آخر گشوده شد
ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختیای
چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروس خیالات دیرپا .
کتاب ابله
شما بوی چیزای نم زده میدید .
for you honey : آرامگاه روح
یک شب ز ماورای سیاهیها
چون اختری بسوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو میآیم
سر تا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان
پر می کنم برای تو دامان را
از لالههای وحشی کوهستان
یک شب ز حلقهای که بدر کوبند
در کنج سینه قلب تو میلرزد .
کتاب به سوی فانوس دریایی
شما بوی دارچین میدید .
for you honey : آنیل
آنچنان آلودهست
عشق غمناکم با بیم زوال
که همه زندگیم میلرزد
چون تو را مینگرم
مثل این است که از پنجرهای
تک درختم را، سرشار از برگ
در تب زرد خزان مینگرم
مثل این است که تصویری را
روی جریانهای مغشوش آب روان مینگرم .
کتاب موج ها
شما بوی عطردانهیلآبی میدید .
for you honey :به امید دل بستم
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل « آری » و « نه » به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
رازدار و خموش و مکارند
آه، من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال .
کتاب زنان کوچک
شما بوی درختکاج میدید .
for you honey : دهکده خانم توت فرنگی