eitaa logo
حماسه جنوب،خاطرات
6.2هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
4.1هزار ویدیو
82 فایل
سرزمین عشق، جایی جز وادی پر جریان دشت عاشقی نیست بشنویم این قصه‌ی ناگفته‌ی انسانهای نام آشنای غریب را 💥 مجله دفاع مقدس 💥 ------------------ @defae_moghadas2 (کانال‌دوم(شهدا 🔸️انتقال مطالب با لینک بلااشکال است. ادمین: @Jahanimoghadam
مشاهده در ایتا
دانلود
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 احساس مسئولیت شهید حسن باقری در عملیات رمضان از زبان سردار شهید محمد باقری @defae_moghadas
«یک نفر، اگر قامتش از جنس همت باشد، می‌تواند ترازوی جهان را به سمت آینده‌ای تازه سنگین کند.» و امروز هیچ‌گاه تکرار نمیشه! پس بلند شو و نهایت استفاده رو از امروزت بکن رفیق ... @defae_moghadas
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 تونل‌های غزه چگونه ساخته شدند؟ روایتی از خون دل خوردن جوانان مقاومت برای ساخت مقرهای مجاهدان در غزه.. @defae_moghadas
🍂 🔻 کلاس درس در اسارت یکی از ساختمان‌های اردوگاه را کردند مدرسه، تا به این وسیله بچّه ‌ها را بکشند آن ‌جا و تبلیغات خوبی برای خودشان دست و پا کنند و در روزنامه ‌هایشان بنویسند اسیران خردسال ایرانی زیر سایه‌ ی صدام در عراق به مدرسه می ‌روند. یک‌ روز سرگرد آمد و عدّه ‌ای از ریزه‌ میزه‌ ها را جدا کرد که ببرد مدرسه، اما هیچ کس حاضر نشد همراهش برود. سرگرد به زور متوسّل شد، اما باز هم کاری از پیش نبرد. ناراحت شد و با چشمانی سرخ شده، در حالی ‌که عصای خیزرانش را در هوا تکان می‌داد، بعد از کلّی فحش و ناسزا، گفت: چرا نمی ‌رین مدرسه؟ یکی از بچّه‌ ها بلند شد و با لهجه ‌ی اصفهانی گفت: جناب سرگرد، ما به‌ خاطر فرار از مدرسه اومدیم جبهه، اسیر شدیم؛ حالا شما می ‌خواین دوباره ما رو بکشونین مدرسه؟ نه‌ خیر، ما نیستیم. این را که گفت، صدای خنده‌ ی بچّه‌ ها به هوا بلند شد؛ و سرگرد از خیر مدرسه بردن ما گذشت. @defae_moghadas
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 چند درصد مردم در دهه ۶۰ دفاع کردند رحیم پور ازغدی: در جنگ تحمیلی فقط ۳ درصد از مردم در جنگ حضور داشتن و بقیه دعا می‌کردند @defae_moghadas
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 🔻  کوچه نقاش‌ها - ۷۹ خاطرات        سید ابوالفضل کاظمی راحله صبوری ༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐ ¤ اواخر آذر، شبی مسئول گروهان‌ها را جمع کردیم و با کمک اصغر، همان حرف‌های قرارگاه را برایشان توضیح دادیم. قرار شد آنها هم بروند و مسئول دسته‌ها و نیروها را توجیه کنند تا کم‌کم بار و بنه را جمع کنند و آماده‌ی کار شوند. در همان روزهای آخر آذرماه، تلفنی به خانه زدم تا حالی بپرسم. مادرم گفت: «دیروز فاطمه‌خانم را بردیم بیمارستان...» فردا دوباره زنگ زدم. این بار با خوشحالی گفت: «مبارکه ابوالفضل... خدا بهت یک پسر داده.» گفتم: «مبارکه... اسمش را بگذارید سجاد.» با این‌که خروج از منطقه برای نیروها ممنوع بود و همه آماده‌ی رفتن به خط مقدم بودیم، اما مدل من این‌طور بود که اگر دلم می‌گفت باید بروی، حتی اگر سنگ از آسمان می‌بارید، می‌رفتم. همان روز راهی تهران شدم. وقتی رسیدم خانه، دیدم حاج‌آقا صدیقی، پیش‌نماز مسجد توفیق، برای احوال‌پرسی آمده. گفت: «این بچه در روز شهادت حضرت حمزه به دنیا آمده؛ ان‌شاءالله شجاعه. اسمش را بگذارید حمزه.» ما هم قبول کردیم و اسم بچه را حمزه گذاشتیم. تا فردا در خانه ماندم؛ اما از کهنه و قنداق بچه هیچ سر درنمی‌آوردم. ناهار فردا را هم مهمان اهل خانه شدم. بعد از مجروحیت شکم و روده، دکتر غذاهای نفاخ و تخم‌مرغ‌دار را ممنوع کرده بود؛ اما هوس املت خانگی کرده بودم. فاطمه‌خانم و ننه‌پری یک املت مشتی درست کردند و من مثل بچگی‌ها، لقمه‌ی نان و املت را با یک قوطی نوشابه خوردم. بعد هم از ترس این‌که مبادا آن شکم‌درد کذایی سراغم بیاید، پشت‌بندش یک لیوان چای نبات با عرق نعنا خوردم و یک کیسه نبات هم برای سفر برداشتم. وقتی به منطقه برگشتم، نیروها آماده‌ی عملیات بودند و گردان‌های خط‌شکن به کنار اروند منتقل می‌شدند. گردان میثم تا ابلاغ دستور حرکت، در چادرها در حالت آماده‌باش ماند. شب اول عملیات، یعنی سوم دی‌ماه، من و اصغر برای آشنایی با چند و چون کارِ خبرگیری و جمع‌آوری اطلاعات، به مقر نیروهای خط‌شکن کنار اروند رفتیم. چند گروه غواص در دل تاریکی، آماده و منتظر دستور حمله بودند. از پشت نخل‌ها شبح‌شان پیدا بود. همه‌چیز مرتب و آماده به نظر می‌رسید. شب دوم نوبت گردان میثم بود که به خط بزند و خط را سفت کند. گردان‌های عمار، مالک، حبیب و انصارالحسین همدان هم پای کار بودند تا هر وقت غواص‌ها خط را شکستند، آنها وارد عمل شوند. کار غواص‌ها خیلی حساس و دلهره‌آور بود؛ باید حرکت‌شان را با جزر و مد آب تنظیم می‌کردند. نیمه‌شب، در سکوت، دستور حمله با رمز «محمد رسول‌الله» رسید و غواص‌ها زدند به آب. نیم ساعت بیشتر نگذشته بود که از بد روزگار، عراقی‌ها کاملاً هوشیار بودند و با دوشکا از غواص‌ها استقبال کردند. جلوی چشم‌مان گردان غواص‌ها از هم پاشید. تا ساعت دو، سه صبح، فقط تک‌وتوک زنده‌مانده‌ها برگشتند عقب و بقیه شهید یا اسیر شدند. از حجم آتش عراق معلوم بود که خبر داشتند. عملیات لو رفته بود و قفل شد. به اصغر گفتم: «خواست خدا بود. اگر ما هم به خط می‌زدیم، همه‌مان قتل‌عام می‌شدیم.» دم صبح به چادرها برگشتیم و به بچه‌هایی که آماده‌ی عملیات بودند، خبر به‌هم خوردن عملیات را دادیم. حالشان گرفته شد؛ مثل آدمی که می‌خواهد به عشقش برسد اما نمی‌گذارند. همه دمق و پریشان بودند. فردا، زمزمه‌ها و شایعه‌ها بلند شد که ستون پنجم و نفوذی‌ها عملیات را لو داده‌اند. عده‌ای هم که اهل دل و ذکر بودند، می‌گفتند: «خدا خواست.» نیروها را به دوکوهه منتقل کردیم و من و اصغر تصمیم گرفتیم سری به تهران بزنیم. حسین بالای سر گردان ماند و ما رفتیم. @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 دوکوهه را که صدا می‌زنم، انگار بغضی قدیمی از دل خاک بلند می‌شود. جایی که باد، هنوز اسم‌ها را آهسته تکرار می‌کند و غروب‌ها بوی قدم‌های رفته را پس می‌آورند. دوکوهه… دلتنگی در تو شکل دیگری دارد؛ نه غم است، نه اندوه، یک جور ایستادنِ بی‌صدا کنار خاطراتی که هنوز گرم‌اند. آدم دلش می‌خواهد برگردد، نه برای دیدن گذشته، برای شنیدن صدای خودش وقتی که هنوز ساده‌تر، روشن‌تر، و بی‌هراس‌تر بود. @defae_moghadas
🍂 نکات تاریخی جنگ "آمار حضور در دفاع مقدس" در آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، جمعیت ایران حدود ۳۸ میلیون نفر بود و در پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ به حدود ۵۰ میلیون نفر رسید. بر اساس آمار رسمی ستاد کل نیروهای مسلح، حدود ۳ میلیون نفر پروندهٔ حضور در جبهه دارند. که شامل نیروهای ارتش، سپاه، بسیج و داوطلبان مردمی است. بنیاد شهید نیز آمار ایثارگران را ثبت کرده: بیش از ۲۱۳ هزار شهید، حدود ۵۷۰ هزار جانباز و نزدیک به ۴۳ هزار آزاده. سازمان بسیج مستضعفین هم گزارش داده که در طول جنگ بیش از ۲ میلیون اعزام بسیجی ثبت شده است. اما باید به یک نکتهٔ کلیدی توجه کرد: این حضورها چرخشی بود. یعنی بسیاری از نیروها چندین بار اعزام شدند، مدتی در جبهه بودند، بازگشتند، آموزش دیدند و دوباره اعزام شدند. در کنار این، پژوهش‌های دانشگاهی و اسناد مرکز تحقیقات دفاع مقدس نشان می‌دهد که حداقل ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر در قالب پشتیبانی، امداد، درمان، تدارکات، تولید مهمات، دوخت لباس، ارسال آذوقه و فعالیت‌های مردمی نقش مستقیم داشتند و می‌توان گفت، جنگ فقط در سنگر نبود؛ در کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها، مساجد، مدارس و حتی خانه‌های مردم جریان داشت. ساختار جبهه‌ها نیز نشان می‌دهد که جنگ یک سیستم ملی بود: خطوط دفاعی، نیروهای احتیاط، توپخانه، مهندسی رزمی، اطلاعات عملیات، امداد و تخلیه مجروح، تدارکات و پشتیبانی شهری و جهاد سازندگی(سنگر سازان بی سنگر) هر روز هزاران نفر نیرو می‌خواستند. همین گستردگی نشان می‌دهد که کوچک‌نمایی نقش مردم—مثل ادعای «۳٪ حضور»—هیچ نسبتی با واقعیت تاریخی ندارد. @defae_moghadas
سپاه نقده برخلاف روزهای اولی كه تأسيس شده بود و برخی، بر اثر تبليغات مسموم نظر مساعدی نسبت به آن نداشتند ، كم كم جای خود را در ميان مردم باز می كرد و به همين دليل در شورای تأمين استان تصميم گرفته می شود كه سپاه وارد اشنويه شده و مقری در آن جا بزند، ولی به دلايل مصلحتی اين مأموريت لغو می شود. نيرو ها در اطراف و ارتفاعات مشرف به شهر اشنويه مستقر می شوند. اواخر خرداد بود. شهيد علمی به همراه عده ای از نيروهای سپاه برای پاكسازی اشنويه به آن جا منتقل می‌شوند. بعد از گذشت چند روز پيامی به ايشان مخابره می شود و طی آن ايشان مأمور می شود به سپاه نقده برگشته و گزارشی از كار خود به رئيس جمهور وقت(بنی صدر) ارسال كند. پس از انجام كار و تعويض نفرات ، با مقداری مهمات به منطقه برمی گردد. پاكسازی از طرف اروميه تا دره قاسملو كه بعد ها ‌به علت شهادت بسياری از نيرو ها به نام "دره شهدا" معروف شد انجام گرفته بود و از طرف نقده نيز شهيد علمی و يارانش تا نزديكی شهر پاكسازی خود را انجام داده بودند . روز چهارم تير ماه بود كه شهيد علمی به همراه تعدادی از يارانش برای صحبت با روستائيان ، سوار يك دستگاه لندرور شده و به منطقه می روند، تا با آن ها در باره اهدافشان صحبت كنند و بگويند كه برای چه منظوری به اين جا آمده اند و از جنايت هاي احزاب حاضر درآن جا و ضد انقلاب بگويند . @defae_moghadas
🍂 چه صفایی داشت... کنار سنگر خوب و قشنگ‌مان نشستن، با خدای خود نجوا کردن، گل گفتن و گل شنفتن و از دل حکایت کردن، انهم در هوای عطرآگین جبهه... و چه زیباست که دل در یاد خدا آرام می‌گیرد: *"أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ"* @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا