هدایت شده از امیر سیاهپوش
🔴حرفهای این برده ی اپستینیان یادتان بماند...
این گنده گوی اماراتی را ببینید و اسکرین شات این توییتش را هم ذخیره کنید ؛ چند روز بعد لازمتان می شود!
ترجمه بخشی از توییت:
آتشبس وجود ندارد کار را تمام کنید با تمام توان.
تروریستها فعال مدنی نیستند؛ آنها هدف هستند.
امارات متحده عربی محکم ایستاده است.
هیچ معاملهای با ترور وجود ندارد. هیچ مصالحهای نیست!
@d_siahpoosh
هدایت شده از ناصر فخاری
📝 یادداشت تحلیلی تکمیلی | شیراز؛ مرکز ثقل لجستیک جنوب
ناصر فخاری
۶ فروردین ۱۴۰۵
✍ در تکمیل تحلیل قبلی درباره جزایر، یک فکت جدید اما بسیار مهم را بررسی کردم: شیراز، مرکز لجستیک اصلی نوار مرزی جنوب، طی دو هفته اخیر هدف سنگینترین حملات هوایی قرار گرفته است.
۱. تأیید میدانی: شیراز چگونه هدف قرار گرفت؟
تصاویر ماهوارهای منتشرشده در ۱۵ اسفند (۶ مارس) نشان میدهد که در فرودگاه بینالمللی شیراز:
▫️۲ فروند C-130 هرکولس (پشتیبان اصلی نیروهای زمینی) هدف حمله قرار گرفته است.
▫️۱ فروند Il-76 (ترابری سنگین راهبردی) نیز مورد هدف قرار گرفته است.
اما این پایان ماجرا نبود. در ۲۳ اسفند، ارتش اسرائیل اعلام کرد که در شیراز:
▫️یک تأسیسات زیرزمینی تولید و ذخیره موشکهای بالستیک را هدف قرار داده است.
▫️مرکز فرماندهی نیروهای امنیت داخلی در شیراز نیز بمباران شده است.
و در روزهای پایانی سال (۲۸ اسفند و ۴ فروردین)، پایگاه هفتم شکاری شیراز (تاکتیکال ایر بیس) چندین بار هدف حملات موشکی و هوایی قرار گرفت.
۲. چرا شیراز؟ تحلیل راهبردی
شیراز صرفاً یک شهر بزرگ نیست. این شهر حلقه اتصال مرکز به جنوب است:
▫️پایگاه هوایی شیراز، تأمینکننده امنیت هوایی کل منطقه خلیج فارس و جزایر.
▫️ناوگان C-130 و Il-76 مستقر در شیراز، خط لوله لجستیکی بودند که نیرو و مهمات را به بنادر جنوبی و جزایر میرساندند.
▫️تأسیسات موشکی زیرزمینی شیراز، بخشی از زرادخانهای بودند که قرار بود پاسخگوی تهدیدات در خلیج فارس باشند.
۳. پیوند با سناریوی جزایر: تصویر کامل شد
با اضافه شدن این قطعه به پازل، نقشه دشمن شفافتر میشود:
فاز اول (پیشنیاز): انهدام ناوگان ترابری و پایگاههای هوایی پشتیبان (شیراز و تهران)
فاز دوم (همزمان): انهدام خطوط تولید و ذخیره موشکها (شیراز و اصفهان)
فاز سوم (تهدید قریبالوقوع): اقدام زمینی روی جزایر خارک و سهگانه با کمترین احتمال مداخله هوایی و لجستیکی مؤثر از سوی ایران
انهدام C-130ها در شیراز یعنی اگر هماکنون نیروهای ایرانی در جزایر درگیر درگیری شوند، امکان پشتیبانی سریع هوایی و انتقال تجهیزات سنگین به آنها به شدت محدود شده است.
۴. جمعبندی
دشمن پیش از آنکه حتی بحث تصرف جزایر را علنی کند، پشت صحنه مرکز ثقل لجستیک ایران در جنوب را هدف گرفته است. این یعنی:
۱. سناریوی تصرف جزایر جدی است و تدارکات نظامی آن فراتر از حرف و حدیثهای رسانهای انجام شده است.
۲. نقطه آسیبپذیر ایران در روزهای آینده، توان بازسازی سریع خطوط لجستیک به جنوب خواهد بود.
۳. هشدار: هرگونه اقدام زمینی در جزایر، احتمالاً با شدت بیشتری از آنچه در رسانهها مطرح میشود، با هدف بهرهبرداری از این خلاء لجستیکی طراحی شده است.
⛔️ لازم به ذکر است: این تحلیل صرفاً بر اساس دادههای موجود و گزارشهای بینالمللی منتشرشده تهیه شده و هدف آن کمک به درک بهتر ابعاد نظامی تحولات منطقه است.
@Fakhari_ir
🔹پاتریشیا مارینز:
۸ فروند از هر ۱۰ موشک ایرانی به اسرائیل اصابت کرده است.
پس از ۲۷ روز جنگ و انهدام یا آسیب رساندن به بیش از ۱۰ رادار در منطقه، ایران موفقیت خود را در برابر سامانههای پدافندی بهطور چشمگیری افزایش داده است.
به گزارش هاآرتص، از هر ۱۰ موشک ۸ فروند به اسرائیل اصابت میکند و ایران اکنون بر صنایع دفاعی اسرائیل و زنجیره پردازش آن متمرکز شده است.
تفاوت اصلی بین عملکرد ایران و اتحاد آمریکا-اسرائیل در این است که برنامهریزی، زمانبندی و لجستیک ایران بهوضوح توسط پرسنل نظامی و بدون دخالت مستقیم سیاسی انجام میشود؛ برخلاف آنچه در آمریکا و اسرائیل جریان دارد.
کمبود مهمات تهاجمی و دفاعی نشان میدهد که از جنگ ۱۲ روزه درس کمی گرفته شده است؛ چرا که در آن زمان نیز همین وضعیت در کمتر از ۱۰ روز شروع به خودنمایی کرده بود.
https://x.com/i/status/2037177956884263403
@drAshiri
#تحلیل_جنگ
تحلیلی از۴ هفته جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت ایران
مهدی خراطیان
دون شک ایران در یکی از مهمترین برهههای تاریخ خود قرار دارد و البته همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقهای یافت، اما ابعاد آن بسرعت جهانی گردید و به جرات میتوان گفت که نه فقط نظم منطقه خاورمیانه، بلکه بسیاری از معادلات مهم بین المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد گردید.
در این نوشتار مفصل، که نوشتن آن دهها ساعت به طول خواهد انجامید، تلاش خواهد شد ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکی از مهمترین جنگهای تاریخ معاصر تبیین شده و چشم اندازها و سناریوهای محتمل بر مبنای داده های کمی و کیفی برای مخاطب ترسیم شود.
در این نوشتار نشان خواهیم داد که ترامپ چگونه با فشار بیسابقه لابی اسرائیل و تحریک جاه طلبی وی توسط جناح برتری طلب حزب (Primacist) و با به حاشیه رفتن دو جریان انزواگرا و اولویت گرا پس از عملیات ویژه در ونزوئلا، در سوء محاسبهای عظیم جرقه جنگی را روشن کرد که عاقبت آن نه فقط آینده سیاسی وی و جریان ماگا و حزب جمهوریخواه، بلکه سرنوشت ایران و سه حوزه ژئوپولتیک خاورمیانه، یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
در این نوشتار نشان میدهیم روند جنگ حاکی از سوء محاسبه ترامپ در حوزههای زیر است:
۱. سوء برداشت از وضعیت گسلهای اجتماعی ایران و وضعیت استقرار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. خطای محاسباتی از توان و اراده تهران در تصعید افقی جنگ و شعله ور کردن جنگ منطقهای
۳. کم برآوردی کم و کیف توان آفندی و موشکی ایران
۴. کم برآوردی توان نیروی دریایی خصوصا بال موشکی آن
۵. کم برآوردی از اراده تهران جهت مسدود کردن تنگه هرمز
۶. کم برآوردی از توان نیروی زمینی در مهار گروههای معارض تجزیه طلب و مهار التهاب در کردستان عراق و سایر مناطق حساس
۷. کم برآوردی از توان بازسازی شده حزب الله و شعله ور شدن مجدد جبهه شمالی اسرائیل
۸. کم برآوردی از واکنش بازارهای مالی به جنگ زیرساختی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز
۹. عدم درک از سازمان رزم نیروهای مسلح ایران و تاب آوری آنها در برابر حذف و ترور فرماندهان
در ادامه تلاش خواهد شد ابعاد مختلف این جنگ پیچیده شکافته شده و چشماندازی از آینده آن ارائه شود.
نگارش مطالب بسیار زمان میبرد. پیشاپیش از صبر و حوصله شما سپاسگزارم.
ادامه در:
https://x.com/i/status/2037231961404776502
@drAshiri
#تحلیل_ترامپ
عقبنشینی دوباره ترامپ از ضرب الاجل خود. ده روز دیگر ترامپ برای خود زمان خرید.
ترامپ در شبکه اجتماعی نوشت:
طبق درخواست دولت ایران، لطفاً این بیانیه به عنوان نماینده این باشد که من دوره تخریب نیروگاه انرژی را به مدت ۱۰ روز تا دوشنبه، ۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۸ بعدازظهر به وقت شرقی متوقف میکنم.
مذاکرات در جریان است و با وجود اظهارات نادرست رسانههای خبری جعلی و دیگران، این مذاکرات بسیار خوب پیش میرود.
::
او میخواهد همواره غیر قابل پیشبینی بماند!
@drAshiri
#رتوریک_جنگ
ترامپ و جهنم: خصیصهی تخریب
سید جواد میری مینق
چرا ترامپ دائماً از Hell (جهنم) بر علیه ایران استفاده میکند؟ چرا او در جملاتش مرتباً از عبارت Unleashing Hell (جهنم را بر سر کسی آوار کردن) علیه ایران سخن میگوید؟
به نظرم نباید این سخنان و جملات را روانشاسانه صرف تحلیل کرد. مخزن لغات هر فرد نشان از جهانبینی او دارد و ترامپ امروز فقط یک فرد نیست بل او نماینده جریانی در نظام سرمایهداری آمریکا است که معروف به "نئوکانهای مسیحی-صهیونیستی" هستند که یک شعبه افراطی دارند با عنوان MAGA (ماگا). برای درک چارچوب کنشها و رفتارهای دولت ترامپ ما نیازمند داشتن یک "چارچوب تئوریک" هستیم که صرفاً مبتنی بر دادههای ژورنالیستی و رسانهای جهانی نیست بل ریشه در سنت تفکر انتقادی دارد.
به نظر من، هنگامی که ترامپ مدام از "جهنم" و "آوار کردن جهنم" علیه ایران میگوید و در همان لحظه شهرهای ایران را با بمبافکنهای B2 مورد تهاجم وحشیانه قرار میدهد و جنگندههای آمریکا خانههای مسکونی را ویران میکند او در حقیقت پرده از "جهانبینی ماگا" برمیدارد و آن در یک کلانمفهوم خلاصه میشود: تخریب! اما "تخریب" را چگونه انتقادی صورتبندی کنیم؟ در سال ۱۹۳۱ والتر بنیامین نظریهپرداز شهیر یهودی که خود اسیر نازیسم آلمانی شده بود و برای حفظ جان شهر به شهر و کشور به کشور میگریخت مقالهای نوشت با عنوان "خصیصه تخریب" که به نحو پیامبرگونهای جنبههای تروریستی عصر جدید را پیشبینی کرده بود. او درباره خصیصه تخریب میگفت:
"هیچ چشماندازی نیست که الهامبخش خصیصهی تخریب باشد. خصیصهی تخریب نیازهای کمی دارد و اصلاً نمیخواهد بداند که چه چیزی جای آنچه را تخریب میشود خواهد گرفت. با تخریب پیش از هر چیز، برای حداقل یک لحظه، فضای خالی (فضایی که چیزها در آن قرار داشتند یا قربانیان در آن نفس میکشیدند) جایگزین شرایط قبلی خواهد شد. ... خصیصهی تخریب کارش را میکند، تنها کاری که او نمیکند، خلاق بودن است. تنها خلاقیت است که نیازمند خلوت است" (والتر بنیامین نقل قول از ریچارد کرنی، ۱۴۰۱. ۲۷۰ ).
به عبارت دیگر، ترامپ و دولت ماگا که دائماً از "جهنم" علیه ایران سخن میگوید و شهرها و محلهها را همزمان نابود میکند دقیقاً خصیصهی کلیدی ماگا را به نمایش میگذارد و آن "تخریب" است و آنجا که تخریب است نشانی از "تحریر" (آزادی) نیست و آنجا که آزادی نیست ردپایی از "خلاقیت" نیست. زیرا خلاقیت نیازمند "خلوت" و "مراقبه" است ولی بمبها و آوار کردن جهنم بر روی جامعه ایران فقط تحمیل تخریب است و اصلاً نمیخواهد -آنگونه که بنیامین میگوید- بداند فضا و مردمانی که جنگندهها و بمبافکنها تخریب و نابود میکنند چه فردایی خواهند داشت. ماگا یا بهتر بگویم ترامپ و دولتش بزرگترین خصیصهاش تخریب "جان" است و این دقیقترین مولفهی دولتهای تروریستی در جهان است که خود را پشت نقاب و القاب پنهان کرده بودند ولی "مقاومت ایران" آن را رسوا کرده است.
@drAshiri
🔹تدارک ویژهی ایران برای امارات و بحرین
🔹یک منبع نظامی مطلع، از طرح راهبردی جدید نیروهای مسلح ایران متناسب با تحولات میدانی خبر داد و با اشاره به نقش امارات و بحرین در پشتیبانی از تهدید اخیر آمریکا مبنی بر حمله زمینی به جزایر ایران، هشدار داد:
🔹در ازای هرگونه تعرض به جزایر ایران، تدارک ویژه و بیسابقهای برای این ۲ کشور در نظر گرفته شده که بسیار زیانبار و عبرتآموز خواهد بود.
🔹براساس گزارشهای دریافتی، محافل تصمیمگیر در تهران درحال جمعبندی مستنداتی هستند که نشان میدهد امارات و بحرین در کنار میزبانی از پایگاههای آمریکا، نقش فعالی در پشتیبانی از طرحهای تهاجمی علیه تمامیت ارضی ایران داشتهاند.
🔹همکاری این کشورها در اختیار گذاشتن زیرساختهای نظامی و هوش مصنوعی به دشمنان ایران گویای آن است که پاسخ مستحکم جمهوری اسلامی ایران قطعی است./فارس
#رتوریک_جنگ
دکتر ولایتی خطاب به پادشاهیهای حوزهی خلیج فارس:
در دعوای فیلها علفها لِه میشوند!
@drAshiri
هدایت شده از تینا چهارسوقی امین
✍🏻نامِ جنگ و سیاستِ معنا
🔴 چرا تبدیل نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» خطای روایی است؟
در شلوغی گروههای مختلف متنی خواندم مبنی بر پیشنهادهایی برای تغییر نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» یا عباراتی از این دست... (نام نویسنده و مرجع انتشارش خاطرم نیست و متأسفانه ذخیرهاش نکردم). درست است که هنوز جایی رسماً نام جنگ رمضان ثبت نشده و به فراخور فضای رسانه ملی و آنچه در کلام مسئولین و اصحاب رسانه جاری شده است، آن را مینامند؛ اما این پیشنهاد تغییر نام را اشتباه و اتفاقاً انتخاب عنوان فعلی را گزینه درستی میدانم.
اگر از منظر تحلیل گفتمان به مسئله نگاه کنیم، نامگذاری جنگ صرفاً یک «برچسب توصیفی» نیست؛ بلکه نوعی کنش گفتمانی است که چارچوب معنایی، هویت جمعی و حافظه تاریخی یک رویداد را میسازد. به همین دلیل، بحث بر سر «جنگ رمضان» یا «جنگ خلیج فارس» در واقع بحث بر سر این است که کدام چارچوب معنایی قرار است تجربه جنگ را در حافظه جمعی تثبیت کند.
نخست، نام «جنگ رمضان» دلالتی زمانی ـ معنوی دارد که مستقیماً تجربه زیسته جامعه را بازنمایی میکند. وقوع جنگ در ماه رمضان و جنگیدن در حالی که جامعه در وضعیت روزهداری است، یک وضعیت خاص و پرمعنا میسازد: تلفیق ریاضت، صبر و مقاومت. در سنت اسلامی نیز رمضان همواره با لحظات سرنوشتساز تاریخی پیوند داشته است (مانند جنگ بدر یا فتح مکه). بنابراین این نامگذاری، جنگ را در یک افق معنوی و تاریخی بزرگتر قرار میدهد؛ افقی که مفاهیمی چون صبر، مجاهدت و استقامت را فعال میکند. در مقابل، «خلیج فارس» بیشتر یک نشانگر جغرافیایی است و از نظر بار معنایی، لزوماً تجربه وجودی و اخلاقی جنگ را بازنمایی نمیکند.
دوم، نام «جنگ خلیج فارس» ناخواسته جنگ را به سطح یک منازعه ژئوپلیتیکی تقلیل میدهد؛ یعنی نزاعی بر سر آبراهها، منابع انرژی یا کنترل تنگهها. چنین نامی چارچوب تفسیر جنگ را به منطق رقابتهای ژئواستراتژیک نزدیک میکند؛ همان چارچوبی که در ادبیات قدرتهای بزرگ رایج است. در حالی که «جنگ رمضان» به جای آنکه جنگ را در منطق رقابتهای قدرت تعریف کند، آن را در افق مقاومت و پایداری اجتماعی معنا میکند. به بیان دیگر، نام جنگ را به «جغرافیا» تقلیل میدهد، اما نام جنگ رمضان آن را به «وضعیت تاریخی ـ اخلاقی» پیوند میزند.
سوم، از منظر گفتمانشناسی سیاسی، نام «خلیج فارس» در اینجا کارکردی هویتگرایانه دارد که میتواند ناخواسته به نوعی دوگانهسازی قومی یا ملی دامن بزند. استدلالهایی مبنی بر برجستهسازی هویت فارسی در برابر اقوام غیرایرانی، در واقع جنگ را در چارچوبی قومیتی صورتبندی میکند؛ در حالی که تجربه تاریخی ایران نشان میدهد انسجام اجتماعی در لحظات بحرانی بیشتر بر پایه همبستگی مدنی و دینی شکل گرفته است تا بر اساس تمایزات قومی. «رمضان» به عنوان یک نشانه زمانی ـ دینی، ظرفیت همبستگی گستردهتری دارد و جامعه را حول یک تجربه مشترک آیینی و معنوی گرد میآورد، نه حول یک تمایز قومی.
چهارم، نامگذاری مبتنی بر جغرافیا معمولاً زمانی معنا دارد که جغرافیا خود صحنه اصلی و تعیینکننده جنگ باشد. بسیاری از جنگهایی که به نام مناطق جغرافیایی شناخته میشوند (مانند جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱) به این دلیل چنین نامی گرفتهاند که محور اصلی عملیات در همان جغرافیا بوده است. اگر چنین وضعیتی هنوز تحقق نیافته یا حتی صرفاً در حد احتمال است، نامگذاری پیشاپیش بر اساس آن، نوعی پیشفرضگذاری روایی است. «جنگ رمضان» اما بر یک واقعیت قطعی استوار است: زمان وقوع جنگ.
پنجم، از منظر حافظه جمعی، نامهایی که واجد بار نمادین و عاطفی هستند ماندگاری بیشتری دارند. نمونه تاریخی در ایران «دفاع مقدس» است که صرفاً یک توصیف زمانی یا جغرافیایی نبود، بلکه یک چارچوب معنایی بود. «رمضان» نیز از همین جنس است: نشانهای که فوراً مجموعهای از معانی فرهنگی، دینی و عاطفی را فعال میکند. در حالی که «خلیج فارس» اگرچه از نظر هویتی مهم است، اما در این زمینه بیشتر نقش یک نشانه جغرافیایی دارد تا یک استعاره فرهنگی.
در نهایت، «جنگ رمضان» یک استعاره فشرده از وضعیت تاریخی جامعه را حمل میکند: جامعهای که در شرایط ریاضت و خویشتنداری دینی (حتی اقتصادی)، پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و بحران اغتشاشی دی ماه، ناگهان با جنگ مواجه شده و در همان وضعیت معنوی از خود دفاع میکند. این نام هم زمانمند است، هم معنامند، و هم تجربه زیسته مردم را بازنمایی میکند. در مقابل، «جنگ خلیج فارس» بیش از آنکه تجربه اجتماعی جنگ را توضیح دهد، آن را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی بازتعریف میکند.
به همین دلیل، اگر هدف از نامگذاری تثبیت یک روایت معنادار از جنگ در حافظه تاریخی باشد، «جنگ رمضان» از نظر گفتمانی نامی غنیتر، دقیقتر و حامل بار نمادین قویتری است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
#اقتصاد_جنگ
شاخص درد ترامپ
سعید اشیری
▫️ چند ماه است تحلیلگران اقتصادی در آمریکا از شاخصی به نام «شاخص درد ترامپ» (Trump Pain Index) برای ارزیابی فشار اقتصادی بر طبقهی متوسط استفاده میکنند.
▫️این شاخص، ترکیبی از ۵ مؤلفهی حیاتی است که مستقیماً با معیشت شهروندان در ارتباط است:
۱. نرخ تورم
۲. نرخ وام مسکن
۳. قیمت بنزین
۴. قیمت مواد غذایی (خواربار)
۵. نرخ بیکاری
▫️این شاخص در روزهای اخیر به علت جنگ رمضان و تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، به سطح «هشدار بالا» (High-Alert) رسیده است.
منبع:
https://globalmarketsinvestor.beehiiv.com
😊سپاسگزارم که «زندگی در فرهنگ» را به دوستانتان معرفی میکنید!
در اینجا تلاش میکنم تحلیلهای مهم اما مستند را بهطور خلاصه، منتشر کنم.
با احترام
@drAshiri