eitaa logo
دبستان‌ پسرانه‌ خاتم‌ الأنبیاء ﷺ
807 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.5هزار ویدیو
64 فایل
دبستان هیئت امنائی پسرانه حضرت خاتم الأنبیاء(ص) ناحیه یک قم خیابان شهیدان فاطمی(دورشهر) کوچه ۹ تلفن 02537840784 ارتباط با ما: مدیر دبستان @mollaali7 معاون آموزشی @Mortezashayegan75 معاون پرورشی @mdkhatam روحانی و مربی طرح امین @Rahmati1400
مشاهده در ایتا
دانلود
📸 گزارش تصویری| حَدیثِ غُربَت بازدید از نمایشگاه حدیث غربت جمعه ۱۷ دیماه @dbkhatam
💠 برپایی ٧ نمایشگاه ایام فاطمیه در قم ۷ سوگواره و نمایشگاه‌ تجسمی در ایام فاطمیه امسال در مناطق شهری و روستایی استان قم در حال برگزاری است و آماده بازدید همشهریان گرامی می‌باشد.
✨﷽✨ 📙 ☕️ ⚫منتظر تاکسی بودم یکی رسید، گفتم مستقیم! وقتی نشستم گفتم: ببخشید عزیز، میشه ضبط رو خاموش کنی؟؟؟ ○ گفت: داداش اینا مجازه؛ چیز بدی هم نمیخونه... ● می‌دونم ... ولی عزادارم! ○ "شرمنده" و ضبط رو خاموش کرد. ○تسلیت میگم اقوام نزدیکتون بوده؟؟؟ ● بله مادرم ... ○ واقعا تسلیت میگم، داغ مادر خیلی سخته... منم تو بیست و پنج سالگی مادرم مریض بود و زجر می‌کشید، بنده‌ی خدا راحت شد😔 ● خدا رحمتشون کنه ○ خدا مادر شمارم بیامرزه... بعد پرسید: ○ مادر شما هم مریض بودن؟ ● نه، مجروح بود.... ○ مجروح جنگی؟؟ شیمیایی بود؟؟ ● نه ... یه عده اراذل و اوباش ریختن سرش و تا می‌خورد کتکش زدن! ○ جدی؟؟ شماهم هیچ‌کاری نکردید؟ ● ما نبودیم وگرنه می‌دونستیم چیکار کنیم..... ○ خدا لعنتشون کنه... یعنی اینقدر ضربات شدید بوده؟؟؟ ● آره... مادرم سه ماه بستری شد و بعد از دنیا رفت.... ○ داداش ببخشیدا! عجب بی‌ناموسایی بودن! من خودم هر غلطی می‌کنم، گاهی هم نا اهلی‌های بدی می‌کنم، ولی پای ناموس که وسط باشه نمیتونم آروم بشینم ... بغضم گرفت... تو دلم گفتم کاش چندتا جوون نا اهل مثل تو بودن اون روز... نمیگذاشتن به ناموس علی جسارت بشه... سکوتم رو که دید گفت ظاهراً ناراحتت کردم... ● نه خواهش میکنم... واقعا داغ مادر بَده! مخصوصا اگه جوان باشه... ○ آخ ... جوان بودن؟؟ ● آره فقط هجده سالش بود...💔 ○ گرفتی ما رو اخوی؟؟؟🤔 شما که خودت حدودا از ۳۰ سال بیشتر سن داری!؟ حرفش رو قطع کردم و گفتم: مادر شما هم هست... این هجده ساله مـــادر همه‌ی ما شیعه ها حضرت زهراست... یه مکثی کرد و با تعجب نگام کرد و بعد دوباره خیره شد به جاده.... ○ آها ببخشید تازه متوجه شدم... راست میگی... هیچ‌وقت اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم... چقدر حالا این غم برام متفاوت شد... وای مادرم... و لرزیدن شانه هایش ■ لحظاتی به سکوت گذشت ○ گفت یه سی‌دی مداحی هم دارم، البته برای محرمه... و بعد یه نگاه سوالی بهم انداخت، جواب ندادم... خودش داشبورد رو باز کرد و یه سی دی گذاشت تو ضبط. چند ثانیه بعد یه نوای آشنا بلند شد. 🎶 حالا من بودم و راننده و صدای مداحی و اشک و هق هق و یه روضه دونفره ... @dbkhatam
12.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| روز امام رضا علیه‌السلام به دعای تو سینه‌زن شدم نوکرِ شهِ بی‌کفن شدم به دعای تو هر کجا رفتم یه شبِ جمعه کربلا رفتم تا حرمِ امام رضا(ع) رفتم 🥀 @dbkhatam