ماه صفر نحس نیست.
نحوست در اسلام به معنای نحوست در نگاه طالع بینان و رمال ها نیست.
#صفر_الخیر
#اول_ماه
هدایت شده از نوشتنی جات
بانگ رحیل اربعیین به گوش می رسد و عاشقان دارند آماده می شوند
آنان که کمی از این می ناب چشیده اند
مست مهیا شدن سفر اند و آنان که سرشان از این پیاله گرم نشده
سرگرم تماشای این مجانین اند.
.
.
.
اربعیین کتابی است که قصه اش خیلی متفاوت است ،تاثیری که پیاده روی اربعیین روی آدم می گذارد هزاران کتاب نمی گذارد
اگر برای این سفر آماده نشده اید
بدانید که نصف عمرتان بر فناست
گرما و سختی و رنج و....همه در همین شهر های خودمان هست.
تازه علاوه بر اینها عشق هم نیست.
مرض بی عشقی بد مرضی است.
ما مردمان مبتلا به مدرنیته ایم که بیماری اش مزمن است و از نشانه هایش ،عشق به قدرت است عشق به دیده شدن در عصر رسانه ،عشق به ترکیدن و ترکاندن ،عشق به لذات دنیا و ....
اربعیین آمده تا بگوید که شما هیچ ...نیستید
اربعیین پنچرمان می کند
اربعیین مارا از توهم خدمت در می آورد
و به ما می آموزد
که خدمت یعنی آب دادن آن کودک سه ساله آفتاب سوخته که کفش به پا ندارد و با صدای ظریفش می گوید مای بارد بدون اینکه به شوق دوربین اینکار را کند
خدمت یعنی آن پیرمردی که مجمع سنگین خرما و ارده را روی سر گرفته و وسط راه نشسته ،و سرش پایین بدون اینکه کسی او را ببیند و خدا قوت بگوید....
اصلا اربعیین آمده مرز تعاریف را عوض کند
.
.
.
همینقدر بگویم اگر تا به حال اربعیین نرفته اید و امسال قصد ندارید که بروید به بهانه گرما و ....
واقعا دارید به خودتان ظلم می کنید
چون از زیبا ترین و هیجان انگیزترین لحظات زندگی تان ،خودتان را محروم می کنید.
میگویند خیلی زیباست
من ندیده ام
ولی میگویند شیرین است و دوست داشتنی
زیبایی لغت کوچکی است برایش
البته برخی او را نمی شناسند
برخی می شناسند و میگویند زیبا نیست. زشت هم نیست.
برخی دیگر میگویند...
ولی مگر می شود دنیای بی تعلق زشت باشد!؟
مگر می شود دنیای بدون محدودیت کریه و تلخ باشد!؟
مگر می شود جهان پس از مرگ مرارت بیشتری نسبت به این جهان داشته باشد!؟
https://virasty.com/amirkhandan110/1692654554071180445
جامانده
دلی است که
با #اربعین راهی نیست
اگر جسمت را نتوانستی به کربلا برسانی
از دلت غافل نشو...
اربعین کربلا باشیم
شب جمعه بعد از اربعین هم کربلا باشیم
وصف العیش، نصف العیش
خدا را چه دیدهای...
#اربعین
بازنگری در یک مفهوم
زیارت به معنای چسبیدن به ضریح نیست.
زیارت به معنای پرستش و عبادت یک میت نیست.
زیارت به معنای گشتن دور ضریح نیست.
زیارت یک عمل عبادی است و نیاز به قصد قربة الی الله دارد.
زیارت مثل هر عمل عبادی دیگر، آداب و ثمرات خاص خودش را دارد.
در ادب زیارت، برخی مکانها و زمانها فضیلت مخصوص خود را دارد.
#اربعین
صداها رهایم نمیکنند
جواد مقدم فریاد میزند هروله.
حسین سیب اوج گرفته و میخواند: بدرُ فاطمه نورُ کلامی سیدالشهداااا....
میثم مطیعی هم با همان آرامش دارد قدم قدم را میخواند.
چند وقتی است ملاباسم هم اضافه شده است و گاهی «تزرونی» میخواند و گاهی هم «مشای علی وعدک صلیت»
ذهنم حسابی شلوغ شده است.
یکی از گوشه ای مدام و بدون وقفه با یک ریتم ثابت، انگار که یک هزارم دسی بل هم صدایش تغییر نکند، میگوید«شای ابوعلی». عین را هم جوری تلفظ میکند انگار از لوزالمعده اش صدا را برداشته و به گوشم می رسند. لحظه ای تنفس و باز دوباره «اشرب شای ابوعلی».
صدای لخ لخ دمپایی آبی رنگ مرد هندی، که پای چپش را روی زمین می کشاند زیر صدای کودکی است که با ادا اطوار بچهگانه اش مثل صدای دعوت به چایی میگوید: «اتفضل یا زائر! مای بارد یا زائر.»
مرد عصا به دستی از کنارم رد میشود. صدای تق تق عصا در هر قدم دوبار بلند می شود. گویا ایرانی است و جانباز. چفیه ای بسیجی دور گردنش است. ضبط کوچکی را به کوله اش آویزان کرده و انگار تمام روضه های عالم را میخواهد در چند کلمه به گوش همه برساند: السلام علیک یا اباعبدالله...
ویلچر مرد پاکستانی که مادر یا همسرش را روی آن نشانده هم مثل این که بخواهد یک حرفی را تکرار کند. شاید لاستیک سمت راستش درد گرفته. نمیدانم. فکر میکنم دارد با صدای قیچ قیچشبا من حرف میزند. کمی نگاهش میکنم. معنای حرفش را نمی فهمم، مثل حرف های خود مرد پاکستانی. قیچ قیچ قیچ قیچ...
پیرزن عرب زبانی که خمیده خمیده جلو آمده، به پاهای برهنه ام اشاره میکند. مقداری حرف میزند. معنای دقیق تکتک کلمات را درک نمیکنم. فقط میفهمم دارد توصیه مادرانهای میکند. به زور کلمه«حذاءک» را تشخیص میدهم. با کلمه ای «مو مشکل» داستان ختم می شود.
شلوغ و پلوغی جمعیت نشان میدهد به سیطره رسیده ایم. باید ایستاد. ما میایستیم ولی صداها نه. جمعیت دم میگیرند: لبیک یا حسین! لبیک یا حسین!...
صداها رهایم نمیکنند.
هر سال نزدیک اربعین صداها در خواب و بیداری رهایم نمیکنند. صدای لبیک یا حسین جمعیت رو به ضریح، صدای موتور سه چرخه ای که آهنگی روی اعصاب پخش میکند تا به موکبدارها بگوید کپسول گاز رسید، صدای کش کش قدم ها، مداحی های ایرانی و عربی بین راه، مای بارد، شای ابوعلی، تفضّل یا زائر....تفضّل...
#اربعین
#خط_روایت
#روایت_مردمی
#روایت_اربعین
@delneveshtetalabe
هدایت شده از بینش راهبردی
مراقب باشیم
هر زمان یک اتفاق مهم می افتد
عضویت ایران در سازمانی بزرگ شکل میگیرد
اجتماع عظیم اربعین شکل میگیرد
و یا هر کار بزرگ دیگری
دشمن نمی گذارد شیرینی این موفقیت ها را بچشیم و شروع به بحران سازی های مقطعی و تحمیلی می کند
لذا اگر دیدید از سوریه خبرهایی آمد که همه چیز به هم ریخته
از عراق و لبنان آمد
از ایران آمد، بدانید که می خواهند بحران سازی جدیدی بکنند
کاملا مراقب باشید که به فضاسازی دشمن کمک نکنیم
مراقب فضای رسانه ای باشید چون بخش زیادی را مدیون بی سوادی رسانه ای ما و کمک به این بحران سازی در انتشار این اخبار هستند.
🆔 @Binesh_Rahbordi
یادداشتهای یک طلبه|امیر خندان
مراقب باشیم هر زمان یک اتفاق مهم می افتد عضویت ایران در سازمانی بزرگ شکل میگیرد اجتماع عظیم اربعین
رفقای مذهبی و انقلابی
هیاتی ها
کسانی که دل در گرو محبت امام حسین دارید...
نگاهی به اربعین های چند سال قبل بیاندازید....
داستان هایی که درست کردند... مثل بمب گذاری، فتنه سال قبل، داستان مبهم و پیچیده کرونا که ناگهان رخت بربست، شورش در عراق و بسته شدن مرز، و ده ها خبری که با پمپاژ آن در جامعه سعی در نادیده گرفتن اربعین و یا تخریب اربعین داشتند.
به مدد ارباب بی کفن اگر بتوانم هر روز تا اربعین و بعد از اربعین در این کانال از اربعین خواهم نوشت. اربعین ظرفیت های بالایی دارد که ما خود را برای آن آماده نکرده ایم.
یک نکته هم برای معلم ها و دانش آموزان:
تا سال قبل تعداد زیادی از معلمان و دانش اموزان مشتاق زیارت اربعین به علت تداخل در ایام درسی موفق به حضور در این مراسم مردمی باشکوه نمی شدند. امسال فرصت خوبی است که تکرار هم نخواهد شد.
#اربعین
هدایت شده از خط روایت
✍ امیر خندان
صداها رهایم نمیکنند.
جواد مقدم فریاد میزند هروله.
حسین سیب اوج گرفته و میخواند: بدرُ فاطمه نورُ کلامی سیدالشهداااا....
میثم مطیعی هم با همان آرامش دارد قدم قدم را میخواند.
چند وقتی است ملاباسم هم اضافه شده است و گاهی «تزرونی» میخواند و گاهی هم «مشای علی وعدک صلیت»
ذهنم حسابی شلوغ شده است.
یکی از گوشه ای مدام و بدون وقفه با یک ریتم ثابت، انگار که یک هزارم دسی بل هم صدایش تغییر نکند، میگوید«شای ابوعلی». عین را هم جوری تلفظ میکند انگار از لوزالمعده اش صدا را برداشته و به گوشم می رسند. لحظه ای تنفس و باز دوباره «اشرب شای ابوعلی».
صدای لخ لخ دمپایی آبی رنگ مرد هندی، که پای چپش را روی زمین می کشاند زیر صدای کودکی است که با ادا اطوار بچهگانه اش مثل صدای دعوت به چایی میگوید: «اتفضل یا زائر! مای بارد یا زائر.»
مرد عصا به دستی از کنارم رد میشود. صدای تق تق عصا در هر قدم دوبار بلند می شود. گویا ایرانی است و جانباز. چفیه ای بسیجی دور گردنش است. ضبط کوچکی را به کوله اش آویزان کرده و انگار تمام روضه های عالم را میخواهد در چند کلمه به گوش همه برساند: السلام علیک یا اباعبدالله...
ویلچر مرد پاکستانی که مادر یا همسرش را روی آن نشانده هم مثل این که بخواهد یک حرفی را تکرار کند. شاید لاستیک سمت راستش درد گرفته. نمیدانم. فکر میکنم دارد با صدای قیچ قیچشبا من حرف میزند. کمی نگاهش میکنم. معنای حرفش را نمی فهمم، مثل حرف های خود مرد پاکستانی. قیچ قیچ قیچ قیچ...
پیرزن عرب زبانی که خمیده خمیده جلو آمده، به پاهای برهنه ام اشاره میکند. مقداری حرف میزند. معنای دقیق تکتک کلمات را درک نمیکنم. فقط میفهمم دارد توصیه مادرانهای میکند. به زور کلمه«حذاءک» را تشخیص میدهم. با کلمه ای «مو مشکل» داستان ختم می شود.
شلوغ و پلوغی جمعیت نشان میدهد به سیطره رسیده ایم. باید ایستاد. ما میایستیم ولی صداها نه. جمعیت دم میگیرند: لبیک یا حسین! لبیک یا حسین!...
صداها رهایم نمیکنند.
هر سال نزدیک اربعین صداها در خواب و بیداری رهایم نمیکنند. صدای لبیک یا حسین جمعیت رو به ضریح، صدای موتور سه چرخه ای که آهنگی روی اعصاب پخش میکند تا به موکبدارها بگوید کپسول گاز رسید، صدای کش کش قدم ها، مداحی های ایرانی و عربی بین راه، مای بارد، شای ابوعلی، تفضّل یا زائر....تفضّل...
#اربعین
#خط_روایت
#روایت_مردمی
#روایت_اربعین
@delneveshtetalabe