eitaa logo
دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
141 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
25 فایل
همه نیازمند آنیم که ناطق شدن را تمرین کنیم و گرنه در همان بخش اول باقی می‌مانیم. ارتباط با ادمین: https://eitaa.com/Saeedtotonkar
مشاهده در ایتا
دانلود
7.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹گلایه های مادر شهید بروجردی در جوار مزار فرزندش : بمناسبت شهادت وَعَجِّلْ‌فَرَجَهُمْ
شیطان از اساس دشمن انسان است. بعضی خیال می‌کنند شیطان فقط دشمن مؤمنان است و دل خوش کرده‌اند به رفاقت شیطان. رفاقت شیطان بر اساس سیاست اتحاد با یک دشمن برای دفع دشمن دیگر است. مثل کافران، پنبه سر مشعل است. اگر شیطان موفق بشود که مؤمنین را از صحنه به در کند، داستان دشمنی، متمرکز بر کافران خواهد بود. همچنان که می‌بینیم. نه تنها مؤمنان که کافران آسیب‌های بسیاری از شیطان خورده‌اند. مؤمنان به خاطر جهاد دائمی با شیطان بخش زیادی از آنان را مشغول خود می‌کنند. متأسفانه انسان‌های گناهکار و فاسق و کافر و منافق نیز به کمک شیطان می‌آیند و از پشت خنجر می‌زنند به مؤمنان. اگر مؤمنان از پای درآیند مصیبت کافران تازه آغاز خواهد شد. همه آن شیاطین که متمرکز بودند در مؤمنین، به جان کافران و گناهکاران خواهند افتاد و آن روز خواهند دید که مؤمنین سپر بلای ایشان بوده‌اند. مسیری که انسان گناهکار طی می‌کند به جنگ و خونریزی و نابودی و خودکشی و فقر و فلاکت می‌رسد. کشورهای غربی در حادترین شکل ممکن این را تجربه می‌کنند. هر چیزی که نشانی از انسان و انسانیت داشته باشد برای شیطان در حکم دشمن است. او با نوع ما مشکل دارد. لذا هر چیزی که ما را بیمار کند، ضعیف کند، فرسوده کند و باعث مرگ و میر و نابودی ما شود برای او امتیاز است. حتی مشکلات مادی و بیماری‌های جسمی برای او فرصت به شمار می‌آید. می‌توانید به مشکلات اجتماعی غرب نگاهی بیاندازید. خودکشی، قتل، جنایت، تجاوز، دزدی، غارت، بیماری، اعتیاد، مشکلات روانی، اختلالات روحی و ذهنی و جسمی غرب را لبریز کرده است. صنعت تولید سلاح، صنعت فحشا، صنعت مخدرات و مسکرات، صنعت اسباب بازی و غفلت و قمار و.... غرب را به سمت نابودی می‌کشاند. شیطان هیچ گاه گناهکاران را رها نکرده و نخواهد کرد. بلکه از آنان به عنوان مرکب و مدیوم بهره می‌برد و پس از رسیدن به مقصد آنها را نابود خواهد کرد. این تجربه دائمی تاریخ است. کسانی که انتظار وفاداری از شیطان دارند می‌توانند غرب را به عنوان آینه عبرت تماشا کنند. اگر دوستی شیطان ثمری داشت، نباید جوامع غربی بعد از چند صد سال کشتن انسان‌ها و نابود کردن آنها و دشمنی با خدا و پیامبران و پیروان آنها اینگونه در نکبت و بدبختی فرومی‌رفتند. اگر تمدنی که ادعای آن را دارند موفق شده بود اهلش را نجات دهد، نباید این سطح از نارضایتی و مشکلات در انسان غربی وجود داشته باشد. انسان با پیروی از شیطان به سراشیبی نابودی قدم گذاشته و هر روز بیشتر از دیروز هزینه آن را پرداخت می‌کند. آدم‌های گناهکار نمی‌دانند که زیر پرچم کدام سپاه سینه می‌زنند. در نظر شیاطین ما جز طعمه و وسیله نیستیم. آنها به ما نیاز دارند تا بتوانند در پس پرده بدون اینکه متهم شوند انسان‌های دیگر را نابود کنند. چهره واقعی آنها به هیچ وجه مطلوب ما نیست. انسان‌ها نسبت به همنوع خود مؤانست و تأثیرپذیری بیشتری دارند. از همین راه شیطان برای جنگ با انسان از انسان‌های گناهکار بهره می‌برد. این روزها پیاده‌نظام زن زندگی آزادی خوشحالند که مؤمنین را تحقیر می‌کنند و فضای جامعه را با رفتارهای ضدانسانی خود آلوده می‌کنند. به زودی همین آتش که در جامعه افروختند جانشان را خواهد گداخت. شیطان ایشان را تا روزی که پروژه‌اش تمام شود با مسکن‌های ذهنی غافل نگه خواهد داشت و تنها زمانی بیدار خواهند شد که آتش تمام وجودشان را خاکستر کرده و مسیر یک‌طرفه برای آنان به پایان رسیده. پشت سر صخره‌ای بلند دارند و پیش رو دره‌ای عمیق. فاسقان و فاجران که گناه علنی می‌کنند، غافلند که در حال هزینه کردن خود برای طرح شیطان هستند. به زودی با درد بسیار خواهند فهمید.
اگر دو سنگ را کنار هم قرار دهید به احتمال زیاد پس از مدت‌های زیاد باز هم دو سنگ جدا از هم خواهند بود و هر یک شخصیت خود را حفظ خواهد کرد. اما دو مشت آب که یکدیگر را ملاقات کنند، در هم فرو می‌روند و یکی می‌شوند. دنیای ذهن و روح ما شباهتی به این مثال دارد. انسان‌ها از ذهن و روح خود متأثرند. از طرفی ذهن و روح انسان‌ها از جسم‌شان و اجسام و اشیاء و پدیده‌های نرم و سخت دیگر متأثرند. وقتی انسان در مجاورت دیگران قرار می‌گیرد، به تدریج شکل می‌گیرد. روح ما نسبت به آنچه جسم ما می‌بیند و می‌شنود و حس می‌کند تأثیرپذیر است. آدم‌ها به سادگی با دیگران همشکل می‌شوند. این پدیده گاهی به صورت صحنه‌هایی بازسازی شده در فیلم‌ها دیده می‌شود. گاهی می‌بینیم که قهرمان داستان با نگاه کردن به چیزی شبیه آن می‌شود. البته این تصویری نمادین و اغراق شده از پدیده‌ای است که در مورد آن سخن می‌گوییم؛ اما سویه‌هایی از واقعیت در آن وجود دارد و مایه‌های خود را از واقعیت گرفته است. روح بسیار تأثیرپذیر است. بسیار لطیف است. بسیار بیشتر از بال پروانه. بسیار بیشتر از سطح آب. بسیار بیشتر از گازها. روح شدیدا آسیب‌پذیر است. بدون آنکه نیاز به اراده شما داشته باشد، همه چیز در اطراف شما به روح شما شکل می‌دهد. چگونه می‌توان در برابر این مسئله مقاومت کرد؟! چگونه می‌توان مانع تغییر بدون مهار و مدیریت روح شد؟! وقتی محبت چیزی یا کسی در دل ما وارد می‌شود و حتی ملایمت و میلی پیش می‌آید و شوق و کنجکاوی و سؤالی تولید می‌شود و حتی احساس‌های منفی پیدا می‌کنیم مثل نفرت و انکار و انزجار، روح ما متناسب با آن شکل می‌گیرد. روح آدم‌ها بر اساس محبت‌های مثبت و منفی شکل می‌گیرند. دوست داشتن یک شکل می‌دهد و دشمن داشتن یک شکل. لذا مجموعه دوست داشتن‌ها و دشمن‌داشتن‌های ما شکل روح ما را می‌سازند. آدم‌ها به روش‌های مختلف دوست و دشمن را انتخاب می‌کنند. دوست‌داشتنی‌ها و دشمن‌داشتنی‌ها را انتخاب می‌کنند. ولی نتیجه یکیست. گاهی در ابتدای راه اسمش دوست داشتن نیست. گاهی ما فقط متوجه یک چیز می‌شویم. مشغول چیزی می‌شویم. تکرار می‌کنیم. انس می‌گیریم. عادت می‌کنیم. علاقه پیدا می‌کنیم. وابسته می‌شویم. دوستش داریم و عاشقش می‌شویم. بدون اینکه بدانیم از یک توجه ساده و نگاه ابتدایی مسیر یکی شدن با دیگری را طی می‌کنیم. این می‌تواند در مسیر درست باشد و یا در مسیر غلط. چیزی که در ذهنتان می‌گذرد شما را شبیه خودش می‌کند. دیر یا زود بسته به میزان سختی و نرمی و برآیند علاقمندی‌ها اتفاق خواهد افتاد. اتفاق بد زمانی است که ذهن شما دائما مشغول مادیات است. مادیات نسبت به معنویات بسیار سخت‌ترند. معنویات جنس لطیف عالمند. وقتی دائما مشغول مادیات هستی کم کم روحت، قلبت، دلت با آن مؤانست و همشکلی پیدا می‌کند. سخت می‌شود و قابلیت ارتباط با معنویات را به تدریج از دست می‌دهد. روحت سخت می‌شود. در واقع حائلی بین بخش لطیف وجودت با بخش سخت آن ایجاد می‌شود. دیگر نمی‌توانی با قلبت با عقلت ارتباط بگیری. همه چیز در ذهنت شکل می‌گیرد. قسمت علم وجودت، قسمت یقینت در یک حصار سخت اسیر می‌شود و دسترسی تو به آن محدود می‌گردد. به اصطلاح قسی القلب می‌شوی. آن قلب که حرم خدا بود و قرار بود در لطیف‌ترین مرتبه وجود قرار گیرد تا امکان زیارت خدا را داشته باشد و بتواند آن نرو لطیف را رصد و کشف کند، دیگر نمی‌تواند با آن ارتباط داشته باشد. حرم خدا تخریب شده و تعطیل گردیده است. مشغولیت به مادیات صرف انسان را مادی می‌کند. انسان تبدیل به یک مجسمه می‌شود. به یک ربات تبدیل می‌شود. روحش حداقلی می‌گردد. روحانیتش از بین می‌رود. روحش کوچک می‌شود. تا دیروز روح انسانی داشت، امروز روحش ابعاد محدودتری دارد. حیوانی می‌شود. باز هم ادامه می‌دهد و فردا روحش گیاهی و حتی جمادی و حتی پایین‌تر می‌رود. می‌رود به سمت شیطانی شدن. در برابر روح انسانی قرار می‌گیرد. آدم‌هایی که با شیطان همنشین هستند. آدم‌هایی که دائما گناه می‌کنند و حرف شیطان را گوش می‌کنند روزی گرفتار روح شیطانی خواهند شد. دیگر باورها چنان وارونه می‌شود که زبان مشترک را با تو از دست می‌دهند. همه چیز ضد هم معنی می‌شود. روح ما بسیار حساس است. با همنشینی با خدا روح خود را لطیف‌تر کنیم. با یاد خدا و بندگان خدا و همنشینی با خدا و بندگان خدا و یادگاران خدا خود را لطیف‌تر کنیم. اجازه ندهیم قلب ما سخت شود و یا شیطانی.
این متن تلاش کرده تصویری از فردا ارائه دهد. اما این حالت بسیار خوش‌بینانه است. قرار نیست فردا چنین اتفاقی بیافتد. ما در مستندهایی که از کشورهای غربی ارائه می‌شود، بی‌تفاوتی مردم را نسبت به آسیب‌دیدن دیگران می‌بینیم. این نقطه آغاز جامعه پساایمانی است. کسانی که همه چیزشان در مادیات خلاصه می‌شود، انگیزه‌ای برای هزینه کردن آن برای دیگران ندارند. اصولا منطقی ندارد که تو داشته محدود خود را برای نجات داشته محدود دیگران خرج کنی؛ مگر اینکه آورده‌ای داشته باشد. این آورده چه می‌تواند باشد؟! برخلاف ایمان که امکانات رایگان و فراوانی را در اختیار انسان و جامعه انسانی قرار می‌دهد، عدم ایمان باعث می‌شود که انسان همه نیازهای خود را از دنیای مادی طلب کند. دنیای مادی بر خلاف دنیای معنوی محدود است. بر اساس قانون تعادل عرضه و تقاضا دنیای مادی دائما در حال گران شدن است. هر چقدر از تعداد مؤمنان کاسته شده و بر تعداد کافران افزوده شود، رقابت بر سر دنیای مادی بیشتر و بیشتر خواهد شد و گرانی و محدودیت بیشتر و بیشتر خواهد شد. این یک قانون ساده است. دیده‌ایم که کافران سعی می‌کنند، مؤمنان را تسلیم خود کنند تا امکانات مادی آنان را در اختیار بگیرند. اما مشکل اینجاست که جامعه به سمت انباشتگی تقاضا حرکت می‌کند و این یک راه بیشتر پیش روی انسان قرار نمی‌دهد. حذف رقیب. وقتی حذف رقیب تبدیل به یک ارزش شد؛ شما شاهد تنوع بسیار زیادی از شرارت و وحشی‌گری خواهی بود که به صورت ضابطه‌مند و تأیید شده از سوی نهادهای قدرت اعمال می‌شود. پشتیبانی از نابودی انسان و تحقیر و تضعیف و به بردگی کشیدن آن می‌شود یک روش مقبول و مشروع.
دفتر تمرین (سعیدتوتونکار)
این متن تلاش کرده تصویری از فردا ارائه دهد. اما این حالت بسیار خوش‌بینانه است. قرار نیست فردا چنین ا
آنچه امروز به عنوان آزادی از آن یاد می‌‌شود، در واقع مسیر طراحی شده به سوی دام بزرگ است. دام‌های بزرگ در ابتدا دروازه‌های ورودی بسیار بزرگی دارند که شکار متوجه محدودیت آن نمی‌شود. اما هر چه بر اثر تعقیب عامل پسینی یا شوق پیشینی به سمت جلو حرکت می‌کند مسیر باریک‌تر و باریک‌تر می‌شود تا جایی که دیگر انتخاب به صفر می‌رسد و انسان تبدیل به برده یا شکار یا مرکب یا هر چیزی می‌شود که صاحب دام برایش تدارک دیده است. آنچه امروز پیش پای مردم ایران قرار داده‌اند. دام بزرگ است. عده‌ای هم حاضر شده‌اند با نابود کردن جامعه خود به شوق وهمی خود برسند. اما روزی که به نقطه انتخاب صفر رسیدند معنی آزادی را درک خواهند کرد. معنی زندگی را خواهند فهمید. آن روز هیچ انتخابی برای تغییر و تبدیل ندارند. همچنان که غرب دیگر انتخابی ندارد و به لبه‌های خود رسیده است.
32.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم کلی حالتون عوض میشه هم در عرض سه دقیقه ببینید لایحه موسوم به عفاف و حجاب چیه دیگه دوربین داریم 🤣🤣🤣🤣 ┄┅═✧☫ گونی نیوز ☫✧═┅┄ 🇮🇷@gooninews
24.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ایران، بهشت برهنه گرایان! 🔻 بنظر شما با تصویب لایحه عفاف و‌حجاب، در بدترین حالت، چه اتفاقی برای فردی که با وضعیتی زننده مثلا با لباس شنا، در خیابان حاضر شود خواهد افتاد؟!
تا امروز کلمه مشترک ما با کسانی که موافق حجاب نبودند، نه عرف و نه شرع که قانون بود. قانون‌گذار با پیشنهاد این لایحه آن را پاک کرد. خوب نتیجه این قطع ارتباط چه خواهد شد؟! واقعیت این است که پس از این دیگر حرفی بین مؤمنین و فاسقین و مؤمنین و قانون و قانون‌گذار و مجری قانون باقی نخواهد ماند. نتیجه همراه شدن فاسقین با حکومت جمهوری اسلامی ایران نیست. نتیجه یک کاسه شدن مؤمنین با فاسقین و فاجرین و ضدانقلاب خواهد بود. پس از این همه می‌دانند که قوه قضائیه چه در دلش می‌گذرد. مردم دانستند که چرا نیروی انتظامی علیه امر به معروف فعالیت می‌کند. فرمود از قدم‌های شیطان پرهیز کنید. زیرا به زودی شما را امر به منکر می‌کند و وادار به گناه می‌کند. نیروی انتظامی به وسیله این قانون مأمور صیانت از منکر است نه معروف. در واقع در جمهوری اسلامی ایران به واسطه جهل یا خیانت برخی مسئولان امر به منکر رسمی خواهد شد. بله اینطور نیست که اگر شما از معروف دفاع نکنید شرایط به حالت خنثی و بی‌طرفی بازگردد. بلکه وارونه خواهد شد. اگر در راه خدا خرج نکنید و خرج نشوید، در راه شیطان خرج خواهید کرد و خرج خواهید شد. بلکه بیشتر و شدیدتر. حالا به لحاظ بی‌کفایتی برخی مسئولان بناست زمین بدهیم و فرصت بگیریم. نمی‌دانم نقطه توقف کجاست. در کجای قصه مردم ناگهان احساس خطر عمومی خواهند کرد و از هر جهت به سمت خرمشهر عفت سرازیر خواهند شد. نمی‌دانم چند شهید خواهیم داد. چند مجروح، چند اسیر، چند مفقود. نمی‌دانم چقدر هزینه خواهد شد. چقدر خسارت وارد خواهد شد. این لایحه بیشتر به قطعنامه صلح می‌ماند. در حالی که دشمن در زمین ماست. آری خرمی شهر در دست دشمن است. مسئولان زمین و زمینه دادند تا زمان و زمانه بگیرند. در این راه کافرین و منافقین کمک کار مسئولان بودند. اما آنچه دردناک است، همکاری و همراهی بخشی از آنان است که خود را مؤمن می‌دانند و می‌نامند و به عنوان مؤمن و به نمایندگی از خدا در جشن شیطان نذری می‌دهند. واقعیت این است که اصلا مهم نیست این لایحه تصویب شود یا نشود. جامعه پیام لازم را گرفت. فهمید که مقدس‌ترین نهاد قانونی چه در سر دارد. مسئولان در جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسیده‌اند که با سلب مسئولیت، تمام مناقشات را اجتماعی کنند. یا می‌دانند یعنی چه و یا نمی‌دانند. نتیجه فرقی نخواهد داشت. برخی مسئولان از جمهوری اسلامی ایران سیر شده‌اند. بدون اینکه هزینه بدهند آن را قربانی ریاست خود می‌کنند. اما نتیجه هر چه باشد فردایی برای شما متصور نیست. امروز همه می‌دانند معنی حرام سیاسی چیست. معادله حجاب، معادله جمهوری اسلامی ایران است. اگر حل شود، جمهوری اسلامی ایران به جواب رسیده و اگر جواب نداشته باشد، جمهوری اسلامی ایران به بن‌بست خود رسیده است. این را هم دشمن می‌داند و هم دوست.
دیروز دعوا بر سر دو تار بیرون مانده بود و فردا بر سر دو تار باقی مانده. شیطان که دهانش را باز می‌کرد و از حنجره دوستانش جیغ بنفش می‌کشید و وامظلوما می‌زد بسیاری منفعل می‌شدند. امروز اما می‌دانند که آن فراید سلیطگی برای دو تار مو نبود و این مقاومت نیز هم. نه آغاز راه است و نه پایان آن. مجازات سنگین در انتظار کسانی است که دیروز و امروز به عناوین مختلف تضعیف کردند موضع خدا را و تحقیر کردند حکم او را و توضیح دادند خواست شیطان را و توجیه کردند انتظاراتش را و ترجیح دادند اطاعت از او را. همواره در مورد شیوع حیات غریزی اخطار داده شد. حیات غریزی در سراشیبی خود همه چیز را می‌بلعد مانند آتشی که به جان جنگل بیافتد. دیده‌ام که اخیرا عده‌ای به فکر آتش عمدی برای مهار آتش افتاده‌اند. آری. آتش با جان انسان کاری می‌کند که خودش خودش را در آتش بیاندازد. این تازه شروع ماجراست. حیات غریزی همه را خواهد سوزاند. مانند بلایی که در آن خشک و تر می‌سوزند. البته که آتش تر را نمی‌سوزاند. اول خشکش می‌کند و بعد می‌سوزاند. خیلی‌ها به تدریج در مجاورت آتش خشک شدند. غرایز خشونت‌طلبی و زیاده‌طلبی به جامعه که رو آوردند تنها بودند. تا اینکه غرایز شهوت‌طلبی و راحت‌طلبی فضا را برای حضورشان مهیا کردند. اتفاقی که در راه است، ابتدا آنان را که تمکین کردند به زیر خواهد کشید و سپس آنانی را که مقاومت کردند قربانی خواهد کرد. آتشی که از غرب آغاز شده بود و تشنه‌تر از همیشه و جهنمی‌تر از هر روز برای بلعیدن ایران قد می‌کشید. آنان که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته وارد بازی فتنه عریانی شدند، شریک جرم هستند و همه مردم، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، از هر دین و مذهب و عقیده و قوم و قبیله و لهجه و زبانی شریک جریمه.
💬در تاریخ بنویسید در جنبش زن زندگی آزادی به یک پیرمردی که از خودشان هم بود [محمد رضا عالی پیام ملقب به هالو] رحم نکردند و مورد آزار جنسی قرارش دادند! ✍️میلاد خورسندی
وقتی می‌گفتیم منافق با شعار حسین حسین قصد حسین می‌کند، مقدس‌ها پرهیز می‌دادند. شیطان از محراب آغاز می‌کند و قدم قدم تو را خراب می‌کند تا مجلس شراب. با دو تار کلید زدند شبیخون تاریکی را...