https://eitaa.com/dastan_latifeh
📚🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈📚
🌷داستان ها و ... موضوعی الفبايي.
هوش و هوشيارى
ــــــــــــــــــــــــــــ✍️
شتر دیدی ندیدی!!!👌
♦️مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد و سراغ شتر را از او گرفت.
پسر گفت: شترت یک چشمش کور بود❓
مرد گفت: بله
پسر پرسید: آیا یک طرف بارش شیرینی و طرف دیگرش ترشی بود؟
مرد گفت: بله بگو ببینم شتر کجاست❓
پسر گفت: من شتری ندیدم❗️
مرد ناراحت شد، و فکر کرد که شاید پسرک بلایی سر شتر آورده پس او را نزد قاضی برد و ماجرا را برای او تعریف کرد.
قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی چطور همه مشخصاتش را می دانستی❓
پسرک گفت: روی خاک رد پای شتری را دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود، فهمیدم که شاید یک چشمش کور بوده، بعد متوجه شدم که در یک طرف راه، مگس و در طرف دیگر، پشه بیشتر است چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بی گناهی، ولی زبانت باعث دردسرت شد پس از این به بعد شتر دیدی ندیدی❓ 1️⃣3️⃣حرف ی :
يادآورى
🔰ياد خدا
🌷اهميت ياد خدا
https://eitaa.com/dastan_latifeh/302
ياد گرفتن
يادگيرى
🔰يار و دوست
🌷نمونه ياران با بصيرت و بی بصيرت
https://eitaa.com/aliasgharnameh/51
🔰يارى ياس
يتيم
يقين
يكتا پرستى
يكدلى
يكدندگى
يكرنگى
يگانه پرستى https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔰#نکته:
#احسن_القصص
❤️«مـوعظه شـیــ🔥ــطان»❤️
✨پس از آنکه حضرت #نوح علیه السلام قوم گنه کار خود را #نفرین کرد و طوفان همه آنها را از بین برد، #ابلیس نزد او آمد و گفت : تو بر گردن من #حقی داری که می خواهم آن را ادا کنم!نوح گفت : چه حقی؟!خیلی بر من سخت و ناگوار است که من بر تو حقی داشته باشم!
▪️ابلیس گفت : همان که تو بر قومت نفرین کردی و همه آنها به هلاکت رسیدند و دیگر کسی نمانده که من او را گمراه سازم! بنابراین تا مدتی راحت هستم تا نسل دیگری بیاید!
نوح فرمود : حالا می خواهی چه جبرانی کنی؟!
ابلیس گفت :
✅در سه جا #مراقب #حيله من باش!
➊👈هنگامی که #خشمگین شدی!
➋👈هنگامی که بین دو نفر #قضاوت می کنی!
➌👈هنگامی که با #زن #نامحرم خلوت می کنی و هیچ کس نزد شما دو نفر نیست!
در چنین مواقعی به یاد من باش که کار خود را خواهم کرد.
📚بحارالانوار ج۱۱ ص۳۱۸
https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔰مسئله اهميت و برکات ترحم به ديگران:
نمونه #راهکارهای_اخلاقی
🌷ترحم در حق يکديگر
#داستان_کوتاه_آموزنده
#احسن_القصص
👈خدا به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !
موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !
مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی پیش خدا رفت و علت را پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند !
من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟
👈( به همدیگه رحم کنیم که خدا هم بهمون رحم کنه )
https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔰مسئله تغافل
👈فردی برای امام صادق(ع) خبری آورد که فلانی در #مهمانی علیه شما حرف میزد!
👈امام صادق فرمود:
حتما اشتباه شنیده ای!
گفت: نه مطمنم
امام صادق فرمود:
شاید تاریک و شلوغ بوده
و #اشتباه فهمیده ای
گفت: نه یقین دارم! امام فرمود: شاید
در #عصبانیت و اجبار بوده و حرفی زده!
گفت: در آرامش و اختیار بوده است.
💎امام صادق(ع) آنقدر #بهانه آورد تا آن فرد
خبرچین خسته و پشیمان شد!
اخلاق مومنانه یعنی نسبت به برادر
دینی ات حسن ظن داشته باشی چون 💎امام صادق(ع) فرمود #حسن_ظن و #خوش_گمانی
از #قلب_سالم ناشی می شود.
#مصباح_الشريعة_ص٥١٥
https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔰 سفارش به اهميت دادن به #نماز و #عبادات
#داستانهای_بحارالانوار
🔴 #آدم_بی_نماز
✍️روزی #پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند. ناگهان سگی شروع کرد به پارس کردن..
👈پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و به پارس سگ گوش داد..
✅اصحاب نیز توقف ڪردند. آنگاه رو به یاران خود ڪرد و فرمود: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟ اصحاب گفتند: خیر. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: این حیوان گفت: ای پیامبر خدا! من همیشه خدای مهربان را #شکر می کنم که بهره من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم! اگر انسان #بی_نماز بودم چه می کردم
🌸پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
ميان مسلمان و كافر فاصله اى جز اين نيست كه #نماز واجب را عمداً ترک كند يا آن را سبک شمارد و نخواند!
📚عرفان اسلامی، جلد 5، ص 8
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔰اهميت ياد خدا
✅ #حکایتهای_پندآموز
✍️روا نباشد که #پدر را #عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد...
📜روایت نموده اند که رسول خدا (ص) روزی از #قبرستان گذر می نمودند نزدیک قبری رسیدند به اصحاب خویش فرمودند: #عجله کنید و بگذرید اصحاب تعجیل کردند و از آنجا گذشتند
و در وقت مراجعت چون به قبرستان و آن قبر رسیدند خواستند زود بگذرند. حضرت فرمودند: عجله نکنید. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! چرا در وقت رفتن امر به عجله کردن فرمودید؟!حضرت فرمودند: صاحب این قبر را عذاب می کردند و من طاقت شنیدن #ناله و فریاد او را نداشتم. اکنون خدای تعالی رحمتش را شامل حال او کرد.
☺️گفتند: یا رسول الله! سبب عذاب و رحمت به او چه بود؟ حضرت فرمودند: این مرد، مرد فاسقی بود که به سبب فسقش تا این ساعت در اینجا معذب بود #کودکی از وی باقی مانده بود در این وقت او را به مکتب بردند و #معلم به این #فرزند《#بسم الله الرحمن الرحیم》را تعلیم نمود و کودک آن را بر زبان جاری نمود، در این هنگام به فرشتگان عذاب خطاب رسید که:
💥 دست از این بنده #فاسق بردارید و او را عذاب نکنید روا نباشد که پدر را عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد💥
📚مجموعه شهرحکایات
https://eitaa.com/dastan_latifeh
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰