انحنای زیاد و زوایای مثلثی که در رأس قوس طاقی قرار دارد و در پشت دو طاق رومی برجسته و دو طاق رومی گود وجود دارد. روی دیوارهای داخلی آن ۱۴ مجلس نقاشی از داستانهای دینی و ۲ تابلوی گل و مرغ در طرفین وجود دارد. متأسفانه قسمتهای حاشیه دهان اژدهایی و نقاشی اسلیمی ورودی بنای بارگاه و نقوش هندسی روی سقف، در اثر مرمت اشتباه از بین رفته اند. مجالس نقاشی به شیوه نقاشی دوره قاجار ملقب به نقاشی شمایل نگاری ترسیم شده اند که موضوع این نقاشی ها برگرفته از آیات و روایات و قصص دینی است. نقاشیهای بقعه رودبند، کار هنرمندانه ی مرحوم ملا اسدالله نقاش است، کارگاه نقاشی او هم در بازار خراطان، جنب مسجد معزی و روبروی حمام وزیر بوده است و نقاشی های پرده نویسی و شمایل بیشتر نخلها و شیدونه های دزفول هم کار او هستند.
🔹یادداشتهای محمدحسین درچین با توجه به نوشتهای زیر تصاویر در ایوان آقا رودبند:⬇️
نام های مجالس(نقاشی) به شرح زیر میباشد: شبیه گل روی پیغمبر(ص) – قنبر – مسلم و سلطان – ازرق شامی ملعون – قاسم ابن الحسن(ع) – حضرت سیدالشهدا(ع) و علی اکبر(ع) – حضرت رباب(س) و امام حسین(ع)- حضرت ابوالفضل العباس(ع) – علی عمرانی – شبیر و شبر – حضرت امام رضا(ع) یا ضامن آهو – بخت النصر و حضرت دانیال(ع) – حضرت امام رضا(ع) و موسی بن جعفر(ع) و مصیب – جهنم (دیو و اژدها یا پل صراط) – فرشته با میزان – سلطان سید علی
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹 معرفی بقعه پیرنظر در سایت و کانال (چمدان آبی)⬇️⬇️⬇️
✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
✳️ آدرس کانال چمدان آبی
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 معرفی بقعه پیرنظر در سایت و کانال (چمدان آبی)⬇️⬇️⬇️ ✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول) https
🔹 پیر نظر - دزفول
✍ بقعه متبرکه پیرنظر حدوداً در مرکز شهر در خیابان امام خمینی بین خیابان شریعتی و خیابان آیت الله طالقانی در محله مسجد از محلات نعمتی خانه در کوچه پیرنظر مقابل کوچه بازار و مجاور مسجد جامع دزفول واقع شده است. مرحوم سید عبدالله داعی در کتاب مجمع الابرار در مورد پیر نظر مینویسد: پیرنظر مرشدی است بزرگوار و اهل نظر، که نظر کرده حیدر صفدر و ساقی کوثر است و به همراه خواهر عفیفه اش در شبستان این حسینیه مدفون است. مردی است که در عبادت، زهد و پارسایی دوران خویش سرآمد بوده و همراه خواهر مکرمهاش دل از دنیا بریده و به طاعات و عبادات مشغول بودهاند. در ایام سوگواری اهل بیت عصمت و طهارت(ع) خصوصا ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در ماه محرم مراسم عزاداری در این محل برگزار می گردد. در ساختمان قدیمی بقعه پیر نظر، مرمت و بازسازی صورت گرفته و بر زیبایی آن افزوده شده است. بقعه پیر نظر مدتی هم محل درس شاگردان مکتب خاندان مرحوم ملا عبدالنبی فنایی دزفولی بوده است. یک از همسایگان قدیمی درمورد حسینیه پیرنظر می گوید: از آنجا که اصل بنای اولیه این حسینیه خانه پدربزرگ پدری من بوده از همان کودکی از زبان مادر بزرگ و بستگان پدری اقوالی درمورد حسینیه بدینگونه می شنیدم: یکی از اجداد مادری پدرم که بانویی مؤمنه و شیفته اهل بیت(ع) بوده، بخشی از خانه اش را به اطاقی تحت عنوان حسینیه تبدیل میکند که آن اطاق چهار در دو لنگه چوبی داشت و زیر آن هم شبستانی قرار گرفته بود که بواسطه شبستان این اطاق قدری از سطح کوچه بالاتر واقع میشود و به همین دلیل جلوی درهای اطاق یک سکو به اندازه طول اطاق و به عرض سه متر ایجاد میشود که با دو پله و دیواره ای کوتاه و سیمانی محصور میشود. بنده در دوران کودکیم حسینیه اصلی را با همان پیر سفید پلکانی اش که به خواست خود آن بانوی سیده بنا شده بود، را بیاد دارم که پشت بام حسینیه با دو سه پله به طبقه دوم منزل پدر بزرگم یا همان پیش بام خانه شان، که روی صعبات بود، راه داشت و اطاقکی و کنار اطاقک راه پله ای که تا زیر زمین حسینیه می رفت قرار داشت. حتی در سنین طفولیت یادم است مرحوم سیدجواد سیدمعصومی در این حسینیه یک دیسون(مکتبخانه) برای سوادآموزی بچه ها تشکیل می داد و بعدها و در آخرین سالهای حیاتش بعنوان یکی از اولین معلمان دزفول مورد تقدیر قرار گرفت. وقتی درمورد پیر و نام پیرنظر از مرحوم مادربزرگم می پرسیدیم، می گفت: همان بی بی خانم که دستور ساخت حسینیه و این پیر را داده در خواب، یکی از بزرگان را می بیند که به حسینیه نظر میکند و نامش را پیرنظر میگذارد. درمورد قبور داخل شبستان هم قویترین روایت این است که خواهر و برادری به دزفول و به این محله پناه آورده و در آنجا ساکن شده و به بچه های محل دروس دینی و قرآن می آموخته اند اما یک روز صبح خبری از باز شدن درب حسینیه نمیشود و وقتی بالاخره یکی از درها را که از داخل قفل بوده اند می شکنند با جنازه های سربریده آن دو مواجهه میشوند و از آنجا که غریب بوده اند در همان حسینیه دفن میشوند. بعداز انقلاب و با خریدن یکی دو تا از منازل اطراف تغییراتی در حسینیه داده شد، حسینیه بزرگتر و مناره پلکانی تخریب و بازسازی شد. بعدها خانه های بیشتری از جمله خانه پدر بزرگ من و خانه عمه ام که در دو سوی حسینیه بودند نیز به حسینیه اضافه شدند و حتی سعبات جنب حسینیه که با دربی میله ای مسدود شده و خانه های داخل سعبات هم جزو مایملک حسینیه میگردد.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi