eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
816 دنبال‌کننده
101 عکس
14 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
که ما همچنان، می‌نویسیم. که‌ ما همچنان، در اینجا مانده‌ایم. مثل درخت بیدی که مانده‌. مثل گرسنگی که اینجا مانده است. مثل لاله‌های خونین که مانده‌اند، مثل درد که مانده است، مانند زخم، فقر، شعر، دوست داشتن، مثل فکر. مثل آرزوی آزادی! و مثل هرچیزی که از ما نشانه‌ای دارد.
لطفا برای عزیزی که عمرش با شروع سال به پایان رسید، فاتحه‌ای قرائت کنید.
سین مثل سوگ در بهار.
لبخند غم‌رنگی زد. گفت، بیا سفره‌ی عید را ببین. با دیدن سفره‌ی کوچکِ مشکی کنار دیوار، یادم آمد مادربزرگ همیشه عید قالی قرمز را در حیاط پهن می‌کرد. یک روز گفت، حکمت خدا این است، وقتی آوازه‌ی به دنیا آمدن وجودی را می‌گوید، جان کسی را هم می‌گیرد. آخرش هم با سر انگشتانش موهایم را نوازش می‌کرد و می‌گفت، زندگی همین است دخترم، یکی می‌رود و روح تازه‌ای متولد می‌شود. راست می‌گفت. آن وقت‌ها عقلم نمی‌رسید، حرف‌هایش را نمی‌فهمیدم. اما حالا، سرم را به دیوار تکیه داده‌ام و آلبوم عکس‌هارا نگاه می‌کنم. روحم، تحمل این غم بزرگ را ندارد. گفت فلانی را یادت هست؟! با او یک عکس در روز تولدت داری، جوابش کرده‌اند. روی صورتش دست می‌کشم، صوت عبدالباسط بلندتر پخش می‌شود، بی‌گدار که اشک می‌ریزم، محمد شانه‌ام را می‌فشارد، مادر حرف می‌زند، به لب‌هایش نگاه می‌کنم اما نمی‌توانم بفهمم چه می‌گوید. نمی‌توانم نفس بکشم.
رسماً حیات را کنار گذاشته‌ام و متاسفانه بارها و بارها از درد، عشق، طرد شدن و تنها زیستن کنارِ خانواده و دوستان زنده برگشته‌ام، اما روزی می‌رسد که سپیده سر بزند و نخستین روزِ روز‌های بی‌ مرا آغاز خواهند کرد.
هدایت شده از She's keep texting me🗣️
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منکه گلشید و آقای عاشق پیشه رو میبینم بچها ، شما چی؟
شب‌های‌حوّا.
سلام. بگذارید اول از همه، با توجه به موضوع ′وابستگی و تلاش برای رها شدن از آن′ سوالی را مطرح کنم. جو
تویی که چمدانت را برای ترک کردن بسته‌ای؛ سلام. اصلاً نمی‌دانم چرا عادت کرده‌ام بگویم سلام، وقتی تو، بی خداحافظی می‌روی. سیگارم که تمام شد، پنجره را بستم و به خانه‌ی خالی از ما نگاه کردم، این نیستی سخت بود. چشمانم درد می‌کشید. اما دیدم که با تمام این‌ها از دستت عصبانی نیستم. دلشکسته هم نیستم و همین‌طور قهر. فهمیدم من دیگر با تو هیچ‌چیز نیستم، حتی یک عاشق. یعنی دیگر تمام شده. بی‌معنی شده‌ای. من اما انسانی آزاد شده‌ام، آن هنگام که تصمیم گرفتم رویای تورا متوقف کنم. حالا، آزادی‌ام وابسته به هیچ‌چیز نیست، از تو ممنونم. -نامه‌ای کوتاه برای محبوب‌های از دست رفته.