eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
827 دنبال‌کننده
122 عکس
18 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های‌حوّا.
گلشید چی ازارت میده؟ چرا آنقدر ناراحتی؟ چی بگم والا خدا کمکت کنم خاستم بگم منم با ناراحت بودند نار
Vezal1290137131.mp3
زمان: حجم: 2.2M
احساس عجیبی گرفتم که گفتی با ناراحتی من، ناراحت می‌شی. دوستان من این‌طور نیستن. فقط پدر و مادرم، گاهی. از خودم ناراحتم. خودم، خودم‌رو آزار می‌دم. امیدوارم خداوند به همه‌ی ما کمک کنه.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/7915 دوست نزدیکته؟اگه اره که چه کار عجیبی. اگه نه هم که هیچی بیخیال این دنیای فانی و ادماش. - دوست نزدیک نبود، من عادت داشتم بهش بگم فراتر از آدم‌های فانی و بخشی از وجود و حضورم. عادت داشتم. دوست نزدیک نبود. بله. دوست نزدیکمه.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
این از تقدیرم بود که پیدات کردم)) - نمی‌دونم بهت بگم چه تقدیر سیاهی و یا چه خوش‌بختی. چه‌می‌دونم. به‌هرحال امیدوارم در تقدیرت چیزی جز نیکی و نور و روشنایی رقم نخوره. امیدوارم یک‌روزی واقعاً خوش‌حال ببینمت.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
چقد دوست داشتنی‌ای گلشید )) روحمو لمس میکنی دختر، واقعا ممنونم به خاطر کلماتت راستی، میشه بازم آهنگ بفرستی؟) - واقعاً لطف بی‌حد و اندازه‌ی شما گاهی خیلی ناراحت‌کننده به‌نظر میاد، چون هرگز این‌چنین نبودم. چه‌قدر خداوند ستارالعیوبه جدی. ممنونم به‌هرحال و دوستت دارم.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/7917 سطح دغدغه ها ستودنیه.اینو نزار چنل. - خوندمش. واقعاً من‌هم همین‌طور. من‌هم دنبال عشق مقدس الهی و آدم‌های باقی می‌گردم و چیزی جز آدم‌های فانی نمی‌بینم. اصلاً خودم‌هم جزوشونم، یکی از اون بدها و حقیقتاً فانی‌هاش. چه‌قدر غم‌انگیزه، واقعاً سطح دغدغه‌ها ستودنیه.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
کاش انقدر احساس توی وجودم بود که توی گفتنشون ناتوان بودم اما خب، هیچی جز غذا تو دلم نیست - امروز پارسا داشت می‌گفت انقدر زیاد فکر نکن. انقدر غذا بخور که نتونی فکر کنی. بخور به‌نظرم، نوش جان. بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.
بچه‌ها به پارسا گفتم برو اون‌ورتر، می‌خوام بهت تکیه بدم. یکهو گفت کوهی که شب‌ها از یکی مراقبت می‌کنه روزها زیر خورشید می‌سوزه. دارم بی‌وقفه می‌خندم.
بعداً جواب می‌دم، شاید، ان‌شاالله، احتمالاً