🔴 وقتی میخواهید از مردم پول بگیرید هزینهها را دلاری حساب میکنید اما وقتی میخواهید پول بدهید عاشق ریال میشوید
🔻 روزنامه اطلاعات در گزارشی به تناقض محاسباتی دلار-ریال در اقتصاد ایران پرداخت و نوشت:
🔸 صورت ساده مسأله این است که در ادبیات و عمل دولت، تقریباً تمام قیمتهای نسبی در اقتصاد ایران با دلار آمریکا سنجیده میشود و کالا و خدمات دولتی هم با این ارز به مردم فروخته میشود؛ این در حالی است که درآمد اکثریت ایرانیان به ریال است. هزینهها به دلار است و درآمدها به ریال.
🔸 نگاهی به رفتار محاسباتی دولت نشان میدهد تقریباً هیچ کالا و خدمت عمومی نیست که ارزشش با دلار آمریکا محاسبه نشود؛ از آب و برق و ارتباطات گرفته تا گندم و گوشت و روغن و بنزین و گاز و فولاد و سیمان و خودرو و بلیت هواپیما و دارو و درمان و اجاره مسکن و طلا و سکه.
🔸 مشکل اینجاست که عوامل و مواد اولیه تولید به صورت ریالی از جیب عموم مردم برداشته میشود، اما محصول نهایی در قیمت روز جهانی و بهای بازار آزاد دلار ضرب شده و به مردم فروخته میشود. به عنوان نمونه، ماده اولیه تولید پتروشیمی گاز است که انفال محسوب میشود و با نرخ ثابت ریالی در اختیار بنگاهها قرار میگیرد، اما محصول نهایی با نرخ جهانی و قیمت دلار آزاد محاسبه و فروخته میشود.
🔸 دولت و کارشناسان اقتصادی که از مضرات قیمتگذاری دستوری و لزوم آزادسازی سخن میگویند، حاضر نیستند به این تناقض پاسخ دهند که چرا وقتی نوبت به رشد قیمتها میرسد محاسبات دلاری است، اما وقتی نوبت حقوق کارمندان و کارگران است همه چیز به ریال تغییر میکند.
🔸 تا وقتی معادله مجهول ریال-دلار در اقتصاد ایران حل نشده و واحد پولی محاسبه هزینه-درآمد یکسان نشود، تورم و فقر و بیکاری گسترده ادامه داشته و سود این تناقض فقط نصیب عدهای خاص خواهد شد.
🌐@drAshiri
برت اریکسون، کارشناس جرایم مالی و ژئوپلیتیک آمریکایی
در حالی که ارزش ریال ایران به رکورد بیسابقه ۲ میلیون ریال در برابر هر دلار رسیده، نگاهی دقیقتر به فراتر از تیترهای خبری، نکتهای متفاوت و قابل تأمل را آشکار میکند.
بدون تردید، ریال در دوران جنگ، بسیار مقاومتر از دو سال پیش از آغاز آن عمل کرده است.
در ۲۸ فوریه ۲۰۲۴ (دو سال پیش از شروع جنگ)، نرخ دلار ۵۸۶ هزار و ۵۰۰ ریال بود. اما در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (آغاز جنگ)، این نرخ به یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۵۰۰ ریال رسید. با محاسبه نرخ رشد مرکب ماهانه، متوجه میشویم که در آن دوره ۲۴ ماهه، نرخ رشد ماهانه تورم ۴.۵۹ درصد بوده است.
امروز ارزش ریال به ۲ میلیون در برابر دلار رسیده است. این یعنی ریال طی ۵.۸ ماه اخیر از یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۵۰۰ به ۲ میلیون رسیده که نرخ رشد مرکب ماهانه آن ۲.۶۳ درصد است.
با مقایسه این دو رقم، شاهد کاهش ۴۲.۶۷ درصدی در نرخ افت ارزش پول هستیم. به عبارت دیگر، ریال ایران در برابر دلار، ۴۲.۶۷ درصد نسبت به دو سال منتهی به جنگ، مقاومتر عمل کرده است.
اگرچه وضعیت فعلی ریال ایران وخیم است، اما این آمار نشاندهنده اقتصادی در آستانه فروپاشی کامل و هرجومرج اقتصادی نیست. آیا این وضعیت ممکن است در آینده تغییر کند؟ قطعاً. اما آیا دادهها تایید میکنند که کارزار جنگ اقتصادی فعلی آمریکا، اقتصاد ایران را به لبه پرتگاه کشانده است؟ خیر.
🌐@drAshiri
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ اینکه یک مقام ارشد اجرایی کشور میگوید اگر «ارز ترجیحی را حذف نمیکردیم، قحطی میآمد» جزو ۵ حرف شرمآور در ۱۰۰ سال گذشته است.
🔹️دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد:
با گرانسازی کالا قحطی به مردم تحمیل میکنند تا آنها نتوانند کالا بخرند، بعد باد به غبغب میاندازند و منت وفور کالا بر سر مردم میگذارند.
پولسازی «پتروشیمی خلیج فارس» با شوک قیمتی دلار!
🔻بیایید با یکی دیگر از واقعیتهای اقتصاد سیاسیِ رانتی ایران، بیشتر آشنا بشویم. پتروشیمی خلیج فارس - شرکتی که این روزها بر سر ریاستش دعواست - با ثبت سود خالص ۱۸۷.۳ همت، رشد ۴۸ درصدی را نسبت به سال گذشته ثبت کرد.
🔺 نماد این شرکت در بورس (فارس) در هفته گذشته با بازدهی ۱۹.۶۱ درصدی، سومین سهام پربازده بورس تهران بود.
🔻دقت کنید که بخش قابل توجهی از این جهش سود نهایی، ناشی از افزایش نرخ تسعیر ارز (جهش قیمت دلار و تضعیف پول ملی) بوده است.
🔺پس میشود در ایران، نه نوآوری داشت و نه بهرهوری را افزایش داد و نه شفافیت را افزایش داد و نه حتی تولید را بیشتر و بهتر کرد اما با همهی این ضعفها، بیش از ۱۸۷ همت، سود خالص ثبت کرد!
زیبا نیست؟!
🌐@drAshiri
باسمه تعالی
پیکر خسته و زخمی را مدام جراحی نمیکنند
محمدمهدی خیرجو
آتش وقتی شعلهور میشود که گرما، اکسیژن و ماده سوختنی همزمان کنار هم قرار بگیرند. برای خاموش کردن آن هم کافی است این عوامل را از میان برداریم. در مدیریت بحرانهای فراگیر نیز منطق کموبیش همین است؛ پس نباید اجازه داد چند عامل تنشزا در یک زمان به هم متصل شوند و بحران بزرگتری بسازند.
نگاهی به شرایط امروز جامعه نشان میدهد دستکم سه عامل نگرانکننده همزمان در حال برجسته شدن است، افزایش شتابان نرخ ارز و به تبع آن تورم و فشار روزافزون بر معیشت مردم، بحثهای ضد و نقیض دولتمردان درباره قیمت بنزین و دوباره داغ شدن مسائل مربوط به بدپوششی و توسعهی رفتارهای ناهنجار اجتماعی در اماکن عمومی.
هیچکدام از این مسائل برای جامعه ایران تازه نیست. تجربه آبان ۱۳۹۸، پاییز ۱۴۰۱ و حوادث دیماه ۱۴۰۴ نشان داده است که هر یک از این عوامل، به تنهایی میتواند زمینهساز نارضایتی و گسترش اعتراض و سوءاستفاده دشمن شود. نگرانی اصلی اما زمانی جدیتر میشود که این مسائل در میانهی یک جنگ تمام عیار وجودی با آمریکا و رژیم صهیونیستی و تمام بدخواهان ملت ایران، همزمان با یکدیگر فعال شوند و فشار اقتصادی، نگرانیهای اجتماعی و بیاعتمادی روی هم قرار دهند. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه سیاستگذار و مسئول این است که اجازه ندهد این حلقه کامل شود و این زنجیره را قطع کند.
در میدان تقابل خارجی نیز نباید این واقعیت را نادیده گرفت که فشار اقتصادی صرفاً با هدف محدود کردن منابع کشور اعمال نمیشود. طبیعی است که طرف مقابل امیدوار باشد فشار اقتصادی در داخل به نارضایتی اجتماعی تبدیل شود و از شکافهای موجود برای افزایش فشار و رسیدن به نقطه جنگ و تجاوز استفاده کند. انتشار مطالب مکرر با چنین محتوایی از سوی ترامپ یا صحبتهای اخیر ونس معاون اولش و اسکات سنت وزیر خزانهداری آمریکا، در همین راستا ارزیابی میشود. به همین دلیل، تصمیمهای داخلی را نمیتوان فارغ و جدا از شرایطی که کشور در آن قرار دارد بررسی کرد. مشکل درست از جایی آغاز میشود که هر دستگاه و هر بخش، مسئله خود را جدا از تصویر کلی کشور ببیند و بدون توجه به پیامدهای اجتماعی و مخاطرات امنیتی، اظهارنظر و عمل کند.
اصلاحات اقتصادی از قضا در اصل امر بدی نیست؛ گاهی اصلاحات جدی و حتی سخت اجتنابناپذیرند اما موضوع اینجاست که این نسخههایی که پیچیده و تجویز میشود، بارها و بارها در سه دهه اخیر آزموده شده و هربار نتایج ناگوارتری برجا گذاشته است، پس باید یکبار برای همیشه این روند، تجربیات و عبرتها را پیش از هر اقدام جدیدی ارزیابی و حقیقتیابی کرد؛ مگر میشود یک شیوه و سیاست بظاهر درست، بارها و بارها نتایج غلط و پرهزینهای برجای بگذارد و مجدد به سراغ همان افراد و شیوهها برویم؛ به عبارتی بدون رودربایستی باید گفت، نتیجه شیوههایی که این روزها از سوی برخی چهرههای اقتصادی برای جراحی پیشنهاد میشود، از پیش مشخص است و در رد آن و غلط بودن مفروضاتش طی دهههای اخیر چندین جلد مثنوی هفتاد من کاغذ نوشته شده و کافیست به آن و ثمراتش در هر بار اجرا مراجعه کنند.
از طرفی امروز مسئله، زمان و شیوه انجام این دست اقدامات به اصطلاح اصلاحی است که نیاز به بازنگری جدی دارد. جراحی را زمانی انجام میدهند که بیمار توان و تحمل آن را داشته باشد و پزشک نیز مطمئن باشد که تشخیص و سناریوی او برای درمان، مداخلات و زمینهها و پیشنه درمان کاملا بررسی شده و با کمترین عوارض وضعیت بیمار را بهتر میکند. بیماری که از قضا به دلیل اشتباهات گذشته در تشخیص و درمان، بهشدت ضعیف و خسته است و پیش از هر چیز به تثبیت شرایط و بازگشت قوای از دست رفته نیاز دارد.
تجربه برخی سیاستهای اقتصادی پرهزینه در سالهای گذشته نیز نشان داده است که اصلاحات شتابزده، بدون فراهم کردن مقدمات لازم و بدون توجه به آثار اجتماعی آن، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و امنیت کشور را به خطر بیاندازد. افزایش تورم و فشار بر زندگی مردم، فقط یک شاخص اقتصادی نیست که سهلانگارانه با آن برخورد کنیم بلکه مستقیماً بر احساس امنیت، امید و اعتماد عمومی اثر میگذارد.
اگر افزایش نرخ ارز، فشار معیشتی، تصمیمهای قیمتی و مناقشات اجتماعی همزمان بر زندگی مردم سایه بیندازند، هر کدام میتواند دیگری را تقویت کند. در مقابل، اگر بتوانیم دستکم یک یا دو عامل را کنترل کنیم و التیام بخشیم، از شدت گرفتن چرخه بحران کاستهایم و آنگاه به سمت حل مسائل پیش خواهیم رفت.
در چنین شرایطی، اولویتها به نظر بدیهی است، تصمیم یکپارچه با مدیریت واحد اقتصادی برای کاهش فشار تورم بر مردم، جلوگیری از شوکهای ناگهانی، پرهیز از تصمیمهای تحریککننده اجتماعی و کنترل غیراعلامی و عالمانه پدیدههایی که میدانیم یک سر محرک خارجی دارد و تقویت ارتباط میان مردم و مسئولان برای ایجاد حس
اعتماد.
ایران اسلامی عزیز امروز درست مانند پهلوانان اساطیری، در میانه گذر از هفتخوانی سخت، سرنوشتساز و نفسگیر است؛ پهلوانی که تن ستبرش از پیکارهای پیاپی با دشمنان قلدر و ناملایمات روزگار، مجروح انواع و اقسام زخمها و جراحتهاست و با تمام توان، استوار بر پای ایستاده تا از این گذرگاه پرمخاطره عبور کند. در چنین احوالی، هر دست ناشی یا تصمیم ناپختهای که به بهانه اصلاح یا جراحی، مرهم را کنار بزند و زخمهای تازه بر این پیکر مجروح بیفزاید یا جراحتهای کهنه را باز کند، خطایی نابخشودنی و ناگوار است. باز کردن بیموقع این زخمها در میانه میدان نبرد، نه تنها درمانی به همراه ندارد، بلکه رمق و توان باقیمانده پهلوان را میفرساید، قامت رشیدش را بر زمین میزند و او را در برابر حریف از پا درمیآورد.
جنگ از حالت ترکیبی به یک جنگ تراکمی تبدیل شده؛ یعنی دشمن میخواهد لایههای مختلف فشار را آنقدر روی هم بچیند تا از یک لغزش داخلی استفاده کرده و ضربه نهایی را بزند. در این فضا، ندیدن تصویر کلان و دست زدن به تصمیمهای جزیرهای و مقطعی، دقیقاً افتادن در تلهای است که برای کشور تدارک دیدهاند.
امروز پیش از هر تصمیم بزرگ، باید جامعه را آرام کرد. آرامش، مقدمه اصلاح است نه نتیجهی آن.
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید طهرانچی ترور خود را پیشبینی کرده بود
محسن اسلامزاده مستندساز
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
⚡فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ⚡
📸 ترامپ: من "بزرگترین" رئیس جمهور آمریکا هستم!
«أنا رئيسُكُم الأكبر»
«أنا رئيسُكُم الأعظم»
@hamshenasi
شیخ محمد عمران - سوره فصلت_128k.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
شیخ محمد عمران (تولد: 1323– درگذشتهی: 1373 خورشیدی) از چهرههای کمنظیر تلاوت و ابتهال مصر و جهان اسلام بود؛ قاریای با شناخت ژرف از مقامهای موسیقایی و قدرتی شگفت در تبدیل معنا به صوت.
این روزها و ماهها، استکبار و تکبر آمریکایی، زهرهای بسیاری در جان ما ریخته است؛ هرچند با نصرت الهی، مجاهدان حزبالله و لشکر حق، او را درهمکوبیدهاند.
اکنون، گوشِ دل و جان بسپاریم به این شاهکار تاریخی در هنر تلاوت قرآن کریم.
در تلاوت سورهی فصلت، از آیهی ۱۵ به بعد، این ویژگی بهخوبی آشکار میشود: از تکبّر قوم عاد در «مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً» تا فرود آمدن «رِیحًا صَرْصَرًا» و سرنوشت ثمود، صدا پیوسته با معنای آیات حرکت میکند. عمران قرآن را تنها خوش نمیخواند؛ معنا را در دستگاه صوتی خود مجسّم میکند. تغییر مقام، کشش صوت و سکوتهای کوتاهش گویی هر بار زاویهی تازهای از آیه را آشکار میسازد. شاید راز ماندگاری تلاوتهای او همین باشد: در صدای محمد عمران، موسیقی در خدمت کلام قرار میگیرد و شنونده پیش از آنکه دربارهی معنا بیندیشد، آن را احساس میکند.
🌐@drAshiri
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 ناترازی بنزین؛ مسئله قیمت نیست، مسئله دقت در حکمرانی است
▪️ یادداشت | حسن حسنخانی: وقتی حدود ۴۰ درصد بنزین کشور روزانه از طریق کارتهای جایگاه و بهصورت بینام مصرف میشود، وقتی تراکنشهای بانکی از افرادی حکایت دارد که در یک ماه بیش از ۳۵۰۰ لیتر بنزین مصرف کردهاند، وقتی دهها هزار خودروی گرانقیمت در خیابانها تردد میکنند و حتی افرادی مالک بیش از ۲۰ خودروی شخصی هستند، اما هیچ سازوکار مالیاتی مؤثری برای این سطح از مصرف و مالکیت وجود ندارد، نمیتوان سادهترین راه را انتخاب کرد و هزینه ناترازی را با گران کردن بنزین از همه مردم گرفت.
➖ در چنین الگویی، کارگر، کارمند و رانندهای که مصرف عادی و ضروری دارد باید بهخاطر رفتار گروه کوچکی از بدمصرفها هزینه بیشتری بپردازد؛ در حالی که مسئله اصلی، فقدان استفاده مؤثر از داده و ضعف در هدفگیری سیاست است.
➖ از میان ۹۰ میلیون نفر جمعیت و حدود ۳۲ میلیون کارت سوخت، میتوان برآورد کرد که تعداد مصرفکنندگان واقعاً نامتعارف بسیار محدود است؛ شاید در حد ۱۰۰ هزار نفر. البته باید مصرف حرفهای وانتها، تاکسیها و رانندگان پلتفرمی را جدا کرد. مسئله، افرادی هستند که ماهانه بیش از ۳۰۰۰ لیتر مصرف دارند؛ از قاچاقچیان و «شوتیها» تا مصرفکنندگان بسیار پرمصرف و غیرضروری.
➖ اگر سیاستگذاری دقیق باشد، تمرکز مالیاتی، نظارتی و محدودکننده بر همین گروه میتواند بخش بزرگی از مسئله را هدف قرار دهد؛ اما تصمیم شتابزده، هم ۹۰ میلیون نفر را متحمل هزینه میکند و هم الزاماً ناترازی را رفع نخواهد کرد.
➖ در شرایط جنگی، بیش از هر چیز به دقت در تصمیمگیری نیاز داریم. دعوای «قیمتی یا غیرقیمتی» نیز بیهوده است؛ سیاستگذار باید همه جعبهابزار خود را بهکار گیرد. مسئله اصلی انتخاب یک ابزار نیست، بلکه کیفیت و دقت در استفاده از ابزارهاست.
#رصد
#یادداشت
#بنزین
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌀«ناترازی بنزین» فقط بهانهای برای گرانسازی است
🔻سیدنظام الدین موسوی(مستشار دیوان محاسبات): با ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاری میشد فاز دوم پالایشگاه آبادان را راهاندازی کرد و روزانه ۱۵ میلیون لیتر به تولید بنزین کشور اضافه کرد.
🔹 یادآوری: کل ناترازی ادعایی ۱۴ میلیون لیتر در روز است .
🌐@drAshiri