eitaa logo
دَکِه‌دل | آسید؛
225 دنبال‌کننده
175 عکس
4 ویدیو
1 فایل
•دکهِ تلفنی|که سیم تلفنش وصله به اون بالا بالاهاا. (فعلا برق قطعه بنویس ما میخونیم💀🕯️) +می‌شنومم،میشنوهه،هرچی بود^^ . شماره گیری دکه ؟ سنجاقه 🖇️ . .چنل اصلی: @seyedebram
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/dakedel/6051 مرسی بشر تو خیللیییی خوبیییی🫀🫂 .. خووووووووب که شمایید :))
- اما من همیشه در حسرت شماره همراه آسید میمونم ..
تنگه هرمز رو ترامپ محاصره کرد؟😂 .. مثلاا اره🤡🤏🏻
https://eitaa.com/dakedel/6055 قربونت عاسیسممممم❤ .. 🥲💗
همه رفتن فکر کنم شماهم کم کم داری میری؛ ولی باید بمونی به پیام های من جواب بدی😂🤦🏻‍♀️ .. ولی من رفتمم😭
https://eitaa.com/dakedel/6056 همین امروز که آیدی ها رو فرستادن من با خودم گفتم ای کاش شهید رئیسی هم آیدی داشت و می‌تونستیم باهاش حرف بزنیم و یه ایده به ذهنم رسید یه کانال زدم و اسم شهید رئیسی رو گذاشتم روش یه کانال که فقط خودم توش بودم و البته آسید هم مخاطبم:)))) پیشنهاد می کنم ++ .. دمت گرم :)) منم دارم همچین چیزی رو ...
https://eitaa.com/dakedel/6022 بزا من بگم. سپاهی یا ارتشی نبود،مث بقیهٔ طلبه ها یه طلبهٔ ساده بود.. روز ۴ آبان 1401 میره بیرون تا به سپاهی ها کمک کنه.. یدفعه دوستاشو میچرخونه و میره یکی از محله های شهرک اکباتان تهران، چندتا اغتشاش گر بی وجدان میدَوَن دنبالش برو پارت بعدی .. _
دَکِه‌دل | آسید؛
https://eitaa.com/dakedel/6022 بزا من بگم. سپاهی یا ارتشی نبود،مث بقیهٔ طلبه ها یه طلبهٔ ساده بود..
میدون میدون تا دیگه ارمان کم میاره.. میگیرن ۳۰ نفر میزننش،یه خانم میگه بسه ولش کنین.. یکم بعد ۴۰ نفر دیگه میگیرنش.. برهنه میکنن و با هررررررچی دستشون میاد میزننش.. ناخن گیر تا آجر.. [آخخخ‌قلبم💘] کولشو میگردن میگن طلبه‌س بزنینش.. میگن به خامنه ای فحش بده(شرمنده‌حضرت‌آقای‌شهید💔) میگه آقا نور چشممه.. میزنن تا دیگه کنار باشگاه آزادی ولش میکنن.. برو بعدی ‌.. +
دَکِه‌دل | آسید؛
میدون میدون تا دیگه ارمان کم میاره.. میگیرن ۳۰ نفر میزننش،یه خانم میگه بسه ولش کنین.. یکم بعد ۴۰ نف
ولش میکنن و یکی از کارمند های باشگاه آزادی میپیچه تو یه پتو و میذاره ماشین و میرههههههه تا بیمارستان.. (معذرت مادر شهید😭💘) میبینن آرمان داره از شدت جراحت از حال میره.. دوروز تو آی سیو میمونه،رفقاش،مادر و پدر و داداششون اونجا بودن،کنار آقا آرمان.. مادرشون از شدت گریه از حال میرن، داداششون به شدت وابسته بودن بهشون.. ‌.. +
دَکِه‌دل | آسید؛
ولش میکنن و یکی از کارمند های باشگاه آزادی میپیچه تو یه پتو و میذاره ماشین و میرههههههه تا بیمارستان
سر انجام کار،ایشون ۶ ابان ۱۴۰۱ توی اغشاشات شهید میشن .. به ارزوشون رسیدن،ولی قلب های ما پاره پاره شد..💔:))! سال ۱۴۰۱ چند روز بعد شهادت،حضرت آقا مشرف میشن سر مزار و یه چند جمله براشون میگن: {آرمان عزیز،آن طلبهٔ جوان چه گناهی کرده بود؟} حالا طولانیه ولی من یه جمله گفتم.. خلاصه،تمام وجود من از آبان ۱۴۰۱ وابسته به ایشون میشه.. .. +:)