eitaa logo
حماسه جنوب،خاطرات
6.2هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
4.1هزار ویدیو
82 فایل
سرزمین عشق، جایی جز وادی پر جریان دشت عاشقی نیست بشنویم این قصه‌ی ناگفته‌ی انسانهای نام آشنای غریب را 💥 مجله دفاع مقدس 💥 ------------------ @defae_moghadas2 (کانال‌دوم(شهدا 🔸️انتقال مطالب با لینک بلااشکال است. ادمین: @Jahanimoghadam
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 غواصان کربلای چهار - ۳ راوی: سید محمود شریفی ━━🌼🍃━━━━━━━━━ بچه‌های گردان کوثر مأمور بودند از سه محور به سمت نهر خین حرکت کنند. در سمت راست ما، غواصان لشکر ۵ نصر قرار داشتند؛ به‌گونه‌ای که برای هر گروهان غواص، یک گردان پشتیبان در نظر گرفته شده بود. وظیفه پیاده‌نظام، پشتیبانی پس از شکستن خط توسط غواصان بود تا ادامه عملیات را پیش ببرند. گردان روح‌الله (امام رضا) به فرماندهی شهید میرهادی نیز از سمت راست و میان نیزارها مأمور پشتیبانی گروهان ما بود. بیشترین فاصله با خط دشمن را نیروهای لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام و لشکر ۵ نصر داشتند. منطقه پیشِ‌روی ما پر از آب و نیزار بود و به نهر خین منتهی می‌شد. پیش از رسیدن به خط اصلی دشمن، موانع و کمین‌های متعددی وجود داشت. شب قبل، نیروهای اطلاعات و عملیات به آب زده بودند و ظهر روز سوم دی‌ماه (۱۳۶۵/۱۰/۳) کالک عملیات مرور شد. گفته شد که رسیدن به نهر خین آسان خواهد بود، اما به‌دلیل فاصله زیاد ما با دشمن، مقرر شد حدود ساعت ۴ تا ۵ عصر همان روز وارد آب شویم. در این زمان تقریباً روشن بود که عملیات لو رفته است. شهید محمودرضا محمدی، فرمانده گردان کوثر، که هدایت مستقیم گروهان ما را برعهده داشت، این موضوع را گوشزد کرد؛ اما با تأکید فرمود: «دستور امام است و باید عملیات انجام شود.» حدود ساعت ۳ عصر، در سنگر مشغول مرور وظایف غواصان بودیم. در همان لحظه سردار شکارچی جمله معروف «دستور امام است» را تکرار کرد. بچه‌ها دیگر به لو رفتن عملیات فکر نمی‌کردند؛ تنها دغدغه‌شان انجام وظیفه و شکستن خط دشمن بود. پس از جلسه، دعا و راز و نیاز آغاز شد. سکوت سنگین منطقه تنها گاهی با صدای تیربار یا شلیک دشمن شکسته می‌شد. در جمع ما، اشک و توسل به ائمه موج می‌زد. حدود ساعت ۴:۳۰ تا ۵ عصر، با اراده‌ای محکم و توکل بر خدا وارد آب شدیم. هوا رو به تاریکی می‌رفت. همه غواصان گردان کوثر در محور ما وارد آب شدند. پس از عبور از فاصله‌ای حدود ۱۰۰ متر که نیزار کمتر بود، وارد نیزار شدیم. دستور اکید این بود که هیچ‌کس حق ندارد به مجروح یا شهید رسیدگی کند؛ تنها باید آنان را به کناری هدایت کنیم تا مسیر بسته نشود و حرکت ادامه یابد. هدف این بود که تا ساعت ۱۰ شب، زمان آغاز عملیات، به نهر خین برسیم. با تاریک شدن هوا و کمتر از یک ساعت پس از ورود به آب، آتش دشمن آغاز شد. جهنمی برپا شد؛ آسمان با منورهای دشمن روشن شد و توپخانه، تیربارها و ضد هوایی‌ها بی‌وقفه شلیک می‌کردند. با وجود این، حرکت غواصان ادامه داشت. نفر جلوی من تیر یا ترکش به گلویش خورد؛ او را روی نی‌ها هدایت کردم و ستون ادامه مسیر داد. من حدود نفر دهم بودم و پشت سرم دیگر بچه‌ها حرکت می‌کردند. موج انفجارها ما را زیر آب می‌برد و گلوله‌های مستقیم اطرافمان فرود می‌آمد. پس از حدود یک‌ونیم ساعت حرکت، به موانع رسیدیم: سیم‌های خاردار در آب، خورشیدی‌های زیر سطح که بدن بچه‌ها را زخمی می‌کردند. سرهای تیز خورشیدی‌ها به بدن فرو می‌رفت و سیم‌های خاردار پوست را می‌خراشید، اما حرکت متوقف نشد. ساعت نداشتیم، اما گمان می‌کنم حدود ۹ تا ۱۰ شب بود که پس از گذر از این همه مانع و تقدیم شهید و مجروح، به نهر خین رسیدیم. نهر خین برخلاف تصور، تنها چند لایه سیم خاردار نداشت؛ بلکه دژ مستحکم دشمن با سنگرهای بتنی، سیم‌های خاردار حلقوی و خورشیدی‌های متعدد پیشِ‌رویمان بود. دشمن با ضد هوایی، تیربار و دوشکا از فاصله کمتر از ۲۰ متری آتش سنگین می‌ریخت. با این حال، بچه‌ها شروع به بریدن سیم‌های خاردار کردند تا از دژ عبور کنیم. در همین لحظات، دوست عزیزم رمضان رجبی در آستانه ورود به نهر خین مجروح شد. اکنون کمین‌های دشمن پشت سر ما بود و ما در قلب دشمن نفوذ کرده بودیم؛ در کنار نهر، با تمام توان در تلاش برای عبور از موانع و ادامه عملیات. ادامه دارد ┄‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┅••༅✦༅••┅┄‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 ولایت‌پذیری در یک کلام مصاحبه شنیدنی با رزمنده نوجوان، شهید حسن ذاکری، اعزامی از استان هرمزگان، جزیره قشم را ببینید که برای خودش یک کلاس ولایتمداری و عرفان است. @defae_moghadas
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎬 سینمای دفاع مقدس در ایران وقتی جنگ و دفاع مقدس شروع شد، سینما هم بیکار ننشست. اولین فیلمی که مستقیم رفت سراغ حال‌وهوای جنگ، «مرز» بود (۱۳۶۰/۱۹۸۱). جمشید حیدری کارگردانش بود و داستانش درباره درگیری‌های مرزی و مقاومت مردم. خیلی ساده و بی‌پیرایه، ولی برای اون زمان تازه و مهم بود. یک سال بعد، ایرج قادری با «برزخی‌ها» (۱۳۶۱/۱۹۸۲) ادامه داد. قصه چند زندانی که آزاد می‌شن تا برن جبهه بجنگن. فیلم پرستاره بود، فروشش تو دو هفته اول رکورد زد، ولی بعدش توقیف شد و کلی سر و صدا راه انداخت. همین ماجرا باعث شد سینمای دفاع مقدس جدی‌تر دیده بشه و حتی تغییراتی تو مدیریت فرهنگی اون دوره اتفاق بیفته. 🔸 بازخوردها و تاثیرات - «مرز» راه رو باز کرد، مردم دیدن می‌شه جنگ رو روی پرده هم روایت کرد. - «برزخی‌ها» نشون داد فیلم جنگی می‌تونه هم پرمخاطب باشه، هم سیاسی بشه. - بعدش کارگردان‌هایی مثل رسول ملاقلی‌پور و کمال تبریزی اومدن و این جریان رو ادامه دادن، با فیلم‌هایی که هم بُعد انسانی داشتن، هم بُعد حماسی. @defae_moghadas
🍂 فیلم مرز (۱۳۶۰/۱۹۸۱) این فیلم اولین قدم جدی سینمای ایران تو فضای جنگ بود. جمشید حیدری خیلی سریع بعد از شروع جنگ دست به کار شد و قصه‌ای ساخت که بیشتر روی درگیری‌های مرزی و حال‌وهوای مردم تمرکز داشت. نقاط قوت: - برای اون زمان خیلی تازه بود؛ مردم اولین بار جنگ رو روی پرده دیدن. - فضای ساده و بی‌پیرایه‌اش باعث شد حس واقعی‌تری منتقل بشه. - شروعی بود برای موج بزرگی از فیلم‌های دفاع مقدس که بعدش اومدن. نقاط ضعف: - از نظر تکنیکی و روایت، هنوز خام بود؛ بیشتر شبیه گزارش تصویری تا یک فیلم کامل. - شخصیت‌پردازی‌ها خیلی عمیق نبود، بیشتر تمرکز روی پیام و موقعیت بود. <><><> 🍂 «برزخی‌ها»؛ وقتی قهرمان‌ها از دل زندان میان بیرون این فیلم یه جورایی خاصه؛ نه فقط چون از اولین‌های دفاع مقدسه، بلکه چون با یه ترکیب عجیب از ستاره‌ها و قصه‌ی متفاوت، تونست دل خیلی‌ها رو ببره. چی خوب بود؟ - قصه‌ی متفاوت: چند زندانی که برای دفاع از وطن آزاد می‌شن؛ یه جور قهرمان‌سازی از آدم‌هایی که جامعه طردشون کرده بود. - بازیگرای قوی: سعید راد، ناصر ملک‌مطیعی، اکبر عبدی، جمشید آریا (هاشم‌پور)، و چند چهره دیگه بودن. - جذابیت مردمی: فیلم خیلی زود محبوب شد، فروشش بالا رفت، مردم صف می‌کشیدن برای دیدنش. چی نقد شد؟ - توقیف ناگهانی: بعد از دو هفته، فیلم توقیف شد؛ چون بعضی‌ها گفتن تصویر خوبی از دفاع مقدس نمی‌ده. - تناقض‌های روایی: بعضی منتقدا گفتن فیلم بین قهرمان‌سازی و واقع‌گرایی گیر کرده. - نگاه تجاری: ایرج قادری بیشتر دنبال جذب مخاطب بود تا ساختن یه اثر عمیق جنگی. @defae_moghadas
این موضوع رو در روزهای آینده هم ادامه خواهیم داد 😊
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 عکس‌های جان گرفته رزمندگان گردان نور اهواز قبل از عملیات فتح المبین @defae_moghadas
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 🔻  کوچه نقاش‌ها - ۴۴ خاطرات        سید ابوالفضل کاظمی راحله صبوری ༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐ ¤ یک روز صبح در مقر سپاه پاسداران در منطقه ۱۰، پادگان ولی‌عصر، جمع شدیم. از طرف سپاه، آقای محسن رضایی آمده بود تا پاسخ سؤالات حسن و رزمنده‌ها را بدهد. قرار شد جلسه در محوطه‌ی باز و جلوی چشم همه برگزار شود تا هیچ حرفی پنهان نماند. کاظم نجفی رستگار، دوست صمیمی و همکار حسن بهمنی، منصور کوچک محسنی، سعید قاسمی و حسین الله‌کرم جزو پیشکسوت‌ها و ناظرین بودند. یکی دو روحانی هم که حرف بچه‌های رزمنده را می‌فهمیدند و جرأت بیان داشتند، همراه جمع شدند. وقتی آقای رضایی وارد شد، همان ابتدا گفت: «شما احتمال می‌دهید در این جمع نفوذی باشد؟» حسن پاسخ داد: «بله.» رضایی گفت: «حرف‌هایی هست که نمی‌توانم اینجا جلوی همه بزنم. چند نفر را انتخاب کنید تا برویم طبقه بالا.» حسن پذیرفت و با کاظم رستگار، سعید قاسمی، عباس نجف‌آبادی، منصور کوچک محسنی و حسین الله‌کرم بالا رفت. آن طرف هم محسن رضایی، محمد کوثری و اکبر نوجوان بودند؛ کوثری و نوجوان مسئول طرح عملیات بودند و موضعی میانه داشتند. ما در محوطه منتظر نتیجه ماندیم. پس از دو سه ساعت، آقایان بیرون آمدند و گفتند: «فردا ساعت ۱۰ صبح در پادگان باشید.» ماجرا این بود: یک طرف می‌گفت هر چه فرمانده بگوید باید اطاعت شود؛ طرف دیگر می‌گفت فرمانده باید زمین را ببیند و تشخیص دهد عملیات ممکن است یا نه. حسن اعتراض داشت به شیوه‌ی جنگ «گوشت و تانک»؛ می‌گفت چرا حساب و کتاب نیست و چرا هر بار خواستیم نظر بدهیم، گفتند حرف نزنید. حرف‌های او عصاره‌ی چهار سال جنگ بود. قرار شد نماینده‌ی امام بیاید و تکلیف را روشن کند. پیام امام چنین بود: «یا برخی آقایان فریب خورده‌اند، یا از سر دلسوزی حرف می‌زنند؛ که من احتمال می‌دهم دومی باشد. اما به عنوان فرماندهی کل قوا امر می‌کنم هر چه فرمانده گفت اگر هم اشتباه باید اطاعت شود.» بعد از خواندن پیام، همهمه‌ای افتاد. حسن باید حرف آخر را می‌زد. جمعی جدا شدند، جمعی هم دنبال حسن رفتند تا دم زورخانه‌ی پادگان ولی‌عصر. همه منتظر بودند: بمانیم یا برویم؟ اصغر رنجبران گفت: «داش حسن، دندون رو بکن، حرف آخر رو بزن.» سکوتی شد. حسن گفت: «من اعتراضم را رساندم؛ اما پیرو امام هستم. اگر امام بگوید دست صدام را ببوس، می‌بوسم. فردا به منطقه می‌روم؛ اگر نجنگیم، مملکت زیر سؤال می‌رود. خواستم راهی پیدا کنم که هم زمین را بگیریم و هم زمان را. الان اگر زمینی می‌گیریم، زمان را از دست می‌دهیم. صدام اگر زمینی داد، در عوض تا دلش خواست از ما تلفات گرفت. این بسیجی وقتی کشته شد دیگر جایگزین ندارد. اگر طرح من اجرا می‌شد، پرچم ایران را در بغداد بالا می‌بردیم.» خیلی‌ها حرف حسن را پذیرفتند، بعضی هم راه خود را جدا کردند. من همان‌جا از دوستان خداحافظی کردم و به خانه برگشتم. چند روزی که تهران بودم، اتفاقی افتاد. یک شب همراه فاطمه و سعید به منزل مادر فاطمه رفتیم. موقع برگشت، جلوی میدان پیروزی، دم کارخانه‌ی قند، دیدم خیابان شلوغ است. فکر کردم تصادف شده. موتور را کنار گذاشتم و رفتم جلو. ماشین عروس ایستاده بود. یکی کراوات داماد را گرفته و می‌کشید بیرون. عروس ترسیده بود و گریه می‌کرد. بچه‌های محل مرا شناختند و راه باز کردند. رفتم جلو، داماد را بغل کردم و گفتم: «این‌ها نادان‌اند، ما نوکر شما هستیم.» داماد گفت: «یقه‌ام را گرفته چون کراوات زده‌ام.» او را آرام کردم، فاطمه هم عروس را دلداری داد. هر دو را سوار ماشین کردیم و راهی شدند. به آن طرف گفتم: «اگر مردی، فردا بیا خط مقدم. این عروس و داماد تا قیامت هم با بسیجی خوب نمی‌شوند وقتی شما این‌طور برخورد می‌کنید.» طرف بی‌جواب رفت. وقتی سوار موتور شدیم، به فاطمه گفتم: «امر به معروف خوب است اما...» فاطمه حرفم را برید و گفت: «خوب است؛ اما به شرطی که اول خودش را شناخته باشد و بی‌عیب باشد، بعد دیگران را ارشاد کند. من تازه فهمیدم چرا هر وقت به او می‌گفتم در جمع زن‌ها ارشاد کن، می‌گفت: من هنوز خودم را نشناخته‌ام.» ادامه دارد @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 شاید خیلیا قضیه روضه معروف حضرت زهرای شهید تورجی زاده رو ندونن. اول از همه اینو بگم که شهید تورجی زاده به شدت به حضرت زهرای مرضیه (س) ارادت داشت، اهل مداحی و روضه بود و به شدت علاقه داشت. روزی شهید خرازی ازشون میخوان که براشون روضه بخونن شهید تورجی مجروح بودن اما براشون روضه خانم فاطمه زهرا رو از یشت بی سیم میخونن دو سه روز بعدش هم حاج حسین شهید می‌شن به بهانه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) این روضه رو گوش بدیم و.. @defae_moghadas