🍂 برگ ریزان چهارم آذر
اندیمشک،
ایستگاه قطار رزمندگان اسلام
قلب زمین می لرزید و خورشید در لابه لای هجوم کرکسها پنهان بود . شهر سوار بر گهواره این سو و آن سو می دوید و با غرش هر جنگنده بر خود می لرزید و با اصابت هر راکد غبار از چشمان شهر به هوا بر می خواست .
دیوارهای نمناک شهر پی در پی فرو می ریختند اما کُنارهای حاشیه خیابان همچون نمادهای استقامت، تکیه گاه و ستون پایداری می شدند . مردم می خوابیدند و بلند می شدند یکی فریاد کنان می افتاد و بر می خاست .
سوت قطار با غرش دیوارهای شکسته صوتی گره خورده بود ، در میدان راه آهن ولوله ای برپا بود ، رزمندگان خاکی پوش راهی سرزمین نور می شدند تا قلب عارف مهربان جماران را خشنود سازند اما این هجوم بی امان ، امان نمی داد تا با ارابه ی آهنی قصد جبهه نمایند . ” قطار اندیمشک ” خود را روی ریل انداخته بود اما قدرت حرکت نداشت گویی این غول آهنی از ” پرنده آهنی ” شکست خورده است .
اما پرده دوم روح بزرگ شهر بود که مردان با بصیرتی را در خود جای داده بود تا با زمزمه نور و سرود سبز ” آیه الکرسی” پای بر پایمردی بفشارند و در این معرکه دود و آتش ایستادگی کنند، هرچه تعداد کرکسها زیاد می شد صبوری و پایداری مردم نیز افزون می گشت .
پس از ساعتی آسمان یکبار دیگر آرام گرفت اما چه آرام گرفتنی … کُنارهای شهر اجساد قطعه قطعه شهدا را بر شاخه های مهربان خود میهمان بودند و با خون بدن شهدا می گریستند و گریه درختان و خون شهدا ” سنگفرش اندیمشک ” را سرخ نمود .
رژیم بعث در ششمین سال جنگ تحمیلی با هدف نابودی شهر اندیمشک به عنوان مهمترین حلقه اتصال جبهههای جنوب و میانی و نیز مرکز پشتیبانی خط نبرد از لحاظ نیرو و امکانات با دارا بودن راه ریلی و شوسه با ۵۴ فروند هواپیما این شهر را حدود یکساعت و چهل پنج دقیقه در روز سه شنبه چهارم آذر ماه سال ۱۳۶۵ بمباران نمود که مطابق اسناد این هجوم هوایی طولانیترین بمباران هوایی دشمن بعثی به شمار میرود. در این واقعه دلخراش حدود ۳۰۰ نفر از هموطنان شهید وحدود ۷۰۰ نفر مجروح شدند.
در تشییع گلها ، تابوت ها بر دستان شهر راهی بهشت زهرا شد . یک ، دو … هفتادو دو … تاریخ کربلا بار دیگر تکرار شد .
این تعداد شهید شهروندان ساکن اندیمشک بودند که بر پیشانی بند شهر نوشته بود شهدای طولانیترین بمباران هوایی در هشت فصل عاشقی آن هم به عدد شهدای یاران عاشورای امام سرجدای کربلا… و این پیوند یاران حسینی با یاران خمینی هنوز هم ادامه دارد … ستاره یادشان پرفروغ باد .
عباس اسلامی پور
@defae_moghadas
🍂 معرفی کتاب
پرستوهای چهارم آذر (اندیمشک)
- نویسنده: لیلی زارع
- موضوع: دفاع مقدس،
خاطرات، بمباران اندیمشک
- محور اصلی: روایت مردمی و تاریخی از بمباران یکساعتوچهلوپنجدقیقهای اندیمشک توسط ۵۴ فروند هواپیمای رژیم بعث عراق.
این بمباران طولانیترین حمله هوایی به یک شهر غیرنظامی پس از جنگ جهانی دوم بود که به شهادت حدود ۳۰۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۷۰۰ نفر انجامید.
✍️ ویژگی نثر کتاب
نثر کتاب ترکیبی از خاطرهنگاری، روایت مستند و زبان ادبی است. نویسنده با بهرهگیری از تصاویر زنده و جزئیات حسی، فضای هولناک بمباران را بازسازی میکند.
🔸 نمونهای از نثر کتاب:
«حوالی ظهر بود که آسمان پر شد از غرش هواپیماها. ابتدا خیال کردیم پرندههای خودیاند، اما ناگهان زمین لرزید، درختان کنار ایستگاه راهآهن شعله کشیدند و همهجا آتش گرفت. صدای جیغ و فریاد با انفجارها درهم آمیخته بود؛ اندیمشک دیگر شهر نبود، جهنمی شعلهور بود.»
این سبک، هم مستندنگاری دقیق دارد (زمان، مکان، جزئیات حمله) و هم بار عاطفی و تصویری که خواننده را در متن حادثه قرار میدهد.
🔸 جایگاه کتاب در ادبیات دفاع مقدس
- کتاب «پرستوهای چهارم آذر» در کنار آثاری چون «حوض خون» و دیگر خاطرات مردم اندیمشک، بخشی از ادبیات مقاومت محلی را شکل میدهد.
- تمرکز آن بر چندصدایی بودن روایتهاست؛ یعنی صدای زنان، مردان، کودکان و رزمندگان در کنار هم شنیده میشود.
- برای پژوهشگران تاریخ شفاهی و علاقهمندان به ادبیات جنگ، این کتاب نمونهای ارزشمند از ترکیب خاطره و روایت ادبی است.
#کتاب
@defae_moghadas
🍂 یادش بخیر
ارادت بچههایمان به نام و وجود مادرشان بیبی جان، حضرت زهرا(س)
شاید باورش سخت باشد، ولی در ایام خاص، همهی قسم دادنها میرفت به این سمت. اشکها جاری میشد و مجلس رونق میگرفت.
مداحهای جبههای هم همین را فهمیده بودند و نمک مجلسشان ذکر بیبی جانمان شده بود.
حالا شب حمله جای خود داشت که همه صدایش میکردند. پیشانی بند "یا زهرا" کم میآمد و تقاضا بالا.
اصلا تو درگیریها جایی که کم میآوردیم فقط نام مبارک خانم بود که دستگیر بچهها میشد و گره گشایی میکرد.
کربلای پنج هم از اون عملیاتهایی بود که چارهای جز پیروزی نداشتیم. راه تضمین پیروزی هم متوسل شدن به نام نامی امالائمه فاطمه زهرا سلام الله علیها و قرار دادن رمز عملیات به نام حضرتش بود و چه خوب راهگشایی کرد و ...
جالب این بود که آمار مجروحینی که از سینه و پهلو می خوردند و بیبی را میخواندند و راضی بودند که در جراحت هم شبیهه مادرشان هستن، حسابی بالا رفته بود و این مجروحیت برایشان شیرینترین مجروحیت و شهادت بود.
فاطمهجان!
ما و همراهان ما، همان بچههای جبهه و عشق ولایت هستند و آماده دفاع از حریم شما.
هوای همهمان را همانطور داشته باش و دعایمان کن تا در راه بمانیم. 🤲
#یادش_بخیر
@defae_moghadas
دوستان در تلاشیم تا همانند عملیاتهای بدر و کربلای ۴ و... روایتگر لحظه به لحظه عملیات طریق القدس در دقایق حوادث باشیم.
ان شاءالله در صورت آماده شدن، از فردا تقدیم حضورتون میکنیم.👋