eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18.1هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 انرژی‌های کلمات در زندگی اثر گذار است - در بعضی از انسان‌ها بد دهنی عادت است /دکتر عزیزی 🎥
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . همین که وارد شد همه سکوت کردن، بعد از دادن‌ یکسری دستو
📜 🩷 . داداش مامان کارت داره، پایین منتظرته... موقع رفتن یه نگاه غمگینی بهم کرد و روشو ازم برگردوند... برای دلربا هم ناراحت بودم ولی فعلا زندگی خودم رو هوا بود و کاری نمی‌تونستم براش بکنم... لباس پوشیدم و از اتاق زدم بیرون، کم و بیش از حضور اون دختره تو عمارت و رفتارهای مادرم میتونستم حدس بزنم چی تو ذهنش میگذره، تقریبا حدس میزدم در مورد چی میخواد صحبت کنه ولی بازم به احترامش به جمعشون اضافه شدم، مادرم بعد کلی مقدمه چینی و طفره رفتن از موضوع اصلی که دوست داشت زود مطرحش کنه اینطوری رفت سر اصل مطلب:.... بهادر جان دوست دارم هر چی زودتر بچتو ببینم و بغل بگیرمش.... راستشو بخواهی و اگه رضایت من برات مهمه من مریم جون رو برا همسریت انتخاب کردم، مریم جان خیلی دختر با درک و شعوریه و خوب میدونه اون دختره خونبس یه خدمه هست تو عمارت، نه هووی اون تو زندگی.... من خودم باهاش صحبت کردم و متقاعدش کردم‌ شما فقط رسم و رسوم‌ رو به جا میاری نه بیشتر.... دوست دارم همین هفته نامزدی شما رو اعلام کنم و قول میدم بعد از برگذاری مراسم سالگرد بهداد هفت شبانه روز بزن و بکوب باشه و بهترین و مجلل ترین عروسی رو براتون بگیرم... فقط دوست دارم هرچه زودتر همه بدونن مریم نشان شده توئه بهادر... فردا صبح مریم به خونشون برمیگرده و ما هم طبق رسم و رسوم برای خواستگاری و مراسم دیگه آماده شده و راهی روستاشون میشیم تا با خانوادشون در مورد این وصلت فرخنده صحبت کرده و تمومش کنیم... ببین پسرم، همین که اردشیرخان بزرگی کردن و بخاطر شرایط من اجازه دادن مریم جان چند روزی کنارم باشه نشان از بزرگی و درک و شعور این شیرمرد هست..... نمیدونم اون لحظه چرا لال مونی گرفتم و چیزی نگفتم.... شایدم منتظر فرصت مناسب بودم تا با خودم کنار بیام..... مادرم هنوز برای خودش صحبت میکرد و با مریم‌ خانم برای جشن عروسی نقشه میکشیدن، که بدون هیچ حرفی ازشون جداشده و به سمت اتاقم راه افتادم..... تو حیاط عمارت یکی از خدمه هارو دیدم صداش کردم و بهش گفتم که به نگهبان ها بگه صبح مریم خانم رو همراهی کنن و بهش بگن که بهادر خان گفت این هفته نه، انشااله تو فرصتی مناسب خودمون بهشون خبر میدیم..... . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
سیاست های زنانه 💟 سيستم ذهنی مردان نسبت به بینایی حساس است آنچه كه مردان مي بينند،درشكل گيري احساسات آنها نقش بسيار مهمي داشته و بنابر اين خانمها ميتواننداز اين نكته در جذب همسر خود استفاده کنند ❤️
فواید خاموشی... بازرگانى در يكى از تجارتهاى خود هزار دينار خسارت ديد. به پسرش گفت : مگذار کسی از این موضوع مطلع شود. پسر گفت: اى پدر! از فرمانت اطاعت مى كنم، اما مى خواهم بدانم راز اين پنهانكارى چيست؟ پدر گفت : تا مصيبتی که بر ما وارد شده دو برابر نشود ۱ - خسارت مال ۲ - شماتت همسايه و ديگران مگوى اندوه خويش با دشمنان كه لا حول گويند شادى كنان يعنى: غم خود را با دشمن در ميان مگذار كه او در زبان به ظاهر از روى دلسوزى، (لاحول و لا قوه الا بالله) به زبان آورد (و عجبا گويد) ولى در دل شادى كند !!
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما دو جور بخشنده داریم: یگانه سوز دوگانه سوز/دکتر شکوری 🎥
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . داداش مامان کارت داره، پایین منتظرته... موقع رفتن یه ن
📜 🩷 . یکدفعه سرمو که بلند کردم از آخرین پله بپیچم تو راهرو و به اتاقم برم با دلربا روبرو شدم که با دیدن من ترسید و دستاش رو پشتش قایم کرد.... چی قایم میکنی؟؟داداش هیچی بخدا، هیچی نیست.... به زور دستاش رو از پشتش جلو‌کشیدم و با دیدن کت تو دستش با تعجب نگاهی بهش انداختم!!.... با لکنت گفت:داداداش ببببخش منو ولی من مثل تو و مامان‌ نمیتونم بیخیال باشم؟؟..... انباری خیلی خیلی سرده و گلبهار لباس مناسبی نداره که بپوشه..... امروز که تو اومدی مامان دستور داد حق نداره از انباری بیرون بیاد، خواهش میکنم ازت بزار تا مامان‌ مشغوله اینو براش ببرم، حتما غذا هم نخورده.... دلربا اینا رو میگفت و من شرمسارتر از قبل بیشتر به خودم لعنت میفرستادم.... خدای من باورم نمیشد.... تمام این یک ماه رو، این دختر بیچاره تک و تنها تو اون انباری سرد و تاریک گذرونده بود.... لعنت خدا به من... بمیرم بهتر از این زندگیه کوفتیه.... بدون گفتن کلمه ای به دلربا، پله ها رو دو تا یکی کردم و به سمت انباری پاتندکردم.... . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
🌹شاه کلید قفل زندگی🌹 ⭕️هیچ‌کس قفل بدون کلید نمی‌سازد اگر قفلی در زندگیتان می‌بینید شک نکنید آن قفل کلیدی هم دارد 🔑کلید خیلی از قفل‌های زندگی چهار چیز است: 👈ايمان به خدا،صبر،آرامش
لطفا" با ارزش باشید.... باخودتان جوری برخورد نکنید که انگار مانده اید روی دست خودتان، مانند جنس های باد کرده مغازه ها، آنگاه حتما" با اکراه قیمت ارزانی، رویتان می گذارند...... وبا منت شما را قبول می کنند، لطفا" با ارزش باشید وقدر آنچه که هستید را بدانید..../
این یک داستان واقعی است یک انگلیسی تصمیم گرفت که برای کشف معدن الماس به آفریقا برود. تمام دارایی خود را فروخت و رفت. زمینی خرید که کلبه ای در آن بود و فقط به جستجوی الماس پرداخت. درنهایت نتوانست چیزی پیدا کند، پس زمین و کلبه خود را برای فروش گذاشت. شخصی براي خرید آن ها آمد. اسم او کیمبرلی بود. آن ها بر روی سنگی در حیاط خانه نشستند و قرارداد را امضا کردند و صاحب قبلی رفت. وقتی او رفت، کیمبرلی کاملا اتفاقی آن سنگ را تکان داد و زیرش الماسی دید؛ و این گونه بود که معادن الماس کیمبرلی کشف شدند. الماس ها همان جایی بودند که آن مرد قبلی زندگی می کرد. او دنبال الماس همه جا را گشت به غیراز خانه خودش را ! هر چه که به دنبالش هستی در درون خود توست از درون خودت غافل نشو ‎‌‌ ‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌🅰 ✨✨✨