سلام و سپاس
همراه با تقدیم گل 💐
حضور همه همکاران خوبم
برادران گرامی و خواهران محترم
در رادیو دزفول
امروز ۱۵ آبان ماه سالروز افتتاح و آغاز بکار رادیو دزفول را در سال ۱۳۵۹ به همه شما خوبان و مهربانان تبریک عرض نموده و سلامتی برای شما و خانواده های محترمتان را آرزومندم.
به بازنشستگان عزیز و به شاغلین کوشا خدا قوت عرض می کنم.
دعاگوی شما 🙏
محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
سلام و سپاس همراه با تقدیم گل 💐 حضور همه همکاران خوبم برادران گرامی و خواهران محترم در رادیو دزفول
رادیو دزفول
سایت چمدان آبی: « یکدستگاه فرستنده رادیویی اف ام در ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۵۹ در سالن مایکرویو دزفول با امکانات و تشکیلاتی بسیار محدود فعالیت خود را آغاز کرد. که پس از مدتی کوتاه رادیو دزفول لقب گرفت. این فرستنده اف ام بدلیل وجود شرایط خاص جنگی و حملات موشکی به مناطق مسکونی دزفول لاجرم اطلاعیه های ضروری را با استفاده از وسایل بسیار ابتدایی و غیر استاندارد و تنها با کمک و ابتکار عده ای از برادران، روی نوار کاست ضبط و پخش می نمود. طبیعی بود که برای چنین کاری، چند نفر بصورت شیفتی در اتاقک بسیار کوچکی که دو دستگاه ضبط صوت کاست و مقداری نوار در آن وجود داشت حضور داشته باشند. همین حضور، به تدریج امکان پخش قرآن و اذان به وقت شرعی به افق شهرستان دزفول را فراهم آورد و سپس با استفاده از دو دستگاه ضبط کاست آی وا و مقدار دیگری نوار کاست و دو عدد میکروفون، گزارشهایی از ارگانهای انقلابی و ادارات و تشکیلات درگیر با مسئله جنگ تهیه و همراه با مطالب متنوع دیگری که بیشتر حول محور جنگ بود با عنوان برنامه صبحگاهی هر روز صبج پخش می شد و رادیو دزفول به مثابه یک امکان و نعمت و رحمتی که ناشی شده از جنگ تلقی می شد؛ بین مردم مقاوم و صبور این سامان جا باز می کرد و به ویژه تقریبا اکثر مردم این شهر که مشتاق استماع اخبار نیمروزی بودند چند دقیقه مانده به ساعت ۱۴(زمان پخش اخبار سراسری)گیرنده اف ام خود را روشن کرده و علاوه بر شنیدن اطلاعیه های محلی اخبار جنگ را نیز متوجه می شدند. پس از مدتی یک فرستنده ی ۱۰ کیلو واتی سیّار در منطقه مستقر و صدای پخش شده از فرستنده اف ام را رله و تقویت می نمود …
و اما پرسنل این رادیو حدود ۱۵ نفر بودند که در ماه های اول بصورت افتخاری خدمت می کردند و بعدها مبلغی بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان بنا به نیاز از طریق فرمانداری به آنها پرداخت میشد. محل تولید و قسمت اداری رادیو در ساختمان یک مهد کودک واقع در ضلع شمالی مصلای جمعه و در انتهای خیابان عدالت(یونسکو سابق) نزدیک مایکرویو و در جنوب شهر مستقرشده و برنامه هایی که پخش می شد عبارت بودند از: برنامه روزانه صبحگاهی بمدت ۴۵ دقیقه شامل: گفتار سیاسی و اجتماعی و عمدتاً حول محور جنگ همراه با گزارش های محلی، برنامه صبح جمعه با شما به مدت ۶۰ دقیقه هر هفته شامل: گفتار، طنز، معلومات عمومی و طرح مسابقه. پخش اذان و نیایش همه روزه صبح، ظهر و مغرب و شبهای جمعه دعای کمیل، ارتباط با مسئولین، برنامه های ویژه ماه مبارک رمضان، لبیک یا خمینی، برنامه ویژه رزمندگان و بسیج در جنگ، یَا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم ویژه خانواده شهدا در ماه مبارک رمضان، راهیان خط سرخ شهادت، همراه با مردم در جنگ ویژه ایثار و کمک مردم به جبهه، برنامه نسل انقلاب ویژه گودکان و نوجوانان، فرهنگ مردم دارالمؤمنین شامل: مسائل فرهنگی منطقه، برنامه های ویژه سالگرد عملیات فتح المبین، هفته جنگ و هفته بسیج، حملات موشکی و پخش سخنرانیهای شخصیتهایی که به دزفول می آمدند و یا در قم ضبط می شد … » اين وضع ادامه داشت و پس از پايان جنگ با گذاشتن يك مكان بزرگتر در اختيار راديو كه بعداً به تملّك راديو دزفول در آمد روز به روز برنامه های راديویی به لحاظ كيفي و كمي ارتقاء يافت.
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
تصاویری از بقعه امامزاده رودبند شامل: تصویری قدیمی نمای جدید ضریح مطهر و تصاویر منقش در ایوان اصلی
🔹سید سلطانعلی معروف به رودبند در محل کنونی بقعه امامزاده رودبند منزلش قرار داشته و در اتاق رو به روی بقعه مزار دختر سید سلطانعلی قرار دارد … گویند در زمان سید سلطانعلی، پادشاهی بود مخالف اسلام و شهر پر از ظلم و جور بود از آنجا که سید مردم را به سوی خدا می خواند ولی پادشاه مخالف بود این امر او را خشمگین کرده بود روزی سید در پشت منزل خویش کنار رود دز که در آن زمان امواج پر سر و صدا داشته مشغول به تلاوت قرآن بوده و صدای آب موجب حواس پرتی او می شده که در این لحظه سید روی آب می زند و خطاب به آب رودخانه می گوید: رود بند و شاید به این دلیل مردم او را رودبند می نامند و دلیل آرام بودن آبی که از پشت بقعه (منزل سید سلطان ) می گذرد. نقل است که در پشت بقعه امامزاده رودبند زیر دیوار راست که به چوب بندی(چوبندی)معروف است زیر زمینی وجود داردکه پله هایی از این زیر زمین را در زیر آب دیده اند. حضرت سید سلطانعلی از نواده های امام موسی الکاظم(ع) می باشد که نسب شریفش با بیست و دو واسطه به آن حضرت منتهی می شود. شجره نامه آن جناب را چنین ذکر می کنند(سلطان سیدعلی بن سید صدرالدین بن شیخ صفی الدین بن سیدالحق بن سیدجبرئیل بن سیدمحمدبن سیدصالح الدین بن سیدقطب الدین بن سیدمحمدبن سیداسماعیل بن سید فیروز بن شاه سلیمان بن سید محمدبن سیدحسین بن سیدابراهیم بن سیدجعفربن سیدمحمد بن سیدعوض الخواص بن سیدمحمد بن سید احمد بن سید قاسم بن الحسن بامام حمزه بن الامام موسی الکاظم(ع) آن حضرت ابتدا در دار الارشاد اردبیل سکونت داشته و بعد از مدتی به عراق رفته و در کاظمین اقامت نموده اند، شبی در خواب حضرت امام محمدجواد(ع) به او می فرماید یا علی از جانب جدم رسول خدا(ص) مأمور هستی که به قلعه دزفول رفته و اهالی آنجا را هدایت و ارشاد نمائی و اختیار آب رودخانه آنجا را جدم به امر خدا به تو مفوّض داشته است. سید بعد از این واقعه راهی دزفول شده و در همین مکان که مزار شریفشان می باشد اقامت می گزینند و مردم را موعظه و ارشاد می نمایند و آنگاه که عدّه ای تمرد نموده و به آن جناب بی توجهی می نمایند سید دعا می کند و فی الفور آب رودخانه چون دیواری بالا آمده و از جریان باز می ماند و آنگاه مردم دست توسل به آن حضرت می زنند و از معاصی خود توبه می کنند دیگر بار آن جناب دعا نموده و آب جریان پیدا می کند و به همین جهت به رودبند ملقب گشته اند. وفات آن جناب را به سال ۷۹۹ هـ.ق نسبت می دهند.
🔹ایوان و نقاشی مجالس در ایوان رودبند با توضیحات
ایوان این بنا یک طاق رومی است با خیز بلند و انحنای زیاد و زوایای مثلثی که در رأس قوس طاقی قرار دارد و در پشت دو طاق رومی برجسته و دو طاق رومی گود وجود دارد. روی دیوارهای داخلی آن ۱۴ مجلس نقاشی از داستانهای دینی و ۲ تابلوی گل و مرغ در طرفین وجود دارد. متأسفانه قسمتهای حاشیه دهان اژدهایی و نقاشی اسلیمی ورودی بنای بارگاه و نقوش هندسی روی سقف، در اثر مرمت اشتباه از بین رفته اند. مجالس نقاشی به شیوه نقاشی دوره قاجار ملقب به نقاشی شمایل نگاری ترسیم شده اند که موضوع این نقاشی ها برگرفته از آیات و روایات و قصص دینی است. نقاشیهای بقعه رودبند، کار هنرمندانه ی مرحوم ملا اسدالله نقاش است، کارگاه نقاشی او هم در بازار خراطان، جنب مسجد معزی و روبروی حمام وزیر بوده است و نقاشی های پرده نویسی و شمایل بیشتر نخلها و شیدونه های دزفول هم کار او هستند.
🔹یادداشتهای محمدحسین درچین با توجه به نوشتهای زیر تصاویر در ایوان آقا رودبند:⬇️
نام های مجالس(نقاشی) به شرح زیر میباشد: شبیه گل روی پیغمبر(ص) – قنبر – مسلم و سلطان – ازرق شامی ملعون – قاسم ابن الحسن(ع) – حضرت سیدالشهدا(ع) و علی اکبر(ع) – حضرت رباب(س) و امام حسین(ع)- حضرت ابوالفضل العباس(ع) – علی عمرانی – شبیر و شبر – حضرت امام رضا(ع) یا ضامن آهو – بخت النصر و حضرت دانیال(ع) – حضرت امام رضا(ع) و موسی بن جعفر(ع) و مصیب – جهنم (دیو و اژدها یا پل صراط) – فرشته با میزان – سلطان سید علی
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹 معرفی بقعه پیرنظر در سایت و کانال (چمدان آبی)⬇️⬇️⬇️
✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
✳️ آدرس کانال چمدان آبی
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹محمدحسین دُرچین
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 معرفی بقعه پیرنظر در سایت و کانال (چمدان آبی)⬇️⬇️⬇️ ✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول) https
🔹 پیر نظر - دزفول
✍ بقعه متبرکه پیرنظر حدوداً در مرکز شهر در خیابان امام خمینی بین خیابان شریعتی و خیابان آیت الله طالقانی در محله مسجد از محلات نعمتی خانه در کوچه پیرنظر مقابل کوچه بازار و مجاور مسجد جامع دزفول واقع شده است. مرحوم سید عبدالله داعی در کتاب مجمع الابرار در مورد پیر نظر مینویسد: پیرنظر مرشدی است بزرگوار و اهل نظر، که نظر کرده حیدر صفدر و ساقی کوثر است و به همراه خواهر عفیفه اش در شبستان این حسینیه مدفون است. مردی است که در عبادت، زهد و پارسایی دوران خویش سرآمد بوده و همراه خواهر مکرمهاش دل از دنیا بریده و به طاعات و عبادات مشغول بودهاند. در ایام سوگواری اهل بیت عصمت و طهارت(ع) خصوصا ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در ماه محرم مراسم عزاداری در این محل برگزار می گردد. در ساختمان قدیمی بقعه پیر نظر، مرمت و بازسازی صورت گرفته و بر زیبایی آن افزوده شده است. بقعه پیر نظر مدتی هم محل درس شاگردان مکتب خاندان مرحوم ملا عبدالنبی فنایی دزفولی بوده است. یک از همسایگان قدیمی درمورد حسینیه پیرنظر می گوید: از آنجا که اصل بنای اولیه این حسینیه خانه پدربزرگ پدری من بوده از همان کودکی از زبان مادر بزرگ و بستگان پدری اقوالی درمورد حسینیه بدینگونه می شنیدم: یکی از اجداد مادری پدرم که بانویی مؤمنه و شیفته اهل بیت(ع) بوده، بخشی از خانه اش را به اطاقی تحت عنوان حسینیه تبدیل میکند که آن اطاق چهار در دو لنگه چوبی داشت و زیر آن هم شبستانی قرار گرفته بود که بواسطه شبستان این اطاق قدری از سطح کوچه بالاتر واقع میشود و به همین دلیل جلوی درهای اطاق یک سکو به اندازه طول اطاق و به عرض سه متر ایجاد میشود که با دو پله و دیواره ای کوتاه و سیمانی محصور میشود. بنده در دوران کودکیم حسینیه اصلی را با همان پیر سفید پلکانی اش که به خواست خود آن بانوی سیده بنا شده بود، را بیاد دارم که پشت بام حسینیه با دو سه پله به طبقه دوم منزل پدر بزرگم یا همان پیش بام خانه شان، که روی صعبات بود، راه داشت و اطاقکی و کنار اطاقک راه پله ای که تا زیر زمین حسینیه می رفت قرار داشت. حتی در سنین طفولیت یادم است مرحوم سیدجواد سیدمعصومی در این حسینیه یک دیسون(مکتبخانه) برای سوادآموزی بچه ها تشکیل می داد و بعدها و در آخرین سالهای حیاتش بعنوان یکی از اولین معلمان دزفول مورد تقدیر قرار گرفت. وقتی درمورد پیر و نام پیرنظر از مرحوم مادربزرگم می پرسیدیم، می گفت: همان بی بی خانم که دستور ساخت حسینیه و این پیر را داده در خواب، یکی از بزرگان را می بیند که به حسینیه نظر میکند و نامش را پیرنظر میگذارد. درمورد قبور داخل شبستان هم قویترین روایت این است که خواهر و برادری به دزفول و به این محله پناه آورده و در آنجا ساکن شده و به بچه های محل دروس دینی و قرآن می آموخته اند اما یک روز صبح خبری از باز شدن درب حسینیه نمیشود و وقتی بالاخره یکی از درها را که از داخل قفل بوده اند می شکنند با جنازه های سربریده آن دو مواجهه میشوند و از آنجا که غریب بوده اند در همان حسینیه دفن میشوند. بعداز انقلاب و با خریدن یکی دو تا از منازل اطراف تغییراتی در حسینیه داده شد، حسینیه بزرگتر و مناره پلکانی تخریب و بازسازی شد. بعدها خانه های بیشتری از جمله خانه پدر بزرگ من و خانه عمه ام که در دو سوی حسینیه بودند نیز به حسینیه اضافه شدند و حتی سعبات جنب حسینیه که با دربی میله ای مسدود شده و خانه های داخل سعبات هم جزو مایملک حسینیه میگردد.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
سالروز شهادت سردار سپاه پاسداران شهید عبدالکریم پورمقامی(سوم آذر ماه ۱۳۵۹ در میدان مین جبهه عنکوش غر
🔹سردار سبز پوش آسمانی ( سردار شهید عبدالکریم پورمقامی فرمانده تخریب سپاه دزفول )
✍همیشه آرزوی ما این بود که برادرم ( سردار شهید عبدالکریم پورمقامی ) را در لباس سبز زیبای سپاه پاسداران ببینیم اما تواضع و فروتنی اش باعث می شد که هیچ گاه این لباس را به تن نکرده و ترجیح بدهد با همان لباسهای خاکی بسیجی اش به منزل بیاید. بارها مادرم از او تقاضا می کرد و به او می گفت: مادرت فدایت شود من هم دلم می خواهد تو را مانند دوستانت در لباس مقدس سپاه ببینم اما او هیچگاه قبول نمی کرد حتی یکبار هم به اصطلاح آب پاکی را روی دست مادر ریخت و گفت: مادر می ترسم پوشیدن این لباس باعث غرور من بشود و شما هم پیش در و همسایه از من تعریف کنید. مادر هم دیگر هیچ چیزی نگفت. تا اینکه یکبار برای خدا حافظی و اعزام به خرمشهر به منزل آمده بود در حالیکه چند تن از دوستانش او را همراهی می کردند. با تعجب دیدیم که لباس سپاه به تن کرده شاید هم دوست نداشت تنها خواهش مادرش را بعد از چند بار گفتن، زیر پا بگذارد همین که با آن لباس سبز وارد منزل شد چهره اش آن قدر نورانی و ملکوتی شده بود که بی اختیار من و مادر و خواهرانم گریه مان گرفت و بی اختیار اشک از چشمانمان سرازیر می شد او که چهره ای همیشه خندان داشت نگاهی به قامت خود کرد و یک آن خود را ورانداز نمود و دوباره خندید و گفت: چرا گریه می کنید من که هنوز شهید نشده ام. از همان موقع معلوم بود که او دیگر تعلق به دنیا نداشته و از آسمانی هاست. من هیچ گاه معنی آسمانی شدن را نمی فهمیدم تا اینکه آن روز برایم به وضوح روشن شد که وقتی می گویند فلانی آسمانی شده یعنی چه؟ نور از صورتش می درخشید و ساعتها بعد از رفتنش اشک از دیدگانمان خشک نمی شد و هنوز که هنوز است، پس از گذشت سال ها، بی اختیار گریه ام می گیرد و با خود می گویم خوشا به سعادتش که آسمانی بود و آسمانی شد و حق هم همین بود که به آسمانی ها بپیوندد. طولی نکشید که بعد از بازگشت از خرمشهر، به محور کرخه و جبهه ی عنکوش(غرب دزفول) اعزام شد و طی عملیات خنثی سازی میدان مین(سوم آذر ماه ۱۳۵۹) به فیض شهادت نایل آمد.
🔹راوی: سرکار خانم شهین پورمقامی خواهر سردار شهید عبدالکریم پورمقامی
🔹منبع: وب سایت چمدان آبی (محمدحسین دُرچین)
🔹معرفی بقاع شهرستان دزفول در سایت چمدان آبی
🔹جابر بن عبدالله انصاری
✍بقعه متبرکه جابربن عبدالله انصاری در جاده شوش، نزدیک پل حمید آباد و در میان درختان سرسبز و با صفا قرار گرفته است. این بقعه، مدفن نوه ارشد جابربن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر، میباشد و به نام جدّ خویش نامیده شده است. وی جد خاندان انصاری دزفولی است و به جابر صغیر معروف است. گرچه بقعه جابربن عبدالله انصاری قدیمی است؛ ولی اخیراً تعمیراتی در آن انجام گرفته است.
✳️ آدرس سایت چمدان آبی (دانشنامه دزفول)
https://chamadaneabi.ir/
✳️ آدرس کانال چمدان آبی
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹محمدحسین دُرچین
🔹در سایت چمدان آبی
لغات مربوط به لوازم خانگی قدیمی و بناهای سنتی یا اثاث البیت(تَک تُلا) را در لهجه دزفولی می خوانید و شما می توانید با ارسال لغات جدید فقط در ایتا و خصوصی مدیریت سایت را یاریگر باشید.
۰۹۱۶۶۴۲۲۸۴۱
⬇️⬇️⬇️
اِستیکان = استکان(اس غربی - تی چای - کان معدن)
آفتابه سلبچه = عبارت از يك ظرف ورشويي گود مانند قابلمه كه لبه هاي آن پهن و كنگره اي بود و يك تُنگ دهانه بلند و دسته دار به نام آفتابه كه براي شستن دست ميهمان ها به كار مي رفت و حكم يك دستشويي سيار را داشت.
باب زن = بادبزن
بَ رَه = کف گیر
تَپ = آب کش برنج البته از جنس چوب - این نوع سبد ها با شاخه های درخت بادام بافته می شود
تَش تولوزه = ماهی تابه ی کوچک
تَشتی = قابلمه
تَشتولوزَه = ماهی تابه کوچک
تَش گُلن = آتش گردان
تُو وَه = تابه ی بزرگ
جُفنه = لگن يا تغار چوبي براي تهيه خمير
جوم = ظرفی کوچک برای زیر شیر سماور
حُب = ظرف یا منبع سفالی بزرگ برای نگهداری آب
حوزوله = حوض کوچک که مجهز به شیر آب بود
حُوش = حیاط خانه
خَرند = سکو
خَلا = مستراح - توالت - سرویس بهداشتی
دَرتو = درب اتاق
دریزه = دریچه
دَسگر = دستگیره از جنس پارچه
دَلیز = راهرو مسقف که حیاط خانه را به در حیاط وصل می کند
دولچَه = پارچ
دیگولوزه = دیگ کوچک
رَفَک = طاقچه یا تاقچه
سر پیشی = دم کن برنج
سُک سُک مورچوه = وسایل مربوط به درست کردن کلوچه محلی
سماور زغالي
سَلَه = سبدهای بزرگ چوبی که میوه ها را برای فروش در آن گذاشته درب مغازه می گذارند ظروف مسي یا ورشويي
شوادون = شبستان - زیر زمین
علّاگه = سبد خرید
غلفه = ساختمانی که روی بام طبقه بالا ساخته می شد
فرش دست بافت
فرموم بر = فرمانبر
كتري فلزي
كَپُو = ظرفي بود درب دار كه از ساقه هاي برنج يا گندم و با نخ هاي رنگارنگ بافته مي شد از اين وسيله معمولاً براي نگهداري وسايل خياطي نيز استفاده مي كردند.
کَمچَه = ملاغه یا ملاقه
کنیسه = اتاقکی آجری که روی راه پله پشت بام ساخته می شد
کیزه = کوزه
گلوپ = لامپ
گِمنه = آسیاب دستی
لَلو = گهواره
مِجري = صندوقچه اي چوبي براي نگهداري اسناد و مدارك
مَرزق = ناودان
مَسقنه = تُنگي مسي و یا از جنس برنج و مخروطي شکل كه از پایین پهن بوده و دهانه اي گشاد داشت و براي حمل و نگهداري آب استفاده مي شد - ظرف فلزی برای حمل آب
مَشکول = مشک کوچک
مَغل = منقل
مَقاش = انبری فلزی برای جابه جا کردن زغال
ملار = سه پایه
مَمبیره = آبراه - جوی آبی
هزار پيشه = صندوقچه اي چوبي كه درون آن قسمت بندي شده و براي نگهداري قوري و استكان و نعلبكي مورد استفاده قرار مي گرفت
هَشَّک = کاسه سفالی
یخدون = صندوق بزرگ و چوبي و درب دار با پايه هاي كوتاه كه درون آن با يك ورق گالوانيزه پوشانده شده و بيرون آن نيز با نوارهاي فلزي رنگارنگ تزيين مي كردند و اين صندوق بر خلاف نام آن براي نگهداري لباس مورد استفاده قرار مي گرفت.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹سبزقبا - دزفول
✍در کنار خیابان امام خمینی بعد از خیابان سیمتری دزفول بقعه معروف به سیدمحمد سبزقبا قرار گرفته است، بنای این بقعه کاملاً نوسازی شده و هیچ اثر قدیمی در آن نگذاشتهاند. یک شجرهنامه در دفتر بقعه بر لوحی روی کاغذ نوشته شده و در این لوحه بنا به روایت سید نعمتالله شوشتری در کتاب «المجموعه» صاحب بقعه را برادر حضرت امام رضا (ع) خوانده است که غریب به شهر دزفول در آمده و میهمان زنی به نام زبیده بوده است که فرزند او بر اثر دعای سید سبزقبا بهبود یافته است. سید سبزقبا قبل از وفاتش به آن زن وصیت کرده که نامه او را به حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) که از راه دزفول عازم خراسان بوده است برساند. مطلعین دزفول میگویند که بقعه سبزقبا مانند بقعه عباس علی دزفول به شکل گنبدی خیاری بوده است. ساختمان بقعه با گنبد خیاری از آثار دوره تیموری و سلجوقی است و بیشک اگر بقعه سبزقبا را معدوم نکرده بودند یک اثر هنری معماری در دزفول بیش از امروز باقی بود.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول)
🔹محمدحسین دُرچین
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi