کربۅبَلـٰاخَـستِهاَماَزفِراقۅدۅرۍ
مَنصبرِاَیوبنَدارَمبَسِهصَبوری🙂💔
#کربلا
دعای عهد، اونجاش که میگه:
فَاِنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِى النّاسِ ...
خدایا تو گفتیا درست هم گفتی ...
که آشکار شد تبهکارى در خشکى و دریا به خاطر کرده های مردم ...
"دِنا 110"
مردادماه سال ۱۳۹۵ بود. یک مشکل در کارم ایجاد شده بود. خیلی ناراحت بودم. یک شب در عالم رویا دیدم در خ
<ادامه ...>
دیدم پشت پیراهن نوشته شده: «عباس دانشگر»
به چهره عباس خیره شدم. گفت: «اگر مشکل داشتی به خودم بگو، کمکت میکنم.» بعد با لبخند با من خداحافظی کرد. از خواب که بیدار شدم، گیج بودم. دائم به خودم میگفتم: «کی بود به خواب من اومد؟» حدس زدم آن جوان باید شهید باشد. اسم عباس در ذهنم مانده بود. توی فضای مجازی «شهید عباس» را جستجو کردم. عکسی را دیدم، حس کردم همان جوان بود که در خواب دیدم. زیر عکس نوشته بود شهید عباس دانشگر، رفتم سراغ بقیه عکسهای او و وصیتنامهاش.
《ادامه دارد...》
#روایتی_از_شهدا