12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روانشناسی
💥فرق تیپ خانوما تو خونه و بیرون خونه😅
دکتر عزیزی خیلی باحال اغراق آمیز صحبت میکنه😂
#دکتر_سعید_عزیزی
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh
بانوان ووشوکار شهرستان مثل همیشه خوش درخشیدند در بخش ساندا و تالو موفق به کسب
8 مدال طلا
8 مدال نقره
14 مدال برنز شدند و برای شهرستان افتخار آفرینی کردند.
مقام آوران اول و دوم به اردوی استان جهت اعزام به مسابقات کشوری انتخابی تیم ملی دعوت میشوند.✌️
🔸در بخش ساندا🔸
مائده ابوالحسنی🥇
نازنین سادات میرابراهیمی 🥈
مهدخت سادات هاشمی 🥈
هلیا محمدی🥉
🔸دربخش تالو🔸
هلیا محمدی🥇🥈
کیانا عسکری🥈🥉
زهرا سادات رضوی 🥇🥇
آیناز باقریان🥉🥉
مریم صالحی🥉
تیام رحمانی 🥇🥈
سیده یکتا رضوی🥇🥈
فاطمه بیگی 🥉🥉
نازنین زهرا اسدی 🥇🥈
فرناز کارگر🥉🥇
راحیل حاتمی زاده🥉🥈
پریناز باقریان🥉
نگار عسکری🥉
حلما غلامی🥉🥉
ستاره عسکری🥉
به جامعه ی ورزشی ،هیئت ووشو استان ،شهرستان و خانواده های محترمشان تبریک عرض مینمایم .
تلاش شما قابل تحسین میباشد
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh
#خاطره_انگیز
🔸 ختنه سورون
🌱 قسمت اول
✍ آقای حمید تیموری ( لطف الله )
💫سلام دوستان وبزرگواران کانال چنته
مختصری از خواستگاری وعروسی منطقه آسفیچ برایتان شرح دادم.حال میخواهم به شرح مختصری از دست حلال کردن (ختنه)برایتان باز گو کنم.
☀️ در دهه سی وچهل برای ختنه کردن پسران در این منطقه، یک نفر از بهاباد میآمد، به نام کل ممد ( قربانی ) آهنگر.که ایشان وچند نفر دیگر در بهاباد کارگاه آهن گری داشتن وکارگاه کوچکی بود که یک کوره داشت وچندتا سندان ومقداری آهن پاره وچوب که ایشان استاد حاذق وهنر مندی بودن که باهمین تکه های آهن دارسو ومنگالو(داس) وسیله ای برای بریدن گندم ارزن وجو وبیده (یونجه) درست میکردن وهمچنین نعل الاغ .
سالی یک دفعه به آسفیچ وروستای اطراف میرفتن.وپول آن زمان کم بود.درنتیجه مجبور بودن هر دو طرف معامله کالا به کالا انجام بدن . مثلا در قبال هرکدام از اجناس مرحوم کل محمد به توافق میرسیدن که یک کیلو گندم یا دوکیلو عدس سیا ویا ارزن جو از کشاورز بگیرن و در مقابل کشاورز وسیله مورد نیاز خودرا تهیه کنه.وجالب این جا بود که هر دو طرف از معامله راضی و خوشنود بودن. مرحوم کل محمد آهنگر در دو حرفه دیگر هم تبحر خاصی داشتن یکی نعل کردن الاغ ودیگری دست حلال کردن (ختنه).
وقتی در ده یا روستا خبر از آمدن کل محمد میشد.بعضی ازدوستان من جمله خود من فلنگو میبستند 😂
ادامه دارد
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh
#خاطره_انگیز
آسیدجوادآقا رضوی با ارسال عکس فوق یادی کردند از زنده یاد حجه الاسلام حاج سید محمد رضوی و فرمودند در روزهایی قرار داریم که سالگرد این بزرگمرد میباشد . کسی که در بسیاری از عرصه های حمایتی بهاباد پیش قدم بود .
روحشان شاد .
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh
#خاطره_انگیز
🔸از چپ زنده یاد آقای عباس جلیلی،زنده یاد آقای حاج محمد جلیلی وخانم فرحناز جلیلی وکودک در عکس زنده یاد عصمت جلیلی
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh
#خوشنامان_گمنام_بهاباد
🔺قسمت نهم
👤 حاج حسن حدادزاده (حسن اُسّا)
(بخش اول)
✍ حسین عبداللهیان بهابادی
💫برای بچه های دهه های پنجاه و شصت، خیابان طویل و نه عریض بهاباد😲 اگر شانزه لیزه پاریس نبود، حتما و قطعأ کمی از لاله زار تهران نداشت😄 .
اگر به حکم داوری در روزگاران نه چندان دور، از خونه علی عابدینا تا کوچه علی قنبری رو در یک لحظه از نظر میگُذَروندی ، میتونستی تاریخ ایران را در آن گُلِ جا قضاوت کنی .
💫دوشاب خونه و پِسّته پوس کنیِ روبروی خونه حاج محمدمهدی اخوان ، که با هم مدرنیته و پسا مدرنیسم رو بهت نشون میداد و لوله فروشی محمدتقی دادگر و لوازم یدکی حاجی صالحی اوج اخلاق و رُک گویی رو به رُخت می کشید😡 و پارچه فروشی شراکتی حاجی ترحمی و آقای لقمان - که ما بچه مدرسه ای های غدیر به لقمان حکیم میشناختیمشون- که درست در نزدیکی دکون استاد حسنِ استاد معروف به حسن اُسّا بود و بخشی از تاریخ نمایش داده شده در سریال «دکتر قریب» رو یادآوریت میکرد😜.
کمی آنسوتر هم گل سرسبد هر چه بازاری بود ، یقین علی قنبری بودن که بعدها حاج علی قنبری شدند با طوق طلایی پدر شهید .
🌺 استاد حسن استاد رو از هر طرف میخوندی استاد بود و معروف به حسن اسا و با اینکه حاج حسن حدادزاده هم با طوق زرین، پدر شهید بودند اما صمیمیتِ گفتن حسن اُسّا رو با هیچ لغتی نمیشد جایگزین کرد .
مغازهای در کنار خونه ی هاشم - که البته خونه هاشم بعدها شد راهنمایی غدیر با هزاران خاطره گفتنی و نگفتنی از مدیریت جناب زنده یاد غُلمِسین حداد و اساتید خاطره ساز و خواستنی امروز .
🎄جوی آب و درختان بید جلوی دکون حسن اسا قطعا خاطرات زیادی برای گفتن دارند و اما حکایت آن زبان بسته ها رو ما باید بگیم هر چند ناقص ...
♦️ ادامه دارد...
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
🆔 @chantehh