برژینسکی از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱، مشاور امنیت ملّی رئیسجمهوری امریکا (کارتر) بود.
او در سال ۲۰۰۶، در لسآنجلستایمز مقالهی مهمی نوشت؛ سخن اصلی او این بود:
حملهی نظامی پیشگیرانهی ایالات متحده علیه تأسیسات هستهای ایران، یک حماقت سیاسی و ماجراجویی بیپروا خواهد بود که منافع بلندمدت آمریکا را به شدت ویران میکند. واشنگتن باید به جای تهدید و لفاظی، مسیر مذاکرات مستقیم، چندجانبه و محترمانه را برای حل این بحران در پیش بگیرد.
[متن کامل مقاله در فرستهی بعد…]
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
برژینسکی از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱، مشاور امنیت ملّی رئیسجمهوری امریکا (کارتر) بود. او در سال ۲۰۰۶، در لس
آزموده را آزمودن خطاست (ترجمه اصطلاحی Been there, done that)
نوشته زبیگنیو برژینسکی
۲۳ آوریل ۲۰۰۶، ساعت ۱۲ بامداد به وقت منطقه آرامش
زبیگنیو برژینسکی از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ مشاور امنیت ملی رئیسجمهور کارتر بود.
اعلام ایران مبنی بر اینکه مقدار ناچیزی اورانیوم غنیسازی کرده است، درخواستهای فوری برای حمله هوایی پیشگیرانه ایالات متحده را از سوی همان منابعی برانگیخته است که پیش از این، خواستار جنگ علیه عراق بودند. اگر حمله تروریستی دیگری در ایالات متحده رخ دهد، میتوانید شرط ببندید که اتهامات فوری مبنی بر مسئول بودن ایران نیز مطرح خواهد شد تا هیستری عمومی را به نفع اقدام نظامی ایجاد کند.
اما چهار دلیل متقاعدکننده علیه حمله هوایی پیشگیرانه به تاسیسات هستهای ایران وجود دارد:
اول اینکه، در غیاب یک تهدید قریبالوقوع (و ایرانیها دستکم چند سال با داشتن زرادخانه هستهای فاصله دارند)، این حمله یک اقدام جنگی یکجانبه خواهد بود. اگر این حمله بدون اعلام رسمی جنگ از سوی کنگره انجام شود، غیرقانونی بوده و شایسته استیضاح رئیسجمهور است. به همین ترتیب، اگر بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد، خواه به تنهایی توسط ایالات متحده یا با همدستی اسرائیل انجام شود، مرتکب یا مرتکبان آن را به عنوان قانونشکنان بینالمللی معرفی خواهد کرد.
دوم اینکه، واکنشهای احتمالی ایران مشکلات جاری ایالات متحده در عراق و افغانستان را به طور قابلتوجهی تشدید میکند، شاید خشونتهای جدیدی را توسط حزبالله در لبنان و احتمالاً جاهای دیگر برانگیزد، و به احتمال زیاد ایالات متحده را برای یک دهه یا بیشتر در خشونتهای منطقهای گرفتار کند. ایران کشوری با حدود ۷۰ میلیون نفر جمعیت است و درگیری با آن، ماجراجویی اشتباه در عراق را ناچیز جلوه میدهد.
سوم اینکه، قیمت نفت به شدت افزایش مییابد، به ویژه اگر ایرانیها تولید خود را کاهش دهند یا بخواهند جریان نفت را از میدانهای نفتی مجاور در عربستان سعودی مختل کنند. اقتصاد جهانی به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و ایالات متحده مقصر آن شناخته خواهد شد. توجه داشته باشید که قیمت نفت در حال حاضر به دلیل ترس از درگیری ایالات متحده و ایران، به بالای ۷۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
سرانجام اینکه، ایالات متحده در پی این حمله، به هدف احتمالیتری برای تروریسم تبدیل خواهد شد، در حالی که این سوءظن جهانی را تقویت میکند که حمایت ایالات متحده از اسرائیل به خودی خود عامل اصلی ظهور تروریسم اسلامی است. ایالات متحده منزویتر و در نتیجه آسیبپذیرتر خواهد شد، در حالی که چشمانداز یک سازش منطقهای نهایی بین اسرائیل و همسایگانش بیش از پیش دور از دسترس خواهد بود.
به طور خلاصه، حمله به ایران یک حماقت سیاسی خواهد بود که تحولی تدریجی را در امور جهانی به حرکت درمیآورد. با توجه به اینکه ایالات متحده به طور فزایندهای هدف خصومتهای گسترده قرار میگیرد، دوران برتری آمریکا حتی میتواند به پایان زودهنگام خود برسد. اگرچه ایالات متحده در حال حاضر به وضوح در جهان مسلط است، اما نه قدرت و نه تمایل داخلی برای تحمیل و سپس حفظ اراده خود در مواجهه با مقاومت طولانیمدت و پرهزینه را دارد. این قطعاً درسی است که از تجربیات خود در ویتنام و عراق آموخته است.
حتی اگر ایالات متحده برای یک حمله نظامی قریبالوقوع به ایران برنامهریزی نکرده باشد، اشارههای مداوم سخنگویان رسمی مبنی بر اینکه «گزینه نظامی روی میز است»، مانع از آن نوع مذاکراتی میشود که میتواند آن گزینه را غیرضروری کند. چنین تهدیدهایی احتمالاً ناسیونالیستهای ایرانی و بنیادگرایان شیعه را متحد میکند، زیرا اکثر ایرانیها به برنامه هستهای خود افتخار میکنند.
تهدیدهای نظامی همچنین سوءظنهای رو به رشد بینالمللی را تقویت میکند مبنی بر اینکه ممکن است ایالات متحده به طور عمدی لجاجت بیشتر ایران را تشویق کند. متاسفانه، باید این سوال را مطرح کرد که آیا در واقع، چنین سوءظنهایی ممکن است تا حدودی موجه نباشد؟ در غیر این صورت چگونه میتوان موضع فعلی «مذاکراتی» ایالات متحده را توجیه کرد: امتناع از مشارکت در مذاکرات جاری با ایران و اصرار بر تعامل تنها از طریق واسطهها. (این امر در تضاد شدید با مذاکرات همزمان ایالات متحده با کره شمالی است.)
ایالات متحده از هماکنون در حال تخصیص بودجه برای بیثبات کردن رژیم ایران است و بر اساس گزارشها، تیمهای نیروهای ویژه را به داخل ایران میفرستد تا اقلیتهای قومی غیرفارس را برای تجزیه دولت ایران (به نام دموکراتیکسازی!) تحریک کنند. و به وضوح افرادی در دولت بوش وجود دارند که مایل به هیچ راه حل مذاکرهای نیستند، افرادی که توسط طبلزنان بیرونی برای اقدام نظامی حمایت میشوند و با تبلیغات تمامصفحهای که تهدید ایران را بزرگنمایی میکنند، ترغیب میشوند.
یک طنز ناخواسته در این
زندگی در فرهنگ
برژینسکی از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱، مشاور امنیت ملّی رئیسجمهوری امریکا (کارتر) بود. او در سال ۲۰۰۶، در لس
وضعیت وجود دارد که لحن توهینآمیز محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران (که اختیاراتش بسیار محدودتر از آن چیزی است که عنوانش نشان میدهد)، به توجیه تهدیدهای مقامات دولت بوش کمک میکند، که این تهدیدها نیز به نوبه خود به احمدینژاد کمک میکند تا از لجاجت خود بیشتر بهرهبرداری کند و حمایت داخلی پرشورتری را برای خود و همچنین برای برنامه هستهای ایران به دست آورد.
بنابراین زمان آن فرا رسیده است که دولت بوش به خود بیاید و به صورت استراتژیک، با یک چشمانداز تاریخی و با در نظر گرفتن منافع ملی ایالات متحده در وهله اول، فکر کند. زمان آن رسیده است که ادبیات لفاظی را آرام کنیم. ایالات متحده نباید تحت هدایت احساسات یا احساس مأموریتی الهامگرفته از مذهب باشد. همچنین نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که بازدارندگی در روابط ایالات متحده و شوروی، در روابط ایالات متحده و چین و در روابط هند و پاکستان کارساز بوده است.
علاوه بر این، این تصور که از سوی برخی از موافقان اقدام نظامی مطرح میشود مبنی بر اینکه تهران ممکن است روزی بمب را به راحتی به دست برخی از تروریستها بسپارد، به راحتی این واقعیت را نادیده میگیرد که انجام این کار به منزله خودکشی برای کل ایران خواهد بود؛ زیرا ایران متهم اصلی خواهد بود و جرمشناسی هستهای، پنهان کردن نقطه مبدأ را دشوار میسازد.
با این حال، این درست است که دستیابی نهایی ایران به سلاحهای هستهای تنشها را در منطقه افزایش میدهد و شاید باعث تقلید کشورهایی مانند عربستان سعودی یا مصر شود. اسرائیل علیرغم زرادخانه هستهای بزرگ خود، احساس امنیت کمتری خواهد کرد. بنابراین، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای موجه است، اما ایالات متحده در تلاش برای رسیدن به آن هدف، باید چشماندازهای بلندمدت توسعه سیاسی و اجتماعی ایران را در نظر داشته باشد.
ایران از نظر آموزش، جایگاه زنان در امور اجتماعی و آرزوهای اجتماعی (به ویژه جوانان) پیششرطهای عینی برای الگوبرداری از سیر تکاملی ترکیه در آیندهای قابل پیشبینی را دارد. مراجع دین، گذشته ایران هستند نه آینده آن؛ به نفع ما نیست که دست به اقداماتی بزنیم که به معکوس شدن این روند کمک کند.
مذاکرات جدی نه تنها مستلزم تعامل صبورانه، بلکه نیازمند فضای سازنده است. ضربالاجلهای مصنوعی که اغلب از سوی کسانی مطرح میشود که مایل به مذاکره جدی ایالات متحده نیستند، نتیجه معکوس دارد. توهین کردن و خط و نشان کشیدن نظامی، و همچنین امتناع از حتی در نظر گرفتن دغدغههای امنیتی طرف مقابل، تنها در صورتی میتواند تاکتیکهای مفیدی باشد که هدف، از ریل خارج کردن فرآیند مذاکره باشد.
ایالات متحده باید به بریتانیا، فرانسه و آلمان و همچنین شاید روسیه و چین (هر دو از اعضای دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل) در مذاکرات مستقیم با ایران بپیوندد و از مدل گفتگوهای چندجانبه همزمان با کره شمالی استفاده کند. همانطور که با کره شمالی انجام میدهد، ایالات متحده نیز باید به طور همزمان در گفتگوهای دوجانبه با ایران درباره مسائل امنیتی و مالی مورد دغدغه مشترک شرکت کند.
در نتیجه، ایالات متحده باید در صورت حل و فصل رضایتبخش برنامه هستهای ایران و مسائل امنیت منطقهای، یکی از طرفهای امضاکننده هرگونه توافق متقابل (داد و ستد امتیازی) باشد. در مقطعی، چنین گفتگوهایی میتواند به یک توافق منطقهای برای ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه منجر شود - به ویژه پس از نتیجهگیری توافقنامه صلح اسرائیل و فلسطین - که توسط همه کشورهای عربی منطقه نیز تایید شود. با این حال، در این مرحله، تزریق آن موضوع پیچیده به فرآیند مذاکره با ایران زودرس خواهد بود.
در حال حاضر، انتخاب ما این است که یا به سوی یک ماجراجویی بیپروا سوق داده شویم که به منافع ملی بلندمدت ایالات متحده آسیب عمیقی میزند، یا اینکه در دادن یک فرصت واقعی به مذاکرات با ایران جدی شویم. مراجع دین چند سال پیش در سراشیبی افول بودند، اما در اثر تشدید رویارویی با ایالات متحده، جان تازهای گرفتند. هدف استراتژیک ما که از طریق مذاکرات واقعی و نه با ژست گرفتن دنبال میشود، باید جداسازی ناسیونالیسم ایرانی از بنیادگرایی مذهبی باشد.
رفتار با ایران همراه با احترام و در یک چشمانداز تاریخی به پیشبرد این هدف کمک میکند. سیاست آمریکا نباید تحت تاثیر فضای ساختگی و فوری کنونی قرار گیرد که به شکل شومی یادآور اتفاقاتی است که پیش از مداخله نادرست در عراق رخ داد.
🌐@drAshiri
دیدگاه کارشناسان بازار سرمایه.pdf
حجم:
5.1M
⁉️ کارشناسان بازار سرمایه درباره بازگشایی بازار سهام و الزامات پس بازگشایی چه میگویند؟
🟠مرکز افکارسنجی بازار سرمایه در گفتوگو با جمعی از کارشناسان و مدیران بورسی، دیدگاه آنان را درباره شرایط بازگشایی بازار بررسی کرده است.
🟠نتیجه این گفتوگوها نشان میدهد که اغلب متخصصان با آغاز دوباره معاملات موافقند، اما این موضوع را منوط به تکمیل شفافیت اطلاعاتی و روشن شدن آثار احتمالی جنگ بر عملکرد شرکتها میدانند.
🟠در خصوص شیوه بازگشایی گروهی معتقدند که تمامی نمادها باید همزمان به جریان معاملات بازگردد، عدهای دیگر نیز بازگشایی تدریجی و شروع از نمادهای دارای شفافیت بالاتر را رویکرد منطقیتری میدانند.
🔻 مشروح این دیدگاهها در فایل پیوست شده قابل مطالعه است.
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
چرا احتمال جنگ و تجاوز آمریکا به ایران بسیار بالاست؟
گزارش سردبیری والاستریت ژورنال (ده روز پیش) توقعات امریکا از ایران را در مذاکرات، بهروشنی وصف کرده است؛ جملگی این شرایط حاکی از آن است که ایران نباید/نمیتواند این شرایط را بپذیرد.
گزارش کامل WSJ در فرستهی بعد
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
#تحلیل_راهبردی چرا احتمال جنگ و تجاوز آمریکا به ایران بسیار بالاست؟ گزارش سردبیری والاستریت ژورنا
در ادامه ترجمه دقیق متن ارائه شده آورده شده است:
۰۵/۰۷/۲۰۲۶ ۰۲:۰۰:۰۰ [دبلیواسجی] داو جونز وال استریت ژورنال
بررسی و چشمانداز (سرمقاله): توافق با رژیم ایران
(وال استریت ژورنال) -- پرزیدنت ترامپ سهشنبه شب با اشاره به پیشرفت در گفتگوهای هستهای، «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را به طور ناگهانی متوقف کرد. اکنون ایرانیها در حال بررسی یک چارچوب پیشنهادی از سوی ایالات متحده هستند که در صورت پذیرش، منجر به مذاکراتی ۳۰ روزه بر سر یک توافق دقیق خواهد شد. بر اساس گفتگوهای ما با مقامات ارشد، خطوط قرمز ایالات متحده در این مذاکرات به شرح زیر است:
ایالات متحده میگوید به گواهی و اقرار ایران مبنی بر اینکه به دنبال سلاح هستهای نیست، برچیدن تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان، ممنوعیت فعالیتهای هستهای زیرزمینی، و بازرسیهای سرزده (بنا به درخواست) همراه با جریمه برای تخلفات نیاز دارد. ایالات متحده به دنبال یک تعلیق ۲۰ ساله برای غنیسازی هستهای ایران است و خواستار تحویل تمام مواد هستهای غنیشده است.
ایران باید هرمز را بازگشایی کند -- به صورت تدریجی همزمان با کاهش محاصره از سوی ایالات متحده، و سپس به طور کامل با توافق نهایی. بیشترِ لغو تحریمهای ایالات متحده به پایبندی ایران به توافق مشروط خواهد بود و نه صرفاً امضای آن، اگرچه ممکن است در ابتدا برخی از داراییها از انجماد خارج شوند.
روز چهارشنبه آقای ترامپ نوشت: «اگر موافقت نکنند، بمباران شروع میشود.» او گفت که طرفین در حال نزدیک شدن به یک توافق هستند، «اما من قبلاً هم چنین احساسی نسبت به آنها داشتم، بنابراین باید دید چه پیش میآید.» رئیسجمهور برگهای برنده را برای رد کردن یک پشنهاد متقابلِ ضعیف در دست دارد، چرا که حملات ماه ژوئن برنامه هستهای ایران را به عقب راند و محاصره ایالات متحده، رژیم را در یک ضربالاجل بیرحمانه قرار داده است. یک توافق خوب به این شکل خواهد بود:
۱. برچیدن (تاسیسات): این امر از هرگونه «تعلیق» غنیسازی مهمتر است؛ تعلیقی که ایالات متحده و اسرائیل پیش از این از طریق نظامی آن را متوقف کردهاند، برعکسِ آنچه در سال ۲۰۱۵ در زمان باراک اوباما رخ داد. ایران اکنون نمیتواند غنیسازی کند، و در حالی که این کار باید به طور دائمی ممنوع شود، در قبال این رژیم، برچیدن تاسیسات و توانمندیها امری حیاتی است.
ویرانههای فردو، نطنز و اصفهان یک شروع است. حتی عبارت «تمام تاسیسات هستهای در عمق زمین دفن شده» نیز فضایی را برای فریبکاری باقی میگذارد، زیرا تاسیسات زیر کوه «پیکاکس» (Pickaxe) میتواند به عنوان یک «کارگاه ساختمانی» مستثنی شود. یک چارچوب خوب باید نام آن و نام سایت غنیسازی غیرقانونی در اصفهان را که در ماه ژوئن توسط ایران اعلام شد، ذکر کند.
آندرهآ استرایکر، کارشناس هستهای «بنیاد دفاع از دموکراسیها» میگوید ایالات متحده همچنین به برچیدن تحت نظارتِ تمام سانتریفیوژها، از جمله قطعات و توانمندیهای ساخت، به همراه تاسیسات و مواد مربوط به بازفرآوری پلوتونیوم نیاز دارد.
۲. اورانیوم: ایران تمایل دارد صرفاً بر روی ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده خود تمرکز کند. ذخیره ۲۰ درصدی رژیم ممکن است کمخطرتر به نظر برسد، اما رسیدن به آن سطح، خود ۹۰ درصد از مسیر دستیابی به اورانیوم درجه تسلیحاتی است. آن هم باید از بین برود. همچنین صحبت کردن از «اورانیوم با غنیسازی بالا» کافی نیست. رژیم هزاران کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۵ درصد و کمتر از آن را در اختیار دارد که در صورت باقی ماندن در ایران، پایه و اساس محکمی برای راهاندازی مجدد برنامه هستهای است.
همانطور که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ما میگوید: «شصت درصد یک اولویت آشکار است، اما بیست درصد گام قبلی است و آن هم اهمیت دارد. بسته به گزینه انتخاب شده -- خروج از کشور یا رقیقسازی -- مقدار قابل توجهی از اورانیوم ۵ درصد احتمالاً نیاز به بررسی ویژهای دارد.»
۳. بازرسیها: آژانس بینالمللی انرژی اتمی نه تنها به آنچه ایران «سایت هستهای» میداند، بلکه به دسترسی فراتر از آن نیاز دارد. در غیر این صورت، این امر به رژیم فرصت میدهد تا ادعا کند سایتهای تسلیحاتی، «نظامی» هستند و شامل توافق نمیشوند. آژانس باید بتواند به هرجایی که معتقد است به مسائل هستهای مرتبط است برود -- فوراً.
۴. شفافسازی کامل: ایران میتواند بیانیه کاملی از فعالیتهای هستهای گذشته خود ارائه دهد. سپس آژانس میتواند این بیانیه را تأیید کند (که اساساً یک حسابرسی است) و پیوستگی دانش و اطلاعات خود را دوباره برقرار سازد.
۵. هرمز: پس از آتشبس ۸ آوریل، ما دیدیم که تعریف ایران از بازگشایی «تدریجی» به چه شکل است: تردد نفتکشها کاهش یافت. کاهش محاصره ایالات متحده یک امتیاز بزرگ است، بنابراین یک چارچوب (توافق) باید به وضوح مشخص کند که
زندگی در فرهنگ
#تحلیل_راهبردی چرا احتمال جنگ و تجاوز آمریکا به ایران بسیار بالاست؟ گزارش سردبیری والاستریت ژورنا
ما در مقابل چه چیزی دریافت میکنیم. یک توافق نهایی باید تمامی عوارض، مینها و مسیرهای اجباری را ممنوع کند و عبور و مرور آزاد و بدون محدودیت را بازگرداند.
۶. تحریمها: لغو تحریمها ناگزیر به رژیم کمک خواهد کرد و هر توافقی متأسفانه مردم ایران را نادیده میگیرد. اما تحریمها باید به رفتار مشروط شوند و امضا کردن به معنای اقدام نیست. برچیدن تاسیسات در یک جدول زمانی کوتاه و مشخص میتواند تحریمهای هستهای را برطرف کند. تحریمهای مربوط به تروریسم و حقوق بشر میتوانند تا زمانی که رژیم دست از حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر برنداشته است، پابرجا بمانند.
حملات به برنامه هستهای ایران پیش از این نیز شروط پیشنهادی را نسبت به توافق سال ۲۰۱۵ کارآمدتر کرده است. این حملات همچنین نشاندهنده تمایل به حمله مجدد است که بازدارندگی واقعی نیز همین است. با این حال، این رژیم با تاخیر و ابهام زنده است. جزئیات کلیدی باید حتی در چارچوب اولیه به وضوخ تبیین شوند.
روز چهارشنبه، رسانههای دولتی ایران از پیشنهاد ایالات متحده انتقاد کردند و یک مقام ارشد آمریکایی به ما گفت که رژیم احتمالاً همچنان در برابر خطوط قرمز ایالات متحده مقاومت خواهد کرد. برای آقای ترامپ ضروری خواهد بود که محکم بایستد، با این آگاهی که ایران هیچ نیازی به غنیسازی داخلی جز برای ساخت بمب ندارد، و اینکه او نمیتواند روی تغییر رفتار رژیم در طول زمان حساب کند؛ اشتباهی که آقای اوباما مرتکب شد.
او همچنین نمیتواند به رئیسجمهور آینده اعتماد کند که بعداً محدودیتهای سختی را مجدداً اعمال کند. آقای ترامپ در تمایل خود برای رویارویی با ایران منحصربهفرد بوده است. مأموریت در هر توافقی این است که تا زمانی که آقای ترامپ هنوز در مسند کار است، برچیدن کامل هستهای تضمین شود. اگر ایران این کار را نکند، رئیسجمهور مجبور خواهد شد به تهدیدهای خود عمل کند.
🌐@drAshiri
سی ان ان: ایران بهدنبال منبع جدیدی از قدرت در اعماق تنگه هرمز است
🔻تهران اکنون به یکی از شریانهای پنهان اقتصاد جهانی چشم دوخته است: کابلهای زیردریایی. / شفقنا
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
سی ان ان: ایران بهدنبال منبع جدیدی از قدرت در اعماق تنگه هرمز است 🔻تهران اکنون به یکی از شریانهای
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حکمرانی_سایبری
◀️ تهدید تلویحی قطع کابلهای فیبرنوری در صدا و سیما
🌐@drAshiri
هدایت شده از مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه
❖ فلسفه اینجا تبدیل بهنوعی اژدها گیری شده است!
❃ فلسفه در دوران جدید دانش فرهیختهای است که همهی امور زندگی بشر را مورد تعمق مفهومی قرار میدهد؛ اما این کار را با زبانی فرهیخته انجام میدهد. توجه کنید که لااقل در آلمان که از حیث فلسفی سرآمد است، ما یک فلسفه داشتیم و یک تئوری فلسفه. از روی کانت، هگل، فیشته، هوسرل، هایدگر یا بلومنبرگ میتوان متناسب با پرسشهای موجود چندین تئوری بیرون کشید.
❃ اکنون اینجا هر کس میرود یکی از این تئوریها برمیدارد و ترجمه میکند. پس پرسشهای من ایرانی و جامعهی ایرانی کجاست؟ پس فلسفه چه نقشی در زندگی سیاسی و اجتماعی ما میخواهد ایفا کند؟ فلسفه اینجا تبدیل بهنوعی اژدها گیری شده است؛ بدین شکل که از استادی که اژدها گیری درس میداد، پرسیدند که حال که اژدهایی وجود ندارد، پس شاگردانت در آینده چهکاره میشوند؟ او گفت: به نسل بعدی اژدها گیری درس میدهند.
❃ وضعیت فلسفه خوانی ما نیز چنین شده است. ما هم فلسفه میخوانیم تا مرتب درباره فیلسوفان حرف بزنیم؛ اما فلسفه، تاریخ فلسفه نیست. فلسفه به قول هگل، آگاهی به اینجا و اکنون است. ما در ادبیات فیلم، رمان، شعر، ژورنالیسم و دربارهی خودمان فکر کردهایم، اما آنها را نفلسفیدهایم.
▫️یادداشتی از مرحوم محمد علی مرادی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#ساخت_جهانی_دیگر | #علوم_اجتماعی | #علوم_انسانی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
رصد
خط تحلیلی ۵ رسانه بزرگ شرق جهان دربارهی ایران
۱. الجزیره (Al Jazeera) – قطر/خاورمیانه
خط تحلیلی اصلی: اعمال حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز و بنبست ابتکارات واشنگتن
* محور گزارشها: الجزیره در ۱۸ ساعت گذشته تمرکز ویژهای روی بیانیههای مقامات ارشد تهران داشته است. این شبکه با بازتاب گسترده سخنان معاون اول رئیسجمهور ایران (دکتر عارف) و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، خط تحلیلی خود را روی «قواعد بازی جدید در هرمز» چید.
* زاویه نگاه: الجزیره تحلیل میکند که ایران دیگر اجازه عبور تجهیزات نظامی «دشمن» را از تنگه هرمز نخواهد داد و به زودی از یک «مکانیسم حرفهای و بومی» برای کنترل ترافیک دریایی رونمایی میکند. خط تحلیلی این رسانه تاکید دارد که این مسیر روی حامیان «پروژه آزادی» آمریکا بسته خواهد ماند و تهران عملاً در حال تبدیل کردن حق حاکمیت خود به یک اهرم فشار قانونی و ژئوپولیتیک است.
۲. گلوبال تایمز (Global Times) – چین
خط تحلیلی اصلی: طرح ۴ مادهای پکن برای خلیج فارس و نقد ساختاری نظام «قانون جنگل» آمریکا
* محور گزارشها: رسانه رسمی و تند تیز پکن، همزمان با سفر دونالد ترامپ به چین، مانور سنگینی روی اعلام حمایت رسمی ایران از «طرح امنیت خلیج فارس شیجینپینگ» داده است.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی گلوبال تایمز بر این استوار است که تنها راه خروج از بحران هرمز، دیپلماسی چندجانبه و آتشبس دائمی است، نه بلوفهای نظامی ترامپ. این رسانه با تکیه بر مواضع سفیر ایران در پکن، طرح ۴ مادهای چین (مبتنی بر امنیت جامع، احترام به حاکمیت و توسعه مشترک) را به عنوان تنها جایگزین عقلانی معرفی میکند و به واشنگتن هشدار میدهد که اصرار بر محاصره دریایی ایران، سیستم بینالمللی را به سمت «قانون جنگل» سوق میدهد.
۳. خبرگزاری تاس (TASS) – روسیه
خط تحلیلی اصلی: بریکس به عنوان پناهگاه دیپلماتیک ایران و شکست استراتژی انزوای غربی
* محور گزارشها: خبرگزاری رسمی روسیه تمرکز خود را روی سفر وزیر امور خارجه ایران به هند برای شرکت در نشست وزرای خارجه بریکس قرار داده است.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی تاس نشان میدهد که مسکو بحران ایران را فرصتی برای تثبیت قدرت «اکثریت جهانی» (Global Majority) در برابر غرب میداند. تاس تحلیل میکند که حضور فعال ایران در ائتلاف بریکس و پایداری معاهده شراکت راهبردی جامع میان تهران و مسکو، عملاً اثرگذاری تحریمها و محاصرههای دریایی آمریکا را خنثی کرده است. از نگاه تاس، ائتلافهای شرقی اکنون وزنهای سنگینتر از تهدیدات پنتاگون هستند.
۴. نیکی آسیا (Nikkei Asia) – ژاپن
خط تحلیلی اصلی: گروگانگیری بورسهای آسیا توسط نفت ۱۰۷ دلاری و سایه جنگ بر سر تکنولوژی
* محور گزارشها: این غول رسانهای ژاپن با نگاهی نگران به تابلوهای بورس توکیو و سئول، به تحلیل پیامدهای بیانیه تند ترامپ (که پاسخ ایران را ناامیدکننده خوانده بود) پرداخته است.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی نیکی آسیا کاملاً اقتصادی و محافظهکارانه است. این رسانه گزارش داد که چطور جهش قیمت نفت برنت به بالای **۱۰۷ دلار**، صعود بیسابقه شاخصهای بورس آسیا (به ویژه سهامهای مرتبط با هوش مصنوعی و نیمههادیها در ژاپن و کره جنوبی) را متوقف کرده و به زیر کشیده است. تحلیل نیکی ناظر بر این است که شرق آسیا، قربانی اصلی طولانی شدن بحران هرمز و تورم وارداتی ناشی از نرخ انرژی خواهد بود.
۵. تایمز آو ایندیا (Times of India) – هند
خط تحلیلی اصلی: موازنه استراتژیک نیودلهی میان امنیت انرژی و رهبری بریکس
* محور گزارشها: رسانههای بزرگ هند در ۱۸ ساعت گذشته درگیر یک پارادوکس بزرگ بودهاند؛ میزبانی از بریکس از یک سو و مدیریت بحران سوخت در داخل کشور از سوی دیگر.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی این رسانه بر روی «دیپلماسی متوازن» تاکید دارد. از طرفی به بازتاب دستور نخستوزیر مودی برای صرفهجویی در مصرف سوخت (مانند آنلاین کردن برخی جلسات دادگاه عالی هند برای کاهش تردد) میپردازد و از طرف دیگر تاکید میکند که هند به عنوان رئیس دورهای بریکس، مایل نیست روابط استراتژیک و کریدورهای شمال-جنوب خود با ایران را فدای فشارهای کاخ سفید کند.
🌐@drAshiri
#رصد
خط تحلیلی ۵ رسانهی غربی جهان دربارهی ایران
۱. نیویورک تایمز (The New York Times)
خط تحلیلی اصلی: بنبست کامل دیپلماتیک و بازگشت به سناریوی نظامی (عملیات پتک)
* محور گزارشها: این رسانه طی یک گزارش افشاگرانه و مفصل اعلام کرد که کاخ سفید در حال ارزیابی نهایی برای بازگشت به عملیات نظامی گسترده علیه ایران است. بر اساس تحلیل این روزنامه، دونالد ترامپ پس از بازگشت از پکن، طرح پیشنهادی ۱۴ مادهای ایران را رد کرده و به مقامات ارشد خود دستور داده تا نقشههای نظامی جدیدی را تحت عنوان «عملیات پتک» (Operation Sledgehammer) آماده کنند.
* زاویه نگاه: نیویورک تایمز تمرکز خود را بر جزئیات عملیاتی گذاشته است؛ از جمله آمادگی نیروهای ویژه آمریکا برای نفوذ جراحیگونه به تأسیسات هستهای اصفهان و کمپین بمباران گسترده زیرساختهای دولتی ایران در صورت شکست کامل دیپلماسی. خط تحلیلی این رسانه، وضعیت فعلی را «آرامش قبل از طوفان» ارزیابی میکند.
۲. بلومبرگ (Bloomberg)
خط تحلیلی اصلی: وحشت بازارها، اختلال در زنجیره تأمین و مسابقه جهانی برای انبارش کالا
* محور گزارشها: بلومبرگ با نگاهی کاملاً اقتصادی و بازرگانی به بحران پرداخته و گزارش داده است که «مسابقه جهانی برای ذخیرهسازی کالاها در سایه جنگ ایران شدت گرفته است».
* زاویه نگاه: خط تحلیلی بلومبرگ بر روی پیامدهای کلان اختلال در خطوط کشتیرانی متمرکز است. این وبگاه تحلیل میکند که صنایع بزرگ دنیا از ترس طولانی شدن بحران و مسدود ماندن تنگه هرمز، به سمت انبارش انبوه مواد اولیه و کالاها هجوم آوردهاند که این امر موج جدیدی از تورم ساختاری را در بازارهای جهانی ایجاد خواهد کرد.
۳. اکونومیست (The Economist)
خط تحلیلی اصلی: فاجعه در بازارهای جهانی انرژی و فروپاشی خوشبینی معاملهگران
* محور گزارشها: این نشریه معتبر در تحلیل ساعات گذشته خود هشدار داده که بازارهای جهانی انرژی در آستانه یک فاجعه تمامعیار هستند.
* زاویه نگاه: اکونومیست روند نوسانات قیمت نفت را بررسی کرده و مینویسد که با وجود سیگنالهای مثبت اولیه، تغییر موضع سریع در خلیج فارس و ناامنی در مسیرهای مواصلاتی دریایی باعث شده قیمت نفت برنت به بالای ۱۲۶ دلار در هر بشکه جهش کند. تحلیل اکونومیست بر این است که محاصره دریایی و ناامنی هرمز، مکانیسمهای سنتی کنترل بازار نفت را بیاثر کرده است.
۴. فایننشال تایمز (Financial Times)
خط تحلیلی اصلی: هزینههای فرسایشی برای اقتصاد آمریکا و چرخش دیپلماتیک متحدان منطقهای
* محور گزارشها: فایننشال تایمز از دو زاویه به موضوع پرداخته است؛ اول، تحمیل خسارات صدها میلیارد دلاری به اقتصاد ایالات متحده (ناشی از تخلیه زرادخانههای موشکی پنتاگون و شوک سوخت به شهروندان آمریکایی)، و دوم، تلاشهای مستقل کشورهای منطقه.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی بسیار مهم FT نشان میدهد که به دلیل پرهزینه بودن این جنگ برای غرب، کشورهای منطقهای مانند عربستان سعودی منتظر واشنگتن نمانده و به دنبال راهحلهای موازی هستند. این رسانه فاش کرد که ریاض ایده یک «پیمان عدم تجاوز منطقهای» را با ایران مطرح کرده تا بتواند تنشها را پس از پایان احتمالی این بحران مدیریت کند.
۵. والاستریت ژورنال (Wall Street Journal)
خط تحلیلی اصلی: تغییر ژئواکونومیک نقشه ترانزیت و راهحلهای لجستیکی جایگزین
* محور گزارشها: والاستریت ژورنال تمرکز خود را بر روی واکنش ساختاری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به انسداد یا ناامنی تنگه هرمز قرار داده است.
* زاویه نگاه: خط تحلیلی WSJ نشان میدهد که کشورهای عربی به جای تمرکز صرف بر سیاست، در حال پیادهسازی یک کلانپروژه لجستیکی هستند: توسعه سریع مسیرهای زمینی در سراسر شبهجزیره عربستان برای دور زدن تنگه هرمز. این رسانه تحلیل میکند که ایران با اهرم هرمز توانسته نقشه ترانزیت خاورمیانه را بهطور دائم تغییر دهد و کشورهای منطقه را به سمت مسیرهای جایگزین پرهزینه اما امنتر سوق دهد.
🌐@drAshiri