استاد احکاممون انگار از تو بهشت اومده.
جز گوگولی هیچ کلمهی دیگهای ندارم که وصفش کنه.
نخل و نارنج ؛
بدون ِ شرح :)
جدی جدی؟ آخرین روزِ نوجوونیمون تموم شد خانم علیا... کی باورش میشه؟
چی شد علیا خانوم :))))
هم شرمنده شدی، هم زدی همه کاسه کوزههای خودتُ شکستی. چه خبرته جدا؟
نخل و نارنج ؛
به هر دری زدم، میزنم، تا ابد... ولی بزار تا نگرفتم اونی که میخوامُ از اونجا نیومده باشم بیرون. باش
دیدی گرفتی؟ دیدی نشستی و گرفتی و اومدی بیرون :))))
دیدی آخرش پیام دادم و تموم کردم این بازیِ پیچیده شده تو دو لا خیال و وهم و ابهامُ؟ دیدی اشتباهی کردم که تا الان حداقل درست بوده؟
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
چند روز پیش که با بابام حرف میزدم، بهش گفتم اول انقلاب با اینکه دشمن داشتیم ولی مردم امام رو میشناختن و پشتش بودن.
بابام گفت اول انقلاب ما درگیر جنگ داخلی با منافقین و مجاهدین و کومله و تجزیه طلبا و مکتبهای فکری و ... بودیم، که خبر اومد جنگ شده و صدام قراره ۳ روزه برسه به تهران. ولی مردم امام رو داشتن، خدا و ایمان رو داشتن. هنوزم همینه. ما رهبری رو داریم. مردم هم پشت رهبر هستن.
گفتم ولی جوونای الان ...
گفت امسال اربعین این به من ثابت شد که جوونای نسلِ شما از همهی نسلها بهترن. باهوشتر و فعالتر و حرفهایتر و آگاهتر و اکتیوتر. پس شما میتونین.
گفتم بهش ولی ما راهمونو پیدا نمیکنیم. نمیدونیم باید چیکار کنیم.
گفت اینطوری نیست. شما راهتونو پیدا کردین که الان دغدغه دارین و پشت نظامین.
گفتم ولی همونقد که خوبامون خوبن، بدامون خیلی بدن!
خندید. گفت طبیعیه! چه انتظاری داری؟ بدِ نسل شما قراره جلو امام زمان وایسه.
گفت فتنه برای نظام فرصتِ غربال و خالی شدنِ عقدههاست. سرکوبِ عقدهها این هیجانات رو به انفجار تبدیل میکنه. پس باید یه بخشی خالی بشه. انقلابِ ما انفجار بود چون حقخواهیِ مردم سرکوب میشد. باطل هم همینه.
فتنهی الان آتشهای زیر خاکستر رو بیرون کشید. نسلِ شما فهمید که تو کشور خودش دشمنایی داره که تشنهن به خونِ امام حسینِ زمانشون و سرشو میبُرن! پس باید حواستونو جمع کنین.
بعد فکر کردم رفقا، بیاین آرزویِ زندگی تو دهه ۵۰ رو بذاریم کنار، جنگی که ما داریم خیلی سختتره. همونقدری که جوونِ اول انقلاب باید مکتبهای فکری رو میشناخت و مطالعه میکرد تا باهاشون مبارزه کنه و مردم رو نجات بده، ما وظیفهمون حتی سنگینتره چون تو جنگِ نرم داریم میجنگیم. ما تو جنگِ رسانه و روایت هستیم. امامِ ما بهمون حکمِ جهاد داده! پس کجا داریم تو آرزو و رویا و یه سری فانتزی از روزای ملتهب و سخت انقلاب سیر و سلوک میکنیم؟
الان که امامِ ما بهمون حکمِ آتش به اختیار داده کجاییم؟
به جای فاز گرفتن، بیاین حقیقتِ انقلابی رو پیدا کنیم باید حفظش کنیم و رسوندنش، سالم رسوندنش به دست صاحبش، امام زمان عج وظیفهمونه.
عرضم تمام، آتش به اختیارید، اتاق فکر درست کنید و رسالتتون رو تو این بلوای حق و ناحق پیدا کنید. نوشتن، ادیت، چاپ، پخش، حتی اگر فن بیانِ خوبی دارید اغنای مردم و اطرافیانتون، مطالعه مطالعه مطالعه خوندن مبانی فکری امامین انقلاب ... و ...
بسم الله .
- ارادتمند ، شیخ علیا | پایگاهِ واله
کی باورش میشه یه سال از شهادتِ آرمانِ ایران تو کوچههای تهران و خیابونهای وطن گذشت؟ کی باورش میشه یه شبی تو کوچههای همین شهر خودمون یه حسینِ دیگه زیر دست و پا رفت؟
نخل و نارنج ؛
راه رفتن بعد از این درد سخت، بیشتر ترس داره تا این که نتونم. یه حسی مثل برق گرفتگی پام تو هر قدم. ول
با این که اون موقع درد وحشتناکی رو تجربه میکردم، ولی حس جالبی بود. جسارت، شجاعت، تلاش، قوی بودن، شکستن و دوباره ساختن، جوونه زدن، رُشد، استمرار و مداومت، همه اینا چیزی بود که اون درد برام داشت.