eitaa logo
تقدیمی
4 دنبال‌کننده
41 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ماهی‌ها سلام ، قرمزها‌ ، سبزها ، طلایی‌ها به من بگویید‌ ، آیا در آن اتاق بلور که مثل مردمک چشم مرده‌ها سرد است و مثل آخر شب‌های شهر، بسته و خلوت صدای نی‌لبکی را شنيده‌ايد که از ديار پری‌های ترس و تنهایی به سوی اعتماد آجری خوابگاه‌ها و لای‌لای کوکی ساعت‌ها و هسته‌های شيشه‌ای نور‌ ، پيش می‌آيد؟ و همچنان که پيش می‌آید . کتاب بینوایان شما بوی کتاب های جدید میدید . for you honey : هیچ‌‌ ِپوچ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آوردند به مادرم که در آیینه زندگی می کرد . کتاب مغازه‌ خودکشی شما بوی شمع سوخته میدید . for you honey : نازنین
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نگه دگر بسوی من چه می‌کنی؟ چو در بر رقیب من نشسته‌ای به حیرتم که بعد از آن فریب‌ها تو هم پی فریب من نشسته‌ای به چشم خویش دیدم آن شب که جام خود به جام دیگری زدی چو فال حافظ آن میانه باز شد تو فال خود به نام دیگری زدی . کتاب بوف کور شما بوی کارامل میدید . for you honey :Mirtal
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چون سنگها صدای مرا گوش می کنی سنگی و ناشنیده فراموش می کنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است با برگهای مرده هماغوش می کنی ای ماهی طلائی مرداب خون من خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی تو دره ی بنفش غروبی که روز را بر سینه می فشاری و خاموش می کنی در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟ کتاب پیرمرد و دریا شما بوی ساحل میدید . for you honey : آبی غم رنگ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌بندم این دو چشم پر آتش را تا ننگرد درون دو چشمانش تا داغ و پرتپش نشود قلبم از شعله نگاه پریشانش می‌بندم این دو چشم پر آتش را تا بگذرم ز وادی رسوائی تا قلب خاموشم نکشد فریاد رو میکنم به خلوت و تنهایی . کتاب چشم هایش شما بوی وانیل و شکلات میدید. for you little deer : تارانیس
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آخر گشوده شد ز هم آن پرده‌های راز آخر مرا شناختی‌ای چشم آشنا چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو من هستم آن عروس خیالات دیرپا . کتاب ابله شما بوی چیزای نم زده میدید . for you honey : آرامگاه روح