eitaa logo
تقدیمی
4 دنبال‌کننده
41 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چون سنگها صدای مرا گوش می کنی سنگی و ناشنیده فراموش می کنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است با برگهای مرده هماغوش می کنی ای ماهی طلائی مرداب خون من خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی تو دره ی بنفش غروبی که روز را بر سینه می فشاری و خاموش می کنی در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟ کتاب پیرمرد و دریا شما بوی ساحل میدید . for you honey : آبی غم رنگ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌بندم این دو چشم پر آتش را تا ننگرد درون دو چشمانش تا داغ و پرتپش نشود قلبم از شعله نگاه پریشانش می‌بندم این دو چشم پر آتش را تا بگذرم ز وادی رسوائی تا قلب خاموشم نکشد فریاد رو میکنم به خلوت و تنهایی . کتاب چشم هایش شما بوی وانیل و شکلات میدید. for you little deer : تارانیس
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آخر گشوده شد ز هم آن پرده‌های راز آخر مرا شناختی‌ای چشم آشنا چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو من هستم آن عروس خیالات دیرپا . کتاب ابله شما بوی چیزای نم زده میدید . for you honey : آرامگاه روح
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم بگذار پر شوم از قطره های کوچک باران از قلب های رشد نکرده از حجم کودکان به دنیا نیامده بگذار پر شوم شاید که عشق من گهواره ی تولد عیسای دیگری باشد . کتاب کیمیاگر شما بوی کتابخانه میدید . for you honey :آیمی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک شب ز ماورای سیاهی‌ها چون اختری بسوی تو می آیم بر بال بادهای جهان پیما شادان به جستجوی تو می‌آیم سر تا بپا حرارت و سرمستی چون روزهای دلکش تابستان پر می کنم برای تو دامان را از لاله‌های وحشی کوهستان یک شب ز حلقه‌ای که بدر کوبند در کنج سینه قلب تو می‌لرزد . کتاب به سوی فانوس دریایی شما بوی دارچین میدید . for you honey : آنیل
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آن‌چنان آلوده‌ست عشق غمناکم با بیم زوال که همه زندگیم می‌لرزد چون تو را می‌نگرم مثل این است که از پنجره‌ای تک درختم را، سرشار از برگ در تب زرد خزان می‌نگرم مثل این است که تصویری را روی جریان‌های مغشوش آب روان می‌نگرم . کتاب موج ها شما بوی عطردانهیل‌آبی میدید . for you honey :به امید دل بستم